close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,متن سینه زنی تک,حضرت عباس,سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,

متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,متن سینه زنی تک,حضرت عباس,سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,

متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,متن سینه زنی تک,حضرت عباس,سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,

متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,متن سینه زنی تک,حضرت عباس,سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,
متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,متن سینه زنی تک,حضرت عباس,سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس,
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 144 aboozar
1 678 aboozar
0 466 aboozar
3 489 aboozar
0 616 aboozar
10 530 aboozar
0 636 aboozar
1 525 aboozar
9 1643 aboozar
0 1103 aboozar
0 1102 aboozar
0 839 aboozar
0 2032 aboozar
0 1279 aboozar
0 1800 aboozar
3 1516 aboozar
12 3003 aboozar
0 2195 aboozar
4 8131 amirsajad
0 3538 aboozar

رفتی برنگشتی کردی بیقرارم

پاشو جون زینب علمدارم

علمدارم، علمدارم

از داغ غم تو خیلی گریه کردم

پاشو جون زینب علمدارم

علمدارم، علمدارم

پاشو ای ماه و مهتابم ، پاشو از جات که بیتابم

به پیش چشمای اهل حرم داداش نکن آبم

بی تو من از همه سیرم ، بریم خیمه نکن پیرم

میبینی که زمین خوردی و من حالا زمین گیرم

رقیه ام آب نخورد اصلاً فدای اون سرت پاشو

اگه جون داد و مُرد اصغر فدای اون سرت پاشو

امون ای دل.........

تنها بین لشکر با جسمت چه ها شد

از این غم اباالفضل قدم تا شد

قدم تا شد، قدم تا شد

با ضرب عمودی فرق تو دوتا شد

از این غم اباالفضل قدم تا شد

قدم تا شد، قدم تا شد

زدن دستاتو نامردا ، دیدم افتادی از بالا

با تیری که تو چشمت بود با صورت خوردی رو خاکا

امون از تیر و از نِی ها ، چقدر زخمی شدی اما

به دندونت گرفتی مشک دویدی هِی به سوی ما

ولی تا تیر به مشکت خورد زدی زانو و افتادی

تموم آبروت ریخت و تو از این غصه جون دادی

امون ای دل.........

میدونم که دیگه داری میری اما

بی تو میشه داداش حرم تنها

حرم تنها، حرم تنها

میره سمت خیمه چشم بی حیاها

بی تو میشه داداش حرم تنها

حرم تنها، حرم تنها

بی تو میشه حرم غوغا ، به هر خیمه میذارن پا

تو که میری میدزدن معجر از روی سر زنها

تو میری آه و واویلا ، از این شر و از این دعوا

میون اون همه آتیش میسوزه موی دخترها

اینا هر چی که ما داریم به غارت میبرن ای وای

اینا ناموس ماهارو اسارت میبرن ای وای

رقیه ام آب نخورد اصلاً فدای اون سرت داداش

اگه جون داد و مُرد اصغر فدای اون سرت داداش

امون ای دل.........




 

تو قرار بود واسۀ اصغر آب بیاری

نه که تازه دستاتم اینجا جا بذاری

نبینم که اشکت، مثه آب مشکت، میشه جاری

تو قرار حرم بودی واسه چی بی قراری

تو عزیز دل منی حتی آبم نیاری

توو، دلِ خیمه جاتو داری

شد، خیمه، بی تاب، برگرد

آه، بی دست، بی آب، برگرد

ای سقا، سقا، سقا..........

اگه اینجا موندی می ریزن توی حرم

با چه رویی دستاتو تا خیمه ببرم؟

تاکه افتاد دستات، انگار از من افتاد، بال و پرم

با تیری که توو چشمته پاره میشه جیگرم

یه جماعتی داره می خنده به چشم ترم

آه، پاشو که تا شد کمرم

تا، اصغر، زنده ست، برگرد

آه، بی آب، بی دست، برگرد

ای سقا، سقا، سقا..........

دیگه توو خیمه کسی از تو آب نمیخواد

همه خواهش اهل حرم اینه ساقی بیاد

پاشو که افتادم، پا نشی بنیادم، میره به باد

نبینم غمتو پاشو گریه بهت نمیاد

می بینی که چه خوشحاله لشکر ابن زیاد

تو، بری میشم دشمن شاد

تا، حُرمت، نشکست، برگرد

آه، بی آب، بی دست، برگرد

ای سقا، سقا، سقا..........

 

ای ساقی لب تشنگان، ای جان جانانم، سقای طفلانم
داغت شکسته پشت من، ای راحت جانم، سقای طفلانم
من بی‌برادر چون کنم با این سپاه دون، در دامن هامون
بینم تو را در ابر خون، ای ماه تابانم، سقای طفلانم
ای ساقی لب تشنگان، ای جان جانانم، سقای طفلانم
خواهم برم در خیمه‌گه، ای گل تن پاکت، پیکر صدچاکت
ممکن نباشد یا اخا، محزون و نالانم، سقای طفلانم
برخیز و ای جان برادر کن علمداری، بنما مرا یاری
بی تو غریب و بی‌معین در این بیابانم، سقای طفلانم
ای ساقی لب تشنگان، ای جان جانانم، سقای طفلانم
بی تو یقین دارم که فردا زینب نالان، بر ناقه‌ی عریان
گردد سوار از راه کینه با یتیمانم، سقای طفلانم

 

فرات و که دیدم جلو چشمام

 به یاد غم خیمه افتادم

به یاد چشای پر از اشکِ

رقیه دم خیمه افتادم

به یاد لبای ترک خورده

نگاه رباب و علی اصغر

به یاد گلوی پر از زخم و

گلایی که دارن میشن پرپر

نوشتم رو دل دریا که ارباب من تشنۀ آبه

زدم زانو جلو ابرا که ارباب من تشنۀ آبه

بزن بارون به این صحرا که ارباب من تشنۀ آبه

'"حلالم کن اگه آب به خیمه نرسید'"

نگاه کن چجوری زمین خوردم

 نگاه کن چجوری علم افتاد

نگاه کن حسین جان چه آتیشی

توی دامن این حرم افتاد

حرم بی علمدار اگه باشه

میگن دیگه پشت و پناهش رفت

همه میگن الان حسین تنهاست

آخه تکیه گاه سپاهش رفت

زدم رو به همه دنیا که ارباب من تشنۀ آبه

شدم شرمنده زهرا که ارباب من تشنۀ آبه

به من دیگه نگید سقا که ارباب من تشنۀ آبه

'"حلالم کن اگه آب به خیمه نرسید'"

چقدر آسمونو قسم دادم

بباره روی خشکی لبهات

نشد که نشد قطرۀ آبی

 بیارم برای کبوترهات

چجوری میتونم بیام خیمه

همین جا رها کن ابالفضلو

حلایت از خواهرم میخوام

یه دنیا دعا کن ابالفضلو

ببین چشمام پر از خونه که ارباب من تشنۀ آبه

میخونم باز غریبونه که ارباب من تشنۀ آبه

امید من به بارونه که ارباب من تشنۀ آبه

نوشتم رو دل دریا که ارباب من تشنۀ آبه

زدم زانو جلو ابرا که ارباب من تشنۀ آبه

بزن بارون به این صحرا که ارباب من تشنۀ آبه

'"حلالم کن اگه آب به خیمه نرسید'"

 

رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
میخواهم از آن ساقی عاشق بنویسم
نم نم به خروش آیم و هق هق بنویسم
دل خون شد و از معرکه دلدار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد.....
در هر قدمت هر نفست جلوه ی ذات است
وصف تو فراتر ز شعور کلمات است
ر حسرت لبهای تو لبهای فرات است
عالم همه از این همه ایثار تو مات است
از علقمه با دیده ی خونبار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد.........
سقا تویی و اهل حرم چشم به راهت
دل ها همه مست رجز گاه به گاهت
هر چند تو بودی و عطش بود و جراحت
دلواپس طفلان حرم بود نگاهت
سقای ادب جلوه ی ایثار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد.........
افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریخت
وقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت
فرق تو شکوفا شد و ارباب دلش ریخت
با سجده ی خونین تو محراب دلش ریخت
صد حیف که آن یار وفادار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد.........

 

روی خاک این صحرا مشک و علم افتاده
تشنه لب از مرکب برادرم افتاده
پاشو که این لشکر تا تو بخاک افتادی
چشماشون دنبال اهل حرم افتاده
وای به روز مادرت، اگه ببینه که سرت، به چه روزی افتاده
رباب میمیره اگه، ببینه که بال و پرت، به چه روزی افتاده
پاشو ببین برادرت به چه روزی افتاده
ببین اشکام رو علمدارم مگه غیر از تو کی رو دارم
ببین تنها و گرفتارم، پاشو برگردیم علمدارم

پاشو برگردیم علمدارم…….
پاشو که بعد ار تو حال حرم واویلاست
چشم مشک ها خشکه چشم رقیه دریاست
رفتی و رو لب موج فرات اسم تو
موج آب میخونه یا سیدی یا عباس

وای به روز دل تو اگه ببینی که حرم به چه روزی افتاده
اگه ببینی بعد تو لبای خشک دخترم به چه روزی افتاده
ای امید دخترم برگرد

 پناه اهل حرم برگرد

 امیر صاحب حرم برگرد
پاشو برگردیم علمدارم…….
رفتی و گهواره از عطش بی حاله

غنچه مظلومی که از عطش بی حاله
رفتی و من تنها میمونم و این لشکر

 قاتلم بعد از تو با من توی گوداله
وای اگه بدونی توی قتل گاه پیکر من به چه روزی می افته
اگه بدونی که کنار قتلگاه خواهرم به چه روزی می افته
اگه بدونی که سرم به چه روزی می افته، به چه روزی می افته
میریزه خون از پر و بالم دیگه افتاد به دنبالم
دیگه من راهی گودالم، پاشو برگردیم علمدارم

پاشو برگردیم علمدارم…….

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3002
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 14
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,365
    بازديد ديروز : 3,438
    بازديد کننده امروز : 614
    بازديد کننده ديروز : 1386
    گوگل امروز : 699
    گوگل ديروز: 1726
    بازديد هفته : 11,175
    بازديد ماه : 13,473
    بازديد سال : 1,484,709
    بازديد کلي : 8,353,926
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.207.255.49
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید