close
تبلیغات در اینترنت
محمود کریمی - 35

محمود کریمی - 35

محمود کریمی - 35

محمود کریمی - 35
محمود کریمی - 35
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 720 aboozar
0 305 aboozar
0 730 aboozar
3 582 aboozar
1 876 saeednajafi
12 1253 aboozar
4 6908 amirsajad
0 2577 aboozar
0 2440 aboozar
0 2293 aboozar
0 3747 aboozar
0 1571 aboozar
1 18146 2505
6 6501 aboozar
0 14703 aboozar
1 2767 masoudfn
1 1820 aboozar
14 3995 aboozar
20 4373 aboozar
0 3108 aboozar

http://s4.picofile.com/file/7866383973/Mahamood_Karimi.jpg

السلام یا عشق فاطمه

یک کاری بکن اشک من کمه

من با رفقام گریه میکنم

تا اینکه صدا ها گم بشه تو همهمه

السلام یا عشق با وفا

امشبُ یه بار بین ما بیا

من نوکرتم جانِ مادرت

من هیچی بخاطر دل اینا بیا

اومدم با تو امشب بشینم

تو ،تو آسمون من رو زمینم

از زخم زبون جون به لب شدم

کاشکی تو رو یه لحظه تو رویا ببینم

از حال دلت من با خبرم

اینجا هم نیام پس کجا برم

تو خسته شدی از دست کارام

ای روم سیاه خاک عالم به سرم

من قافل تو بی قافله ای

تنهایی ولی پر مشغله ای

تحویلم نگیر عیبی نداره

امشب می دونم که خیلی بی حوصله ای

http://s4.picofile.com/file/7866383973/Mahamood_Karimi.jpg

مناجات من روضه علی امشب ، می ترسم مناجات بخونم دیگه وقت نشه روضه بخونم ؛ گریه برا آقام برای من مهمتر تا گریه برای حال روزم، امشب زینب برا علی گریه میکنه من بیام برا خودم گریه کنم. نه ؛ دلم امشب حیدریه

ایوان نجف عجب صفایی دارد / حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

چشم های به رنگ خون ات را / به پرستار خود کمی وا کن

دل من شور می زند بابا / گریه های مرا تماشا کن

گر چه بستم شکاف زخمت را / خون تازه دوباره می ریزد

گر چه بر معجرم گره زده ام / لخته خون پاره پاره می ریزد

شیر بردن برای قاتل ، خانم زینب یه بار رفت قاتل ببینه بهش فرمود بابام خوب می شه ، از بستر بلند میشه ضربه ای که زدی جبران می کنه ، مردم امونت نمی دن؛ اومد بره گفت آی دختر علی بزار آب پاکی رو دستت بریزم؛ شمیر هزار درهم خریدم، هزار درهم دادم تیز کردند ، هزار درهم دادم به یه سمی آغشته شده یه قطره اش تو دریا بریزه ماهی ها می میرن ، برو دیگه کار بابات تمومه یه جوری زدم ، داد زینب بلند شد ، وا ابتاه

بعد لبخند قاتلت بر من / تو چرا خنده می کنی بابا

شب بی مادری ما را باز / این چنین زنده می کنی بابا

لب تکان می خورد ، چی میگه علی ، هر کسی در لحظه های مرگ خاطرات تلخش تو ذهنش میاد ؛ نه اینکه علی از این خاطرات تو لحظه رهایی داشته ، الان اوج خاطراتشه ، کدوم خاطرات؛ این شبا علی یاد غدیر نبود ، خاطره خوش بود دیگه؛

واژه هایی که خاطرات من است / باز تکرار می کنی هر بار

کوچه ی تنگ، خنده و هیزم / میخ در، دود، آتش و دیوار

سر شب از شکاف در دیدم / حال عباس را ز نیت تو 

مردم از روضه خوانی ات امشب / سوختم پای وصیت تو

دست او را گرفتی و گفتی / آبرویم بخر، امید علی

پیش زهرا کن آبرو داری / رو سپیدم کن ای رشید علی

جان تو، جان خواهرت زینب / ای علمدار کاروان حسین

حیدر بی مثال عاشورا / جان تو، جان دختران حسین

پسرم نکند کودکی شود تشنه / نکند دختری زمین بخورد

نشود با تو خیمه ای بی آب / نکند مادری زمین بخورد

دست هایت اگر زمین افتاد / نام زهرا به لب ببر، جان گیر

بدنت را سپر کن و بشتاب / خم شو و مشک را به دندان گیر

تشنه لب مشک آب را بردار / به لب کودک بگیر عباس

تیر وقتی به چشم هایت خورد / مدد از زانوان بگیر عباس

دست وقتی که نیست با صورت / از سر زین به خاک می افتی

غرق در تیر، ای کمان ابرو / به زمین چاک چاک می افتی

مادری می رسد به بالینت / دست دارد به روی پهلویش

کاش چشمت نبیندش وقتی / جای یک دست مانده بر رویش

http://s4.picofile.com/file/7866383973/Mahamood_Karimi.jpg

لرزه به تن حیدر افتاده

غرق خون توی بستر افتاده

بچه هاش همه دور بسترش

زینبش به یاد داغ مادرش افتاده

خونه همهمه خونه گریه دار

بین ناله ها یک ناله زار

زینبم ببین خون بند نمیاد

چاره نداریم چادر مادر بیار

یادش نمیره بین کوچه ها

فریاد میزدش فاطمه نیا

رحمی به دل به زار مرتضی

پاشو جون حیدر برو پیش یچه ها

بین اون کوچه یک مرد نبود

یادش نمیره بازوی کبود

ای وای خدا اون حامله بود

در کنده شد و تموم پر دود

یادش نمیره میخ شعله ور

با ضرب لگد با ضربه ی در

در روی یکی افتاد شدو

از رو در یهو رد میشدن چهل نفر

داد میزد فاطمه نیا ، مگه دست فاطمه اش از کمربندش رها می شد، یه وقت یه نانجیبی صدا زد بیکار نایست قنفذ دست فاطمه رو قطع کن، اینقدر با غلاف شمشیر زد دست مادر سادات شکست، از چند جا شکست ، آخر دیدن رها نمی کنه همونجا همه با لگد زدن

 

http://s4.picofile.com/file/7866383973/Mahamood_Karimi.jpg

چشای زینب بی خوابه / تو گریه اش عکس مهتابه

شکسته فرقی تا ابرو / علی میون محرابه

همین که شمشیر اومد به فرق مولا رسید 

علی بی فاطمه یه نفس راحت کشید

علی به سجده افتاده / دریای خونه سجاده

اسیر خاکه این دنیا / دیگه از امشب آزاده

چقدر غم تو سینه اش / یا زهرا تسکینش

نشون خون دلش / محاسن رنگینش

همین که شمشیر اومد به فرق مولا رسید 

علی بی فاطمه یه نفس راحت کشید

علی ولی معبوده / امیر دنیا تا بوده

حتی یه لحظه این دنیا / بدون حیدر نابوده

امیر ارض و سماء / خدای فضل شرف

ملائک هو می کشن / گوشه ی ایوون نجف

یه دستش دست حسین / یه دستش دست حسن

شب قدر حیدر میگه / حسینم ای بی کفن

http://s4.picofile.com/file/7871027418/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%B3%D8%B1.jpg

مراسم احیا و قرآن به سر  - طاهری رمضان 92

مراسم احیا و قرآن به سر  - محمود کریمی رمضان 92

مراسم احیا و قرآن به سر  - سلحشور رمضان 91

مراسم احیا و قرآن به سر  - میرداماد رمضان 92

مراسم احیا و قرآن به سر  - بنی فاطمه رمضان 92

http://s4.picofile.com/file/7866383973/Mahamood_Karimi.jpg

کوچه گلی از چشمای تره / جون به سر شدیم کی با خبره

هیچکی از خونه بیرون نمیاد / همراه یتیما گوشمون روی دره

بین ناله یک صدا میاد / از حنجره ی مرتضی میاد

عاشورا چیه ، هر چند کلمه / یه اسم کربلا میاد

عاشورا کیه ، کربلا کجاست / اسم کربلا اوج گریه هایت

مولا چی میگه ، یا حسین می گن / یعنی چی سر حسین به روی نیزه هاست

صحبت از تن صد پاره چیه / یک قافله ی آواره چیه

خیمه ها رو آتیش می زنن / شیرخواره کیه ، غارت گهواره چیه

پاره تن کیه بی کفن کیه / جای نعل اسب رو بدن چیه

صحبت از تن بی سر می کنه / با لب های تشنه دست پا زدن چیه

حسین آرام جانم        حسین روح روانم

http://s4.picofile.com/file/7866383973/Mahamood_Karimi.jpg

 

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 15
    تعداد اعضا : 282
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 211
    بازديد ديروز : 0
    بازديد کننده امروز : 612
    بازديد کننده ديروز : 2523
    گوگل امروز : 70
    گوگل ديروز: 0
    بازديد هفته : 211
    بازديد ماه : 211
    بازديد سال : 211
    بازديد کلي : 5,938,433
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.42.146
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید