close
تبلیغات در اینترنت
اشعار محرم و صفر

اشعار محرم و صفر

اشعار محرم و صفر

اشعار محرم و صفر
اشعار محرم و صفر
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 20 aboozar
3 17 aboozar
0 201 aboozar
10 105 aboozar
0 148 aboozar
1 120 aboozar
9 1105 aboozar
0 631 aboozar
0 632 aboozar
0 430 aboozar
0 1608 aboozar
0 846 aboozar
0 1405 aboozar
3 1133 aboozar
12 2515 aboozar
0 1800 aboozar
4 7733 amirsajad
0 3164 aboozar
0 3022 aboozar
0 2875 aboozar

 کربلا ای ترانه ی لبهام
کربلا پا بزار توی رویام
کربلا این شبات پریشونم
از خدا من زیارتت رو میخوام
کربلا بی قراریام ، بَسه
کربلا میمیرم از این غصه
میزنم من به هر دری اخر
نوبتم پس چرا  نمی رسه
حسرتِ... قسمت ِما هر زیارت
آرومم میکنه بوسه به تربت
تا میشم... بیقرار میرم به مشهد
میخونم زیر لب به سوی گنبد
یا رضا کربلا کربلا میخوام
کربلا دردمو کی میدونه
کربلا غصه هام فراونه
کربلا از فراغ تو هر شب
صحن چشمام همیشه بارونه
کربلا میدونی چند وقته
دوری از تو برام چقدر سخته
کربلا کاش بشی مزار من
هر کی اونجا بمیره خوشبخته
کاش بشم کشته ی تو قتله گاهت
میزنم بوسه من بر خاک راهت
آرزوم آخ اگه بِشه اجابت
میرم از مشهدِ رضا زیارت
السلطان اباالحسن علی ابن موسی الرضا

 

 

وقتی دلتنگم ، نمیشه برم
من آروم میشم ، با عکسِ حرم ..
قلبم محتاجِ ، یه جرعه نفس
من باشم با تو ، همین منو بس ..
دلتنگی یعنی حال من ...
دلتنگی شد وَبال من ...
دلتنگی سخته واسه اون که هوایی میشه
بی تابی یعنی گریه ها ...
بی تابی بغضِ تو صدا ...
بی تابی یعنی نوکرت کربلایی میشه
حرم حرم حرم  من و اشک و آه
حرم حرم حرم  من و خیمه گاه
حرم حرم حرم  من و قتلگاه ...

 

 

افتادی توی قتلگاه با بدنی غرقِ به خون

هی با لبِ تشنه میگی ؛ اِنّا اِلیهِ راجِعون

زخمیه جسم اطهرت ، بمیره واسه‌ت خواهرت

تا افتادی روی خاک صحرا عزیز من شد به ‌پا جنجال

چلو چشمام داری جون میدی با لبِ تشنه بین این گودال

مقابل یه لشکر ، چی کار کنم برادر

همه هجوم آوردن، برای غارت یه پیکر

((ای بی‌کفن برادر ، دور از وطن برادر

عریان بدن برادر ، عریان بدن برادر))

چشام نمیبینه درست ، اون کیه که رو سینه‌ته

کاش باز می‌شد ببوسمت ، یه بوسه هم غنیمته

میلرزه دست و پای من ، در نمیاد صدای من

داری مثل گل جلو چشمام میشی پرپر با نیزه و شمشیر

هجوم آوردن توی گودال و التماس زینب نداشت تاثیر

ای پاره پاره پیکر ، برات بمیره خواهر

صدای گریه میاد ، بالاسرت رسیده مادر

((ای بی‌کفن حسینم ، دور از وطن حسینم

عریان بدن حسینم ، عریان بدن حسینم))

کاش بدونی چه‌قدر برام، سخت میگذره این لحظه‌ها

تنت میون قتلگاه ، سرت به روی نیزه‌ها

چیزی نمونده از تنت ، غارت شده پیراهنت

توی این گودال پرخون چیزی نمونده از تو به جز اسمت

یه جای سالم نمونده روی تنت از بس زخمیه جسمت

من با دلی پریشون ، تو با تنی پر از خون

من میرم و تنِ تو میمونه تو دشت و بیابون

((ای بی‌کفن برادر ، دور از وطن برادر

عریان بدن برادر ، عریان بدن برادر))

سپردمت به خدا و به ریگ‌های بیابان

سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان

سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده

به مردمان دهاتی، به آهوان پریشان

به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند

که تا خمیده نگردد دوباره مادر جان

سپردمت به هر آنچه که هست، اما تو

سپردی ام به که رفتی؟ به دلقکان؟ به کنیزان؟!

سپردي‌ام به دو صد چشم هيز نامحرم؟

به شمر ! خولی ! اخنس ! به حرمله ! به سنان ؟!

 

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، پس چرا راهتو میبندن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق ، به زمین خوردنت میخندن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق ، چرا اینجور عذابت کردن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق ، چرا محروم از آبت کردن

ای بال و پرم واویلا، رفتی از حرم‌ واویلا

بعد از تو ستون خیمه، افتاده سرم واویلا

واویلا حرم واویلا..........

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، میره پایین و بالا نیزه

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، زدنت بی‌هوا با نیزه

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، نفسم تند شده واویلا

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، خنجرش کند شده واویلا

ای بال و پرم واویلا ، رفتی از حرم‌ واویلا

بعد از تو ستون خیمه، افتاده سرم واویلا

واویلا حرم واویلا..........

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، همه با سربه‌زیری رفتن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، فاطمیات اسیری رفتن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، غل و زنجیر به پامون بسته

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، روی زخمای ما خون بسته

از بزم حرام میترسم ، از بازار شام میترسم

از زنها و از سنگای، روی پشت بام میترسم

واویلا حرم واویلا..........

 

رسیده، زمان دل بریدنم ز دلدار
امان از، نگاه آخرت ای چشم خونبار
برادر خدا نگهدار، برادر خدا نگهدار
ببین جا می گذارم من دل خود را همین جا
تنت را می سپارم دست این شن های صحرا
سرت بر روی نی سایۀ سر ما
در دل داغ، بر لب آه، الوداع ثارالله
((حسین ثارالله، حسین ثارالله

حسین وابن ثاره))
می آید، نوای ناله ای دور و بر تو
می آید، صدای مویه ای بر پیکر تو
صدای مادر تو، صدای مادر تو
تو را کشتند و آبت هم ندادند، ای حسین جان
چرا کف می زنند اینها و شادند، ای حسین جان
به جان جسمت افتادند، ای حسین جان
مظلومی، تنهایی، تو جانِ زهرایی
((حسین ثارالله، حسین ثارالله

حسین وابن ثاره))


چهل شبِ چشم انتظارم

چهل شبِ که خواب ندارم

چهل شبِ میخوام برادر

 رو خاکِ قبرت سَر بزارم

آه .. چِلّه نشینِ داغَم ..

چِلِّه نشینِ دردَم ..

این همه راه رو  اومَدم ، دورِت بگردم ..

ای کاش زانو هام رمق داشت، داداش .. ای کاش بدنم یه ذره جون داشت .. میدونید اینکه میگن ، از رویِ ناقه ها خودشونو انداختن نرسیده به قبر  ... شاید دیده باشید زائرای اربعین  ،۱۴۰۰تا عمود ... می آمدن ، می آمدن ... دیگه از عمود ۱۰۰ به بعد اونهایی پیاده رفتن میدونن، دیگه پاهات مالِ خودت نیست .. دیگه این ۱۰۰ تا عمودِ آخر پاهاتُ میکِشی رویِ زمین ... هی به رفیقت میگی : صبر کن ، بِشین یه ذرّه استراحت کن ، میگه دیگه طاقت ندارم ، بزار برسیم .. بهش میگی : ده دقیقه ..، یه ذرّه آب بخور ، یه ذرّه جون بگیر  ... میگه نه ... تا نِگام به حرم نیوفته نمیشینم .. این هزار و چهارصد .. همچین که نگاهش به حرم میافته شاید دیده باشی  تا میرسیدن از دور ، گنبد و گلدسته را میدیدن ، همه با صورت می افتادن .. همه داد میزدن .. حسین .. حسین .. هنوز صدایِ خواهرش میآد ...

ای تشنه لب ... جانِ زینب ... حسین ..

چِلّه نشینِ دردم

این همه راه رو اومدم ،دورِت بِگردَم

آه .. چِلّه نشینِ داغَم ..

چِلِّه نشینِ دردَم ..

این همه راه رو  اومَدم ، که برنگردم ..

کاشکی همینجا سَرمو بزارم رو خاکِ تربتت، دیگه سَرَمو بلند نَکُنم.. داداش ، مدینه اَزَم بپرسهِ حسینتُ چرا نیاوردی ..؟ چی جواب بِدَم ..

 افتادم از نَفَس اگر چه

با نامِ تو نَفَس گرفتم

هر جوری بود از دستِ نیزهِ

سَرِت رو آخر پس گرفتم ...

آه .. از سَفرِ اسارت ..

از سَفرِ جِسارت..

سوغات آوردم پیرهَنِ رفته به غارت ..

با اینکه هر چی بود تو خیمه ..

 دشمنِ ما از کینه برده ..

راحت بخواب ، عزیزِ زینب

معجرِ خواهر ، دست نخورده

  آه .. خواهرتُ توانِ

گفتَنِشُ نداره

خودت بِخون، حرفهامُو  از چادرِ پاره

اینم داداش .. هرجا اومدن بچه ها تُ بزنن خودم یک نفری ، سِپَر شدم .. چادرم زیرِ دست و پا ، پاره شد .. امّا نگذاشتم لباسِ بچه هاتُ پاره کُنَن ..

 از داغِ تو اگر خمیدم ..

از داغِ دخترت شِکستم ..

سَر پنجه هام اگر که زخمِ ..

قبرِشو کَندَم با دو دستم ....

داداش خیلی بهم سخت گذشت ، تو  تجربه اش رو داری حسین ... تو  برای علی اصغرت  قبر کَندی ، امّا با غلافِ شمشیر قبرِ بچه تُ کَندی .. من تنهایی تو خرابه .. با دستهای زخمیم هی خاکها رو کَندَم ... حسین ... حسین ...

آه .. سَر پنجه هام اگر که زخمِ ..

قبرِشو کَندَم با دو دستم ....

آه .. از وقتی که اسیر شد ..

سه سالۀ تو پیر شد ...

از تازیانه ها تَنِش مثلِ کویر شد ..

فقط همینو بگم ... یه جای سالم تو بدن ِدخترت نموند ...

اِی ... حسین...

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2768
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 13
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,519
    بازديد ديروز : 3,487
    بازديد کننده امروز : 426
    بازديد کننده ديروز : 1031
    گوگل امروز : 339
    گوگل ديروز: 1042
    بازديد هفته : 1,519
    بازديد ماه : 139,118
    بازديد سال : 1,115,878
    بازديد کلي : 7,985,095
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.207.136.184
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید