loading...

آئین مستان

متن سینه زنی واحد شب هفتم محرم علی اصغر, متن سینه زنی واحد شب هفتم محرم ,علی اصغر, متن سینه زنی واحد علی اصغر, شب هفتم محرم , سینه زنی واحد شب هفتم محرم علی اصغر, سینه زنی واحد شب هفتم محرم

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مقتل امام حسن عسکری علیه‌السّلام ‌ 7 1905 aboozar
مقتل امام رضا علیه‌السّلام 9 1580 aboozar
مقتل امام حسن مجتبی علیه‌السّلام 9 1082 aboozar
اهانت مرد شامی به امام حسن مجتبی (ع) 0 646 aboozar
مواعظ مهم امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ساعات پایانی عمر 0 582 aboozar
متن مقتل ---- زیارت جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین 0 557 aboozar
عسکری صحیح است یا عسگری؟ 0 3451 aboozar
متن مقتل حضرت رقیه (س) 1 6568 aboozar
خطبه زین العابدین (علیه السلام) در کوفه 0 2792 aboozar
متن مقتل امام سجاد (علیه السلام) 3 3593 aboozar
حاج محمدباقر منصوری مداح اهل بیت (ع) درگذشت. 0 3184 aboozar
نیازها و بایدهای هیئت داری در کلام رهبری 10 3417 aboozar
کلاس مداحی حاج میثم مطیعی برای نوجوانان 0 4092 aboozar
احادیث درمورد ایام عزاداری 1 3532 aboozar
متن مقتل معتبر حضرت زهرا (س) 9 7075 aboozar
چرا نام پدر میثم مطیعی در لیست ترور منافقین قرار گرفت؟ 0 4900 aboozar
حاج غلامرضا سازگار:دوست دارم درحال ذکر اباعبدالله الحسین(ع) از دنیا بروم 0 5842 aboozar
توصیه خواندنی امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان 0 4324 aboozar
کتاب مقتلی که دکتر میثم مطیعی در حال ترجمه آن است 0 5493 aboozar
دعای پایان ماه صفر 0 4131 aboozar
خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 2179 زمان : نظرات (0)

 

بس کن رباب خوشی به ما نیومده

بس کن رباب دستاتو هی تکون نده

بس کن رباب گهواره رو نشون نده

من که میدونم دلت از غم کبابه

بیقراری قلبتو در اضطرابه

پاشو از خیمه بیا بیرون براتو

دیدن گهواره خالیه عذابه

بس کن رباب پاشو بیا همراه من

بس کن رباب رخت اسیری کن به تن

بس کن رباب حرف از علی اصغر نزن

اصغرت رفتو امیدت نا امیده

دوریه اون قلبتو آتیش کشیده

پشت خیمه در کنار قبر کوچیک

صحنه ای دیدی امونت رو بریده

تنها شدی بارونیه چشم ترت

تنها شدی خیلی بلا اومد سرت

تنها شدی دیگه نمیاد اصغرت

دیگه بس کن گریه واین آه و زاری

دیگه باور کن علی اصغر نداری

باید آماده بشی تا که ببینی

کودک شش ماهه و نیزه سواری

بس کن رباب نگو که اصغرم کجاست

بس کن رباب نگو چرا از من جداست

بس کن رباب حتما تو آغوش باباست

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 706 زمان : نظرات (0)

 

چرا قهری مگر تقصیر دارم

بِجایت بر کَفَم زنجیر دارم

کفِ آبی فقط خوردم عزیزم

بیا از نیزه پایینشیر دارم

دلم مِیلِ دو اَبروی تو دارد

ببین که شانه‌ام مویِ تو دارد

در آغوشم فقط پیراهنِ توست

لباس تازه‌ات بویِ تو دارد

نمی‌آید پس از توخواب ، ای کاش...

که می‌مُردم منِ بی تاب ای کاش

دوباره شیر آوردم ولی حیف...

نمی‌خوردم پس از تو آب ای کاش

مرا آزار با زنجیر می‌داد

به من نان‌خشک با تحقیر می‌داد

زنِ شامی دلم سوزاند وقتی...

کنارم طفل خود را شیر می‌داد

دوباره روضه می‌گیرم عزیزم

در این ویرانه می‌میرم عزیزم

دوباره حرمله رد شد از اینجا

دوباره خشک شد شیرم عزیزم

نگفتند آه داغِ بچه دیده‌است

نگفتند از بلا پُشتش خمیده است

ولی گفتند این تازه عروسان

عروسِ فاطمه مویش سفید است

گُلِ یاسِ مرا از ساقه بستند

مرا با ریسمان بر ناقه بستند

نمی‌ماندی به نیزه چاره کردند

سَرَت را با نخِ قنداقه بستند

چه حسرتها جشیدم بچه‌ام را

چه سختیها کشیدم بچه ام را

کنارِ بچه‌هاینیزه دارش

به روی نیزه دیدم بچه ام را

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 3462 زمان : نظرات (0)

 

چوخ باخوب اصغره یانما منی یاندرما حسین  
اوخلی قربانیوی میدانی دولاندرما حسین  
ایتمه غم اولمادی سو سولدی الونده گل یاس  
گتور اکبر کیمی دوتسون آناسی اصغره یاس  
باخوری اهل جفا اصغرون آز باغریوا باس  
خیمه ده منتظری واردی یوباندورما حسین  
آغلاما دا باجین اولسون  
شعله آهویله قلبیمی آز یاندور یاخ  
غش ایدوبدور آناسی خیمه ده بیر شیونه باخ  
بالاوون قانینی گل بو آغاران زلفیمه یاخ  
آتما قانین گویه افلاکی بویاندرما حسین  
سن او قانیله بویاندون منیده قوی بویانوم  
گلمه سن گلم اوزوم اولما رضا چوخ دولانوم  
قویموری قید محبت باجون اولسون دایانوم  
چکمه خجلت چکیلوب دوره ده یاندورما منی  
اوخلی قربانیوی میدانی دولاندرما حسین  
آغلاما دا، باجین اولسون  

نه چکور اصغر آناسی اونی بیر لیلی بولر  
شیر خواره بالاسین گورمسه صاق قالماز ئولر  
پوزقون احوالیوه باخدوقجا بو شام اهلی گولر  
دردیوی گل منه دی دشمنه آندورما حسین  
اوز اوزون یورما مصیبتدن اوساندورما حسین  
آفت باد خزان یوز ویروب اول غنچه گوله  
قورخورام آغلیاسان شاد اولا شام اهلی گوله  
گورورم ایستموسن بو غمی اطفال بوله  
من ربابه دیرم سن اونا قاندورما حسین  
گه فرات اوسته باخورسان ایدوسن شور و نوا  
چاقورورسان بالاوی آلسون ابوالفضلون اخا  
الی یوخ قارداشون عباسین اونی سندن آلا  
عذری واردور آتاسی حیدری یاندورما حسین  
چوخ باخوب اصغره یانما منی یاندرما حسین  
آغلاما دا باجین اولسون  

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 558 زمان : نظرات (0)

لالایی امیدم ، لالایی بهارم ، لالایی گلم

الهی بمونی همیشه کنارم، لالایی گلم

به گریه که افتادی قصه شروع شد

دلیل همه خنده های عدو شد

چه نقشه ای دارند برای گلوت با

سه شعبه ای که سهم چشم عمو شد

کاشکی میشد بزرگ شی مثل علی اکبر

همش خیاله نذار که آرزو به دل بمونه مادر

همش سرابه ، به همه گفتم ساعت مرگ ربابه

گهواره خالی گُلم باید رو سینه ی صحرا بخوابه

وای علی اصغر....

لالایی قناری ، چقدر بیقراری ، لالایی علی

چشات شده بارون ابر بهاری لالایی علی

نفس توی سینت نمونده عزیزم

کی بغض صداتو شکونده عزیزم

داره زیر آفتاب میسوزه لب تو

سه شعبه گلوتو سوزونده عزیزم

شبیه ماهی تلظی میکنی فدات بشم الهی

آبت ندادن باید بری پر بکشی نمونده راهی

ای نور دیده ، سرت به پوست بند شده اِی گلو بریده

بشکنه دستش حرمله زندگیمو به آتیش کشیده

وای علی اصغر....

تو رفتی و اما با گریه میخونم لالایی علی

تو رفتی سخته که زنده بمونم لالایی علی

لباست هنوزم تو دستمه مادر

قرار دل زار و خستمه مادر

بابات داره خاک رو تنِ تو میریزه

چی مرهم قلب شکستمه مادر

بمیره مادر چجوری بوسه از لبات بگیره مادر

سر مزارت نشسته و تو خیمه ها نمیره مادر

جدا نمیشه ، مادرت از بالای قبرت پا نمیشه

برات بمیرم سر تو که به روی نیزِ جا نمیشه

وای علی اصغر....

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1093 زمان : نظرات (0)

سر روی نی میرفت و در صحرا بدن جا ماند

شاید که غغارت شد قمات و بی کفن جا ماند

گهواره در بازار کوفه چوب قیمت خورد

جسم لطیف صاحبش دور از وطن جا ماند

نوزاد مظلومی که نبش قبر شد آخر

حتی به دور از جسم هفتاد و دو تن جا ماند

میگشت زین العابدین در خاک ها میگفت

ای وای علی اصغر من جان من جا ماند

پیدا شد و قبر شریفش سر اسراء شد

تا روز محشر خواب در آغوش بابا شد

از بین دار الحرب راس اکبر آوردند

بعد از سر اکبر رئوس دیگر آوردند

بر نیزه سر ها شمردند و یکی کم بود

گشتند و از سر همان سر ، سر درآوردند

بر پشت خیمه نیزه ها در خاک رفت، آنگاه

از زیر تل خاک جسم اصغر آوردند

سر را به خنجر نه که با ضربه جدا کردند

آنگاه با نیزه به پیش مادر آوردند

سر را به نی بستند و مادر را به پشت سر

 بردند و مادر هی صدا میزد علی اصغر

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1137 زمان : نظرات (0)

حاج عبدالرضا هلالی

 

گرمای خورشید، رنگ تو پریده

چرا کسی یه قطره آب به تو نمیده؟

 ای عزیزم مادر تو به خدا شیر نداره

 قحط آبه، هی میخونم کاشکی بارون بباره

 ای وای، داره میسوزه جگر

یکمی صبر کن پسرم

برگرده سقای حرم

 ای وای، علی علی...

با یک دل خسته، اشکای پیوسته

رقیه روبروی گهوارت نشسته

 برای تو نگرونن همه توی قافله

 تا تو رو از من بگیره، نقشه داره حرمله

 ای وای، زخمی میشه حنجر تو

میشه بریده سر تو

دق میکنه مادر تو

 ای وای، علی علی...

دانلود سینه زنی واحد شب هفتم محرم حضرت علی اصغر (ع)

تعداد صفحات : 3

درباره ما
Profile Pic
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 3320
  • کل نظرات : 204
  • افراد آنلاین : 28
  • تعداد اعضا : 339
  • آی پی امروز : 404
  • آی پی دیروز : 947
  • بازدید امروز : 7,226
  • باردید دیروز : 11,454
  • گوگل امروز : 78
  • گوگل دیروز : 394
  • بازدید هفته : 7,226
  • بازدید ماه : 291,105
  • بازدید سال : 575,295
  • بازدید کلی : 19,081,123