close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم

متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم

متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم

متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم
متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 65 aboozar
10 47 aboozar
0 71 aboozar
1 51 aboozar
9 1051 aboozar
0 574 aboozar
0 566 aboozar
0 383 aboozar
0 1571 aboozar
0 806 aboozar
0 1365 aboozar
3 1088 aboozar
12 2436 aboozar
0 1735 aboozar
4 7689 amirsajad
0 3125 aboozar
0 2984 aboozar
0 2836 aboozar
0 4574 aboozar
0 2057 aboozar

گیر یه عده نانجیب افتادی خواهرت بمیره

هدیه هامو قبول کنی داداشی جای دور نمیره

دوتا دلاور رشید جنگاور و رزم آورن

از نسل پاک جعفر و شاگرد رزم حیدرن

عون و محمدم فدات داداشم

دسته گلام نذر چشات داداشم

بذار که جون بدم برات داداشم

نکن امیدم نااُمید، میخوام که باشم روسپید

 بذار بشم مادر شهید

داداش حسین داداش حسین........

دستمو رد نکن داداش نذار قسم بدم به مادر

بزرگشون کردم بشن فدای کربلات برادر

برید کنار داییتون یاریش کنید تنها شده

برید به جای باباتون که نوبت بابا شده

برید نشون بدید دایی غریب نیست

برید نشون بدید که بی حبیب نیست

دایی خجالت بکشه عجیب نیست

عون و محمدم فدات داداشم

دسته گلام نذر چشات داداشم

بذار که جون بدم برات داداشم

منتظرم تو خیمه ها، دسته گلای کربلا

خدانگهدار شما

داداش حسین داداش حسین........


خالی شد خیمه گاهت، غربت توی نگاهت

جانا بمیرم الهی برای آهت

سهمم رو آوردم برا سپاهت

تنهای این صحرایی، مگه من مردم تنهایی

آوردم این دو فدایی

منم عالمه ی ثقلین، منم آینه ی حسنین

سر من به فدای حسین

این زخم زخم فراقه، مردن یه اشتیاقه

آقا حالا که فصل خزون باغه

دست بگذار رو قلبم ببین چه داغه

آهت مثل شمشیره جون ما رو میگیره

واسه ی موندن دیگه دیره

من اسیر نگاه تو ام تا ابد تو سپاه تو ام

که فدایی راه تو ام

منم عالمه ی ثقلین، منم آینه ی حسنین

سر من به فدای حسین

ببین این قوم قتال دارم میرم من از حال

مثل یه کوه تنها یه مرغ بی بال

با لب های تشنه میرم به گودال

دریا گودال سر تا سر، خون میجوشه از پیکر

 میمیرم من پیش مادر

به فدای نفس زدنت تن بی سر و بی کفنت

پره زخمه همه بدنت

منم عالمه ی ثقلین، منم آینه ی حسنین

سر من به فدای حسین

 

ای یار غریبم ای بی یار و یاور

خونه از غربت تو، دل خواهر

خیلی بیقرار و بی تابم برادر

خونه از غربت تو، دل خواهر

نبینم بیقراری تو، اگه یاری نداری تو

ولی داداش حسین جانم

ببین خواهر که داری تو

ولی داداش حسین جانم

ببین خواهر که داری تو

نزن رو مو زمین داداش

پای حرفم بشین داداش

به دست خود کفن کردم

پسرهامو ببین داداش

حسین جانم ببین زینب

برات آورده قربونی

نزار شرمنده شه داداش

با این چشمای بارونی

امون ای دل امون ای دل.....

از این نذر ناچیز شرمنده ام به جونت

جون این پسرها الهی شه به قربونت

از زینب قبول کن تا مثل جوونت

جون این پسرهام الهی شِه به قربونت

میخوام مثل علی اکبر، برای تو بشن بی سر

میخوام این نوگلای من برن میدون بشن پرپر

میخوام اهل جنون باشن ، تا اهل آسمون باشن

میخوام داداش برای تو به غرق خاک و خون باشن

میرم از خیمه میبینم به زیر دست و پا میرن

میرم از خیمه میبینم که روی نیزه ها میرن

امون ای دل امون ای دل.....

با جسمی پر از خون برگشتن پسرهام

حالا سربلندم برات پرپر شدن گلهام

داره هی میریزه اشک شوق چشمام

حالا سربلندم برات پر پر شدن گلهام

بذار من هم به پای تو بشه جونم فدای تو

به عشقت من بشم داداش شهید کربلای تو

نذار تنها بمونم من ، با این غم ها بمونم من

نگو باید بری میدون چجور اینجا بمونم من

نگو باید بمونم تا ببینم روی نِی میری

ببینم زیر اون خنجر داری جون میدی میمیری

امون ای دل امون ای دل.....

 

دلشکسته و بی قرار آوردمشون

برای فدات شدن بار آوردمشون

بمونن براشون حرم مثل قفسه

بذار تا که خواهر به داد تو برسه

هل من معینت ببین، آتیشمون زد

آمادهء رفتنن عون و محمد

بمونن حرم چی شه، سهم تو غریبی شه

نذار ببینن زینب بین دود و آتیشه

حسین جانم.....

دلت داره غصه برادر میخوره

به کارت نیان به خواهرت بر میخوره

دست کم دو تا نیزه رو به جون میخرن

دو تا نیزه هم تن تو کمتر میخوره

تو هستی موقع افتادناشون

میبینی که پر از نیزه است تناشون

اینا نیزه جات خوردن تناشون شده نیلی

منم جای دختر هاتداداش میخورم سیلی

حسین جانم......

من بمیرم آقا که بی هوا زدنت

با نیزه با شمشیر و با عصا زدنت

افتادی رو خاک و نفس نفس میزدی

من دیدم یه لشگر به دست و پا زدنت

ای پادشاه غریب ای پاره پیکر

ای شاه شیب الخضیب ای شاه بی سر

رو نیزه سرت ای وای

کو انگشترت ای وای

با شمر و سنان میره

کجا خواهرت ای وای

حسین جانم......

 

السلام علیکم یا اهل بیت النّبوه، السلامُ علی مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ

من بندۀ آزاده ام عبدالحسینم

برعشق تو دلداده ام عبدالحسینم

شکر خدا که در مسیر عشق بازی

در دام تو افتاده ام عبدالحسینم

تنها نه من آوارۀ عشق تو هستم

همراه خانواده ام عبدالحسینم

این عشق را از والدینم ارث بردم

الحق که بنده زاده ام عبدالحسینم

چشمانِ من سرچشمۀ جوشان اشک است

رنگ تو دارد باده ام عبدالحسینم

وقتی مَلَک جاروکش این آستان است

من یک غلام ساده ام عبدالحسینم

بی معرفتها هر چه میخواهند بگویند

پای رهت اِستاده ام عبدالحسینم

زهرا دعایم کرد تا اینجا رسیدم 

در این مسیر و جاده ام عبدالحسینم

ای کاش بینم مثل یاران خمینی

در راه تو سر داده ام عبدالحسینم

من اربعین کرب و بلا را دوست دارم

آلوده ام اما شما را دوست دارم

السلام علیکِ یا مولاتی یا زینب

از ازل خورشیدِ انور زینب است

حافظ الله اکبر زینب است

پیکر اسلام را سَر، زینب است

حیدر کرارِ دیگر زینب است

بعدِ زهرا روح کوثر زینب است

پیش پایش آسمان خم می‌شود

مرجع تقلیدِ مریم می‌شود

کعبۀ غم های عالم می‌شود

آیت اللهِ مُعَظَّم می‌شود

محشرِ صحرای محشر، زینب است

یک زن اما لشگری را صف شکن

یک تَنه باب المراد پنج تن

تکیه بر این شانه‌ها دارد حسن

ذوالفقاری دارد از جنس سخن

منبری‌ها، جان منبر زینب است

از امام خود حمایت می‌کند

از گنهکاران شفاعت می‌کند

گاه در میدان قیامت می‌کند

گاه در خیمه عیادت می‌کند

خواهری از جنس مادر زینب است

در خطرها بال و پر را می‌دهد

می رود خونِ جگر را می‌دهد

موقع پیکار سر را می‌دهد

پای عشقش دو پسر را می‌دهد

فانیِ عشق برادر زینب است

ای غریب کربلا جانم فدات

نه پسر، دو نوکر آوردم برات

این دو تا خاکند، خاکِ زیر پات

سهم من را هم بده از کربلات

بین خیمه زار و مضطر زینب است

آخه بچه ها اول اومدن پیشِ دایی شون ،دایی جان ما هم میخواهیم جانمونُ قربانت کنیم ... حضرت فرمود : برید اول اجازه از مادرتون بگیرید . دایی جان، بخدا مادرمون ما رو تجهیز کرده ... پس برید مادرتون بگید بیاد ،یه وقت یه صدایی از پشت خیمه بلند شد ... سالار زینب ... من دارم گوش میدم ، وارد خیمه شد ،نامه عبدالله را بهش نشان داد حضرت با ادب صورت خواهر را بوسید ،بچه هاشو آماده کرد..

مادری وقتی که دارد دو پسر

با خودش هم تیغ دارد هم سپر

امنیت دارد به هنگام خطر

کی میافتد بر زمین بین گذر

روضهِ خوان داغ مادر زینب است

این دو تا هستند، شأن من به جاست

حرمتم ضرب المثل در کربلاست

دور از من چشم‌های بی‌حیاست

چادرِ زینب کجا در زیر پاست

در حفاظ دو دلاور زینب است

هر دو تا سیراب از یک باده‌اند

این دو آقا زاده حیدر زاده‌اند

تا ابد بر عشق تو دلداه‌اند

اذن میدان را بده، آماده‌اند

نه نگو، امید آخر زینب است

تو نرو گودال این‌ها می‌روند

هر دو با سربندِ زهرا می‌روند

زیر شمشیر و سنان ها می‌روند

جان من غصه نخور تا می‌روند

غصه دار دیده‌ی تر زینب است

بهتر اینکه وقت غارت نیستند

می‌روم وقتی اسارات نیستند

می‌خورم سیلیِ غربت نیستند

وقت تقسیمِ غنیمت نیستند

موقعی که بین لشگر زینب است

 

دو تایی رفتن،چه رفتنی چه رجزی .. تا گفتن ما بچه های زینب هستیم ما بچه های عبدالله ابن جعفر طیار هستیم......الله اکبر...  

یکیشون ۳۰ نفر یکی دیگه شون ۱۰ نفر یک دفعه صداشون بلند شد دایی جان ... خداحافظ ...

شنیدیم بدنهاشونُ آورد تو خیمه زنها دویدن کمکِ حسین ... ولی اصلاً دختر علی بیرون نیامد ... عبدالله گفت یه سوال اگه اجازه بدی خانم بکنم ؟

آیا بچه های من عیبی داشتن

گفت چه عیبی؟ به من بگو بچه هامو آوردن خیمه تو چرا نیامدی؟ صدا زد عبدالله دست از دلم برادر ... تو که نبودی ببینی داداشم چه عرقی چه خجالتی ... عبدالله‌نبودی .. هی من دویدم بین میدان و  برگشتم و جنازه ... عبدالله نبودی هفت بار دنبالش دویدم تا اجازه داد زیر گلوشُ ببوسم .... عبدالله نبودی ...

اون خنجر می کشید

من خنجرشو می گرفتم

 

دو خورشید جهان آرا، دو قرص ماه، دو اختر

دو آزاده، دو دلداده، دو رزمنده، دو هم سنگر

دو شایسته، دو وارسته، دو دردانه، دو ریحانه

دو نور دیده در دیده، دو روح روح در پیکر

دو یاس ارغوانی نه، بگو دو آیة قرآن

دو یوسف نه، دو اسماعیل از یک قهرمان هاجر

کشیده شانه بر مو، شسته صورت از گلاب اشک

گرفته چون دو قرآن دخت زهرا هر دو را در بر

به سر شور و به رخ اشک و به کف تیغ و به دل آتش

به سیرت، سیرتِ قاسم، به صورت، صورتِ اکبر

 منای کربلا گردیده محو این دو قربانی

نوای نینوا از نایشان بر گنبد اخضر

گرفته دستشان را برده با خود زینب کبری

که قربانی کند در مقدم ثار الله اکبر

بگفت ای جان جان، جان دو فرزندم به قربانت

تو ابراهیمی و اینان دو اسماعیل ای سرور!

دو اسماعیل نه، دو ذبح کوچک، نه دو قربانی

قبول درگهت کن منتی بگذار بر خواهر

اگر اذنم دهی اینک به دست خود بگردانم

دو فرزند عزیز خویش را دور علی اصغر

امید زینب است ای آفتاب دامن زهرا

که افتد این دو قرص ماه را بر خاک راهت سر

سفارش کرده عبدالله جعفر بر من ای مولا

که این دو شاخة گل را کنم در مقدمت پرپر

به اذن یوسف زهرا دو ماه زینب کبری

درخشیدند در میدان چو خورشید فلک گستر

فلک در آتش غیرت، ملک در وادی حیرت

که رو آورده در میدان دو حیدر یا دو پیغمبر!

یکی می گفت دو خورشید از گردون شده نازل

یکی گفتا دو مه تابیده یا دو آسمان اختر

ندا دادند ما دو شیرزاده ایم زینب را

که باشد  جده ی ما فاطمه صدیقه ی اطهر

پیمبر جد و زهرا جده و مادر بود زینب

حسین بن علی خال و پدر عبدالله جعفر

خروشیدند همچون شیر با شمشیر یک لحظه

دو حیدر حمله ور گشتند بر دریایی از لشکر

تو گفتی در احد تابیده دو بدر جهان آرا

و یا دو حیدر کرار رو آورده در خیبر

ز آب تیغ هر یک آتشی می ریخت در میدان

که گفتی شعله ی خشم خدا پیچیده در محشر

چو آتش بر فلک فریاد می رفت از دل دشمن

چو باران بر زمین می ریخت دست و پا و چشم و سر

ز هم پاشیده چون پیراهن از هم هر دو اعضاشان

ز بس بر جسم شان بنشست زخم نیزه و خنجر

به خاک افتاد جسم پاکشان چون آیة قرآن

دریغا ماند زیر دست و پا دو سوره کوثر

چو بشنید از حرم فریادشان را یوسف زهرا

به سرعت آمد و بگرفت همچون جانشان در بر

دریغا دو همای عشق در آغوش ثارالله

همای روحشان از موج خون در آسمان زد پر

چو دید از قتلگه آرند آن دو سرو خونین را

درون خیمه زینب گشت پنهان با دو چشم تر

همه زنها از لای پرِ خیمه می دیدند .دیدند خانوم از جا بلند نشد .گفتند: خانوم جان! بچه هات رو آقا داره میاره ،یکیش بغل حسین، یکی بغل عباس ...این دایی ها دارن برادر زاده ها رو میارن .نمیخوای بری ؟

برا بچه های ما تو میدون رفتی ،پاشو بچه های خودت رو دارن میارن ،فرمود : نه ..حاشا اگه من بلند ‌شم ... حسینم منو ببینه خجالت میکشه .

نهان شد در حرم کو را نبیند یوسف زهرا

مبادا چشم حق گردد خجل ز آن مهربان مادر

بیا لیلا تماشا کن مقام و صبر زینب را

که در یک لحظه داده در ره دین دو علی اکبر

دَم اند و بازدم اند

شبیه بازدَم و دَم همیشه پشت هم اند

قسم به عشق قسم

برای یاری ارباب خویش هم قسم اند

قدم قدم در رزم

دو ردّپا که  نه ! انگار ردّ یک قدم اند

اگرچه بی حرم اند

ولیکن همین دو برادر مدافع حرم اند

و این غم است دوتا

که قد مادر این دو ز ماتم است دو تا

برای نجمه یکی است

برای حضرت زینب محرم است دوتا

به کوفه است یکی

ولی به کرب بلا ابن ملجم است دوتا

دو اکبر زینب رسیده اند به خیمه به محضر زینب

و غبطه می خورند رباب و نجمه دوتایی به لشکر زینب...

برای گفتن عقد دو پله خم شده در پای منبر زینب

پسر نگو اصلا بگو به این دو برادر دو قنبر زینب

بگو به جبرائیل دو آیه ای است در این دشت کوثر زینب

شده رجزهاشان به غیر نام علی، نام مادر زینب

شکسته سرهاشان که سر شکسته نگردد برادر زینب

چه قدر تیر زدند به این دو ظاهرا اما ...به پیکر زینب

فشار خنجرشان اثر گذاشته اما به حنجر زینب

دو اکبر زینب شدند آخر سر چند اصغر زینب

که گفته یک سر بود ؟سه تا سرند به نیزه برابر زینب

این سه تا سر ؛ سَرِ ابی عبدالله  و سر بچه های حضرت زینب همیشه سرشون جلو محمل حضرت زینبِ...

نه پیش مادرشان، که رفته است به بالای نیزه ها سرشان

شدند چون اکبر ،تمام دشت پر است از تمام پیکرشان

چه خوب شد زینب،به وقت مرگ نبود است در برابرشان

و خوب شد دختر نبودند ،و نبوده است فکر معجرشان ...

قمرا موند برا تو ...اینهمه اختر برا من ...

پسرا موند برا تو ...هر چی که دختر برا من ...

بقیه اش برا من ،آه و ناله برا من ...

طفل سه ساله برا من ...وقت غارت برا من ...

زخم جسارت برا من ...جنگ اینجا برا تو ...

سنگای اینجا برا من ...جنگ کوفه برا من ...

سنگای کوفه برا من ...

سنگ میزدن حضرت زینب میرفت جلو دفاع می کرد .اینا امانت اند .دیگه زینب پسراش نبودن ، اگر هم بود سر سوزنی از کارش غافل نمیشد .زینبه ...امام معصوم فرمود : ای عمه جان! بخدا،تو عالمه ای هستی که کسی تعلیمت نداده .فهمیده ای هستی که کسی بهت نفهمونده خودت می دونی ....

نگاه کرد دید بچه داره با سَرِ بالای نیزه حرف میزنه ... دید این بچه اگه حواسش پرت نشه کنار نیزه بچه میمیره ...کنار سر به چوبه محمل زد ؛.چند بار زینب این کار رو کرد ... خودشو میزد بچه ها به سر بابا نگاه نکنن .بعد یه  همچین خواهری ...بدن بچه هاشو که می آوردن از خیمه بیرون نیومد ...تو کی هستی خانوم ؟ تو کی هستی خانوم  جان ؟ ای جان عالم  فدای تو  زینب ....

تو خیمه هنوز ،من سرلشکرتم

بی تابِ لبِ،خشک علی اصغرتم

حسین جان

من خواهرتم ،جای مادرتم

من دختر شاه خیبر شکنم

من آینه زهرا و حسنم

اون کس که برا،تو می میره منم

حسین....

 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2642
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 7
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,028
    بازديد ديروز : 2,912
    بازديد کننده امروز : 505
    بازديد کننده ديروز : 887
    گوگل امروز : 432
    گوگل ديروز: 866
    بازديد هفته : 20,834
    بازديد ماه : 83,289
    بازديد سال : 948,196
    بازديد کلي : 7,817,413
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 34.236.38.146
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید