close
تبلیغات در اینترنت
حمید رضا علیمی

حمید رضا علیمی

حمید رضا علیمی

حمید رضا علیمی
حمید رضا علیمی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 148 aboozar
1 686 aboozar
0 470 aboozar
3 493 aboozar
0 619 aboozar
10 534 aboozar
0 641 aboozar
1 529 aboozar
9 1646 aboozar
0 1108 aboozar
0 1106 aboozar
0 843 aboozar
0 2036 aboozar
0 1283 aboozar
0 1804 aboozar
3 1520 aboozar
12 3007 aboozar
0 2199 aboozar
4 8135 amirsajad
0 3542 aboozar

ای اجابت حاجتای ما

دستمو بگیر یا امام رضا

میشه هم‌نشین این روسیاه تنها شی

آرزومه که آقا تو رفیق من باشی

رزق روزگارم شه آب و دونه‌ی دستت

 سرپناه من باشه آشیونه‌ی دستت

 السلطان یا امام رضا

 تن تو بی رمق روی سرت عبا

 هی صدا می‌زنی که جوادم بیا

گریه‌هات سرازیره حال تو پریشونه

 این زمین نشستن‌هات داره روضه می‌خونه

 روضه روضه‌ی کوچس

روضه روضه‌ی درده

روی صورت مادر

جای دست نامرده

 السلطان امام رضا

 غم تو نگات چه بی انتهاس

 تنت مشهدُ دلت کربلاس

ذکر رو لبای تو تا شهادتین میشه

 آخرین نفس وقتِ روضه‌ی حسین میشه

 روی خاک اون صحرا

 بی کفن تنش افتاد

 چشم غارت لشکر

 به پیراهنش افتاد

 ألا نوحو


تو همونی که نفسهامو بهش مدیونم

ازت ممنونم کس و کارم

نظر لطف تو افتاده به قلبم آقا

بهت یک دنیا بدهکارم

زندگی من پای روضه بودنه

میگم از تو خط به خط دل عاشقم فقط

با غم تو میزنه

رو سیاهم ولی، بی پناهم ولی

سر راه تو هستم یا حسن ابن علی

یا حسن ابن علی.......

غم شیرین تو واسه من

 پر پروازه که بی اندازه دوست دارم

من افسرده گره خورده سر موی تو

به گیسوی تو گرفتارم

یا حسن حسن ضربان قلب من

حسن ای آقایی که خوش اون کسایی که در خونتو زدن

کس کارم حسن ای یارم حسن

یه روزی روی مزار تو سر میزارم حسن

روسیاهم ولی، بی پناهم ولی

سر راه تو هستم یا حسن بن علی

یا حسن ابن علی.......

تو که به دشمنتم آقا کرامت داری

عنایت داری، کرم داری

نمیگم بی حرمی وقتی

تو قلب عاشق کما فی السابق حرم داری

میشکنه زمین زیر بار صبر خود

نمیدم به عالمی آقا حتی یه کمی از غبار قبر تو

با چشای ترت شبیه مادرت

یا یوم کیومک شد روضه آخرت

روسیاهم ولی بی پناهم ولی

سر راه تو هستم یا حسن بن علی

یا حسن ابن علی.......

 

نامت شفا بخش است ، بر هر درد تسکین است
یادت مسِّرَت بخشِ دلهایی که غمگین است
دنیا و اهلش روز و شب روزی خورت هستند
یعنی همیشه سفره ی لطفِ تو رنگین است
کافر اگر دلبسته ات شد جای حیرت نیست
عشق تو چیزی ماورای دین و آیین است
ما را بخواهی یا نخواهی، نوکرت هستیم
جای تعجب نیست رسم نوکری این است
با گریه از روی ضریحت بوسه می چینم
افسوس در خواب است اما باز شیرین است
روضه نمی خوانم فقط یک جمله می گویم
زهرا کجا‌ و دستِ نامردی که سنگین است

 

دارم می بینم کوچه ها رو

دارم می بینم کربلا رو

زخمای رو بازوی زهرا

سر حسین رو نیزه ها رو

حق رسالتم چه خوب ادا میشه
توو خونۀ علی آتیش بپا میشه
همین آتیش میره به سمت کربلا
مهمون ناخوندۀ خیمه ها میشه
گریه میکنم، برای آتیشی که توی راهه
گریه میکنم، برای فاطمه ام که بی پناهه
گریه میکنم، برا تنی که توی قتلگاهه

دارم می بینم کوچه ها رو

دارم می بینم کربلا رو

زخمای رو بازوی زهرا

سر حسین رو نیزه ها رو

دیگه رسیده لحظه های آخرم

علی و فاطمه بیاین بالا سرم

فاطمه جون علیُ بی سپر نزار

علی توهم باشی پناه دخترم

گریه میکنم، علی چه چیزهایی باید ببینه

گریه میکنم، وسط کوچه زهرا رو زمینه

گریه میکنم، سیلی رو صورت گلم میشینه

میبنم و بارون میبارم

همه اش جلو چشمام میارم

توی هیاهوی مدینه

غریبِ تنها یادگارم

دارم می بینم کوچه ها رو

دارم می بینم کربلا رو

زخمای رو بازوی زهرا

سر حسین رو نیزه ها رو

چقدر دلم پریشونه برا حسین

حماسه آفرینِ کربلا حسین

موذن نماز عاشقی حسین

قاری قرآن روی نیزها حسین

گریه میکنم، برا غریبترین شهید تا محشر

گریه میکنم، برای شاه تشنه کام بی سر

گریه میکنم، برای نفس زدن به زیر خنجر

قیامت کبرا حسینه

مقطع الاعضا حسینه

شفاءت سینه زنا تو

روز قیامت با حسینه

دارم می بینم کوچه ها رو

دارم می بینم کربلا رو

زخمای رو بازوی زهرا

سر حسین رو نیزه ها رو

حق رسالتم چه خوب ادا میشه

توو خونۀ علی آتیش بپا میشه

همین آتیش میره به سمت کربلا

مهمون ناخوندۀ خیمه ها میشه


دل آفریده است که زیر و زبر کنی

ماه آفریده است که شقّ القمر کنی

باران رحمتیّ و قرار است نَم نَمَک

بر سنگ های سخت تعصّب اثر کنی

صف میکشن جنگل و دریا به خدمتت

سبزینه پوش عاطفه ها لب که تر کنی

این سنگ ها که بر سر اسلام می زنند

آقا مباد جان خودت را سپر کنی

در حجّة الوداع چه رازی است در دلت؟

باید تمام قافله ها را با خبر کنی

یا شافع النّفوس تو را جان فاطمه

در گیر و دار حشر به ما هم نظر کنی

جبریل من، به گرد بُراقش نمی رسی

گیرم در این مکاشفه خیلی هنر کنی

 

 

نمی خواهم بگویم آنچه دیدم

نمی خواهم بگویم ماجرا را

کجا رفتم چه ها دیدم بماند

نکرده هیچکس با من مدارا

به روی شانه بار غم کشیدم

میان سینه ام غیر تبت نیست

همین اندازه می گویم برادر

دگر این زینبت آن زینبت نیست

حسین برادرم.......

اگرچه زنده ام اما به سختی

خودم را تا مزار تو رساندم

مرا با زور از پیش تو بردن

خودم نارحتم اینجا نماندم

تنت روی زمین ماند و سرت هم

فراز نیزه بالای سرم بود

چهل روز است روز شب ندارم

غم تو بغض آه حنجرم بود

رسیدم از سفر آن هم چگونه

پر از دردم غمینم نیمه جانم

شکسته حرمتم در کوچه بازار

شهید طعنه و زخم زبانم

همان بهتر که سر بسته بماند

مصیبت های سنگینی که دیدم

اگرچه دور بودم از تو اما

ولی شکر خدا اینجا رسیدم

حسین برادرم.......

 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3006
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 320
    بازديد ديروز : 1,407
    بازديد کننده امروز : 140
    بازديد کننده ديروز : 588
    گوگل امروز : 110
    گوگل ديروز: 593
    بازديد هفته : 320
    بازديد ماه : 16,281
    بازديد سال : 1,487,517
    بازديد کلي : 8,356,734
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.215.182.36
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید