close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم - 6

متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم - 6

متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم - 6

متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم - 6
متن روضه طفلان حضرت زینب,متن روضه شب چهارم محرم,متن سینه زنی واحد طفلان حضرت زینب,شب چهارم محرم - 6
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 20 aboozar
3 17 aboozar
0 201 aboozar
10 106 aboozar
0 148 aboozar
1 120 aboozar
9 1109 aboozar
0 632 aboozar
0 632 aboozar
0 430 aboozar
0 1609 aboozar
0 847 aboozar
0 1407 aboozar
3 1133 aboozar
12 2515 aboozar
0 1800 aboozar
4 7733 amirsajad
0 3164 aboozar
0 3022 aboozar
0 2875 aboozar

هرکی با تو یه حرفی داشت روش نمیشد بهت بزنه

 ته دلش خوب میدونست چاره کار دست منه

حالا همین خواهر کوچیک تو امروز برا چی

 برا همین حاجت کوچیک باید هی زار بزنه

تو رو تا حالا قسم ندادم به مادرت

 پنجاه ساله نه نگفتی به خواهرت

از سر خودت وا نکن منو هرچی تو بگی ولی من چی

اگه نمیدی اذن رفتنو هرچی تو بگی ولی من چی

میگی بیان با من هرچی تو بگی

میگی اسیر بشن هرچی توی بگی

آخه عزیز من هر چی تو بگی ولی من چی

از سر خودت وا نکن منو هرچی تو بگی ولی من چی

اگه نمیدی اذن رفتنو هرچی تو بگی ولی من چی

پسرای من پای عشق تو به اینجا رسیدن

 اینا با رویای علمدار خودت قد کشیدن

اگه ندی اذن بهشون فکر میکنن مرد نشدن

بیا خودت بدرقه شون کن تا که دلسرد نشدن

نگو همینه حرف آخرت هرچی تو بگی ولی من چی

خودتو بذار جای خواهرت هرچی تو بگی ولی من چی

میگی فدا نشن هرچی تو بگی از جدا نشن هرچی تو بگی

آخه عزیز من هرچی تو بگی ولی من چی

از سر خودت وا نکن منو هرچی تو بگی ولی من چی

اگه نمیدی اذن رفتنو هرچی تو بگی ولی من چی

آره درسته که هنوز این پسرا نوجوونه

ولی پای رسم جوون مردونگی پهلوونن

دیگه نمونده برامون چاره ای جز رفتنشون

پسر من نیستن اگه سر بمونه رو تنشون

بیا و امیدو ازم نگیر هرچی تو بگی ولی من چی

گلای منو دست کم نگیر هرچی تو بگی ولی من چی

میگی چرا برن هرچی تو بگی چرا شهید بشن هرچی تو بگی

آخه عزیز من هرچی تو بگی ولی من چی

از سر خودت وا نکن منو هرچی تو بگی ولی من چی

اگه نمیدی اذن رفتنو هرچی تو بگی ولی من چی

 

بچه های من آماده ولی تو اذن ندی انصاف کجاست

بچه هام میگن مثل اکبرش ما کشته نشیم انصاف کجاست

اگه مثل لیلا داغ جوون نبینم، انصاف کجاست

اگه تو بری و تو خیمه ها بشینم، انصاف کجاست

اگه اینه رسم خواهری برادرم

 باشه اما فردا چی بگم به مادرم

مردا برن و این گلا توی خیمه بشینن انصاف کجاست

میمیرن اگه دستای منو بسته ببینن انصاف کجاست

ازشون بگیری سعادت، شهادت انصاف کجاست

میمیرن اگر که با من بیان اسارت انصاف کجاست

من فدای خشکی لبت برادرم

 نگو اینه سهم زینبت برادرم

پیش بچه ها آتیش به دل خواهر بزنی انصاف کجاست

زنده باشن و پیش چشمشون پرپر بزنی انصاف کجاست

اگه با تو امشب پیش خدا نباشن انصاف کجاست

اگه روز محشر با شهدا نباشن انصاف کجاست

اگه اینه رسم خواهری برادرم

 باشه اما فردا چی بگم به مادرم

راهیشون کن تا یکم ادا شه دین من

 التماس خواهرو ببین حسین من

 

حسین برات یه دنیا غم آوردم

گلام رو با خودم آوردم

ببخش كه هدیه كم آوردم

حسین

بخدا،امشب نیازبه روضه خون نداری،من فقط بهانه میخوام دستت بدم.

حسین ستاره ی عرش برینم

بشنو صدای آتشینم

تو دست رد نزن به سینه ام

حسین

بارون رحمت من

به خواهرت نزول كن

داداش به جون مادر

بچه هامو قبول كن

بنا به بعضی از اقوال،دوتا عون و دوتا محمد كربلا بوده،یه عون و محمد برادرهای عبدالله جعفر بودند،سنین اونها بالای بیست سال بوده،بنا بر بعضی از اقوال عون و محمد آقازاده های بی بی زینب سلام الله علیها،سنشون كم بوده،زیر پانزده سال،بعضی روایات داره خانوم،اینها رو تو خیمه لباس نو به تنشون كرد،چشماشون رو سرمه كشید،به موهاشون شانه زد،به بدن هاشون عطر كشید،فرمود:حالا برید پهلو دایی تون،به دست و پاش بیوفتید،اجازه ی میدون بگیرید، مادر یادتون باشه،اگه دایی قبول نكرد،یادتون نره،دایی رو به چادر مادرم قسم بدید،

حسین برات یه دنیا غم آوردم

گلام رو با خودم آوردم

ببخش كه هدیه كم آوردم

حسین ستاره ی عرش برینم

بشنو صدای آتشینم

تو دست رد نزن به سینه ام

نقل اینه :خانوم زینب دستاشون رو گرفت: آوردشون جلوی خیمه آقا سید الشهداء فرمود: من تو نمیآم،شما برید از دایی تون اجازه بگیرید من اینجا وایستادم،خود زینب بیرون ایستاده،هی میگه خدایا،نكنه من سهمی نداشته باشم،بچه ها رفتند تو و برگشتند،بی بی زینب دید خرابند،چی شد مادر،سرشون رو انداختند پایین،گفتند:مادر دایی راضی نمیشه.راضی نمیشه!چطور؟دست بچه ها رو گرفت اومد تو خیمه ی ابی عبدالله،صدا زد،من و تو یه قرارایی با هم داشتیم،چه طور وقتی نوبت اكبر میشه،فوری میگی برو،وقتی نوبت قاسم میشه،ولو سخت راضی میشی،حالا كه نوبت من شده،نه تو كار میاری،باشه حسین،نمی دونید چقدر حسین گریه كرد.

نگاه به قدشون كن

ببین مرد نبردند

می خوان مثل خود من

دور سرت بگردند

اونیكه تو باید امشب با زینب بگی اینه،نشست كف خیمه:

حسین غریب مادر،حسین غریب مادر.....

حسین

بذار فدای اكبرت شن

غرق به خون برابرت شن

تا افتخار خواهرت شن

حسین

بذار نمك بریزم رو زخم دلاتون

حسین

قول میدم این گل های زیبام

اگه برن از جلو چشمام

از خیمه ام بیرون نمیآم

حسین

همه ذكر و فكر زینب حسینه

غصه نخور غریبی

فدای نیم نگاهت

من و دوتا جوونم

اینجا میشیم سپاهت

می خوام دو یاس پرپر

میون گلزارت شن

 بذار بلاگردون

چشم علمدارت شن

یه زینبی میگیم،یه زینبی میشنویم،مشهوره،محال ممكن بود،زینب بخواد نمازی بخونه،نمازهای واجب و غیر واجب،حتماً قبل نماز باید میومد،یه چند دقیقه ای حسین رو تماشا میكرد،خوب كه سیر نگاه میكرد،حسین رو،بعد میرفت نماز میخوند،خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها،تازه خدا بهشون زینب رو داده،متوجه شدن ابی عبدالله از گهواره تا فاصله میگیره،زینب شروع میكنه گریه كردن،تا حسین بر میگرده،میخنده،تا حسین میره ضجه میزنه،ابی عبدالله كه كنار گهواره زینب راه میره،اگه میره چپ چشم زینب،دنبالش میره،حسین میاد به راست چشم زینب دنبالش میگرده،بی بی زهرا آمد،خدمت پیغمبر اكرم،عرضه داشت بابا یا رسول الله عشق این دختر به داداشش حیرت انگیزه،عشق این خواهر به برادرش،شگفت آوره،پیغمبر شروع كرد گریه كردن،فرمود:فاطمه جان این دخترت شریك حسینه،این دخترت كربلا میره،اون روزی كه حسین كربلا میره با این خواهر،نه من هستم،نه تو هستی،نه باباش علی هست،نه برادش حسن،همه رو میكشن،این دختر و دستاشو به ریسمان ،روی شترهای برهنه سوار،پیغمبر و فاطمه نشستند برا حسین گریه كردند،ای حسین.........صل الله علیك یا مولای یا مظلوم یا اباعبدالله

 

ای پسر شیر خدا نذار خجالت زده مادر بشم

ای پسر شیر خدا بذار شبیه مادر اکبر بشم

مثل جوون لیلا بذار برن جوونام

به خواهرت نگو نه تو رو به جون بابا

یابن علی المرتضی حسین شاه کربلا

ای پسر شمس الضحی ببین کفن پوشیده و آماده اند

مثل خودم این دو جوون تو دام عشق دلکشت افتاده اند

مثل جوون لیلا بذار برن به میدون

چشای زینبت رو نکن دوباره گریون

یابن علی المرتضی حسین شاه کربلا

ای پسر بدر الدجی قربونیای زینبو نگاه کن

ای پسر بدر الدجی برا قبولی نذرم دعا کن

مثل جوون لیلا به خاک و خون تپیدن

شکر خدا دوتاشون به فاطمه رسیدن

یابن علی المرتضی حسین شاه کربلا

 

رضای دلم رضای حسین / ز کودکیم مبتلای حسین

به سینه زنم برای حسین / برا غم کربلای حسین

از این همه غربت خدا چه کنم

غم است عزا عزای حسین / حرم شده ماتم سرای حسین

چه هدیه کنم به پای حسین / دو دست گل من فدای حسین

از این همه غربت خدا چه کنم

بنگر طفلانم را، چشم گریانم را

خود رنجانم را می گیرم

بنگر حال زارم، اشک از خون می بارم

از این غربت دارم می میرم

ثارالله سالار زینب

نه این دو فقط خودم به فدات / اجازه بده زینب که برات

بمیره حسین بمیره به پات / چه میشه که باشم من از شهدات

بیا برادر اجازه بده

نفس بده تا که دم بزنم / به جانب میدان قدم بزنم

یه لشکری و به هم بزنم / کنار اباالفظل علم بزنم

بیا و به خواهر اجازه بده

ابر بارانیم چون باد توفانیم

این دو قربانیم نذر تو

آمد جانم برلب هستم در تاب تب

اصلاً جان زینب نذر توست

ثارالله سالار زینب

کبوتری از حریم تو ام / ز سینه زنان قدیم تو ام

همیشه خوش از شمیم تو ام / نمک گیر دست کریم تو ام

ز عشق تو مستم بگو چه کنم

دلم همه دم ز عشق تو سیر / بمیرم از این عشق، بگو که بمیر

چه طور نشوم ز داغ تو پیر / امیری حسین و نعم الامیر

گدای تو هستم بگو چه کنم

اشکام مثل بارون، چشمام دریای خون

امشب زیر ایوون می میرم

عشق قلب زهرا، با تو قلبم شیدا

بی تو کم کم آقا می میرم

ثارالله حسین غریب کربلا

 

 

ابری ترین ابر بارون / چشمای غمگین و خیسم

با جوهر سرخ اشکام / اسم تو رو می نویسم

مجنون تر از حال مجنون / با کوهی از دردو غمها

داراییم را آوردم / به پیش پای تو مولا

دسته گلامو نگاه کن / سربند عشقت رو بستند

رفته علی اکبر تو / طفلای زینب که هستند

 به عشق تو هستن اسیر / پس بپذیر ای دلپذیر

ببین چه خوشکل می خونن

        امیری حسین و نعم الامیر         

از بچگی ای قرارم / عشقت تب و تابشون بود

اسم قشنگت حسین جان / لالایی خوابشون بود

حالا فقط آرزومه / پای رکاب تو باشند

شهادت از تو بگیرند / کشته ی کرببلا شن

ای نورو امید قلبم / نمی زاری نا امید شن

دارن می رن تا که داداش / به جای زینب شهید شن

 زینب به عشقت داده شیر / گلاشو ای ماه منیر

ببین چی خوشکل می خونن

        امیری حسین و نعم الامیر         

حالا بده اذن میدون / شمشیرو نیزه بگیرن

شهد غمت رو بنوشن / به زیر پاهات بمیرن

بدنشونو ببینم / شبیه اکبر بیارن

به عشق سالار زینب / بی دست و بی سر بیارن

آوردیشون سمت خیمه / نگی بیا ای برادر

آخه می ترسم خجالت / بکشی از اشک خواهر

 به جای من یک دل سیر / هردوشونو بغل بگیر

ببین چه زیبا می خونن

 امیری حسین و نعم الامیر  

 

دانلود با صدای مهدی اکبری

دانلود با صدای جواد مقدم

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2779
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 848
    بازديد ديروز : 3,413
    بازديد کننده امروز : 203
    بازديد کننده ديروز : 1055
    گوگل امروز : 143
    گوگل ديروز: 1033
    بازديد هفته : 4,261
    بازديد ماه : 141,860
    بازديد سال : 1,118,620
    بازديد کلي : 7,987,837
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 34.204.176.189
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید