close
تبلیغات در اینترنت
حضرت علی اکبر (ع)

حضرت علی اکبر (ع)

حضرت علی اکبر (ع)

حضرت علی اکبر (ع)
حضرت علی اکبر (ع)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1029 amir004
0 1073 aboozar
0 377 aboozar
0 878 aboozar
3 652 aboozar
12 1495 aboozar
4 7060 amirsajad
0 2679 aboozar
0 2551 aboozar
0 2408 aboozar
0 3973 aboozar
0 1654 aboozar
1 18528 2505
6 6691 aboozar
0 15204 aboozar
1 2864 masoudfn
1 1887 aboozar
14 4190 aboozar
20 4709 aboozar
0 3228 aboozar

حمید علیمی


برا خداحافظی اومدی

وای عمه وای عمه

از بنی هاشم تو شهید اولی

وای عمه وای عمه

بابات غریبه تو هم برو علی

وای عمه وای عمه

برو علی ای سایه‌ی وفا

گل لیلا گل لیلا

برو ولی میمیرن عمه ها

 گل لیلا گل لیلا

برو علی آروم و بی صدا

گل لیلا گل لیلا

برو ولی ارحم غربتنا

گل لیلا گل لیلا

خیمه همه مضطر، حیف از علی اکبر

وای از گل پرپر، ای وای علی اکبر

دوری ازت قلبمو پر غم میکنه

وای عمه وای عمه

قد برادر منو خم میکنه

وای عمه وای عمه

بابا چجور زره‌ ات رو محکم میکنه

وای عمه وای عمه

فقط یکم پیشش قدم بزن

گل لیلا گل لیلا

یکم قدم دور حرم بزن

گل لیلا گل لیلا

خودت ببین بارون گریه رو

گل لیلا گل لیلا

بسه علی کشتی رقیه رو

گل لیلا گل لیلا

حرفم دم آخر، حیف از علی اکبر

ذکر لب لشکر، حیف از علی اکبر

خیمه همه مضطر، حیف از علی اکبر

وای از گل پرپر ، وای از علی اکبر

ببین بهارم رو خزون کرده عدو

وای عمه وای عمه

فرق سرتو پر خون کرده عدو

وای عمه وای عمه

سرت‌شکست گل ناز ‌حرم

وای عمه وای عمه

پرت شکست مثل مادرم

وای عمه وای عمه

سرت‌شکست گلدسته‌ ی‌ حرم

گل‌لیلا گل‌لیلا

پرت شکست آخ مثل مادرم

گل لیلا گل لیلا

نميشه ‌زد اصلا‌ تنت ‌رو‌ دست

گل‌لیلا گل‌لیلا

اگر عبا بس نیست چادر هست

گل لیلا گل لیلا

تیغ و نی و خنجر٬ درهم شده پیکر

خیمه شده مضطر، حیف از علی اکبر

سینه زنی واحد شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - برا خداحافظی اومدی  - حمید علیمی 

 

حاج مهدی سلحشور


ماه قد رشیدم علی، علی

سوره ی امیدم علی، علی

علی آخرین رسول حرم

 اولینشهیدم علی

پیشم راه برو عزیزم، ای پیغمبر جوونم

باباتو بگیر تو آغوش، تاحسرت به دل نمونم

واااای

قرارِ لیلا علی، امیدِ بابا علی

برای اهل حرم، تویی مسیحا علی

داری می ری و بازم، دل بابا خون میشه

می ری و چشم همه، بچه ها گریون میشه

واااای

آروم و قرارم علی، علی

ماهِ در مدارم علی، علی

علی قوت دل مضطرم

 تیغ ذوالفقارم علی، علی

پهلوت، مثل مادرم شد، فرقت مثل مرتضی شد

افتادی تو از سر اسب، روز خیمه ها سیاه شد

واااای

افتاده از پا پاشو، هستی بابا پاشو

تو رو جونِ مادرم، حضرت زهرا پاشو

ببین چه دلگیر شدم، ببین زمین گیر شدم

پاشو بریم خیمه ها، من که دیگه پیر شدم

واااای

سینه زنی زمینه شب هشتم محرم حضرت علی اکبر (ع) - ماه قد رشیدم علی، علی  -  حاج مهدی سلحشور

 

حاج محمود کریمی

شهیدم کاکلش در خون غلطونه

شهیدم خفته بین خاک و خونه

دستام لرزونه چشمام گریونه

حالم رو فقط خدا میدونه

زخمات و قربون، چشمات و قربون

افتادی رو خاک ای قد و بالات و قربون

بمیرم غصه من رو سینش بود

بمیرم تا دم آخر تشنش بود

مُردم یا زنده ام با تو جون کندم

زخمات و با بوسه هام میبیندم

حالا که رفتی کارم تمومه

مردن دیگه بعد از تو بابا آرزومه

شهیدم کاکلش در خون غلطونه

شهیدم خفته بین خاک و خونه

زخمات و قربون، چشمات و قربون

افتادی رو خاک ای قد و بالات و قربون

بمیرم من لب زخماش وا مونده

توی میدون کلاخودش جا مونده

ای وای بد حالم از درد می نالم

عمه خودش اومده دنبالم

زینب دعا کن طاقت بیاره

تا خیمه ها با این گلوی پاره پاره

شهیدم کاکلش در خون غلطونه

شهیدم خفته بین خاک و خونه

زخمات و قربون، چشمات و قربون

افتادی رو خاک ای قد و بالات و قربون

عزیزم آخرش مثل مادر شد

قد و بالاش جلو چشمام پرپر شد

اشکام جاری شد کارم زاری شد

زخمی که به من زدن کاری شد

آخر تو رو از بابا گرفتن

پاشو ببین داره به من میخنده دشمن

شهیدم کاکلش در خون غلطونه

شهیدم خفته بین خاک و خونه

زخمات و قربون، چشمات و قربون

افتادی رو خاک ای قد و بالات و قربون

ز جلو نظر سوی قتلگه

 ز قفا نظر سوی خیمگه

که نموده شه به قدش نگه

به چه حسرتی و چه حالتی

 سینه زنی زمینه شب هشتم محرم حضرت علی اکبر (ع) - شهیدم کاکلش در خون غلطونه -  حاج محمود کریمی 

 

حاج مهدی سلحشور

 

خلق و خویش مصطفی قد و بالایش علی است

چشم و ابرویش پیمبر نور سیمایش علی است

او علی ابن حسین ابن علی و فاطمه اس

مادرش زهرای مرضیه هست و بابایش علی است

میمنه تا میسره یا میسره تا میمنه

بهترین شیرین ترین ذکر رجزهایش

گردن هر که علی را بد صدا زد میزند

بی گمان مرز تولی و تبرایش علی است

با علی یعنی حیات و بی علی یعنی ممات

عشق امروزش علی و عشق فردایش علی است

ابن ملجم ها سر او را نشانه میروند

+آخه وقتی اومد میدان خَلقاً و خُلقاً و منطقاً شبیه به رسول الله، بعضی قدیمی ها تا دیدن علی اکبر رو یاد پیغمبر افتادن، گفتن ما با خانواده پیغمبر جنگ نداریم، اما تا خودش معرفی کرد انا علی ابن الحسین، گفتن اسمش علیه...

-ابن ملجم ها سر او را نشانه میروند

به همین جرمی که نام با مسمایش علی است

چون مدینه بار دیگر کوچه ای وا می کنند

با هجوم تیغ نیزه ارباً اربا می کنند

+وقتی اومد اذن از بابا گرفت ابی عبدالله بی معطلی فرمود: علی جان برو به میدان، عاشق علی اکبرِ، حالا رابطه پدر و پسری بمونه، خود امام حسین گفت: هر وقت دلم برا پیامبر تنگ می شد به علی اکبر نگاه میکردم، بی معطلی گفت علی جان برو اما چند قدم که دور شد از خیمه ها فاصله گرفت گفت: علی جان یه خورده صبر کن، برگشت نگاه کرد گفت: اول برو تو خیمه ها یه بار دیگه زن. بچه ات رو ببین؛ راوی میگه دیدم علی ایستاده این زنو بچه دور علی حلقه زدن، دارن قربون صدقه علی میرن یکی بند کفشش داره میبنده یکی شمشیرش مرتب میکنه، اما حرف همشون اینه فریاد میزنن: ارحب قربتنا، علی جان به غریبی ما رحم کن، ابی عبدالله فرمود: دست از علی من بردارید علی من محو خداست بزارید علی بره...

-نکش پاتو رو خاکا...

+ درست ابی عبدالله امامه، اما پدر هم هست، اتفاقا عاطفه اش بیشتر از هم ی پدرهاست زینب میگه علی اکبر رفت به میدان دیدم دیگه داداشم رو پاش بند نمیشه، هی میره داخل خیمه هی میاد بیرون خیمه هی سرک میکشه، بی بی زینب میگه دیدم داداشم هی داره میشینه زمین هی بلند میشه رنگ رخسارهٔ حسین داره عوض میشه گفتم: داداش چته؟ گفت: زینب جان علیمو کشتن.... مرکب آوردن برا ابی عبدالله، بی بی زینب میگه اومد سوار بر مرکب بشه دیدم زانوهای داداشم داره میلرزه، چطور اومد وسط میدان، این مرکب تربیت شده اس میدونه باید راکبش کجا زمین بزاره اما علی اکبر دست انداخته گردن مرکب خون جلو چشم مرکب گرفته عوض اینکه علی رو بیاره سمت خیمه ها برد وسط لشکر، دورش حلقه زدن یکی با نیزه میزنه، یکی با شمشیر میزنه، بدن پشت لشکر افتاده رو زمین ابی عبدالله چطور اومد کنار بدن روایت وقتی رسد الله اکبر صورت رو صورت علی گذاشت...

-گفت ریشه نقل اُمیدم کندن

حال ایستاده ان به من می خندن

+ اما اینا روضه نیست بخدا قسم، تازه میخوام روضه بخونم وخرج زینب اخت الحسین .. اول می گفت داداشم بعد می گفت پسر داداشم؛ زینب خودش انداخت رو بدن علی اکبر، دست زینب و گرفت بلند شو زینب جان، زینب برگردوند به خیمه ها، روضه نخوندم من... خدا کنه وقتی ناموست گیر میکنه وسط یک عده نامحرم، یه محرم باشه اینو برگردونه، روضه بخونم برات وسط کوچه مادر شما وقتی افتاد زمین دیگه نه علی بود نه بچه ها بودن...

-من پدر پیر توام ای پسر

با پدر، کمی مدارا بکن

افتان و خیزان اومدم پیش تو

اکبرم، دیده هاتو وا بکن

هر طرف و میبینم، هلهله ها بلنده

میون گریه ی من، دشمن داره می خنده

آسمونِ نگاهت، پر از تیغ و سنان شده

پاشو اکبر، نگاه کن، کنارت بابا روضه خوان شده

آه آه ولدی

آشفته مثل موی تو شد دلم

ای گلم، اینطوری پرپر شدی

پیکرتو تو خون شناور شده

اکبرم هزار تا اصغر شدی

این رفتنت شبیه، رفتن مادرم شد

تا ریخت سرت یه لشگر، غصه برا حرم شد

دیدم از دور، شلوغه، تو رو دوره کردن حرومیا

دیده روهم گذاشتم، شنیدم می گفتی بابا بیا

آه آه آه

+ دید میگن به مریض خبر بد ندید، امام زین العابدین تو این خیمه ها، میگه: دیدم خیمه به هم ریخته، این زن ها مخدرات و بچه ها آشفته ان میرن میان از هرکی سوال میکردم چیزی بهم نمیگفت؛ خودم کشون کشون اومدم پشت پرده خیمه پرده رو کنار زدم، دیدم دو نفر زیر بغل های بابام گرفتن، بازم متوجه نشدم پشت سرش نگاه کردم دیدم یه عبا برداشتن، چندتا جوون یه بدنی ریختن تو عبا....

روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - از لا به لای زلف هایش ماه می ریزد -  حاج مهدی سلحشور

 

حسین سیب سرخی

 

افتادی از پا ای جانم، ای شمس تابانم

بنگر که از داغ تو روان، خون ز دیدگان

ای قرار من، قاری قرآنم

آید صدای مادرت، غرق به خون پا تا سرت

شد ارباً اربا پیکرت

پرپر گل لیلا، واویلا واویلا

غرق به خون رویت، مویت، بشکسته پهلویت

بنشسته بر پیکرت صد تیر، جای یک شمشیر

ای خدا دیدم، مانده به ابرویت

آورده ام با خود عبا، در آن نَهَم جسم تو را

با خود برم تا خیمه ها

پرپر گل لیلا، واویلا واویلا

ای برق شمشیرم، پیرم، از زندگی سیرم

بنگر کنارت زمین گیرم، بی تو میمیرم

جان من برخیز، من بی تو می میرم

شد سینه ام غرق محن، بابا بگو با من سخن

می خندد این لشگر به من

پرپر گل لیلا، واویلا واویلا

عطر تنت حالا، بابا، پیچیده در صحرا

گوشه به گوشه ز دشت غم، پیکرت بینم

من شدم پیرو، شد خون جگر لیلا

از غم مرا می کشی ام، بودی همه دلخوشی ام

باشی عصای پیری ام

پرپر گل لیلا، واویلا واویلا

زینب بیا بنگر، اکبر، در خاک خون پرپر

آخر ندارم دگر توان، داغ این جوان

زد به دل آتش آه، مُردم ز غم خواهر

من ماندم و این غم علی، این غصه و ماتم علی

ای حاصل عمرم علی

پرپر گل لیلا، واویلا واویلا

 سینه زنی واحد شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - افتادی از پا ای جانم - حسین سیب سرخی

 حاج محمدرضا طاهری

 

باید دلت رو دنبالم بیاری؛تا اینجا ابی عبدالله داشت نگاه میکرد؛خدا نیاره یه جوونی از یه بابایی یه چیزی بخواد بابا نتونه برآورده کنه؛اونم بعد از این همه عمر علی اکبر مگه چی میخواد؟اومد مقابل بابا ایستاد از سر و روش داره خون میریزه؛گفت:بابا تشنگی داره من رو از پا درمیاره؛نوشتند ابی عبدالله زبان در دهانش گذاشت؛یه معنیش این میتونه باشه:بابات از تو تشنه تره عزیزدلم؛روانش کرد به سمت میدان؛رجز خواند تا اینجایی که ابی عبدالله داره نگاه میکنه جوونش رو دوره کردند؛"فقطعوه بالسیوف اربابا اربا"صدای ناله ی جوونش بلند شد ابتا علیک منی السلام یعنی بابا منم رفتم،خداحافظ،ابی عبدالله با چه عجله ای خودش رو رسوند؛نگاه کرد دید جوونش رو دوره کردند؛این دوره کردن با اون موقعی که میزدند فرق داشت، داشتند غارت میکردند؛یکی داره جوشن از تن درمیاره؛این صحنه رو بابا دید از اسب پیاده شد؛میخواد دنبال جوانش بره به سمت عزیزش بره؛یه وقت همه ی لشگر دارن نگاه میکنند؛یه قدم برداشت؛زانوانش لرزید؛مرحوم شیخ حر میگه خورد زمین حسین؛رو زانو داره میره،چت شد؟صدا هلهله شنیدی؟! صدا خنده شنیدی؟تا حسین خورد زمین همه هلهله کردند

عاقبت جان من از سینه به در می آید

بس که از جوشن تو پاره جگر می آید

اینکه حسین صداش زد میخواست ببینه بچه ش نفس میکشه یا نه!صدا زد:ولدی علی،ولدی،ولدی،پسرم...برا اینکه مطمئن بشه صورت کنار صورتش آورد؛آینه مقابل صورت قرار داد؛گفت عزیزدلم!

نکشیدی نفس و من نفسم بند آمد۲

بی تو عمر نفسم زود به سر می آید

به زمین ریختم از بس به زمین ریخته ای

این عبارت رو مرحوم شیخ مفید تو ارشاد اورده:ابی عبدالله عباش رو گذاشت رو زمین؛هی علی اکبر جمع میکنه...تازه متوجه میشی چرا حسین زودتر از زینب آمد تازه سواره هم آمده بود اما زینب زودتر رسید"آخه وسط میدان هی از اسب پیاده میشد؛این عضو پسرمه؛چقدر علی اکبر تو راه افتاده بود

به زمین ریختم از بس به زمین ریخته ای

چه کنم از لب مقراض خبر می آید

(وضع زخم سر تو دیدم و گفتم تنها

این چنین زخم عمیقی زتبر می آید)۲

وسط کف زدن و خنده  روی صورت تو

با فزع،اشک من از دیده ی  تر می آید

به سر دوش کدامین پدری غیر از من

سالها بردن تابوت پسر می آید

یعنی کی باورم میشد عبایی که رو دوشم مینداختم تابوت پسرم بشه

آه ... حسین... حسین

زندگی پای جوانی تو دادم، رفتی

تو نگفتی که چه بر روز پدر می آید

حق بده! خب شده انگشت نما خواهر من

این همون عمته که وقتی میخواست سر قبر پیغمبر بره بابام سفارش میکرد،میگفت:حسین تو یه طرف باش،عباسم تو هم اون طرف باش؛حسنم تو هم جلو جلو برو؛نکنه کسی باشه نگاهش به قد و بالای دخترم بیفته،بیین عمت وسط میدان آمده،میان این همه حرامی آمده

حق بده! خب شده انگشت نما خواهر من

اگر از پا پدر پیر تو در می آید

بردنت رو به حرم کار من و زینب نیست

سخت تر هست از اینکه به نظر می آید

مرحوم شیخ میگه دوباره زینب دوید تا دید ابی عبدالله نمیتونه این بدن رو برداره،زینب رفت کمک آورد

جوانان بنی هاشم بیایید

علی را بر در خیمه رساند

عمه ات رفت بیارد کمک از اهل حرم

سر تشییع تو با چند نفر می آید

دلی که بیقراره تو آسمون کربلا  پر در میاره

گاهی میره تو میدون می بینه یه بابایی پریشون

کنار گل پرپرش، اکبرش زمین گیره

داره از غصه می میره

دیگه از زندگی سیره

صدا میزنه

جوانان بین هاشم بیایید

علی را بر در خیمه رسانید

جوونا اومدن ابی عبدالله عباش رو درآورد،رو زمین انداخت،شماها تشییع زیاد رفتید،دو نفر این ور دو نفر اون ور رو میگیرن،وقتی میخواستن بدن رو بردارن،ابی عبدالله فرمودند:صبر کنید؛دست نزنید؛اگه دست بزنید این بدن متلاشی میشه...برا بار آخر صورتش رو گذاشت رو صورت جوونش"قتل الله قوم قتلوک"میوه ی دلم،پسرم...امام صادق وقتی ازشون سوال کردند شیرین ترین لحظه برای بابا کدوم لحظه است؟فرمود اون لحظه ای که لباس دامادی میپوشه،با لباس دامادی جلوش راه میره؛سخت ترین لحظه برای بابا  چه لحظه ای است؟اون لحظه ای که میاد کنار بدن عزیزش زانو میزنه میگه بابا قرار بود تو خاک رو بدن من بریزی؛اشکاتو رو دست بگیر دستاتو بالا ببر:خدا به جوون امام حسین فرج امام زمان تعجیل بفرما.

روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - عاقبت جان من از سینه به در می آید -  حاج محمدرضا طاهری 

حسین سازور

 

می کشم خویش رابه روی زمین

 گاه برسینه گاه برزانو

ای عصای شکسته بعدازتو

کمکم کرده بیشترزانو

گفته بودی زمان پیری من

آب هم دردلم تکان نخورد

همه باباهاآرزودارن بچه هاشون بزرگ شن جوان باشن وقت پیری عصای دستشون باشه،یاآرزونکن خدابهت پسربده یااگه پسردادش بایدهی بسوزی هی بسازی..." هی بسوزی هی بسازی..." به امام زمان راست میگم یه دفعه که تب میکنی بابات صددفعه میمیره وزنده میشه،یه ساعتی دیر میای خونه مادرت میخواد جونش ازبدنش مفارقت کنه،هی میاد دم در،هی برمیگرده پسرم نیومده،اینقدرپدرومادراتونو عذاب ندید،عبدباشیدبرای پدرومادر والله من دارم راست میگم،خدارو شاهدمیگیرم نمیخوام نصیحت کنم مال نصیحت نیستم من،میخوام چیزی گیرت بیاد،آقازاده،شازده پسر درشتی اگه بکنی به نه نه بابات خدانمک حسین ازت میگیره؛اونوقتی هرچه دست وپابزنی فایده نداره،حالامادراتون زودگریه میکنن برای جوانانشون،اماوای ازوقتی که باباگریه کنه میفهمی تورو به امام حسین میفهمی من چه میگم؟

گفته بودی زمان پیری من

آب هم دردلم تکان نخورد

تاتوهستی وتاعمویت هست

 باد حتی به دختران نخورد

بچه هاامشب بلندبلندگریه کنید، بلند بلند گریه کنید،به چندتاعلت اولا مجلس جوان باید پرشورباشه،ولی علت مهمش اینه شماهابلندبلندگریه کنیدآخه کربلااونابلندبلندخندیدن به اربابمون حسین هی میگفت:ولدی" خیلی ابی عبدالله داشت ضجه میزد نامردا اینقدر باخندشون حسین مسخره کردن

خواستم روی پای خودخیزم

بازهم باسرم زمین خوردم

کمرم رابگیر،کمرم را بگیر...مانند

چادرمادرم زمین خوردم

)همه تقصیرتوست سمت حرم

کِل کشیدند بعدخندیدند)۲

بعدپنجاه وچندسال اینجا

عاقبت قدعمه رادیدند

) زحمت مجتبی و بابایت

رفته بربادغصه ام کم کن)۲

پیش این چشم های نامحرم

 معجر عمه را تو محکم کن

ازپسرهاجگردرست شده

 ازجگرهاپسردرست شده

چقدربعضی ازابیات این شعرکه کنایه ای میدونم میفهمی چون تربیت شده روضه امام حسینی

چقدرباغبان خمیده تا

پیش چشمش ثمردرست شده

وقت نقاشی سرزلفت

شاهکارهنردرست شده

قدکشیدی زیرسایه ی تو

بهرعمه سپردرست شده

وقت جان دادن جوان انگار

دردهادرکمردرست شده

باتماشای دست وپازدنت

قتله گاهِ پدردرست شده

بهریک پیرمردزمین خورده

چقَدَر دردسر درست شده

بین چقدرقشنگ معناکرده من میخونم بعدا خودت میفهمی معنایش چیه

ازعلی ِحسین بردستش

صدوده تا پسردرست شده

زود عباس با عبا آمد

کاربه دست قمردرست شده

عمه مضطر شده ز جا برخیز

حرف معجرشده....

خواستم تابغل کنم بدنت

 ریخت از لایه پنجه ها،تنت

 آبرویم میان لشکررفت

روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - می کشم خویش را به روی زمین -  حاج حسین سازور 

 حاج حسن خلج

 

لشكر دارند به هم میگن:حسین زمین خورده، حسین زمین خورده

رو جسم اكبر اُفتاده، انگاری كه مُرده، انگاری كه مُرده

یه وقت دیدند یه خانم داره میدوه، هی به سرو سینه میكوبه، هی میگه: خدا بی برادر شدم، خدا عزیز برادرم رو كشتند، اومد از پشت سر شونه های ابی عبدالله رو گرفت، حسین پا میشی یا نه؟ از مادرم یاد گرفتم، اگه الان بلند نشی گیسوانم رو پریشان میكنم. بلند شد ابی عبدالله شروع كرد حرف زدن

پاشو ببین شكستم

داره می لرزه دستم

بعد یه عمر آخرش

خودم چشات و بستم

یه وقت ابی عبدالله به خودش اومد گفت:عجب توقعی از بچه ام دارم

نظم تنت به هم ریخت

فَـقَـطَّـعوهُ بِـالسُّیـوف اِربـاً اِربـا

نظم تنت به هم ریخت

چه خاكی شد بر سرم

ببین دارن می خندند

به اشكای خواهرم

خون ریخت روی صورت عقاب(اسب علی اكبر)، عقاب نفهمید كجا داره میره، یه عده زن های جراح آورده بودند،انتهای خیمه های لشكر دشمن كارشون بخیه بود.

زن های لشكر عدو، خدایی نامردند، خدایی نامردند

دور تن یوسف من، هلهله می كردند، هلهله می كردند

گرگ های كوفه كردند، بچه ام رو تیكه تیكه

خونه دل از دو چشمم، میرزه چیكه چیكه

هر كی صدای من رو میشنوه،به چشماش التماس كنه، چند قطره اشك، هدیه كنید، به روح همه انبیاء،اولیاء، هدیه كنید به روح خانم زهرا سلام الله علیها، هدیه كنید به روح همه ی گذشتگان از شیعیان و  محبین امیرالمؤمنین علیه السلام، پدرها، مادرها، اونایی كه این روضه رو شنیدند، گریه كردند، گریوندند:سر علی رو گذاشت رو زانوش، دلش آرام نگرفت، سر علی رو چسباند به سینه اش، دلش قرار نگرفت.آی مردم چه كرد؟سر رو گذاشت روی خاك های گرم كربلا، خم شد صورت رو صورت علی، حسین......

روضه شهادت حضرت علی اصغر (ع) شب هفتم محرم - پاشو ببین شكستم -  حاج حسن خلج 

 

سنگینی هجران دلم را می فشارد

وقتش شده اشکم چنان باران ببارد

 سهمم فراق است و فراغ است وفراغ است

تقویم دائم فصل هجران می شمارد

 به زائری که با خودش جان مرا برد

گفتم برایم ذره ای تربت بیارد

در عشق ، آنکه واقعاً دنبال قرب است

دل را به دست صاحب دل می سپارد

 چیزی نمی خواهم از آقایم همینکه

در روضه راهم داده منت می گذارد

در آخرت لبخند میچیند یقیناً

هر کس که بذر گریه در دنیا بکارد

 گفتند اشکم مرهم زخم حسین است

ای کاش اشکم تا دم مرگم ببارد

 اون عالم میگه دیدم همۀ بدن هنوز زخم  آقاجان این زخم ها چگونه خوب میشه ؟؟ فرمود با اشک محبان  میگه روضه گرفتم ، همه گریه کردن  بعد از مدتی دیدم حضرت زخم های بدنش خوب شده  اما یه زخم اصلاً خوب نشده  پرسیدم این زخم ، زخم چیست ؟؟ فرمودن زخم داغ علی اکبر  داغ علی جگرم سوراخ کرده

 

از کودکی که روضه هایش را شنیدم

بیزارم از اسبی که نعل تازه دارد

 

طوری به بدن جسارت کردن خود حضرت میگه ارباً اربا  انقدر سوزناک بود ، دیدن هنوز به بدن نرسیده از اسب پیاده شد  دیگه با زانو میرفت جلو  یکی گفت کار حسین تمام  هی صدا میزد ولدی  امام صادق میگه هفت بار پشت سر هم بدون اینکه نفس قطع بشه هی میگفت ولدی  ولدی  ولدیرسید کنار بدن گفت ، خدا بکشد کشندت  صدا زد ابن سعد خدا داغ جوونتو به دلت بزار  بین من و پیغمبر قطع رحم کردی

من که خود خضر رهم بر سر تو پیر شدم

وای بر حال دل مادر نیکو سیئرت

حسین  جان

 مناجات با امام حسین (ع) و گریز به روضه حضرت علی اکبر - سنگینی هجران دلم را می فشارد - حاج منصور ارضی 

حسین سیب سرخی

 

گریه نکن پشت سرم، ابراهیم کربلا

گریه نکن تا که بره اسماعیلت به منا

در نجف شد عقیق یمنی

العطش قد قتلنی

یکی میگه که پیمبر ، یکی میگه خود حیدر

یکی داره می گه بزنید علی اکبر

 و فدیناه بذبح  عظیم

کاشکی بابات بود و می دید، زخم ابروی منو

کاش مادرت بود و می بست، زخم پهلوی منو

گوشه ی میدون نوحه خونه منی

العطش قد قتلنی

یکی میگه که پیمبر ، یکی میگه خود حیدر

یکی داره می گه بزنید علی اکبر

و فدیناه بذبح عظیم

جمع می کنیم پیکرتو دونه دونه از زمین

روضه گرفتن مدینه، لیلا و ام البنین

غیر عبا نیست بخدا كفنی

العطش قد قتلنی

یکی میگه که پیمبر ، یکی میگه خود حیدر

یکی داره می گه بزنید علی اکبر

و فدیناه بذبح عظیم

سینه زنی شور شهادت حضرت علی اکبر(ع) شب هشتم محرم - گریه نکن پشت سرم، ابراهیم کربلا - حسین سیب سرخی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 75
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 21,815
    بازديد ديروز : 19,616
    بازديد کننده امروز : 9763
    بازديد کننده ديروز : 8718
    گوگل امروز : 12939
    گوگل ديروز: 11168
    بازديد هفته : 41,431
    بازديد ماه : 225,084
    بازديد سال : 492,136
    بازديد کلي : 6,430,358
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.198.103.13
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید