close
تبلیغات در اینترنت
محمود کریمی

محمود کریمی

محمود کریمی

محمود کریمی
محمود کریمی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
3 130 aboozar
1 169 saeednajafi
12 303 aboozar
4 6224 amirsajad
0 2074 aboozar
0 1877 aboozar
0 1732 aboozar
0 2907 aboozar
0 1108 aboozar
1 16935 2505
6 5696 aboozar
0 13880 aboozar
1 2357 masoudfn
1 1514 aboozar
14 3426 aboozar
20 3684 aboozar
0 2596 aboozar
0 1664 aboozar
0 1968 aboozar
0 1741 aboozar

 حاج محمود کریمی

با غمت زخم دل غم حاد شد

عشق از تو گرم استمداد شد

روضه مکتوم تفسیر بلا

کاف و ها و یا و عین و صاد شد

یک نفس عاشق شدم همراه تو

طفل اُمیِ دلم استاد شد

ای عیار معرفت پای امام

عاشقی بعد از تو مادر زاد شد

افتاد از سکه بازار همه

از تو هر جا هر زمانی یاد شد

داغ روی داغ دیدی عاقبت

وقت اهدا سر اولاد شد

مِهر شد مُهر تو تا روز ابد

حق به پای کربلا این مُهر زد

شانه هایت هر چه بار غم کشید

چشم هایت غیر زیبایی ندید

انچنان پرورده ای اولاد خویش

پیش ثار الله عبدند و عبید

بین القاب تو خالی می نمود

کُنیه نورانی اُم شهید

عون و جعفر را صدا کردی که هان

شکر و لله نوبت ما هم رسید

تیغ بستی بر کمر هاشان ولی

مانده بین نا امیدی و امید

گفتی اکنون وقت پرواز شماست

باید این توفیق را منت کشید

آخرین سرباز ها یاری کنید

پیش زهرا آبرو داری کنید

+یه وقت مادر خودش میگه برید، من آبروم پیش رباب و ام لیلا نره؛ به خدا قسم اینجوری نبود، از صبح که شد قبل از علی اکبر، ابی عبدالله رو صدا زد، گفت: داداش بزار بچه های من اول برن، اینا ببینن اکبرت رو زمین می افته اصلا روحیشون بهم میریزه، خودم که دوست دارم برات داغ ببینم کنار، اصلا خودمم نخوام اینا آروم قرار ندارن. علی اکبر رفت اینا با یه حسرتی نگاه کردن، رفتن کمک کردن تو عبا داشتن می آوردن علی رو نگاه کردن بهش، بزرگترشون بوده، اصلا انگار یهو حرم خالی شد علی اکبر رفت، قاسم اونطوری، میدونن نوبتشون خواهد رسید، اما بازم دلشوره دارن، لحظه به لحظه هر کس رو زمین افتاد زینب گفت: نوبت ما نشد... آخرش اومد تو خیمه گمان کرد نوبتشونه، لباساشون از قبل آماده گذاشته بودن شمشیراشون تیز کرده بودن، مانده بودن بین نا امیدی و امید، دارن با خودشون فکر می کنن، اگه موضوع این باشه که پدر باشه اذن بده، دیشب به قاسم گفت تو رو میکشن، به ما هم اذن خواهد داد، آماده جنگ شدن دیگه کسی نبود، اومدن جلوی ابی عبدالله سرشون پایین انداختن، دایی جان، خواهرزاده برا دایی هلاکه، زندگیشون دایی شونه، عمرشون دایی شونه، با پسر دایی هاشون بزرگ شدن، سراشون پایین انداختن، دایی جان ما آماده ایم، تا ما هستیم دم از غربت نزن، بوسیدشون فرمود شما برید مادرتون میمیره...

+سرشون پایین انداختن، آروم آروم اومدن طرف خیمه نزدیک خیمه که شدن قدم ها رو تندتر برداشتن، تا رسیدن به خیمه به مادر گفتن: نمیزاره بریم، شروع کردن گریه کردن، مادرِ مادر، مادر شهدا رو ندیدید، کی میدونه مادر شهید یعنی چی، دوتا جوون بزرگ کرده دسته گل

+یه مرتبه همون کلامی که فاطمه به امیرالمومنین از اون جنس، چه خبرته علی جان مثل بچه در رحم زانو بغل گرفتی، فاطمة که نمرده هنوز... دید دارن گریه میکنن گفت: بلند شید آماده شید از میدون نرید بیرون، کوتاه نیاین، پاشید بیاید من یه راهی بلدم، دنبال من بیاید، همه دیدن زینب از خیمه بیرون اومد اما اینبار خیلی محکم داره میاد...

-دید لشکر معنی ایثار را

دست افشانی پای یار را

از حرم پر زد ولی با خویش داشت

بال های جعفر طیار را

دید مولا در نگاهش مادر و

در صلابت حیدر کرار را

سر به زیر و بچه هایش پشت سر

گفت آقا جان همین یکبار را

اذن میدان ده به خواهر زاده هات

رحم کن این عاشق ناچار را

لشکر کوفه نگاهش سمت ماست

+سلیمان از مورچه یه ران ملخی قبول کرد، اینو برا چی آوردی؟ گفت: یا نبی الله ارزشمندترین چیزیه که داشتم برات آوردم، سلیمان ران ملخ قبول کرد؛ بچه های منو قبول نمی کنی...

-لشکر کوفه نگاهش سمت ماست

بر نگردان هدیه های یار را

بچه های من فدای اکبرت

رد نکن ما را به جان مادرت

از وفای خواهر سالار دین

آسمان بر خاک میساید جبین

شیر های بالدار هاشمی

زد به لشکر از یسار و از یمین

هر که در میرفت از چنگال آن

لا جرم میماند در چنگال این

همچو موسی نیل دشمن را شکافت

تیغ اَسباط امیر المومنین

+وقتی میگه پدر و مادرم فدات، یعنی از پدر و مادر مهم تره، خانم زینب جنگ که دید فهمید کار سخت شده برا بچه هاش سریع رفت تو خیمه، چون حسین یه نگاهش به میدان بود یه نگاهش به زینب، دید حسین داره خجالت می کشه رقت تو خیمه نشست، اما گوشش دار می شنوه، این دوتا آقازاده اومدن تو میدون، تا تو خیمه بودن میگفتن: دایی جان، نوه های علی هستن، زینب اینا رو بزرگ کرده، اومدن جلوی لشگر نگفتن حسین دایی ماست، از مادر خودشون معرفی کردن، گفتن آی اونایی که نمی شناسید بدونید ما پسرای زینبیم، واسه ی اینکه بدونن حسین همه یاراش میان همه براش میمیرن، تا یار داره کسی نمیتونه نزدیکش بشه...

+به لشکر زدن، از دو طرف لشکر؛ صدای فریادشون بلند میشد، امیری حسین و نعم الامیر، خواهرزاده ها دار اینجوری میگن...

-همچو موسی نیل دشمن را شکافت

تیغ اَسباط امیر المومنین

دید زینب اولین قربانی اش

غرق خون افتاد بر روی زمین

رنگ از رخسار ثارالله پرید

زیر لب فرمود زینب آفرین

در میان خیمه کرد این زمزمه

رو سفیدم کرد پیش فاطمه

ای رباب، ای نجمه، ای اهل حرم

بچه ها رفتند پیش مادرم

خوب شد رفتند در راه حسین

ور نه میمردند از داغ حرم

خوب شد مولا قبول هدیه کرد

ور نه میکردم چه خاکی بر سرم

خوب شد دیگر نمیبینند که

تازیانه میخورد بر پیکرم

+مگر کسی توان دل امام حسن و امام حسین و داره، نه والا؛ امام حسن دلش دل خدایی با اون قدرت بود، دید مادرشُ زدن، تحمل کرد؛ این بچه نمی تونستن ببینن، تو مقاتل نوشتن چهل نفر از اعراب اومدن، طرف زینب نمیشه رفت، ناموس خداست؛ چهل نفر اومدن اول با کعب نی بلندش کردن شروع کردن به تازیانه زدن، خانم این وسط اگه بچه هاش میدیدن واقعاً ‌زنده میموندن، حالا این کنار حسین...

-خوب شد دیگر نمیبینند رفت

بر سر نیزه، سر تاج سرم

خوب شد دیگر نمیبینند سوخت

خیمه و اطفال و موی و معجرم

اینکه اینک بین خیمه خاموشم

از حسین خود خجالت میکشم

ای حسین...

روضه شب دوم محرم ورود کاروان ب کربلا - با غمت زخم دل غم حاد شد - محمود کریمی

 

 حاج محمود کریمی

تو خیمه هنوز من سر لشکرتم

بی تاب لب خشک اصغرتم

من خواهرتم جای مادرتم

ادامه داده هستی تو زنده بودنم رو

ادامه میدی با نگات نفس کشیدنم رو

با تیغ ابروهات ببر رگای گردنم رو

کسی نمیشنوه صدای مردنم رو

تو خیمه هنوز من سر لشکرتم

بی تاب لب خشک اصغرتم

من خواهرتم جای مادرتم

گلام چشم به راه تو خیمه موندن

نزن دست رد به سینه ی من

تو خیمه هنوز من سر لشکرتم

بی تاب لب خشک اصغرتم

من خواهرتم جای مادرتم

یادت میاد چه روزگاری بود جوونیامون

داداش حسن همش و ان یکاد میخوند برامون

حالا رسیده وقت عاشقیِ بچه هامون

و ان یکاد بخون که راهی شن به میدون

میسوزه دلم، یا رب یا رب تو

میسوزه برا خشکیِ لب تو

جانا بپذیر سهم زینبت و

دو تا دست گل برات آوردم

عشق من من هنوز نمردم

تو خیمه هنوز من سر لشکرتم

بی تاب لب خشک اصغرتم

من خواهرتم جای مادرتم

ما با تو اومدیم که آخرش برات بمیریم

فقط تویی امیر و ما فداییِ امیریم

ما اومدیم و دست خالی از درت نمیریم

باید تقاص خون اکبر و بگیریم

من دختر شاهِ خیبر شکنم

من آینهٔ زهرا و حسنم

اون کس که برا تو میمیره منم

اذن بده که حقم و بگیرم

اشاره کن خودم برات بمیرم

تو خیمه هنوز من سر لشکرتم

بی تاب لب خشک اصغرتم

من خواهرتم جای مادرتم

 سینه زنی زمینه طفلان حضرت زینب (س) شب چهارم محرم- تو خیمه هنوز من سر لشکرتم - محمود کریمی 

 

 حاج محمود کریمی

شبی که من جا موندم و

 وجودم ماتم گرفت

صدات زدم نشنیدی و

تنها شدم گریم گرفت

هر کاری کردم گریه نکنم نشد

خواستم به لبهات بوسه بزنم نشد

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

بالا سرم رسید و گفت

 کجا میخوای فرار کنی

موهام هی کشید و گفت

حالا میخوای چیکار کنی

هر چی دوییدم تا که برسم نشد

انقدر که هق هق بود تو نفسم نشد

بیابون بود و منه سرگردون

 با اون بی رحم نامسلمون

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

زهرا اومد کمک ولی نشد برام کاری کنه

دشمن نزاشت که مادرم ازم پرستاری کنه

مادر میخواست آرومم کنه نشد

موهام و اومد شوونه بزنه نشد

پای چشمام گل آتیشه

دیگه تا زندم خوب نمیشه

هر کاری کردم گریه نکنم نشد

خواستم به لبهات بوسه بزنم نشد

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - شبی که من جا موندم و  - حاج محمود کریمی

 

 حاج محمود کریمی

شبنم گل لطیف تره، از قطره های بارون

لطیف تر از شبنم گل کوثر گریه هامون

داغ چشامون زخم صدامون

زندگی بی عشق مرگ برامون

گل میگیره غبارش و با قطره های شبنم

برای شستن گناه من اشکام و میارم

طراوت عشق تَگرگ ماتم

چه حسی داره ماه محرم

ای خوش به حال اون که

سر گذاشت به پای یارش

با دست پر خون دلش و

گذاشت تو کوله بارش

هر کسی عشق دار و ندارش

دیدن مولاست آخر کارش

خیلی هوا گرمه شِنا داغه

از آسمون آتیش می باره

اما دلای گرم تر از عشق

پیش خدا گرمی بازاره

پیشونی ماه از عرق خیسه

از کنج ابرو آب میریزه

مادر با دستاش نم نم بارون

رو پلک طفل خواب میریزه

پاها که تو رملا فرو میرن

اسبایی که آروم می تازن

این رد پاهایی که معلومه

آینده دنیا رو می سازن

باید برقصه با نسیم گرم

اون پرچمی که رنگ آتیشه

پرچم نشونی قبیله است و

یه ماجرای داغ در پیشه

همپای کشتی نجات خلق

مثل یه قایق کشتی نوحه

کشتی دلها، کشتی عشقه

پیشونی کشتی مثه کوهه

پیشونی کشتی عمو عباسِ

دریایی از غم ها رو میشکافه

تا قافله عباس رو داره

دریا چه آرومه، هوا صافه

+خدا سایه اش از سر ما کم نکنه....

-کشتی به ساحل میرسه اما

دل تو دل بی تاب خواهر نیست

دستاش شبیه بید می لرزه

هر وقت میبینه برادر نیست

می گفت از وقتی که اینجاییم

افتاده تو خیمه عجب شوری

دلشوره می افته به سر تا پا

وقتی که می بینم ازم دوری

+من طاقت دوریتو ندارم. تو قافله حسین و پیدا کردند، گفتند: آقا خانم کارتون داره، سریع به تاخت اومد کنار محمل حضرت زینب، گفت: خواهر جان چیزی شده؟ گفت: از جلو چشام دور نشو، گرد و خاک شد ندیدمت، دلم شور میزنه....

-کاشکی همین امروز برگردیم

اونجا که جدم گفته بود اینجاست

اونجا که تو از اسب میفتی

گل های ما میشه کبود اینجاست

ناقه که زانو زد علی اکبر

گلبوسه رو دستای بانو زد

زینب که پایین اومد از محمل

جای رکاب عباس زانو زد

+ناقه نشست اما خودش ارتفاعی داره، قمر بنی هاشم کنار ناقه نشست رو زمین زانو زد دستش بلند کرد خانم جان پاتون بزارید رو زانوم، پاشو رو زانوی عباس گذاشت، آل الله خدای ادبن حتما به عباس گفته: داداش ببخشیدا.... من روضه آروم میخونم شما هر جور دوست دارید گریه کنید

-امروز زینب با شکوه اومد

فردا بدون همسفر میره

امروز همراه حسین اومد

فردا به کوفه با یه سر میره

امروز لبخند امیدی رو

رو صورت مهتاب میبینه

روز دهم جسمی به روی خاک

انگار داره خواب میبینه

میبینه فردا آب ممنوع و

از تن جدا دستای سقاش و

میبینه اکبر با قد رعناش

پیش نگاهش اربا اربا شد

میبینه اصغر آب میخواد و

همراه باباش میره تا میدون

میگه رباب آقا برو اما

آبی نبود بچم رو برگردون

+فرمودند: هرکی تو مجلس ارباب میشینه، خود بی بی یا خود ابی عبدالله روبروی تک تک شما مینشینه، الان روبروی تک تک شما حسین نشسته، خوب می نشینند چه می کنند؟ می فرمایند: اینقدر به چشم این عزادار نگاه میکنند تا اشک جاری میشه، هرکی گریه اش گرفته حسین بهش اجازه داده گریه کنه، مگه مادرش اجازه میده هرکسی بیاد. خانم دیگه چی میبینی..

-میبینه تیغ کند و رو حنجر

میبینه گودال اومده مادر

میبینه که خنجر نمی بره

از پشت با ضربه جدا شد سر

میبینه تو آتیش یکی میگه

که سوخت از پا تا سرم عمه

میبینه تو آتیش یکی میگه

ای وای عمه معجرم عمه

ما که مَردیم خستهٔ راهیم

بچه ها را پیاده کن عباس

+دونه دونه میرن بغل عمو یا علی اکبر، می بوسیدن میذاشتن زمین، موهاشون صاف میکردن، خاکشون هم می تکوندند، می گفتند: برو بازی کن، برو پیش هم سن و سالات تا خیمه ها درست شه...

-ما که مَردیم خستهٔ راهیم

بچه ها را پیاده کن عباس

بچه ها را پیاده کردی بعد

طرف آب اراده کن عباس

تا تو مشک پر آب میاری

گرم بازی شوند اطفالم

دل شش ماهه ام به تو گرم است

تو که هستی چقدر خوشحالم

تا تو هستی سه ساله میخندد

گل زیبا به آب شاداب است

طفلکی دخترم نمی داند

خبر داغ قحطی آب است

دست دارد به دست اکبر و تو

به گمانش هنوز مهمانیم

طفلکی دخترم نمیداند

من و تو پیششان نمیمانیم

طفلکی دخترم نیمداند

روی نی میرود سر تو و من

در غیاب تو و علی اکبر

چقدر هار میشود دشمن

طفلکی دخترم گمان کرده

پیشواز آمدند این مَردم

آه سیلی که خورد میگوید

 عمه خیلی بدند این مَردم

یک شباهت رقیه دارد و تو

وقت افتادن از روی مرکب

تو به دست بریده میفتی

او به دستان بسته نیمهٔ شب

طفلکی دخترم نمیداند

بیش از این میشود چو مادر من

روی و مویش شود پر از خاک و

باز میگردد از پی سر من

مادرم هم به روی خاک افتاد

گونه هایش ترک ترک شده بود

+کوچه، یه خط روضهٔ کوچه هرکی هر جوری میخواد گریه کنه....

-مادرم هم به روی خاک افتاد

گونه هایش ترک ترک شده بود

بر رخ مادرم خودم دیدم

نقش دیوار و دست حک شده بود

 +این بچه هم صورتش ترک ترک شد، آخه دست های اون موقع اینقده شمشیر دست گرفته بودند، اینقده با خاک و سنگ کار داشتند، اینقدر دست ها خشن بود، کف دست ها مثل الان لطیف نبود، دست ها ترک ترک مثل سنگ، چنان به صورت سه ساله نواخت....

-بر روی مادرم خودم دیدم

نقش دیوار و دست حک شده بود

ای وای.... حسین....

خاک اینجا به ما نمی سازد

پسر مادرم بیا برگرد

تا که شمر می رسد از راه

حسین....

روضه شب دوم محرم ورود کاروان ب کربلا - شبنم گل لطیف تره، از قطره های بارون - محمود کریمی

 

 حاج محمود کریمی


پاره ی قلب مادرم از بر من دور مشو

جان من ای برادرم، از بر من دور مشو

گرد و غبار شد دمی، بین همه ندیدمت

رعشه گرفت پیکرم، از بر من دور مشو

دور مشو، دور مشو، از بر من دور مشو

ای ضربان قلب من دور شدیم از وطن

حسین سایه ی سرم، از بر من دور مشو

بی همگان به سر شود

 بی تو به سر نمیشود

باش همیشه در برم، از بر دور مشو

دور مشو، دور مشو، از بر من دور مشو

تو را قسم به عفتم، تو را قسم به عصمتم

تو را قسم به معجرم، از بر من دور مشو

این همه داغ دیده ام، خزان باغ دیده ام

تویی پناه آخرم، از بر من دور مشو

شده گواه کربلا ، به عشق توست مبتلا

من به تو مبتلا ترم، از بر من دور مشو

دور مشو، دور مشو، از بر من دور مشو

هر چه کنی همان کنم، نمیشود گمان کنم

بی تو بمانمو حرم، از بر من دور مشو

دور مشو، دور مشو، از بر من دور مشو

سینه زنی واحد زبان حال حضرت زینب (س) ویژه محرم - پاره ی قلب مادرم از بر من دور مشو - محمود کریمی

 

 حاج محمود کریمی

 

خیمه شد بر پا

دلشوره افتاده تو دل دختر زهرا

حسین خیمه زده به کربلا

غمش خیمه زده به قلب ما

علمدار سایبون فرزند ربابه

دلها پر امیده مشک ها پره آبه

چشم ها گریونه

 علی اکبر داره زیر لب اشهد میخونه

همه روی لبا شهادتین

 همه مُحرم کعبه حسین

اباالفضل مثه کوهه پشت سر ارباب

میتابه به خیمه نورش مثه مهتاب

علمدار سایبون فرزند ربابه

دلها پر امیده مشک ها پره آبه

زینب بی تابه

بی تاب حرفای بین ارباب و اصحابه

میگه این جا مسیر آخره

 اگه هر کی میخواد بره بره

ابالفضل نمیشه دور از محمل زینب

 از هُرم نگاهش قرص دل زینب

بیا ای خواهر

شاید فرصت نشد گریه کنیم دم آخر

ببین سرخیه وعده گاهم و

ببین گودی قتلگاهم و

ابالفضل میشه پرپر رو دامن مادر

مردا همه میرن حتی علی اصغر

علمدار سایبون فرزند ربابه

دلها پر امیده مشک ها پره آبه

 سینه زنی زمینه شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا - خیمه شد بر پا  - حاج محمود کریمی 

حاج محمود کریمی

 

کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل   
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل   
 
داغ تو، شکست، کمرم، پسرم
آتیش، زده بر، جیگرم، پسرم
از تو، دیگه بی، خبرم، پسرم
ای وای، پسرم، پسرم، پسرم  
تویی که تشنه از لب دریا رفتی
تو قلب دشمنا تک و تنها رفتی
به نیت زیارت زهرا رفتی
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل
 
بمیرم، برای دل سکینه
میخونه، روضه تو، برا مدینه  
رو دامنش اشک ام البنینه
مادر، فدای، تن پرپر تو
مادر، بمیره، برای سر تو
بالا سر تو، دم آخر تو
زهرا، اومده، جای مادر تو
سکینه و رباب و زینب گریونن
برا مدینه روضه هاتو میخونن
برای مشک پاره پارت دل خونن
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل
صل الله علیک یابن ام البنین
 
دل من، پریشونه، زینبینه
شب و روز، رو لبم شهادتینه  
شهادتین من، حسین حسینه
ای ساقیه، کرببلای حسین
سرسلسله ی شهدای حسین
من وقف توام، تو برای حسین
روح من و تو به فدای حسین
 
تو شاهد و شهیدی عند اللهی
تو آخرین فداییه ثاراللهی  
تو سر سپرده ی اباعبداللهی
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل
صل الله علیک یابن ام البنین
همه لحظه گوشم، پی گفتگویش
همه عمر چشمم، به خیال رویش
چه شود غباری، ببرم ز خاکش
چه شود که جامی، زنم از سبویش
من و های و هویش، من و عطر و بویش
به شرار قهرش، به نگاه مهرش
به صفای خلقش، به خصال و خوی ش
به جبین و دستش
به دو چشم مستش
به بهار حسنش
که برون ز کویش
نروم مسلم ..
حسین

سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس (ع) زیان حال ام البنین (س) - کجایی میوه ی دلم اباالفضل - حاج محمود کریمی

حاج محمود کریمی

 

ای عزیز فاطمه، بیدار شو، بیدار شو

خوابیدی تو علقمه، بیدار شو، بیدار شو

من دارم میرم سفر، بیدار شو، بیدار شو

همسفر نامحرمه، بیدار شو، بیدار شو

ما رو دستگیر کردن عباس

بچه ها رو پیر کردن عباس

ببین از روی نیزه عزیزم

زینب و اسیر کردن عباس

ای یل ام البنین، بیدار شو، بیدار شو

حال و روزمو ببین، بیدار شو، بیدار شو

پاشو دستمو بگیر، بیدار شو، بیدار شو

تا نیفتم رو زمین، بیدار شو، بیدار شو

مادرا صد بار مردن عباس

دخترا سیلی خوردن عباس

بعدتو به سمت،خیامو چادر ما دست بردن ...

ای عزیز فاطمه ،بیدار شو ،بیدار شو

خوابیدی تو علقمه، بیدار شو، بیدار شو

من دارم میرم سفر، بیدار شو، بیدار شو

همسفر نامحرمه، بیدار شو، بیدار شو

ای همه پناه من، بیدار شو، بیدار شو

دشمنامون اومدن، بیدار شو، بیدار شو

ترسوها جری شدن، بیدار شو ،بیدار شو

بی بهونه میزنن، بیدار شو ،بیدار شو

غصه ها تکرار میشه عباس

این سفر دشوار میشه عباس

تو که رفتی یا غیرت الله

صحبت بازار میشه عباس

سینه زنی واحد شهادت حضرت عباس (ع) - ای عزیز فاطمه، بیدار شو - حاج محمود کریمی

حاج محمود کریمی

واردشریعه شد-تنهاشهیدی بودازرزمنده ها که وقتی میخواست بره آل الله باهاش وداع نکردندعلی اکبرمیخواست بره میدونستن برنمیگرده،قاسم میخواست بره همینطور،خودابی عبدالله میخواست بره زن وبچه دورشوگرفتن-اما یه عده ازشهداهستن وقتی ازخیمه رفتن همه گفتن اینابرمیگردن؛یکیش شش ماهه بودگفتن میبره حسین تشنه برنمیگرده،اماعباس که رفت اصلایه حس وحالی دیگه ای بودگفتن میره آب بیاره بایه امیدی نگاش کردن،داشت میرفت یهو دل بچه هاشور زدانگار یکی میگه عمو دیگه برنمیگردهفرمودند:یه جوری ناله زدحسین بکائا عالیایعنی ابی عبدالله کناربدن برادردادمیزدوگریه میکردحالاچه کنم بی ابالفضل

سپاه دشمن ازقلب من خبردارد

توروی خاکیوحالادگرجگردارد

تو روی زمین افتادی ببین ایناچقدر شیرشدن؛بلند شو عباس

این سپاه غارت به تمام داروندارحرم نظر دارد

کناردست تو،من روی خاک افتادم

حرم چطور ازاین دست،دست بردارد

رسیده حرمله تاخیمه ها میدانی

برای بعد توچه نقشه ای به سردارد

بلندشوکه ببینندروی پایم من

هنوززینب کبرای ما سپردارد

بلندشوکه نگردد رقیه آواره

برای دخترم این خارهاضرر دارد

بلندشو که بلاها تمام آمده اند

غم توازهمه شان درد بیشتر دارد

عزیز دلم، عزیز دلم،همه کسم،یارم،پشتوپناهم،امیدم

قرارآخر ما باتوبود برگردی2

بدون بدرقه رفتی که زود برگردی

قرار بود اگر رفتی و مقابل تو

به سمت علقمه راهی نبود،برگردی...

قراربوداگرراه نبود بیای،یادته داشتی میرفتی همه بچه هااومدن گفتن عموجان اگه شدآب بیار،خودتو به خطر نندازیا! مابی تو میمیریماز اول صبح دیدیم لبهات دیگه رنگ ورو نداره،داداش

قراربود کمی رفع تشنگی بکنی

نفس بگیریو از پیش رود برگردی

قراربود که حتی اگر آبی هم نداشت-

مشک توبااین وجودبرگردی

قراربودتوباشی وهرکجارفتی

نیامده علمت  تافرود،برگردی

بنانبودکه حالا که دسته تنهایم

دراین نماز به حال سجودبرگردی

بنانبودتوهم مثل اکبرمن باسرشکسته

به ضرب عمودبرگردی

 حالا حرفامو بزنم؛ رو زمین افتادی؛پاشو ببین دورم چه خبره،همه دارن هلهله میکنن،اکبرم رفت قاسمم رفت، جمله ای که فرمود:کمرم شکست هیچ جا استفاده نکرده غیرازاینجا،معنیش چیه ؟میگم و رد میشم ،شب تاسوعا هرکی هر جوری دلش میخواد هرجور راحته گریه کنه. فبکی بکائا عالیاشما با صدای عالی و بلند گریه کنید

رسیده کار به آخر

افتادی رو زمین خدا بخیر کند

حسین مانده ولشکر،خدابخیرکند

بلندشوکه پناهی برای خواهرمان

نمانده است خدابخیر کند

رباب دلهره دارد که دیر برگردی

چه میشودعلی اصغر؟!خدا بخیرکند

توبودیو سرِپا بودم، این شده حالا

قدم خمیده برادر،خدابخیرکند

کسی اگرتونباشی نمیکند رحمی

به این همه زن ودختر خدا بخیر کند

چی شده مگه ؟من میخوام یه جمله ای بگم:یه موقع از شب موقعی که میخوای بری بیرون زن وبچه همراهته بهت میگن الان نیمه شبه ماشینت خرابه باچندتازن وبچه کجا داری میری اگه ماشینت میون راه خراب شد،وسیلت اشکال پیداکرد،وسط بیابون،تازه الزاما هم توش دشمنی نیست توبیابون،لااقل یه مردی باهات باشه ،همرات باشه،بازن وبچه داری میری،حالا حسین مونده وهشتادوچندزن وبچه علمدار رفت...

کسی اگرنباشی نمیکندرحمی

به این همه زن ودخترخدابخیرکند

رقیه ،زینب ،خلخال ،گوشواره ،حرم ،

سکینه ، چادر معجر،خدابخیرکند

سرت شکسته و غرق جراحت است به نی

چگونه میرود این سر، خدا بخیر کند

من بگم چگونه این سر رفت؟یه گوششو بگم : چنان عمودآهن روی سر مبارک نشست سر تا میانه ی ابرومتلاشی شد،دیگه سر به نیزه بند نشد ...بچه ها همه امیدشون عمو بود؛نگاه میکردن میدیدن این سر بعضی وقتا به نیزه بسته است بعضی وقتا میدیدن سر باگیسواش به یال اسب بسته است هرچی سره اسب اون نانجیب پایین می آمد سر روی زمین میخورد...

ازبس عمیق بود شکاف عمود کیب

 تنها سری بُود که پهلو به نیزه شد

همه ی بدنارو به خیمه آورد حسین .بچه هامنتظرند  لا اقل بدن عمو بیاد یه وقت دیدن بابا داره میاد خمیده،یه دست به کمر،یه دست عنان ذوالجناح،  پشت سر،میانه ی لشکر،سر روی نیزه... انقده این مصیبت گران تمام شد؛یکی ازنوحه های آل الله بعداز عاشورا،نگاه به سرمیکردند هی صدا میزدند واضَیعَتَناه بعدَک عباسیعنی مابعد توضایع شدیم؛معنیش اینه یعنی عباس توکه رفتی به ماخندیدند،به ما سنگ زدند،دست وپای مارو بستن،ما رو هو کردن،حسین...

به سرم بود بیاید به سرم ام بنین

مادرت فاطمه آمد عوض مادر من

پدرت ازنجف آمد توهم از خیمه بیا

قدمی رنجه کن و پای بنه بر سر من

شب باب الحوائجه،شب نماد غیرته،برا چی میگن اونی که آبروش در خطره هی بگید یا ابالفضل! آخه آبرو از جان مهم تره؛خدا نکنه کسی آبروش جلو بچه بره؛اینا رو من میگم یا حرف قمربنی هاشمه؟فرمود:من رو به خیمه نبر؛من از بچه هات خجالت میکشم؛اما تا آخر عمرش ام البنین بازماندگان کربلا رو که میدید میگفت:عباسمو حلال کنیدویلی علی شبلی

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - سپاه دشمن ازقلب من خبر دارد - حاج محمود کریمی 

 

حاج محمود کریمی

 

ای زخم های پیکرت آیات محکمه

و ای داغدار داغ لبت نهرعلقمه

پرواز کرده دور سرت حاجت همه

باب الحسین، نخل امید دوفاطمه

پیشانی تو مهر جهان تاب اهل بیت

باب المراد،باب کرم باب اهل بیت

ای قلب اولیای خدا یادواره ات

هرماه نو هزار هزاران هزاره ات

قرآن سوره سوره تن پاره پاره ات

زخم دوباره مرهم زخم دوباره ات

توکیستی که گفت ولی خدای تو

عباس! ای امام تو بادا فدای تو

تو بی سری و بر همه سردارها سری

فرزند برگزیده ی زهرای اطهری

تومصطفی،حسین،حسن یا که حیدری...

آقا تو شهر خون خداوند را دری

با آن که خود برادر سبط پیمبری

بخشید باز بر تو مدال برادری

بی دستی و دل همگان پای بست توست

وقف خدا و خون  خدا بود و هست توست

در وصف توهر انچه بگویم شکست توست

در روز حشر پرچم حیدر به دست توست

پرچم به دوش یاری دین خدا کنی

پشت سر امام زمان اقتداکنی

ای بر لبان تشنه تو آب تشنه تر

داغ لبت زده جگر آب باشرر

آب از غم تو اشک شدومشک خون جگر

بیرون شدی زآب لب خشک وچشم تر

آب ازخجالت لب خشک تو آب شد

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

مثل تو هست خویش که وقف خداکند؟!

همراه دست،چشم وسروتن فدا کند

تقدیم دوست دست زپیکر جدا کند؟!

این گونه حق  خود را رهبر را ادا کند

ای وقف سیدالشهدا خون پاک تو

زهراست زائر بدن چاک چاک تو

ای چار نهر خون جگر و داغدار تو

آب فرات گشت به دور مزار تو

تاحشر اشک دیده زهرا نثار تو

فرزندی دو فاطمه شد افتخار تو

دست تو را چهار ولی بوسه داده اند

خون خدا،حسن،دوعلی بوسه داده اند

توکیستی؟! امام حسین مکرری

دست حسین فاطمه شمشیرحیدری

قرآن پاره پاره ی زهرای اطهری

سقای تشنه کامی و سردار بی سری

برخیز که از دوچشم توای ماه علقمه

خون پاک کردچادرخاکی فاطمه

خونت حلال وآب به کامت حرام شد

باضربه ی عمود ز تو احترام شد

 درحالت قیام نمازت تمام شد

زخمت  به روی زخم بدن التیام شد

جز زخم تیر و نیزه  تو را بر بدن نبود

خوردی زمین به صورت و دستت به تن نبود...

فرمود:هرکی ازبالای بلندی رو زمین می افته دستاشو مقابل صورت میگیره این برحسب غریزه است بچه هم رو زمین بیفته دستو مقابل صورت میگیره...من ازبالای اسب روی زمین افتادم...دست دربدن نداشتم تیردرچشمم بود...باصورت روی زمین...امشب شب تاسوعامونه... هشت شب دندون روجگرگذاشتم روضه ی آقام ابولفضل رونخوندم... هرچند تمام آل الله دوست دارندروضه عباس خونده بشه؛گفتم همه روضه هام روبخونم شب تاسوعابریم حرم عباس...

دریابه پیچ وتاب تورامیزندصدا

اونایی که حاجت دارن... امشب اونایی که آبروشون درخطره برا آبروی نظام ومملکت اسلامی امشب دعا کن

دریابه پیچ وتاب تورامیزندصدا

شش ماهه ی رباب تو را میزند صدا..

دیگه امشب روضه خون نمیخواییا

دریابه پیچ وتاب تورا میزند صدا

شش ماهه ی رباب تورامیزندصدا

قرآن در آفتاب تو را میزند صدا

یعنی چی؟! اذالشمس کورت

عمدالحدید به کربلا...خسف القمر

آفتاب پوشیده شد، ماه منخسف شد

قرآن در آفتاب تورامیزندصدا

تاروزحشرآب تو را میزند صدا

آب روان طواف کنددورتربتت

میثم هماره اشک فشاندبه غربتت

 

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - ای زخم های پیکرت آیات محکمه - حاج محمود کریمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1984
    کل نظرات : 166
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 183
    تعداد اعضا : 266
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 9,466
    بازديد ديروز : 32,224
    بازديد کننده امروز : 3805
    بازديد کننده ديروز : 13975
    گوگل امروز : 5301
    گوگل ديروز: 18937
    بازديد هفته : 9,466
    بازديد ماه : 219,616
    بازديد سال : 836,044
    بازديد کلي : 5,507,867
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 107.22.118.242
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید