close
تبلیغات در اینترنت
متن مداحی تخریب بقیع,متن مرثیه تخریب بقیع,متن سینه زنی تخریب بقیع,سینه زنی تخریب بقیع,تخریب بقیع

متن مداحی تخریب بقیع,متن مرثیه تخریب بقیع,متن سینه زنی تخریب بقیع,سینه زنی تخریب بقیع,تخریب بقیع

متن مداحی تخریب بقیع,متن مرثیه تخریب بقیع,متن سینه زنی تخریب بقیع,سینه زنی تخریب بقیع,تخریب بقیع

متن مداحی تخریب بقیع,متن مرثیه تخریب بقیع,متن سینه زنی تخریب بقیع,سینه زنی تخریب بقیع,تخریب بقیع
متن مداحی تخریب بقیع,متن مرثیه تخریب بقیع,متن سینه زنی تخریب بقیع,سینه زنی تخریب بقیع,تخریب بقیع
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 38 aboozar
10 32 aboozar
0 50 aboozar
1 31 aboozar
9 1030 aboozar
0 554 aboozar
0 542 aboozar
0 366 aboozar
0 1551 aboozar
0 791 aboozar
0 1347 aboozar
3 1074 aboozar
12 2416 aboozar
0 1718 aboozar
4 7673 amirsajad
0 3109 aboozar
0 2970 aboozar
0 2818 aboozar
0 4555 aboozar
0 2039 aboozar

 کنار حرم پیغمبر
زمین خاک ، حرم خاک ، ضریح مادرم خاک  
مزار پسرای حیدر
همین خاک ، از این داغ ، میریزم به سرم خاک
یه روز تو دنیا ، صدا می پیچه ، انا ابن الحیدر
به زودی زود ، حرم می سازیم ، برای مادر ...
 
میشه یه روز بقیع صحنی که
نوشته ، رو درهاش ، یازهرا و پسرهاش  
روزی که صحن شو می سازیم
ایشاالله ، که باشیم ، یکی از کارگرهاش
آقام میادو ، برا اجدادش ، حرم میسازه
دیگه روزو شب ، تموم درهاش ، به رومون بازه
یه روز تو دنیا ، صدا می پیچه ، انا ابن الحیدر
به زودی زود ، حرم می سازیم ، برای مادر ...
نمیزاریم که داغ این عشق
رو دلها ، بمونه ، خدا خودش میدونه
اگه راه مدینه واشه
صدامون ، غمش رو ، به عالم میرسونه
مانسلی هستیم که راه و این بار به دشمن بستیم
مدافع های ، حریم عمه ، حرم ما هستیم

 

غمِ فراقِ تو اصلا برام کم نگذاشت

لبم که خواست شکایت کند،دلم نگذاشت

همیشه دردِ دِلم با تو نیمه کاره گذشت

*تا اومدم باهات حرف بزنم بغضم گرفت ... (دیدی میخوای بری یه حرم) وقتی راه می اُفتم میگم اینو میگم ... اینم میگم ... برسم دردِ فلانی رم میگم ... تا برسی هی تمرین می کنی از کجا بگم ، چه جور بگم ... اما میرسی حرم یادت میره همه چی ... سلام آقا ... کربلا بیچارم کرده ، میگم میرم حرمِش حرفامو میزنم ... اما گودالُ می بینم ... بدجور بِهَمم ریختی ... اذیتم نکن ... آقا میبینی دوسِت دارم ... به خدا یه وقتا اخلاقم برمیگرده حرمم دیر شده .... من یه وقتا بد اخلاق میشم نجفم دیر شده ..... دیدی از کربلا میای چه مهربونی ... من هر وقت از کربلا میام مهربون میشم ... انقدر فاصله رو زیاد نکن ... میکشی مرا ... *

همیشه دردِ دِلم با تو نیمه کاره گذشت

لبم که باز شد این دفعه گریه ام نگذاشت .....

حسین ... دلم یه کربلا می خواد ...

حسین ... یه گنبدِ طلا می خواد ...

حسین ... دلم امام رضا می خواد ...

زمانه باعثِ هجران نشد ، خودم شده ام

گناه کاریِ هر روزۀ خودم نگذاشت ...

*این یه بیتُ میگم بعدش میخوام با هم بگیم ...*

مرا ببخش که از دوری ات نمی میرم ...

*آره ما لافِش رو میزنم ... عاشق کی بود؟؟ دیدن چادر به کمر بست .. گفت بری دنبالِت اومدم ... بعد از وداعِ آخر یه نگاه بهش کرد گفت چی میگی خواهر؟؟ گفت بری ، میام .... من اینجا بمون نیستم .... با تو اومدم با تو برمیگردم ... آقا بغض کرد یه نگا بهش کرد دید اگه بهش حرف بزنه زینب میمیره ... گفت یادتِ مادرم مدینه جون داد؟؟ ... به خاطرِ تو وایسادم ... (اینه عاشق ...) گفت بری میمیرم ... لذا دستِشو گذاشت رو سینه ش ، (امشب یه دست رو سینۀ ما بزار ...) بریدم آقا ... دستُ گذاشت رو سینه ش برداشت گفت برو ... بچه هاتو بر می گردونم ، برو ... اما رسیدی به مادرم ، سلاممُ به مادرم برسون ...*

مرا ببخش که از دوری ات نمی میرم ...

سرم دوید به سویت ولی پَرم نگذاشت

*گفت من هفت هشت سالَم بود ، گفت تو همین بین الحرمینِ حالا بازار بوده گفت بابام یه گاراژی داشت نجاری چوب بُری ، هر سال اربعین اهلِ بصره یه هیئتِ قوی داشتن جا نداشتن ، بابام گاراژُ سه روز میداد به اینا ، خودِشم خادمشون میشد ، می گفت اینجا مالِ امام حسینِ(علیه السلام)

یه کارِ خوب به بابام خورد قبلِ اربعین این ور اون ور پول قرض کرد هرچی داشتیم فروخت هشتاد دینارِ اون موقع پول جور کرد رفت چوبُ الوار خرید ریخت تو گاراژ کارُ شروع کنه اربعین شد ، بصره ای ها اومدن ... گفت بزا بعدِ اربعین کارُ شروع می کنم تحویلشون داد گاراژُ ، سیاهی بزنن ، دیگاشونو به پا کنن . فرداش اومد به اینا سر بزنه ، دید همه چوبا نو رو زدن زیرِ دیگا تو آتیش داره میسوزه ، یه نگا به چوبا کرد ، یه نگا به حرم ... اشک تو چشاش اومد ، گفت من چی کار کنم حالا ؟؟؟ خو بدهکارِ مردمم ، چی به اینا بگم ، دیگه سوخته ... الان میام حرم ...

 

گفت بابام رفت دمِ در کفشداری ، اون موقع اینطوری بود کفش میدادی مفاتیح بهت میدادن ، گفت رفت داخِلِ حرم ، دم ضریح مفاتیح رو باز کرد دید الله اکبر ... هشتاد دینار لایِ مفاتیحِ ... آقا کسی پول گم نکرده ؟؟؟ اومد کفشداری کسی پول گم نکرده ؟؟ نه حاجی ...

پولَ رو برداشت اومد دفترِ میرزایِ شیرازی رحمه الله علیه تا رفت تو گفت سلام حاجی ، گفت سلام ، برو ... مگه نگرفتی پولِتو ...

درِ این خونه دوزار دادی واینَستیا ... بدهی تو دادی .... آقا اینا از زنُ بچه هاشون میزنن برا تو روضه میگیرن ... اینا برا عزیزاشون اینطور مجلِس نمی گیرن ... برا خراب شدنِ قبرِ اجدادِ شما ببین سیاه پوش شدن ...

خیلی مدیونِت هستم ، خبر داری ؟

خیلی من دِل به تو بستم ، خبر داری ؟

عمریه نوکرِت هستم ، خبر داری ؟

به هر کسی که به فکرم رسید رو زده ام

ولی برایِ وساطت کسی قدم نگذاشت

به من نخواسته دادی ، نگفته بخشیدی

بزرگواری تو فرصتِ قسمِ نگذاشت ...

آقا،قلبِ منم جلا بده

آقا،به خاطرِ رضا بده

آقا،به ما یه کربلا بده ...

کاش آنجا داشت تکه سایبانی لااقل

کاش میدادن بر گریه امانی لااقل

*همۀ زیارت گاه ها،هی به خودت فشار میاری گریه کنی ، اگه اشکِتم نیاد هی اینور اونور میزنی بابا یه قطره هی به آقا میگی نزار خشک برم ، میمیرم ... یه جایِ این عالم زیارت میری بغض میاد هی میگی نه نه ... هی حواسِتُ پرت میکنی اشکِت نیاد،آخه اشکِت بیاد ردِت می کنن ...  به خدا مدینه جرات نداری جلو قبرِ امام حسن گریه کنی ... فقط باید نگاه کنی،هی به خودت بگی گریه نکن بزار بیشتر وایستی ... اما قبل از اینکه بری مدینه روضه خوان ها میگفتن مدینه،قبرستانِ بقیع یه جا میشه خوب گریه کردُ رو روضه خواند ... باید بری ببینی،یه جایِ بقیع اونم بالایِ قبرِ خانوم ام البنینِ ...

الا مادر به قربونِ جمالِت ...

یه بار یه مادرُ تونستن جسارت کنن،دیگه تموم شد . دیگه ابوالفضل پایِ کاره ...

کاشکی می شد بریزی آب بر قبرِ حسن

کاش آنجا داشت شبها روضه خوانی لااقل

کاشکی میشد کنارِ قبرِ زهرا سینه زد

کاش میشد تا سحر آنجا بمانی لااقل

کاش در خاکِ بقیع اذنِ زیارت داشتیم

کاشکی وقتِ نماز آن هم جماعت داشتیم

آخرش آقا به این تقدیر پایان میدهد

خاتمه بر غصۀ قلبِ پریشان میدهد

مطمئنم او بیاید کارِ عالم دستِ ماست

ساختُ سازِ حرم را دستِ ایران میدهد

کارفرما مهدیُ ما پا رکابش میشویم

اولش نقشه برایِ صحنُ ایوان می دهد

گنبدُ گلدستهُ ایوان ، طلایی میشود

و طلاییِ این سه را شاه خراسان می دهد

هر چه سینه زن بیاید در حرم جا میشود

دور تا دورِ رواقُ صحن حرم غوغا میشود

حیف اینها آرزوی های قلوبِ مضطر است

حیف این ها بغضِ جاریِ دو چشمانِ تر است

ای بقیع که پر از درد و غباری خود بگو

در کدامین گوشه از خاکِ تو قبر مادر است

*مدینه رفته ها میدونن،مدینه آدم دلشوره داره برگرده ، اگه یکی بپرسه قبر زهرا رو رفتی ...؟؟ تو مدینه دورُبَر قبرستان بقیع بچه شیعه ها باحیا پاشونو از پاشون برمیدارن ... میگه نکنه زیرِ پام قبر مادر باشه ... هرجا کبوترها جمع میشن بچه شیعه ها میرن اونجا یه فاتحه میخونند ... هرجا می بینن شلوغیه میگن شاید اینجا باشه ... می دونید این ازکجا برا ما اومده ؟؟

آخه اومد تو گودال نمی شناخت حسین و یه وقت دید یه کبوتر ... آخ نشسته یه بدنی که سر نداره ...

بچه ها،بقیع و خراب کردن ، اما قبل از این که خراب کنند مطمئن شدن کسی داخل نباشه ... آره به خاک کشیدن،اما کسی زیر خاک نموند ... این وهابی ها نسل شون ازهمین نسلِ"

*سادات ببخشید،گفت علی،بزار من برم در و باز کنم،اینا اومدن تو رو ببرن ... تو بری من میمیرم،بزار من برم،تا حالا رو حرفِ تو حرف نزدم ... من برم ...

یکی اینکه من دخترِ پیغمبرشونم ... دوم اینکه من تازه داغ دیدم ... سومُ بگم ؟؟اینا از زن ها شون شنیدن ( آره همونی که تو فکر کردی،من نمیگم،آره درسته اینا فهمیدن زهرا ...) اما یه وقت آقاتون یه صدای شنید،صدای خانومِ ... یا اَبتاه ... چهل نفر ... در شکست ... چهل تا اومدن تو ... اما زهرا رو ندیدن ... بخودشون گفتن ، آلان داشت حرف میزد ... در افتاد ... چهل تا حرومی ... (بگم یا نه ...؟) تا میخواست مادرتون داد بزنه یکی رد میشد ... آخری که رد شد داد زد، فضه خُذینی ... (نگین روضه باز خوند ، نه این روضه کوچه هست)

همه روضه ها باید ختمِ به کربلا بشه ... اینجا چهل نفر ... کربلا ده تا اسب ... هر اسب چارتا نعل داره ... کار بجایی رسید :

اسبها سهم زیادی ز تنت را بردند ...

لذا اربعین،زینب اومد کربلا هنوز به قبرا نرسیده بود با صورت اومد زمین ... دویدا ... خانم ، خانم ، اینجا که قبری نیست؟ قبرا جلوست گفت برو کنار ... کجا بودی ، صبح یازدهم یا عصر عاشورا تمامِ صحرا ... ببین این تکه پیراهنِشِ ... همۀ صحرا بویِ حسین رو گرفت ... حسین

 

 

من بقیعم
همون زمینِ پر ستاره
همون که یادتون میاره
که مجتبی حرم نداره ...
من بقیعم
پر از دلِ شکسته هستم
پر از درایِ بسته هستم
از این زمونه خسته هستم
یا امام مجتبی،دلِ من هوات و کرده
دلِ من هوایِ دیدن کبوترات و کرده

 ای فدایت دلُ جونم

پایِ عشقِ تو می مونم
یابن زهرا
اسیرِ قوم نانجیبی
شبیهِ مادرت غریبی
تو ابتدایِ عطر سیبی
من شنیدم
گلِ تو کربلا رو دیده
به مقتلِ عمو دویده
یکی دو دستشُ و بریده ...
یادگارِ مجتبا،رویِ سینۀ عموشه
طوری گریه میکنه،انگاری بابا پیش روشه
ای فدایت دلُ جونم

 پایِ عشقِ تو می مونم
 
من شنیدم
که قاسمت به خون تپیده
چِنان حماسه آفریده
که جامی از عسل چشیده
قاسم تو
تنش به خاک و خون نشسته
ولی لب از رَجز نبسته
غرورِ دشمن و شکسته
نوجوونِ عاشقِ تو،داره جون می ده به مقتل
می دونستم که شهیدِ از همون نگاه اول
ای فدایت دلُ جونم

پایِ عشقِ تو می مونم
ای شهادت
دلم به دستِ تو اسیره
بی کربلا داره می میره
من و ببر که خیلی دیره
راهی ام کن
که چشمِ خیس من به راهِ
اگر چه رویِ من سیاهِ
کی گفته آرزو گناهِ
آخرش با دستِ مجروح،دستم و می گیره رهبر
می بینم کنار اون،امامم و لحظه آخر
ای فدایت دلُ جونم

 پایِ عشقِ تو می مونم


 

حاج مهدی رعنایی

 

تخریب، تهدید، تشنج و کشتار

غارت کار وهابی خونخوار

 آره وهاب یعنی جنایت کار

اما شیعه دیگه شده بیدار

هریک از ما یک میثم تمار

وای از وقتی که ما بشیم مختار

اینها نسل هند جگر خوارند

ما ها نسل حیدر کرار

حرف اول و آخرم

خدا را شکر که با حیدرم

دنیا فهمید چقدر شما پستید

اهل بدعت سقیفه ای هستید

راه مادر تو کوچه ها بستید

چشم ما و گریه و بی خوابی

قلب ما و غصه بی تابی

فریاد کردیم لعنت به وهابی

لعن بر دشمن علی کارم

شاگرد غیرت علمدارم

آی دشمن تو کیو داری تو دنیا

چشت دراد من امام رضا دارم

حرف اول و آخرم

خدا را شکر که با حیدرم

دانلود سینه زنی شور تخریب قبور ائمه (ع) بقیع

سید مهدی میرداماد

 

چون حرم نیست زائری هم نیست

خادمی نیست نوکری هم نیست

چون که گنبد ندارد این بقعه

پس یقیناً کبوتری هم نیست

هر که رفته بقیع میداند

خبر از قبر مادری هم نیست

دور تا د‌ور چون که دیوار است

مطمئن باش که دری هم نیست

نیمه شبها به غیر نور ماه

بخدا شمع دیگری هم نیست

در مدینه علی غریبتر است

خبر از نام حیدری هم نیست

نه حیاتی نه حوض آبی هست

ظاهراً آب آوری هم نیست

سقای دشت کربلا اباالفضل، اباالفضل

مادر چهارتا شهید رفته بود خدمت امام (ره) تو جماران، میگن از زیر چادر یه عکس درآورد گفت: این پسر بزرگم محمود شهید شده، امام هم همینجوری بهت زده داشت نگاه می کرد، میگن دست برد تو چادر یه عکس دیگه جلو امام گذاشت گفت: اینم دومین پسرم سعید اینم شهید شده، دوباره دست کرد تو چادر یه عکس گذاشت جلو امام این بچه سومم علیِ اینم شهید شد، یه مرتبه دیدن امام دستمالش درآورد گذاشت رو صورتش های های گریه کرد؛ جانم مادرای شهید که یه الگو داشتن، میدونی این مادر شهید چیکار کرد، میگن عکس ها رو جمع کرد گذاشت زیر چادرش، به امام گفت: من بچه هام دادم که شما گریه نکنید.

میومد تو آفتاب ام البنین چهارتا قبر درست میکرد، مادری که داغ دیده باشه گریه اش معلومه، گریه ی ام البنین مدینه رو پر کرده بود، اما هر کی میومد نزدیک بقیع گوش میداد، میدید فقط میگه آخ غریب حسین....عزیز دلم حسین...ای تشنه لبم حسین..... ای بی کفن حسین....آخر سر مروان اومد به ام البنین گفت:آی زن مگه تو مادر عباس نیستی، مگه تو چهار تا پسرات کربلا کشته نشدن، چرا همه اش میگی حسین، میدونی چی جواب داد؛ اینجوری نگو، آخه حسین مادر نداره، کسی نیست براش گریه کنه، شنیدم کربلا مادرش سر عباسم بغل کرده، شنیدم عباسم به آرزوش رسونده، شنیدم بچه ام لحظه ی آخر حسین صدا زده برادر حسین.....

مادر به قربون جمالت

رخ چون بدر و ابروی هلالت

شنیدم عطشان جان سپردی

گل ام البنین شیرم هلالت

شنیدم دست هایت را بریدن

شنیدم چشم نازت را دریدن

چو طفلان این سخن ها رو شنیدن

همه از هم خجالت می کشیدن

دانلود روضه تخریب قبور ائمه (ع) بقیع و گریز به روضه حضرت عباس (ع) 

سید مهدی میرداماد

 

اینجا به گوش ناله و فریاد و زمزمه است

گویی صدای گریه ی زهرا و فاطمه است

اینجا سرشک دیده غم دل نصیب ماست

اینجا مزار چهار امام غریب ماست

اینجا اگر چه نیست نجف تربت علیست

هر گوشه گوشه اش سند غربت علیست

اینجا تمام هستی و بود و نبود ماست

اینجا بهشت دامن یاس کبود ماست

اینجا همواره بوی گل یاس می‌رسد

از خاک قبر مادر عباس می رسد

اینجا به گوش ناله ی زینب مکرر است

دخت علی هنوز عزادار مادر است

اینجا به حرمت نبوی پشت پا زدند

سیلی به همسر علی مرتضی زدند

دانلود سینه زنی واحد تخریب قبور ائمه (ع) بقیع 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2601
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 13
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,453
    بازديد ديروز : 3,678
    بازديد کننده امروز : 292
    بازديد کننده ديروز : 899
    گوگل امروز : 222
    گوگل ديروز: 725
    بازديد هفته : 21,288
    بازديد ماه : 60,228
    بازديد سال : 925,135
    بازديد کلي : 7,794,352
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.232.124.77
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید