loading...

آئین مستان

سینه زنی واحد شب سوم محرم,شب سوم محرم,متن مداحی شب سوم محرم,شهادت حضرت رقیه,متن سینه زنی واحد حضرت رقیه,متن مداحی شهادت حضرت رقیه, متن مداحی واحد حضرت رقیه,متن مداحی حضرت رقیه, متن مداحی همراه با صوت

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مقتل امام حسن عسکری علیه‌السّلام ‌ 7 1905 aboozar
مقتل امام رضا علیه‌السّلام 9 1580 aboozar
مقتل امام حسن مجتبی علیه‌السّلام 9 1082 aboozar
اهانت مرد شامی به امام حسن مجتبی (ع) 0 646 aboozar
مواعظ مهم امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ساعات پایانی عمر 0 582 aboozar
متن مقتل ---- زیارت جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین 0 557 aboozar
عسکری صحیح است یا عسگری؟ 0 3451 aboozar
متن مقتل حضرت رقیه (س) 1 6568 aboozar
خطبه زین العابدین (علیه السلام) در کوفه 0 2792 aboozar
متن مقتل امام سجاد (علیه السلام) 3 3593 aboozar
حاج محمدباقر منصوری مداح اهل بیت (ع) درگذشت. 0 3184 aboozar
نیازها و بایدهای هیئت داری در کلام رهبری 10 3417 aboozar
کلاس مداحی حاج میثم مطیعی برای نوجوانان 0 4092 aboozar
احادیث درمورد ایام عزاداری 1 3532 aboozar
متن مقتل معتبر حضرت زهرا (س) 9 7075 aboozar
چرا نام پدر میثم مطیعی در لیست ترور منافقین قرار گرفت؟ 0 4900 aboozar
حاج غلامرضا سازگار:دوست دارم درحال ذکر اباعبدالله الحسین(ع) از دنیا بروم 0 5842 aboozar
توصیه خواندنی امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان 0 4324 aboozar
کتاب مقتلی که دکتر میثم مطیعی در حال ترجمه آن است 0 5493 aboozar
دعای پایان ماه صفر 0 4131 aboozar
خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1065 زمان : نظرات (0)

 

یکی بود یکی نبود

من بودم بابا نبود

تا میاوردم اسمش و

میزدنم با هرچه بود

یکی بود یکی نبود

محرم تو حرم نبود

داد میکشیدن بر سر من

سایه ای رو سرم نبود

یکی بود یکی نبود

دور حرم هلهله بود

عمه میگفت فرار کنید

 ولی پاهام پر از ابله بود

یکی بود یکی نبود توی محله یهود

سنان خولی هم بودن داداش علی اما نبود

یکی بود یکی نبود صورت شده کبود

آخه کنار قافله حرمله بود عمو نبود

یکی بود یکی نبود هیشکی بجز خدا نبود

تنها به جز بوته خار میون اون صحرا نبود

دست یکی گوشواره بود دست یکی گهواره بود

انگشترت رو که دیدم موهام سفید شد زود زود

یکی بود یکی نبود تو قافله سقا نبود

از اون همه آب زلال یک قطره سهم ما نبود

یکی بود یکی نبود شکستیم از عمق وجود

اگه میگفتیم آب میخوام سهم ما جز کتک نبود

یکی بود یکی نبود غیر بابا هیچکی نبود

 تا که بگم بابایی مارو زدن

جان بابا

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 656 زمان : نظرات (0)

 

رو خاک خرابه نشستم که شاید
تو از در بیای ببینی کلافه‌ام
مثل اون قدیما بگی ای عزیزم
بشین تا دوباره موهاتو ببافم
موهامو ببافی بگی پاشو عمرم
برو چادرت رو دوباره سرت کن
منم چادرم رو می‌پوشم و میگم
حالا دیگه فکری برا دخترت کن
ولی دیگه محاله، اینا خواب و خیاله
رقیه دیگه بس کن تا کی ناله
نداره چشمات سویی
نه بابا نه عمویی
نه چادر واست مونده، نه گیسویی
امون از یتیمی .....
رو خاک خرابه با دست شکسته
کنار یه بابا یه دختر کشیدم
برای تو بابا یه انگشتری و
برا دخترت هم یه معجر کشیدم
یه معجر کشیدم دقیقاً شبیه
همون معجری که بهم هدیه دادی
همون معجری که همیشه می‌گفتی
الهی عزیزم بپوشی تو شادی
همه سهمم از دنیا یا کابوسه یا رویا
دیگه صبرم سر اومد، باشه بابا
نکردی یادی از من
منو می‌شناسی اصلاً
منم بابا رقیه چشمت روشن
امون از این یتیمی........
رو خاک خرابه با دست شکسته
کنار یه بابا یه دختر کشیدم
برای تو بابا یه انگشتری و
برا خواهرت هم یه معجر کشیدم
رو خاک خرابه با دست شکسته
کنار یه بابا یه دختر کشیدم
برای تو بابا یه انگشتری
و برا دخترت هم یه معجر کشیدم
یه معجر کشیدم دقیقاً شبیه
همون معجری که بهم هدیه دادی
همون معجری که همیشه می‌گفتی
الهی عزیزم بپوشی تو شادی
همه سهمم از دنیا یا کابوسه یا رویا
دیگه صبرم سر اومد، باشه بابا
نکردی یادی از من
منو می‌شناسی اصلاً
منم بابا رقیه چشمت روشن
امون از این یتیمی.......

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 455 زمان : نظرات (0)

 

ستاره ها رو میشمرم بابا
دل به غم تو میسپرم بابا
بیا بابا...
بیا ببین چه حالی و روزی پیدا کرده دخترت
شدم یه زحمتی برای خواهرت
بیا ببین شدم شبیه مادرت
من الذی ایتمنی یا ابتا

سحر آخره که بیدارم
سرتو روی زانو میزارم
از غم تو بابا عزادارم
دوست دارم
یادم میاد که خیمه های ما نداشت یه قطره آب
بابا جونم سوالمو بده جواب

چرا ما رو زدن به نیت ثواب
یادم میاد که دستمونو بستن اینجا با طناب
خودم دیدم به صورتش میزد رباب
خودم دیدم میریخت روی سرت شراب
من الذی ایتمنی یا ابتا.....

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 956 زمان : نظرات (0)

یکی بود یکی نبود

صورت من شده کبود

آخه کنار قافله حرمله بود

عمو نبود

یکی بود یکی نبود

هیشکی به جز خدا نبود

پناهی جز یه بوته خاک

میان اون صحرا نبود

دست یکی گوشواره بود

دست یکی گهواره بود

انگشترت رو که دیدم

 موهام سفید شد زود زود

یکی بود یکی نبود

تو قافله سقا نبود

از اون همه آب زلال

 یه قطره سهم ما نبود

یکی بود یکی نبود

شکستیم از عمق وجود

اگه میگفتیم آب می خوایم

سهم ما جز کتک نبود

یکی بود یکی نبود

غیر بابا هیشکی نبود

تا که میگفتم بابایی

مارو زدن

جان بابا جان بابا

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 879 زمان : نظرات (0)

لالا سر بریده از قفا، بخواب روی پاهام بابا

هیچی نگو آخه هنوز درد میکنه لبت بابا

رقیه قربون رگای نامرتبت بابا

چرا نمیگی راز مگو تو ماجرای خنجر و گلوتو

بشکنه اون دستی توی آتیش

 شبه موهات سوزنده موتو

سرت که بردن به نیزه سپرده بابا حسین

بمیرم که لبات هنوز آب نخوردن بابا حسین

غریب گیر آوردن بابا حسین

حالا بابا بزار که از خودم بگم

برای چی پیر شدم بگم

توی راه شام یه شب که از قافله جا موندم باباجون

زجر اومد دیگه خودم فاتحه مو خودنم باباجون

یادم نمیره کابوس اون شب

منو کشیدش به پشت مرکب

یادم نمیره بخاطر من زد

تازیونه به عمه زینب

با قد خمیدم رو خارا دویدم بابا حسین

چقدر حرف بد از حرمله شنیدم بابا حسین

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1475 زمان : نظرات (0)

نکنه روبرومی،خودتی یا عمومی
نشناختمت هنوزم خودت بگو کدومی
صورت نصفه نیمهحال سرت وخیمه
به همه گفتم این سرتموم زندگیمه
خوش اومدی بابا
خونه دخترت امشب
مهمونم شد سرت امشب
کنج خرابه
منو ببخش حالا
دخترت دیگه زیبا نیست
وقتی که دیگه بابا نیست
چطور بخوابه
منو زدن، دشمنت سرم ریخت
منو زدن، صورتم به هم ریخت
بابا حسین، بابا حسین ای آروم جونم.....
سلام ای قرص ماهمروشنی نگاهم
دم غروب همیشهتو فکر قتلگاهم
نمیشنوم صداتوهیچکی نداشت هواتو
پیراهنت رو بردنعمامه و عباتو
اون لحظه فهمیدم
داره کارت تموم میشه
دست و پا میزدی پیشه
چشای عمه
من خیلی ترسیدم
کاش میشد کاری میکردم
هم برای تو بابا هم
برای عمه
تو رو زدن، نیزه ها و خنجر
تو رو زدن، پیش چشم مادر

منو زدن، دشمنت سرم ریخت
منو زدن، صورتم به هم ریخت

بابا حسین، بابا حسین ای آروم جونم.....
خون گلوتو دیدمبه صورتم کشیدم
رگاتو کی بریدهای بابای شهیدم
رفتی و ازدحام شدکار حرم تمام شد
قافله اسیریراهی شهر شام شد
دروازه که وا شد
اومدن مردم شام و
پاره کردن لباسامو
قلبم ترک خورد
دروازه که وا شد
پر شدم از کبودی ها
پشت هم از یهودی ها
عمم کتک خورد
با سنگ و چوب
صبح تا غروب
افتادن به جونش
مردا زدن
زنا زدن
بریده امونش

تعداد صفحات : 6

درباره ما
Profile Pic
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 3320
  • کل نظرات : 204
  • افراد آنلاین : 31
  • تعداد اعضا : 339
  • آی پی امروز : 403
  • آی پی دیروز : 947
  • بازدید امروز : 7,134
  • باردید دیروز : 11,454
  • گوگل امروز : 77
  • گوگل دیروز : 394
  • بازدید هفته : 7,134
  • بازدید ماه : 291,013
  • بازدید سال : 575,203
  • بازدید کلی : 19,081,031