close
تبلیغات در اینترنت
مداحان - 37

مداحان - 37

مداحان - 37

مداحان - 37
مداحان - 37
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1046 amir004
0 1083 aboozar
0 377 aboozar
0 885 aboozar
3 657 aboozar
12 1510 aboozar
4 7063 amirsajad
0 2684 aboozar
0 2555 aboozar
0 2415 aboozar
0 3995 aboozar
0 1662 aboozar
1 18554 2505
6 6694 aboozar
0 15231 aboozar
1 2867 masoudfn
1 1888 aboozar
14 4194 aboozar
20 4721 aboozar
0 3232 aboozar

 حاج حسن خلج

 

داری میری پناه من، خدا نگهدارت

رفیق نیمه راه من،خدا نگهدارت

یه قرارایی داشتیم با هم حسین

رفیق نیمه راه من،خدا نگهدارت

این دم آخر نذار به قلبم آرزوتو

سرت رو بالا بگیر، تا ببوسم گلوت رو

شب عاشوراست،اجازه دارم روضه بخونم،امام زمان  من رو ببخشه

انگشترت رو داداش،بذار پیشم بمونه

اگه ببری فردا،تو دست ساربونه

پیغمبر اكرم هر وقت حسین رو میدید،از نوك پا تا موهای سر ابی عبدالله رو غرق بوسه میكرد،سئوال میكردند یا رسول الله این چه كاری است شما با این آقازاده میكنید؟مینشست گریه میكرد،میفرمود:دارم محل شمشیرها و نیزها و تیرها و دشنه ها و سنگا رو میبوسم. یازهرا بی بی جان چی شد سفارش فرمودید فقط زیر گلو رو ببوس،دلیلش رو گمان كنم به خود زینب هم نگفته فاطمه،فقط بی بی فاطمه سلام الله علیها فرمود:زینب جان خواست بره،وداع آخربود،علامتش اینه،پیراهن كهنه رو ازت میخواد،پیران رو كه خواست یادت باشه زیر گلوش رو ببوسی،دلیل این بوسه برا زینب روز عاشورا معلوم شد،از بالای تل زینبیه نگاه میكرد،دید ملعون وارد گودال شد،هر كاری كرد....حسین......

داداش تو رو قسم میدم، به چادر زهرا

زینبت رو تنها نذار،تو این بیابونا

نامحرم های نامرد،نقشه دارن برامون

داری میری پس لااقل این كارو بكن

خودت بیا و وا كن،خلخال و از پاهامون

خودت این كارو بكن،...حسین...

نامحرم های نامرد،نقشه دارن برامون

خودت بیا و وا كن،خلخال و از پاهامون

اسیر شدن برا من،كشته شدن برا تو

اینا كبود میكنند،صورت بچه ها رو

یادته مادرم چقدر،دلش واست میسوخت

هر وقت نگات میكرد میزد زیر گریه

یادته مادرم چقدر،دلش واست میسوخت

اما

كاشكی به جای پیروهن،كفن برات میدوخت

دستای ذوالجناح و محكم گرفت سكینه

برای آخرین بار،میخواد رو پات بشینه

هرچی زد به ذوالجناح دید حركت نمیكنه،ذوالجناح چرا من رو ازاین زن و بچه دور نمیكنی؟با سر اشاره كرد آقا،چه جوری برم، یه نگاه كن ببین، كی دست و پام رو بسته،نگاه كرد دید نازدانه، رو خاك ها نشسته، دید حالا كه صداش نمیرسه،تو این این ضجه ها و ناله ها،هر كی یه چیزی میگه،حنجره سوخته از شدت عطش،راهی براش نمود،رفت دستای ذوالجناح رو بغل گرفت،همین كه ابی عبدالله یه نگاه كرد،با اشاره گفت:بابا بیا پایین میخوام دورت بگردم، عزیز دلم بذار برم،گفت نمیشه، از اسب پیاده شد، رو خاك ها نشست حسین، آغوشش رو باز كرد،یعنی نازنین بابا،بیا تو بغلم بابا، بیا ببوسمت بابا، بیا بابات رو بو كن بابا، همین كه حسین رفت دختر رو بغل بگیره،یه وقت دید سكینه دستاش رو گذاشت رو سینه ی بابا،بابا رو هُل داد عقب،گفت:بابا میخوای بری برو، قید بوسه رو زدم، دیگه نمیخوام بغلم كنی،دیگه نمیخوام رو پاهات بنشونی من رو،دیگه دلم نمیخواد ببوسی من رو،چه شد عزیز دلم؟ تو من رو از اسب پیاده كردی،گفتی بیا بغلم كن، حالا میگی نمیخوام،آروم بی جوهر،یه طوری كه فقط خودش و بابا بشنوند،صدا زد بابا دلم لَك زده یه بار دیگه بغلم كنی،بابا جگرم پاره پاره است میدونم بری دیگه بر نمیگردی،بابا خیلی دلم میخواست یه بار دیگه دست رو سرم بكشی، خیلی دلم میخواست یه بار دیگه ببوسمت،خُب چیه؟پس چرا؟گفت: الان دیدم دختر مسلم بن عقیل از شكاف پرده ی خیمه داره نگاه میكنه، دلش هوا باباش رو میكنه، او دختر یتیمه،بابا برو یه جای دیگه تلافی میكنم، تلافی موند برا كجا؟ نیمه های دل شب اومد تو گودال،نیزه ها رو كنار زد، صورتش رو گذاشت رو سینه ی بابا، روای میگه دیدم دست ابی عبدالله، اومد دور گردنش....حسین.........

روضه شهادت امام حسین (ع) - داری میری پناه من، خدا نگهدارت - حاج حسن خلج 

حسین سیب سرخی

 

گر نخیزی تو ز جا کار حسین سخت تر است

نگران حرمم،آبرویم در خطر است

قامت خم شده را هر که بیند گوید

بی علمدار شده، دست حسین بر کمر است

داغ اکبر رمق از زانوی من برد ولی

بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است

دست از جنگ کشیدند و به من می خندند

تو که باشی به برم باز دلم گرم تر است

نیزه زار آمده ام یا تو پر از نیزه شدی

چو ملائک بدنت پر شده از بال و پر است

پیش من با سر منشق شده تعظیم نکن

که خدا هم ز وفاداری تو با خبر است

علقمه پر شده از عطر گل یاس بگو

مادرم بوده کنارت كه حسین بی خبر است

به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند

قد و بالای رسا باعث این درد و سر است

اصغر از هلهله کردن بدنش می لرزد

گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است

وعده ی ما به نوک نیزه و هر شهر دیار

که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است

سینه زنی واحد شهادت حضرت عباس (ع) -گر نخیزی تو ز جا کار حسین سخت تر است - حسین سیب سرخی 

حسین سیب سرخی

 

حسین..... وااااااا

برخیز که شور محشر آمد

این قصه ز سوز جگر آمد

دریا به سوی دریا روان شد

آماده لشکر آب آور آمد

حسین..... وااااااا

لرزه فتاده بر جان دشمن

تا بانگ اناابن الحیدر آمد

مشکی به دوش و بر روی مرکب

ناگه عمودی روی سر آمد

حسین..... وااااااا

آتش به جان خیمه ها افتاد

وقتی که از علقم خبر آمد

تا اشک او از دیده روان شد

با چادر خاکی مادر آمد

حسین..... وااااااا

 سینه زنی شور شهادت حضرت عباس (ع) - برخیز که شور محشر آمد - حسین سیب سرخی

حسین سیب سرخی

 

حالا که این چنین میری ولی

پاهاتو رو زمین نکش علی

دیدمت تو میدون غرق خاک و خونی

این چنین شکستی اول جوونی

پاشو بگو دوباره تکبیر،علی علی علی علی

کنار تو شدم زمین گیر،علی علی علی علی

وااااای واااای

با چه مصیبتی من اومدم

کنار پیکرت زانو زدم

قلب تو شکست از اشک و ناله ی من

قلب من شکست از خنده های دشمن

این پدر پیر و نگاه کن،علی علی علی علی

یه بار دیگه منو صدا کن،علی علی علی علی

وااااای،واااااای

نمیگی كه بابا سخت برام

بزنی دست و پا پیش چشام

کاش دیگه تو دنیا هیچ کسی نبینه

پیکر جوونش،نقش بر زمینه

باید کنار تو بشینم،علی علی علی علی

جون دادن تو رو ببینم،علی علی علی علی

وااااای،وااااای

سینه زنی زمینه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - ای که دلدار و دل آرا  - حسین سیب سرخی 

حاج سعید حدادیان

 

آی مردم دختر با پسر برا بابا خیلی فرق داره، دختر ،بابا هم سراغش نره، خودش رو یه جوری به بابا وصل میكنه، اما پسر یه جور دیگه است، دختر پا به سنم میذاره، میآد، وقت وداع، وقت استقبال توقع داره بابا ببوستش، اما پسر یه جوریه كم كم بین بابا و پسر حیا مانع میشه، یه خورده كه به نوجوانی میرسه، همش میگه خدا، كی میشه یه بار دیگه پسرم رو ببوسم، میگه ان شاءالله وقتی میره سربازی می بوسمش، ان شاء الله وقتی میآد مرخصی می بوسمش، ان شاء الله شب دامادیش می بوسمش، هی به خودش وعده می ده. علی رفت میدان ابی عبدالله دید هنوز بچه اش رو نبوسیده، احساس كن تو حرمی الان، حس كن پایین پایی، امروز اومدیم برا اربابمون قشنگ گریه كنیم، می خواهیم برای اربابمون خون دل از چشم هامون بیاد. شنیدیم اما زمان فرموده:اگه اشك چشمم خشك بشه خون گریه می كنم. شاید امروز روز خون گریه كردن ما باشه.جذبه و كشش ولایی ابی عبدالله علی اكبر رو برگرداند،اومد مقابل بابا صدا زد : یا اَبَتِ اَلْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنی وَ ثِقْلُ الْحَدیدِ قَدْ اَجْهَدَنی... ناله دارها روز علی اكبره، روز ناله زدنه. بابا جان عطش داره من رو میكشه، سنگینی زره داره من رو نابود میكنه،  ابی عبدالله فرمود: هاتَ لِسانَك بابا جان  زبونت رو درآر . لب ها رو روی لب های علی گذاشت.بعضی ها میگن تشنگی علی قطع شد، اما من قبول ندارم، برعكس شد، تا زبون بابا رو حس كرد، دیگه تمام دردها یادش رفت، دیگه از خودش خجالت كشید، با خودش گفت: كاش از بابا آب نمی خواستم. راستی سكینه ام میگفت: كاش از عمو عباسم آب نمی خواستم... كاش از بابام آب نمی خواستم چون لب های بابام از منم خشكیده تر بود، از سوزه عطش بابام آتیش گرفتم. علی جان بابا حالا می خوای بری برو بابا، راه افتاد رفت. امروز من چه جوری روضه بخونم؟ یابن الحسن اجازه میدی من بگم چه كردند آقاجان؟ سادات، علماء ببخشید. دوتا كار كردند علی از پا افتاد،یكی تیر به گلوش زدند، یكی یه شمشیر از پشت سر به فرقش زدند، خود از سر علی افتاد، خودش رو انداخت روی یال اسب، خون كاكُل علی ریخت رو صورت اسب، جلوی اسب و خون گرفت، عوض اینكه بیآد طرف خیمه ها، راه رو برعكس رفت طرف دشمن، یه نفر مهار اسب رو گرفت، تاخت تو دل دشمن، كوچه باز كنید، كوچه باز كردند، یاد مدینه افتادند

كوچه ی تنگ و دل سنگ و صدای مادر

یه كوچه داره مدینه، ریختند سر یه مادر، یكی با غلاف میزنه، یكی با تازیانه میزنه، یكی لگد میزنه،یكی سیلی میزنه. وای مادرم وای مادرم وای مادرم.... من چه جوری روضه علی اكبر بخونم برات؟ راه بنی هاشم رو بستند، علی رو بردند تو دل لشكر، هر كی می خواد بزنه بیاد، شمشیرها بالا می رفت، پایین می آمد، امان ای امان....حسین.... باباش اومد

زمین كربلا در شور شین است

سر اكبر به دامان حسین است

اگه بابات زنده است، یه خواهش دارم، امروز خودت رو برسون وقتی نشسته، بگو:اجازه میدی یه بار سرم رو روی دامنت بذارم، من تشنه ی نوازشاتم، یه ذره دست روی صورتم بكش... اومد دست بكشه رو  سر علی دید همه ی سر رو خون گرفته، دید می خواد حرف بزنه نمیتونه، با دو انگشت مبارك لخته ی خون رو از گلو درآورد. یه نفس زد یه دفعه دست و پاهاش شل شد.حسین..... بابا سر و به دامن گرفت، دلش آروم نشد، سر رو به سینه گذاشت، محبت پدری افزون شد، صورت رو صورت علی گذاشت، بُنَیَّ میوه ی دلم، عزیز بابا. هفت مرتبه، انگار می خواد علی رو به هوش بیآره: وَلَدی علی، وَلَدی علی، وَلَدی علی... گمان كردند كار حسین تمام شده، هلهله كردند، كف زدند، یه وقت دیدن یه خانمی داره می دوه، امان ای دل، امان ای دل علی جان، یكی داد میزنه: وای برادرم، وای عزیز برادرم.همچین كه رسید بالا سر حسین، دست گذاشت رو شونه ی حسین، حالا حسین چه كنه؟ اگر صورت از روی صورت برداره زینب ببینه خون علی به محاسن ِ حسین، شاید دق كنه. هر جوری بود ابی عبدالله سر بلند كرد، وقتی كه چشم زینب افتاد، نشست روی زمین، كنار ارباً اربا حسین زیر بغلش رو گرفت، اما كنار خود حسین "مقطع الاعضاء" زینب رو زدند..حسین.....

 روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - زمین كربلا در شور شین است - حاج سعید حدادیان 

حاج حسین سازور

 

براتون گفتن با چه جلالی پیاده شد، حضرت فرمود:همه دورناقه زینبو بگیرین .عباس ،علی اکبر،قاسم ،برادران عباس؛عون،جعفرهمه اومدنددورمحمل بی بی بایه جلال و جبروتیپاروی زانوی عباس گذاشتند.دست زینبوگرفتند، همچین که پای دیگرش رو خاک اومد، رو خاک نشست صدا زد آه دلم..حسین دلشوره دارم، دل شوره دارم، بیا..بیابرگرد مدینه

اینو راوی گفت:همین راوی میگه من شب یازدهم، کربلابودم اینجا همه محرمادورشو گرفته بودن. آخ... راوی میگه من شب یازدهم دیدم همه دشمن فقط یه زن بینشون ایستاده..با یک زن تنها برادرچه کردند..برادرچه کردند..برادرچه کردند... با یک زن تنها برادر چه کردند..چه کردند..چه کردند چه کردند...

دیدند که تنهاییم مرا دوره کردند..مرا دوره کردند

خاطرات مدینه شده یاد آور من

چون جسم تو پر ازجای پا چادر من

حرامی کشد معجر من

راوی میگه دیدم دختر علی میان دشمنا، به والله ما جرئت نمی کنیم بگیم اما گفتند، بی بی خطاب کرد به حسین.. گفت:داداش ببین خیره خیره دارن نیگام میکنن میخوام برم محرمی ندارم

روضه شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا - دیدند که تنهاییم مرا دوره کردند   - حاج حسین سازور 

جواد مقدم

 

تو این آتیش تاب و تب

ای خدا،ای خدا،ای خدا

چه خوب ِ باشه تشنه لب

ای خدا،ای خدا،ای خدا

دیده چشم من، صحنه هایی كه، عالم و آدم ندیدند

تو یه صبح تا شب،عزیزانم و،لب عطشان سر بریدند

غریبم غریب،غریبم غریب،غریبم غریب،غریبم

دار و ندارم گریه بود، ای خدا،ای خدا،ای خدا

یه عمری كارم گریه بود، ای خدا،ای خدا،ای خدا

چی می شد اگه ،مادرم من و ،نمیزاد و من نبودم

یاد دستای، تو طنابم و ،یاد رخ های كبودم

غریبم غریب،غریبم غریب

تو لحظه های آخرم

ای خدا،ای خدا،ای خدا

یاد بریده حنجرم

ای خدا،ای خدا،ای خدا

حالا كه یه عمر ،سهم قلب من، غصه و رنج و بلا بود

كاش مثل بابام،یا مثل عموم، مرقدم تو كربلا بود

غریبم غریب،غریبم غریب

سینه زنی واحد شهادت امام سجاد (ع) - تو این آتیش تاب و تب - جواد مقدم

حسین سیب سرخی

 

دو دستم روی زانو و تو دستت بر زمین افتاد

چنان بر بازویت زد تیر كه دستانت چنین افتاد

دو چشم در همت را با عمود از هم جدا كردند

شبیه فرق تو سقا قد من را دو تا كردند

حُسینٌ قَتیلٌ با الوادی الطُفُوف

و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف

حَبیبُ السَماء ِسَلیبُ الرَداء

و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف

مرو می شوم بی تو خانه خراب

چه گویم من از حال زار رباب

دو چشمش پر اشك است

امیدش به مشك است

چه گویم من از حال زار رباب

بدیدم كه زمین خوردی تو از مركب ولی بی دست

بمیرم دست تو تر شد ولی لب های تو خشكند

تو ای ماه شبم ای كاش نبودی آنقدر زیبا

تو را چشمت زدند آخر كه پاشیدی زهم سقا

حُسینٌ قَتیلٌ با الوادی الطُفُوف

و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف

حَبیبُ السَماء ِسَلیبُ الرَداء

و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف

ببین نعل تازه به مركب زنند

دگر تازیانه به زینب زنند

یكی گوید از سر

یكی هم زمعجر

دگر تازیانه به زینب زنند

به پیش دیدگان من شده این پیكرت صد چاك

دگر طاقت ندارم من مزن بازوی خود بر خاك

چرا اینگونه بی تابی چه حالی داری ای سقا

گمانم دیده ای روی كبود مادرم زهرا

حُسینٌ قَتیلٌ با الوادی الطُفُوف

و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف

حَبیبُ السَماء ِسَلیبُ الرَداء

و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف

سینه زنی واحد شهادت حضرت عباس (ع) -دو دستم روی زانو و تو دستت بر زمین افتاد - حسین سیب سرخی 

حاج محمود کریمی

 

ای مرا دلبر و دلدار، بیا برگردیم

خیمه برپا مكن این بار بیا برگردیم

دم به دم دشمن خون خوارتری می آید

بیا برگردیم، بیا برگردیم

تا که فرصت بود ای یار ، بیا برگردیم

یاحسین، یاحسین

از نگاه همه زن های حرم غم بارد

تا نگشتی عزادار ، بیا برگردیم

یاحسین، یاحسین

دشمن از دیدن عباس دلش میلرزد

بیا برگردیم، بیا برگردیم

تا که سرپاست علمدار، بیا برگردیم

ای مرا دلبر و دلدار، بیا برگردیم

خیمه برپا  مكن این بار ، بیا برگردیم

یاحسین، یاحسین

سر بازار تو ای یوسف زهرا نبود

بیا برگردیم، بیا برگردیم

غیر شمشیرخریدار، بیا برگردیم

باغبانا به تو و تک تک گل ها سوگند

کار گلزار شود زار، بیا برگردیم

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی كربلا

بر دلم ترسد بماند آرزوی كربلا

یاحسین، یاحسین

سینه زنی زمینه شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا - ای مرا دلبر و دلدار، بیا برگردیم - حاج محمود کریمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 85
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 9,976
    بازديد ديروز : 24,080
    بازديد کننده امروز : 4592
    بازديد کننده ديروز : 10808
    گوگل امروز : 5665
    گوگل ديروز: 14372
    بازديد هفته : 75,779
    بازديد ماه : 259,432
    بازديد سال : 526,484
    بازديد کلي : 6,464,706
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.224.166.141
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید