close
تبلیغات در اینترنت
منصور ارضی

منصور ارضی

منصور ارضی

منصور ارضی
منصور ارضی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 951 aboozar
0 504 aboozar
0 492 aboozar
0 331 aboozar
0 1508 aboozar
0 763 aboozar
0 1299 aboozar
3 1034 aboozar
12 2360 aboozar
0 1671 aboozar
4 7624 amirsajad
0 3077 aboozar
0 2936 aboozar
0 2795 aboozar
0 4517 aboozar
0 2008 aboozar
1 19324 2505
6 7420 aboozar
0 15748 aboozar
1 3289 masoudfn

 

من کنیز خدایِ یکتایم

بانویِ بانوان دنیایم

اَمة الله ام و کنیز رسول

بس که در شان و رتبه والایم

سیدالانبیاست شوهر من

سیدالاوصیاست مولایم

فاطمه کوثر است اما من

مادرِ کوثر ، اُم زهرایم

اوست اُم الائمه اما من

مادرِ مومنین به دنیایم

فاطمه ذات لیله القدر است

ظرفِ آن ذات پاک و یکتایم

سّر مستودع خدا زهراست

محرم سّر آل طاهایم

شیعه زهرا شناس می گردد

گر شناسد مقام عظمایم

با دو آقای جنتم محشور

در جنان زینب است همتایم

ماه رحمت ، مه لقایِ من است

من سفیر بهار دل هایم

اولین مومنه به اسلامم

یار احمد ، به رغم اعدایم

من گواه نزول قرآنم

خانۀ وحی گشته ماوایم

همچو آیینه ام به خُلقِ عظیم

راه وی را چو سایه پیمایم

هستی ام نذر دین حق گردد

بخدا با خداست سودایم

هرکه یار نبی شود ، او را

یارِ امروز و یارِ فردایم

در حریم نبوتم ، ساکن

بر طریق ولایت ابقایم

در تولا ز هر که پیشترم

در عمل مظهر تبرایم

الگوی صبر و استقامت و عشق

اسوۀ زهد و حلم و تقوایم

مهد حجب و عفاف و پاکی ها

شهد ایثار و عطر گل هایم

در تعبد زبان زدِ مردم

در تعهد ز هر که اولایم

در سخاوت نباشدم مثلی

در کمالات تاجِ سرهایم

هر بلا را به جان خریدم من

بر نبی مایۀ تسلی یم

شعب و تحریم و کینه و طعنه

جزئی از حربه هایِ اعدایم

ابتران گر تمسخرم کردند

داد کوثر خدایِ یکتایم

بارها گفت همسرم با من

ماجرای غمین زهرایم

دخترم بعد من شود تنها

چه کند این یتیم تنهایم

من نباشم کنار دختر خود

فضه گردد معینِ زهرایم

آتش و کوچه را نمی بینم

مجتبی یارِ او شود ، جایم

کربلا را دقیق میدانم

سویِ  جنت سفیرِ غم هایم

کربلایی شنیده ام که مپرس

آگه از داستانِ سرهایم

حق سلامم رسانده از لطفش

کفن آماده کرده ای وایم

من بپوشم عبایِ پیغمبر

بی کفن شد عزیز زهرایم

 

 

گرچه شایسته ی هر گونه ملامت هستم

مهمان تو در این ماه کرامت هستم

دور ماندن ز غمت عاقبتش در به دری است

بر سر کوی تو دنبال اِقامت هستم

از سزاواریِ من نیست مرا می بخشی

شرم سارِ کرم و لطف و مرامت هستم

دل بیمار از آن شد که ز تو دور افتاد

تا که نزدیک تو هستم به سلامت هستم

نکند از من و بهبودی من نا اُمیدی

که به هنگام دعا غرق کسالت هستم

یا که شاید نکند از نظرت افتادم

دیدی که از بس چنین در پی غفلت هستم

بهر من از نَفَسِ اهل عبادت نشدم

بس که محروم ز اصحاب سعادت هستم

من خودم درد سر خویش شدم می دانم

من خودم باعث این خواری و ذلت هستم

رمضان هست ولی باز ز خود می پرسم

این من هستم که سر کوی تو دربست هستم

کرم فاطمه گر حشر نگیرد دستم

پیش همه رسوای قیامت هستم

اگر آقای خراسان نرسد بر دادم

بر پای ساحت تو غرق خجالت هستم

من دلم گرم حسین است مرا می بخشی

هرچه هم باشم اگر بچه ی هیئت هستم

 

 

من اشتباه کرده ام ولی مرا رها نکن

بجز تو کیست که به این بی سر و پا کمک کند

گناه کردنم به آبروی من لگد زده

به این بدونِ آبرو ، کسی چرا کمک کند

اگر حوار میزنم ، اگر که جار میزنم

میان راه مانده ام ، یکی مرا کمک کند

نگو که تحبس الدعا شدم ، نگو رها شدم

بگو چه حربه ای است به من ، بجز دعا کمک کند

برای من که قبح غفلت و گناه ریخته

حیا بهترین دواست ، به من حیا کمک کند

بیا مرا درست کن ، بیا ضرر نمیکنی

نمیشود خدا همش ، به خوبها کمک کند

به هر کجا که میروم ، ضمانتم نمی کنند

به طوس میروم مگر ، امام رضاکمک کند

اگر که خورده کار من گره ، گره گشا که هست

به عاشقان،رقیه ، گره گشا کمک کند

چقدر تا دم سحر ، سر بریده ی پدر

به دخترسه ساله رویِ  نیزه ها کمک کند

زناقه زجر لعنتی مرا زمو بلند کرد

به دخترتو بابا ، عمه زیر چکمه ها کمک کند

 

 

دلِ ما معتکف کوی خدا شد الحمد

درِ این ماه به روی همه وا شد الحمد

رحمت و مغرفت از لطف خدا می‌بارد

دعوت عام ز هر شاه و گدا شد الحمد

به گنهکار بگو ماه دعا شد برگرد

حاجت عبد خطاکار روا شد الحمد

آری یک عمر اگر توبه شکستی بازآی

توبه این‌جاست که پُر قدر و بها شد الحمد

دست بردار ،تهی دستیِ ما عیبی نیست

که شفیع همه کَنزُالفقراء شد الحمد

جوشش عفو کریم و نظر لطف رحیم

آنقدر هست که بر ما هم عطا شد الحمد

خُفتَم و خواب مرا فیض عبادت دادند

لب فرو بستم و تسبیح خدا شد الحمد

از سحر تا دم افطار لبم آب نخورد

پس نصیب عطشم آب بقا شد الحمد

جگرم سوخت کمی یاد حسین افتادم

نفسم هم نفسِ کرببلا شد الحمد

ساقی‌ام حضرت سقای حرم عباس است

مشک او، اشک شد و گریه‌ی ما شدالحمد

این گنهکار کجا و سحر کوی حسین

مستجاب عاقبت انگار دعا شدالحمد

از شب قدرِ همان سال گذشته تا حال

بارها قسمت من صحن رضا شد الحمد

عن‌قریب است که گویند فلانی جا ماند

باز هم قافله رفت و دلمان این‌جا ماند

امشب روضه ی امام رضا بخونیم،نکنه بمیریم،بریم زیر خاک،روضه ی اون آقایی که مثل مار گزیده به خودش می پیچید،هیچکی نمی تونست کمکش کنه،از هیچ جا نمی اومدن کمکش، دلم میخواد یه بار دیگه بیام دَمِ باب الجوادش،بگم:قربون جوادت،قربون جوادت...قربون جیگر دوتایی تون،که پاره پاره شد،آخه توی امام ها دو نفر دست و پا زدن از اثر زهر،یکی هم تو قتگاه دست و پا می زد...الهی به امام رضا:الهی العفو

 

در سِلک ما معراج رفتن پر نمی خواهد

مومن پری بهتر ز چشمِ تر نمی خواهد

با اشک وقتی حاجت مارا روا کردن

گریه کنت ، مشکل گشا دیگر نمی خواهد

خاکِ حسینیه برایِ شاعران کافیست

از تو نوشتن ، جوهر و دفتر نمی خواهد

ذاتِ تو را تمثالِ اعطینا بیان کردن

تفسیرِ دیگر سورۀ کوثر نمی خواهد

با دیدنِ رویِ تو با خود روبرو می شد

آیینه ای بعد از تو پیغمبر نمی خواهد

نورِ وجودت را علی از قبل خلقت دید

این مدعا شاهد ازین بهتر نمی خواهد

وقتی دعایِ تو نگهدارِ علی باشد

دیگر سپر را فاتحِ خیبر نمی خواهد

نانِ تو ، خادم پرورِ بیتِ یدالله است

نانی به جز این سفره را قنبر نمی خواهد

ذراتِ رویِ چادرت حکم طلا دارد

تا گرد و خاکش هست فضه زَر نمی خواهد

چادر نمازت سایه سارِ مُلکِ سلمان است

جز سایۀ امنِ تو این کشور نمی خواهد

این نسلِ سوم خوب در پیکار ثابت کرد

حرفِ دفاع از دین که باشد ، سر نمی خواهد

این انقلابِ فاطمی چهل سال ثابت کرد

جز نسلِ زهرا و علی ، سَروَر نمی خواهد

چهل سال جنگیدیم پایِ پرچمِ زهرا

فرزند جز خون خواهی مادر نمی خواهد

تمار اگر باشی به رویِ دار خواهی گفت

حرفِ ولایت را زدن منبر نمی خواهد

 

 

ای محرم اسرار مادر فضه خانم

دراوجِ غم غمخوارِ مادر ، فضه خانم

جایِ خدیجه مادری کردی برایش

گشتی در آتش یارِ مادر ، فضه خانم

بین در و دیوار دیدی که چگونه

خورده گره در کار مادر ، فضه خانم

ازپشت در بیرون کشیدی باچه زحمت

هم مادر و هم بارمادر ، فضه خانم

تنها تو دیدی گیسویِ آتش گرفته

پیشانی تب دار مادر ، فضه خانم

دیدی شیار انداخته در باشتابش

بر نیمی از رخسار مادر ، فضه خانم

چادر گرفتی دورِ او تا که نبیند

زینب تنِ خونبار مادر ، فضه خانم

تا چند هفته پاک میکردی به گریه

خون در و دیوار مادر ، فضه خانم

در کربلا هم دور زینب را گرفتند

گودال شد تکرار مادر ، فضه خانم

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2529
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 17
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,544
    بازديد ديروز : 3,362
    بازديد کننده امروز : 228
    بازديد کننده ديروز : 683
    گوگل امروز : 132
    گوگل ديروز: 588
    بازديد هفته : 14,570
    بازديد ماه : 74,562
    بازديد سال : 823,795
    بازديد کلي : 7,693,012
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 34.201.121.213
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید