loading...

آئین مستان

سینه زنی زمینه شب سوم محرم,شهادت حضرت رقیه,متن سینه زنی زمینه حضرت رقیه,سینه زنی زمینه حضرت رقیه,متن مداحی شهادت حضرت رقیه,متن مداحی شب سوم محرم,شب سوم محرم,متن سینه زنی تک شهادت حضرت رقیه,

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مقتل امام حسن عسکری علیه‌السّلام ‌ 7 1905 aboozar
مقتل امام رضا علیه‌السّلام 9 1581 aboozar
مقتل امام حسن مجتبی علیه‌السّلام 9 1082 aboozar
اهانت مرد شامی به امام حسن مجتبی (ع) 0 646 aboozar
مواعظ مهم امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ساعات پایانی عمر 0 583 aboozar
متن مقتل ---- زیارت جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین 0 557 aboozar
عسکری صحیح است یا عسگری؟ 0 3451 aboozar
متن مقتل حضرت رقیه (س) 1 6568 aboozar
خطبه زین العابدین (علیه السلام) در کوفه 0 2792 aboozar
متن مقتل امام سجاد (علیه السلام) 3 3594 aboozar
حاج محمدباقر منصوری مداح اهل بیت (ع) درگذشت. 0 3184 aboozar
نیازها و بایدهای هیئت داری در کلام رهبری 10 3417 aboozar
کلاس مداحی حاج میثم مطیعی برای نوجوانان 0 4092 aboozar
احادیث درمورد ایام عزاداری 1 3533 aboozar
متن مقتل معتبر حضرت زهرا (س) 9 7076 aboozar
چرا نام پدر میثم مطیعی در لیست ترور منافقین قرار گرفت؟ 0 4900 aboozar
حاج غلامرضا سازگار:دوست دارم درحال ذکر اباعبدالله الحسین(ع) از دنیا بروم 0 5842 aboozar
توصیه خواندنی امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان 0 4324 aboozar
کتاب مقتلی که دکتر میثم مطیعی در حال ترجمه آن است 0 5493 aboozar
دعای پایان ماه صفر 0 4131 aboozar
خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1322 زمان : نظرات (0)

 

دیشب خواب بابامو دیدم دوباره
نوری بهشتی دیدم بر چهره داره
وقتی به نزدیک بابا رسیدم
دیدم که زخماش خداچه بیشماره
بابا، بابا.....
بابا برام حرف بزن
پس اکبرت کجاست
بابا برام حرف بزن
انگشترت کجاست
بابا برام قصه بگو
آب آورت کجاست
بابا برام قصه بگو

پس اصغرت کجاست

نگاش کردم به روم خندید

صداش کردم دلوم لرزید

نگاش کردم به روم خندید

تا رومو دیدبا اون چشمای پر اشکش

به من خندید

منو بوسید

بابا، بابا.....

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 566 زمان : نظرات (0)

 

اصلا بهتر که تو رفتی اصلا بهتر که تو نیستی

اصلا بهتر نمیتونی با سر رو نیزه بایستی

میخوای چیو ببینی زمین خوردنمو

میخوای چیو ببینی چجور بردنمو

میخوای چیو ببینی ذره ذره ذره مردنمو

تو هر چی قدیما کشیدی بس بود

تو هر چی توی کوچه دیدی بس بود

یه روز دیدی دستای بسته بس بود

یه روز دیدی دست شکسته بس بود

بابا، یارالی.....

اصلا بهتر که تو رفتی اصلا بهتر که تو نیستی

اصلا بهتر نمیتونی با سر رو نیزه بایستی

اصلا ای کاش که آتیشه توی خیمه میسوزوندم

اصلا ای کاش که کنار عمه زنده نمیموندم

باید چیو میدیدم کتک خوردنشو

باید چیو میدیدم بازار بردنشو

باید چیو میدیدم بابا روزی صد بار مردنشو

دیگه هر چی اشکامو دیدن بسه

دیگه هر چی مومو کشیدن بسه

دیگه هر چی رفتم خرابه بسه

دیگه هر چی بزم شرابه بسه

بابا، یارالی.....

اصلا بهتر که نباشم اصلا بهتر که بمیرم

اصلا بهتر که سرت رو دیگه تو بغل نگیرم

آخه چیو ببوسم رگ حنجرتو

آخه چیو ببوسم لب اطهرتو

آخه چیو ببوسم دونه دونه زخمای سرتو

من هر چی بشورم سرت رو بس نیست

ببوسم رگ حنجرت رو بس نیست

سر تو تو آغوش بگیرم بس نیست

هزار بار برا تو بمیرم بس نیست

بابا، یارالی.....

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1216 زمان : نظرات (0)

قرارمون بود بیایسر قرارم پدر
حالا که تواومدیآروم ندارم پدر
قرار بودبیای پیش رقیه تو خرابه
کو آغوشت تو آغوشت بخوابه
چشاتو وا کن این افتاب بتابه
سرت رو میبوسمبه روی زانوهام
نیفتی از دستمامون از بازوهام
نه تو دستی دارینه من مویی دارم
که دستاتو بابابزاری تو موهام

قرارمون بود بیایسر قرارم پدر
حالا که تواومدیآروم ندارم پدر
من الذی ایتمنی.........
دست حرامی شدهحوالۀ صورتم
این جای انگشترهنه چالۀ صورتم
تو گوشم صدای مادرت میپیچه بابا

که افتاده کنار کوچه بابا
فدک، مادر، کتک یعنی چه بابا
یه بی رحم ظالممنو زجر آور زد
که انگاری قنفذلگد بر مادر زد
بهش گفتم آقااین انگشتر مال
بابامه اون هم باهمون انگشتر زد

قرارمون بود بیایسر قرارم پدر
حالا که تواومدیآروم ندارم پدر
دلم گرفته چقدر دلخورم از ادما
به گریه افتادم از خندۀ نامحرما
نگاه کنمنو عمه الان همسنیم انگار
نگاه کن پیر شدیم تو کوچه بازار
ما بودیم و یه عده مردم آزار
اگه جا میموندمکتک میخورد عمه
به سختی تا اینجامنو آورد عمه
حالا قبل از اینکهبمیرم آهسته
میدونم قبل از منواسه تو مرد عمه

قرارمون بود بیایسر قرارم پدر
حالا که تواومدیآروم ندارم پدر

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1034 زمان : نظرات (0)

سر بابامو بریدن، منو به اسیری بردن
حال روز منه اینجادیگه کیه که ندونه
آخه بگو به من عمهسری که باشه رو نیزه
توی این یه ماه از اون سردیگه چیزی نمیمونه
برای این سه سالههمین سرو آوردن
مسافر تنوروبه دست من سپردن
وای بابا بابا............
حالا منم و تویی
حالا منم و سرت
حالا تو بیا بشین
روی پای دخترت
یادته بابا میگفتییه روزی توی مدینه
دست مادر و شکستنجلوی چشای حیدر

اگه بیای ببینی حال روز اسیرا رو

برای تو میشه تازه داغ روضه های مادر
ببین شبیه زهراببین قدم خمیده
باور کن از مصیبت همه موهام سفیده
وای بابا بابا............
حالا شنیدی ازمروضه های مادرو
بیا برام بخون لالایی آخرو

حالا منم و تویی
حالا منم و سرت
حالا تو بیا بشین
روی پای دخترت
بی خداحافضی رفتی نه تو بود نه عمو بود

وسط آتیش خیمه معجر و موی سرم سوخت

آواره توی بیابون به روی خار مغیلان

سراغ تو می گرفتم که یه دفعه کمرم سوخت
برام شده یه کابوسصدای تازیونه
لگد زدن به پهلومبی عذر و بی بهونه
وای بابا بابا............
حالا که دیدی چی بودسوغاتی این سفر
بابا دیگه وقتشه منو باخودت ببر
حالا منم و تویی
حالا منم و سرت
حالا تو بیا بشین
روی پای دخترت

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 634 زمان : نظرات (0)

بابای من رو از قفا با دشنه کشتند
بابای من رو با لبای تشنه کشتند
با تیغ و نیزه جسمشو صد چاک کردند
صحرا نشینا پیکرش رو خاک کردند
جای یه خنجر رو حنجرش بود
جای هزاران زخم روی پیکرش بود
هم خواهرش بود هم مادرش بود
چشم یه ملعونی پی انگشترش بود
لعنت به اون که پیکرش رو زیر ور روکرد
توی رگای حنجرش خنجر فرو کرد
لعنت به اون خولی که دنبال سرش بود
با ساربانی که پی انگشترش بود
لعنت به اون که بی حربه میزد
با هرچی داشتش توی دستش ضربه میزد
لعنت به اون که با سنگ میزد
اونی که داشت به پیراهنش چنگ میزد

غریب گیر آوردنت......


خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 343 زمان : نظرات (0)

توی خرابه هر شب منتظرت نشستم

الان چند شبه بابا که چشمامو نبستم

تا یه صدا شنیدم دنبال تو دویدم

بیا ببین که مثل مادر تو خمیدم

از تو می پرسم اما عمه جواب نمیده

از وقتی رفتی میدون هیچ کی تو رو ندیده

خودت گفتی که ما رو به مهمونی می بری

یه عالمه النگو برای من میخری

کشون کشون می بردن با پای زخمی ما رو

عمه با گریه می شست زخمای دست و پامو

خودم دیدم با نیزه سر عموم و بردن
جلو چشای خیسم با مشک آب می خوردن

یه مرد زشت و اخمو دنبال من می دوید

من و کتک میزد و گوشواره مو می کشید

دخترکای شامی اشکامو در میارن
من دوسشون ندارم ادامو در میارن

دور منو می گیرن میگن موهات سفیده 
اونا نمی دونن که چشای من چی دیده

با دست و پای بسته ما رو به کاخ بردن 
خودم دیدم سرت رو میون تشت آوردن

با خیزران میزدن روی لبای بسته ات
خودم دیدم که افتاد دندونای شکسته ت

 

تعداد صفحات : 8

درباره ما
Profile Pic
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 3320
  • کل نظرات : 204
  • افراد آنلاین : 32
  • تعداد اعضا : 339
  • آی پی امروز : 439
  • آی پی دیروز : 947
  • بازدید امروز : 7,950
  • باردید دیروز : 11,454
  • گوگل امروز : 95
  • گوگل دیروز : 394
  • بازدید هفته : 7,950
  • بازدید ماه : 291,829
  • بازدید سال : 576,019
  • بازدید کلی : 19,081,847