close
تبلیغات در اینترنت
منصور ارضی

منصور ارضی

منصور ارضی

منصور ارضی
منصور ارضی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 148 aboozar
1 686 aboozar
0 470 aboozar
3 493 aboozar
0 619 aboozar
10 534 aboozar
0 641 aboozar
1 529 aboozar
9 1646 aboozar
0 1108 aboozar
0 1106 aboozar
0 844 aboozar
0 2036 aboozar
0 1283 aboozar
0 1804 aboozar
3 1520 aboozar
12 3007 aboozar
0 2200 aboozar
4 8135 amirsajad
0 3542 aboozar

در این روزگاری که دل بیقرارست

گدایِ کریمه شدن افتخارست

ثوابِ زیارت برایم نوشتند

خودم نه دلم سویِ تو ره سپارست

دوباره حرم قسمتم نه نشد آه

چقدر این دلِ بی نوا بدبیارست

چنان گنبدت جلوه دارد در عالم

که صحنِ تو در آسمان ها مدارست

کسی که قدم میزند در حیاطت

رویِ فرشِ بالِ ملائک سوارست

نگاهت مرا از غریبی درآورد

ببین خنده رویِ لبم آشکارست

همین هم نشان از کرم خانه دارد

گدا زاده ای با شما هم جوارست

کریمه کرم کن گدایِ خودت را

گدایی که در ماتمت سوگوارست

چکید اشک تو بر زمین بعد از آن بود

که از ساوه تا قم درختِ انارست

دلم خون شد از این غم و ماجرایت

دلت تنگ بوده برایِ رضایت

وارد شد در این شهرِ مقدس .. تمام مردم به استقبالش اومده بودن .. همه گل دستشون بوده .. آخه برا اولین بارِ دخترِ امام داره میاد .. مرد و زن احترام گذاشتن .. بارها شنیدید .. ولی چون در ساوه به بی بی زهر داده بودن ، مریض احوال بود و خانه ای براش آماده کردن .. هفده روز در آن خانه زندگی کرد و  مهمان بود .. مردم قم حتی نزاشتن مردی واردِ محله بشه .. بمیرم برات خانم .. من از نیمۀ شعر میخونم صدا ناله ت بلند بشه ..

تفسیر کن دوریِ خواهر از برادر را

تعبیر کن خوابِ حرم بوسیِ مادر را

جاری بکن در قم کمی از حوضِ کوثر را

ماتمکده کن کشورِ موسی ابن جعفر را

ای زینبی که از حسینِ خود جدا ماندی

با ما بگو آیا به زیرِ نیزه ها ماندی؟

آیا زِ تو کس هتک حرمت کرد نه هرگز

در قم دلِ تو حسِ غربت کرد نه هرگز

کس خنده در اوجِ مصیبت کرد نه هرگز

کس غارتِ خلخالُ و زینت کرد نه هرگز

اینها که گفتم یک به یک آمد سرِ زینب

ای وای سوغاتِ سفر شد معجرِ زینب

قم با سلام و تهنیت دنبالِ تو آمد

با سر به طوفِ کعبۀ آمالِ تو آمد

با شاخه هایِ گل به استقبالِ تو آمد

دستِ محارم زود زیرِ بالِ تو آمد

زینب ولی با خیل نامحرم کجاها رفت

پیشِ دو چشمش خیزران پایین و بالا رفت

 

من از دیارِ حبیبم غریب افتادم

بیا بیا گل نرگس برس به فریادم

در این زمانه ی غربت تو تکیه گاهِ منی

ز لطف و مرحمتِ خویش کن تو امدادم

تمام دار و ندارم تصدقِ سر توست

وجود خویش همه نذرِ نام تو دادم

همیشه ناله ام از دوریِ شما بوده

ولی به یاد سحرگاهِ وصل دلشادم

خوشم اگرکه حقیرم حقیرِ خوبانم

بدین اصول قدم در ره تو بنهادم

بدین طریق بُوَد عاقبت به خیریِ من

كه در میانِ قنوتِ سحر کنی یادم

مرا اگر ز سرخویش وا کنی چه کنم؟

اسیر زلف تو هستم ز غیر آزادم

دنبالِ تواَم، یابن الزهرا

من مالِ تواَم، یابن الزهرا

هر كس به كسی داده دل

من به تو دادم، یابن الزهرا

ای تاجِ سرم، یابن الزهرا

من منتظرم، یابن الزهرا

 

صَلَّ الله عَلیکُم یا اهلَ البَیتِ النُّبوَه

بمُوالاتِكُمْ عَلّمنا اللّهُ مَعالمُِ دینِنا و أصْلَحَ ما كانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیانا

خیرِ بیمارِ زمین خورده اگر تسکین است

بغلم کن که مرا مَرهَم و تسکین این است

مهربانیِ بقیه به مَذاقم تلخ است

جان به قربانِ تو ! دعوایِ تو هم شیرین است

کَنده ام از همه جا تا که به تو رو بزنم

بده در راه خدا ، پشتِ درت مسکین است

بِشِکَن بغضِ مرا تا که سبک تر بشوم

بغضِ مانده به گلویم چقدر سنگین است

همه جا خیر دعای تو نجاتم داده

گرچه این نوکرِ بد مُستحقِ نفرین است

باز هم پیشِ تو شرمنده می آیم آقا

باز هم پیشِ تو ای دوست، سَرم پایین است

هرکسی کرببلایی ست ، تو امضا کردی

کربلا رفتنِ من ، از کَرَمت تضمین است

من اگر کافر و گمراهم اگر شیخِ طَریق

قبله ام رویِ حسین است و همینم دین است

یکم روضه بگم ، برای آروم شدنِ دلِ آقام بخونم ... شب شهادتِ ای کاش سامرا بودیم ... چه سامرایی درست کردن ... چه صحن و سرایی .. ببخشیدگفتم یا امام حسن عسکری .. قربونت برم .. این مردمِ ایران ، چه صحن و سرایی برای شما و پدرتون و همسرتون و عمه جانتون حکیمه خاتون درست کردن .. گفتم یا امام حسن : ماهم یه امام حسن داریم ، تو بقیع نه چراغی نه قبری ...

گفتم آی قربونت برم ، ببین ، کنارت عمه تون خوابیده و قبرش کاملا مشهودِ ، من سوال میکنم؟!  آیا جلو چشمتون این  عمه تون رو زدن .. !! نه والا .. این حکیمه خاتون ... یه نفر نبود بی احترامی کنه .. گفتم نگاه کن .. یا امام عسگری ، وقتی رو کردم به سرداب حضرت حجت گفتم ببین ، مادرتم اینجا خوابیده ، نرجس خاتون .. چه قبری چه بارگاهی ..

 من نشنیدیم..!! و نه دیدمم تو کتاب ..!! که مادرت را زده باشن .. ولی اینو میدونم مادرمون زهرا را زدن ... روضۀ امام حسن عسکری همیناس .. وگرنه خیلی ساده اس .. روضۀ حضرت میدونی چیه ؟امام زمان علیه السلام اومد آب بهش بده

حضرت که این زهر تو بدنش اثر کرد میلرزید ، این دوندونهاش میخورد به این ظرف ... آب میریخت نمیتونست بخوره ..

هر کاری کرد آب نتونست بخوره .. همین روضه ش هست .. ۲۸ سالش هم بوده .. دردم هم داره .. نمیگم درد نیست ، با سختی هم جون داده آقا .. خیلی امام زمان تنهایی گریه کرده .. ولی .. ولی هر چی بود آب به لبش رسید .. لذا روضۀ امام عسکری همینه ..

عمه تون رو زدن .. نه ..!

مادرتون زدن .. نه ..!

پدرتون زدن .. نه ..!

وقتی میری تو سامرا اصلا می مونی .. !! چهار قبر ، مردم دورش میگردن .. اونجام میری میگی حسین ... دَمِ در ،رفقا اگر دیدی یه جا یه کسی  از دنیا رفته باشه ، اومدی احترام کنی ، اینقدر صاحب عزا خوشحال میشه .. امشب امام زمانت رو خوشحال کردی ..

پا از گلیم ، بیشتر انداخته گدا

وقتی به خاکِ‌ پات سَر انداخته گدا

اطرافِ صحن بال و پر انداخته گدا

گر سویِ گنبدت نظر انداخته گدا

دارد شبیه کربُبَلا عشق می کند

با گنبد جدیدِ شما عشق می کند

در پیشگاه لطفِ تو عنوان مهم نبود

انسان رسیده یا که نه حیوان مهم نبود

سائل مسیحی است و مسلمان مهم نبود

این چیزها برای کریمان مهم نبود

 بر پایِ سفرۀ تو نشستیم یا حسن

ما اهلِ سامرایِ تو هستیم یا حسن

هر چند ابری است هوایِ زیارتت

دلها به حسرت است برای زیارتت

لب ها گرفته اند دعایِ زیارتت

یادیِ کنیم از شهدای زیارتت

قربان زائرانِ تو که در سفر خوشند

راه تو پر خطر شده و با خطر خوشند

ای کاش نیمه جان نشود مثلِ تو کسی

از دیده ها نهان نشود مثلِ تو کسی

راهیِ پادگان نشود مثل تو کسی

بیمار و ناتوان نشود مثلِ تو کسی

اطراف خانۀ تو چه شب ها به خط شدند

سرباز ها مزاحم آرامشت شدند

خشک است کام تو ولی از قحط آب نیست

هستی اسیر گرچه ! به دستت طناب نیست

از خون سر محاسنت آقا خضاب نیست

بر پیکرِ شما اثرِ آفتاب نیست

با نیزه بند بند تنت که جدا نشد

جسمت سه روز بین بیابان رها نشد

سنگین که شد سرت به رویِ نیزه ها نرفت

آوایِ استغاثۀ تو هر کجا نرفت

دیگر سَنان میانِ دهانِ شما نرفت

ناموسِتان به کوفه و شامِ بلا نرفت

دندان به کاسه خورد ولی خیزران نخورد

اصلاً عصا به این بدنِ نیمه جان نخورد

می گی یعنی  چی ..!! راوی میگه دیدم ،اونهایی هم که نیزه نداشتن سنگ هم نداشتن .. دیدم  پیرمردِ باعصا اومد کنارِ  گودال .. هی عصا را فرو میکرد به بدن ......

 

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْاَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

ای غبارِ حرمت تاجِ سر نوکرها

نوکری ات شده تنها هنرِ نوکرها

در قیامت تو به فکرِ من و امثال منی

میشوی سنگِ صبور و سپر نوکرها

عده ای را طلبیدی به زیارت اما

نشده قسمتشان بیشترِ نوکرها

کشته ی اشک چه داریم برایت بدهیم

ای به قربانِ تنت چشم ترِ نوکرها

کاش مانند شهیدان خودت آخرِ عمر

بگذاری سر زانوت سر نوکرها

اربعین پای پیاده به حرم می آییم

میشود پخش در عالم خبر نوکرها

امشب نگاه کن به دو چشمم زیادتر

چون پرسه میزند به دلم غم زیادتر

امشب نگاه کن‌ به دو چشمم زیادتر

چون‌ پرسه میزند به دلم غم زیادتر

دستی بکش به رویِ سرم سایه ی سرم

زینب فدات گریه نکن در برابرم

پروانه ام ولی تو مرا شمع میکنی

از رویِ خاک خار چرا جمع میکنی؟

آن غلام میگه نیمه های شب از خیمه ها فاصله گرفت ابی عبدالله ولی هی میشینه بر میخیزه .. خم میشه بر میخیزه .. به مقدار که دنبالش اومد صدا زد تو کیستی ؟! گفت آقا من فلانی ام . برا چی دنبالِ من اومدی ؟! عرض کردم آقا نگران بودم یه وقت دشمن از پشت به شما حمله نکنه .. آقاجان چی کار میکنی منم کمک کنم . فرمود دارم دونه دونه خارهایِ اطرافِ خیمه ها رو جمع میکنم .. آی هلال فردا شب این بچه های من در به درِ این بیابونا میشن ..

پیچیده به کل بیابان

آوای مناجاتُ قرآن

سرِ سجاده ، شده آماده

امام شهیدان ..

کعبه رخِ حسین است امشب

ذکرِ حسین گرفته هر لب

دستِ حسین به دستِ زینب

واویلا .. واویلا ..

محزونُ دل آشفته خواهر

میگوید برادر برادر

به لب ها جان است

شبِ هجران است

شدم زار و مضطر

یاسمُ از غمت پژمردم

غصه ی تو فراوان خوردم

قبلِ تو کاش که من میمردم ..

واویلا .. واویلا ..

 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

یه عده الان حرمشن .. یه عده در راهن .. ایامِ زیارتِ مخصوصۀ شماست .. بعضی ها فرمودن ایامی ست که حضرت حرکت میکنه از مدینه ، همه پشتِ در و بیرونِ خانه ایستاده بودن امام رضا داشت با اهل منزل خداخافظی میکرد ، حضرت فرمود برام گریه کنید .. گفتن آقا ، پشتِ سرِ مسافر گریه نداره .. فرمود آری ، ولی من دیگه بر نمیگردم .. یه ذره با امام رضا حرف بزن ..

زلف هستم ، در هوایِ تو پریشان میشوم

دردمندم ، میرسم نزدِ تو درمان میشوم

قطره ای هستم که ذیلِ پرتوِ شمس الشموس

میروم در آسمانِ عشق باران میشوم

پادشاهان و وزیران دستِ من را پس زدن

میروم مشهد پناهنده به سلطان میشوم

یک پرستویِ مهاجر با کبوترهات گفت

کوچ خواهم کرد و از اهلِ خراسان میشوم

بس که شیرین است با دستانِ تو شیعه شدن

نزدِ تو هر بار می آیم مسلمان میشوم

در دلم یک قطره از مهرت بی افتد کافی است

آتش نمرود هم باشم گلستان میشوم

کج بنا کردم اساسِ اعتقادِ خویش را

هرچه میسازم خودم را باز ویران میشوم

 دین و ایمانم تویی روزی اگر تردم کنی

مطمئن هستم که من بی دین و ایمان میشوم

هرچه میخواهم بگویم کاش باشم خادمت

یادِ زشتی هام می افتم پشیمان میشوم

 یا امام رضا ... یا امام رضا ..

ای پناهِ بی پناهان مثلِ طفلی بی پناه

در قیامت میدوم پشتِ تو پنهان میشوم

طبقِ دستوری که گفتی اِبکِ یا ابنِ شَبیب

من فقط در ماتم جدِ تو گریان میشوم

وقتی همه داشتن پشتِ سر امام رضا گریه میکردن ، خواهرشم ناله میزد .. شاید فرموده باشد برات نامه مینویسم بیای .. اما کربلا برعکس شد .. ابی عبدالله فرمود به زن و بچه ها مخصوصاً بی بی دوعالم زینب جان گریه نکنید بلند .. من دشمن شاد میشم .. تا وقتی زنده ام صدایِ گریه تون بلند نشه ... انقدر این زن و بچه آروم و بغض دار گریه کردن .. یه وقت دیدن زمین و آسمان میلرزه و تیره و تار شده .. دختر علی دوید به سمت مقتل ... دید همۀ لشکر ریختن رو سرِ برادر .. دارن حسینشُ غارت میکنن ..

گرگان و شامیان بدریدن یوسفم

یک پیرهن نشانه برم نزدِ مادرم


چگونه من آب روان بنوشم

صدایِ العطش رسد بگوشم

واعطشا بکربلا ...

لالا لالا بخواب ای پر شکسته

به پلکت لخته هایِ خون نشسته

خدا راه گلویش را ببندد

بگو راه گلویت را که بسته؟

علی لالای ... علی لالای ...

دلم را از غمت آکنده کردند

تو هر چه گریه کردی خنده کردند

گفت ببینین بچمُ داره گریه میکنه ... آبش بدید ... همه خندیدن

دلم را از غمت آکنده کردند

تو هر چه گریه کردی خنده کردند

به جای آب تیر آمد به سویت

مرا پیشت علی شرمنده کردن ....

خودت دیدی که نامَردَند مادر

برایت نیزه آوردند مادر ...

الهی رنگِ شادی را نبینن

عجب آشفته ام کردند مادر

اصلا همه بدنُ ریختن بهم ... هر کسی هر کی رو کشته بود ، دنبال کشتش می گشت ... دنبال صیدش می گشت ... حرمله گفت: من یه صیدی داشتم اینو پنهانش کردن ... یه جاسوسی که از راه دور حواسش بود گفت :من دیدم ابی عبدالله رفت پشت خیمه ها ...

اومدن با نیزه بدن رو در آوردن ...

سه شعبه بسته راه چاره ات را

ببین این مادر آواره ات را

همان کس که تو را از من گرفته

زدستم می کِشَد گهواره ا ت را

دلم خوش بود با طفل خیالی ...

لذا هرچیزی که غارت کرده بودن آوردن حضرت فرمود: یه چیزی مونده اون رو هم بیارید گفت اون چیه ؟ فرمود اون گهوارۀ داداشم هست .... همون رو باید بیارید ... گفتن پولشو میدیم گفت : ای نانجیب بیشتر این لباسها و مقنعه ها وچادرها و معجرها ، همه را مادرم زهرا بافته بوده ... همین که غنائم را آورده بودن یکی گفت این انگشترِ بابامه ...

استاد مرحوم شیخ محمود نجفی اشکهاشُ می گرفت ، میگفت این اشکها قیمتیِ بگیرید بالا دعا میکرد بِدَمِ المظلوم یا الله .....

 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3006
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 366
    بازديد ديروز : 1,407
    بازديد کننده امروز : 154
    بازديد کننده ديروز : 588
    گوگل امروز : 121
    گوگل ديروز: 593
    بازديد هفته : 366
    بازديد ماه : 16,327
    بازديد سال : 1,487,563
    بازديد کلي : 8,356,780
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.215.182.36
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید