close
تبلیغات در اینترنت
شب یازدهم شام غریبان

شب یازدهم شام غریبان

شب یازدهم شام غریبان

شب یازدهم شام غریبان
شب یازدهم شام غریبان
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 144 aboozar
1 680 aboozar
0 466 aboozar
3 489 aboozar
0 616 aboozar
10 530 aboozar
0 636 aboozar
1 525 aboozar
9 1643 aboozar
0 1103 aboozar
0 1102 aboozar
0 839 aboozar
0 2033 aboozar
0 1279 aboozar
0 1801 aboozar
3 1516 aboozar
12 3003 aboozar
0 2195 aboozar
4 8131 amirsajad
0 3539 aboozar

بابای من رو از قفا با دشنه کشتند
بابای من رو با لبای تشنه کشتند
با تیغ و نیزه جسمشو صد چاک کردند
صحرا نشینا پیکرش رو خاک کردند
جای یه خنجر رو حنجرش بود
جای هزاران زخم روی پیکرش بود
هم خواهرش بود هم مادرش بود
چشم یه ملعونی پی انگشترش بود
لعنت به اون که پیکرش رو زیر ور روکرد
توی رگای حنجرش خنجر فرو کرد
لعنت به اون خولی که دنبال سرش بود
با ساربانی که پی انگشترش بود
لعنت به اون که بی حربه میزد
با هرچی داشتش توی دستش ضربه میزد
لعنت به اون که با سنگ میزد
اونی که داشت به پیراهنش چنگ میزد

غریب گیر آوردنت......


بوی حرم گرفتیم از عطر سیب مادر

تا ما میگیم حسین جان میگه غریب مادر
بنی بنی بنی.......

هی زیرلب میخونه شمشیر و تیر آوردند

بچم رو هم مثل من غریب گیر آوردند

حسین حسین حسین ای وای.........

 بچم روهم مثل من نامرد بی هوا زد

گودال بود و بچم لب تشنه دست و پا زد

تاج سر ملائک تاراج پای شمرِ

 مویی که شونه کردم تو پنجه های شمرِ

 بند دلش رو مادرعطشان ببینه سخته

بچش رو بین مقتل عریان ببینه سخته

حسین حسین حسین ای وای.........

 

افتادی توی قتلگاه با بدنی غرقِ به خون

هی با لبِ تشنه میگی ؛ اِنّا اِلیهِ راجِعون

زخمیه جسم اطهرت ، بمیره واسه‌ت خواهرت

تا افتادی روی خاک صحرا عزیز من شد به ‌پا جنجال

چلو چشمام داری جون میدی با لبِ تشنه بین این گودال

مقابل یه لشکر ، چی کار کنم برادر

همه هجوم آوردن، برای غارت یه پیکر

((ای بی‌کفن برادر ، دور از وطن برادر

عریان بدن برادر ، عریان بدن برادر))

چشام نمیبینه درست ، اون کیه که رو سینه‌ته

کاش باز می‌شد ببوسمت ، یه بوسه هم غنیمته

میلرزه دست و پای من ، در نمیاد صدای من

داری مثل گل جلو چشمام میشی پرپر با نیزه و شمشیر

هجوم آوردن توی گودال و التماس زینب نداشت تاثیر

ای پاره پاره پیکر ، برات بمیره خواهر

صدای گریه میاد ، بالاسرت رسیده مادر

((ای بی‌کفن حسینم ، دور از وطن حسینم

عریان بدن حسینم ، عریان بدن حسینم))

کاش بدونی چه‌قدر برام، سخت میگذره این لحظه‌ها

تنت میون قتلگاه ، سرت به روی نیزه‌ها

چیزی نمونده از تنت ، غارت شده پیراهنت

توی این گودال پرخون چیزی نمونده از تو به جز اسمت

یه جای سالم نمونده روی تنت از بس زخمیه جسمت

من با دلی پریشون ، تو با تنی پر از خون

من میرم و تنِ تو میمونه تو دشت و بیابون

((ای بی‌کفن برادر ، دور از وطن برادر

عریان بدن برادر ، عریان بدن برادر))

سپردمت به خدا و به ریگ‌های بیابان

سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان

سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده

به مردمان دهاتی، به آهوان پریشان

به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند

که تا خمیده نگردد دوباره مادر جان

سپردمت به هر آنچه که هست، اما تو

سپردی ام به که رفتی؟ به دلقکان؟ به کنیزان؟!

سپردي‌ام به دو صد چشم هيز نامحرم؟

به شمر ! خولی ! اخنس ! به حرمله ! به سنان ؟!

 

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، پس چرا راهتو میبندن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق ، به زمین خوردنت میخندن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق ، چرا اینجور عذابت کردن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق ، چرا محروم از آبت کردن

ای بال و پرم واویلا، رفتی از حرم‌ واویلا

بعد از تو ستون خیمه، افتاده سرم واویلا

واویلا حرم واویلا..........

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، میره پایین و بالا نیزه

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، زدنت بی‌هوا با نیزه

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، نفسم تند شده واویلا

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، خنجرش کند شده واویلا

ای بال و پرم واویلا ، رفتی از حرم‌ واویلا

بعد از تو ستون خیمه، افتاده سرم واویلا

واویلا حرم واویلا..........

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، همه با سربه‌زیری رفتن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، فاطمیات اسیری رفتن

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، غل و زنجیر به پامون بسته

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَق، روی زخمای ما خون بسته

از بزم حرام میترسم ، از بازار شام میترسم

از زنها و از سنگای، روی پشت بام میترسم

واویلا حرم واویلا..........

 

رسیده، زمان دل بریدنم ز دلدار
امان از، نگاه آخرت ای چشم خونبار
برادر خدا نگهدار، برادر خدا نگهدار
ببین جا می گذارم من دل خود را همین جا
تنت را می سپارم دست این شن های صحرا
سرت بر روی نی سایۀ سر ما
در دل داغ، بر لب آه، الوداع ثارالله
((حسین ثارالله، حسین ثارالله

حسین وابن ثاره))
می آید، نوای ناله ای دور و بر تو
می آید، صدای مویه ای بر پیکر تو
صدای مادر تو، صدای مادر تو
تو را کشتند و آبت هم ندادند، ای حسین جان
چرا کف می زنند اینها و شادند، ای حسین جان
به جان جسمت افتادند، ای حسین جان
مظلومی، تنهایی، تو جانِ زهرایی
((حسین ثارالله، حسین ثارالله

حسین وابن ثاره))


تفسیر عشق درس الفبای کربلاست

لب تشنه خضر در پیِ صحرای کربلاست

 باز این چه شورش است که در خلقِ عالم است

نیل و فرات تشنۀ موسایِ کربلاست

 عیسی به عرش رفت، ولی روضه خواند و گفت:

عریان به روی خاکِ مسیحایِ کربلاست

 باید علی شود، زکریّای کربلا

وقتی که روی نِی، سر یحیایِ کربلاست

 بعد از گذشت این همه سال از شهادتش

خلقت هنوز ماتِ مُعمّایِ کربلاست

 ای باخبر ز سرّ معما شما بگو

ای روضه‌خوانِ ناحیه، آقا شما بگو

ما هر چی بلد بودیم تو این چند شب گفتیم. هر کی به اندازه ارتباطش با امام حسین از حالا به بعد می تونه گریه کنه....

آهی بکش به باد بده دودمان ما

شعری بخوان که شعله بیفتد به جان ما

 صمصامِ انتقام، خدا صبرمان دهد

یک شب اگر شما بشوی روضه‌خوانِ ما

 تاریخ را ورق بزن از کربلا بگو

برگرد، چارده سده پیش از زمان ما

 این خون نوشته‌ای که تو خواندیش ناحیه

این بی‌کسی که باد فدایش کِسانِ ما

 این روضه‌های باز، که با السّلام‌هاش

لکنت گرفته است، سراپا زبان ما

 شأن نزول کیست که خون گریه می‌کنی؟

ای کاش دشنه بگذرد از استخوان ما

 ارباب مقتل، عازم آن سوی نیزه‌هاست

ای وای بر دلم، سندش روی نیزه‌هاست

 آقا نوشته‌اند که جدت کفن نداشت

گیرم کفن نبود، چرا پیرهن نداشت؟

 از پای‌کوب اسب سواران شنیده‌ام

بُردند روی نیزه سری را که تن نداشت

 پیچیده بود در خودش از آتشِ عطش

داغی که داشت در جگر خودِ حسن نداشت

 انگشتری که با خودش آورده بود کو؟

ای کاش هیچ وقت عقیق یمن نداشت

همه دستارو بیارید بالا. حسین... صدات قطع نشه. حسین... حسین... حسین... قربون اسمت که دل رو زیر و رو می کنه. ان شاءالله هیچ وقت خواهری رو کنار بدن برادر نبینی. هی میگفت داداشم! کی لباست رو غارت کرده؟ داداش! کی موهات رو نامرتب کرده؟ داداش! دلم خوش بود یه انگشتری داری، داداش! کی انگشتت رو بریده؟ کاش شماها امشب بودین کربلا کمک زینب می کردید همچین که گریه می کرد دید یه دستی اومد رو شونه اش برگشت دید سکینه است. هی میگه: عمه این بدن کیه؟ عمه! بلند شو بریم بابام رو پیدا کنیم. چرا اینجا نشستی؟ این بدن کیه براش اینجور گریه میکنی؟ صدا زد: سکینه جان! بشین عمه. این بدن، بدن بابات حسینِ. حسین....

 امشب همه ی مَردم با یه دنیا گرفتاری اومدن تو روضه، میگن ما کسی رو جز حسین نداریم، بریم حرف مون رو به آقامون بگیم. اما تا میان روضه، حرف مصیبتش میشه همه غصه ها یادشون میره. همه امشب اومدن بگن: امان از دلِ زینب... امشب اگه من بخوام روضه بخونم همین اوج روضه است. خدا انشاءالله هیچ کسی رو از بالا پایین نیاره. از مدینه وقتی بیرون زد، هر جا منزل می کردن جوانای هاشمی دور عمه رو می گرفتند. یه دستش رو علی اکبر می گرفت یه دستش رو قاسم می گرفت. عباس رکاب می گرفت تا زینب پایین بیاد. درگوشی بهت بگم: خبر داری نامحرما دور زینب رو مثل امشب گرفتند؟ یاالله. خیلی خسته شد زینب. دونه دونه بچه هارو جمع آوری کرد. از اینجا روضه بخونم...

بیش از ستاره زخم و فلک در نظاره بود

دامان آسمان ز غمش پر ستاره بود

یک خیمه نیم سوخته، شد جای صد یتیم

چیزی که ره نداشت درآن خیمه، چاره بود

در زیر پای اسب، دو کودک ز دست رفت

چون کودکان پیاده و دشمن سواره بود

یک رخ نمانده بود که سیلی نخورده بود

در پشت ابر، چهره ی هر ماهپاره بود

از دست ها مپرس که با گوش ها چه کرد

از مشت ها بپرس که با گوشواره بود

می خوای روضه بشنوی شام غریبان؟... میگه بچه ها می دویدن تو این بیابونا. دیدم یه دختری دامنش آتش گرفته. با عجله دویدم. آتش دامنشو خاموش کردم. داره می ترسه و می لرزه. گفتم: دخترجان! ناراحت نباش من نیومدم آزارت بدم، میخوام آتش دامنت رو خاموش کنم. همچین که آتش دامنش رو خاموش کردم یه نگاه کرد گفت: آقا میشه یه مقدار به من آب بدید؟ شام غریبانه ، اگه مردا داد نمی زنن بگم زنا برا رقیه داد بزنن میگه سپرم رو آب کردم، آب رو گرفت دستش، می لرزه اما آب نمی خوره... گفت: آقا! میشه به من بگی قتلگاه کدوم طرفِ؟ گفتم: دختر آبت رو بخور... قتلگاه رو برای چی میخوای؟ گفت: آخه بابام هنوز تشنه است،هنوز آب نخورده...

یه روز یه باغبون بود

که خیلی مهربون بود

یه باغی داشت که عشقِ

زمین و آسمون بود

یه روز یه عده گلچین

گلخونه شو سوزوندن

میون اون همه گل

سه چهار تا غنچه موندن

تو غنچه های لاله

یه غنچه بود سه ساله

همیشه غرق شبنم

همیشه غرقِ ناله

یه عده می رسیدن

دنبالش می دویدن

الهی بمیرم اون رو

رو خارا می کشیدن

یه شب تویِ خرابه

خواب بود و خوابِ گل دید

صدای ناله ی اون

به آسمونا رسید

یه وقت تو گریه هاش دید

دَرِ خرابه وا شد

میدونی چی شد؟..

سَرِ گل رو آوردن

خرابه کربلا شد

سرو گذاشت رو زانوش

زبون به شکوه وا کرد

عزیز من گل من

کی سرتو جدا کرد

حسین.... خدا ان شاءالله؛ هیچ خانواده ای رو آواره بیابونا نکنه. امشب تک و تنهاست زینب. سکینه رو سوار کرد. زین العابدین رو سوار کرد. رباب رو سوار کرد. عمه قربونتون بِره. منم بی برادر شدم. عزیزایِ منم کشتن. دورتون بگرده عمه. دونه دونه رو همه رو سوار کرد. دونه دونه شونو محبت کرد. اما همچین که همه رو سوار کرد یه نگاه کرد دید کسی نیست کمکش کنه. همچین که دور و برش رو نگاه کرد دید نه خبری از عباس هست.نه از بنی هاشم ها خیری هست، صدا زد: علی اکبر! کجایی ببینی عمه جانت تنهاست،میخوام سوار بر محمل بشم...همه رو سوار کرد... عاقبت شتر جلوش زانو زد.

میان این همه دشمن چو بی كسم دیدند

یه سوال کنم ازت؟ اگه یه وقت خواهرت، مادرت گریه کنه یه نفر لبخند بزنه چکار می کنی؟

میان این همه دشمن چو بی کسم دیدند

به اشک بی کسی ام ناکسانه خندیدند

از سر نی حرف می زنه، نگاهِ تو با دل من

تو به این نیزه دار بگو، دور نشه از محمل من

من فدات شم هلالِ من

یه نگاه کن به حالِ من

دلِ زینب، تو موهات خونه کرده....

آخه زُلفِ تو رو، فاطمه شونه کرده....

از ابتدایِ نفس تا انتها... فریاد بزن: یا حسین... در و دیوار فردای قیامت گواهی میده، زن ، مرد، پیر ، جوون . تموم شد، شام غریبانه...حسین....

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3002
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 12
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,544
    بازديد ديروز : 3,438
    بازديد کننده امروز : 686
    بازديد کننده ديروز : 1386
    گوگل امروز : 785
    گوگل ديروز: 1726
    بازديد هفته : 11,354
    بازديد ماه : 13,652
    بازديد سال : 1,484,888
    بازديد کلي : 8,354,105
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.207.255.49
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید