close
تبلیغات در اینترنت
مهدی میرداماد - 23

مهدی میرداماد - 23

مهدی میرداماد - 23

مهدی میرداماد - 23
مهدی میرداماد - 23
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 961 aboozar
0 506 aboozar
0 495 aboozar
0 336 aboozar
0 1509 aboozar
0 764 aboozar
0 1301 aboozar
3 1037 aboozar
12 2363 aboozar
0 1676 aboozar
4 7627 amirsajad
0 3080 aboozar
0 2937 aboozar
0 2797 aboozar
0 4519 aboozar
0 2010 aboozar
1 19328 2505
6 7422 aboozar
0 15753 aboozar
1 3290 masoudfn

 

حرم شده فکر هر روزم

زداغ هجر تو می سوزم

جواز نوکریمو تو باطل نکن

 نگاه به این گدای ناقابل نکن

 حرم ندیده من رو زیر گل نکن

حسین آقای من

با این که از دوری بی تابم

 به یاد شیش گوشه می خوابم

تو روضه دلمو عاشق میکنم

 شبا میون روضه هق هق میکنم

 اگه نیام زیارتت دق میکنم

 

 

ای کعبه داری یک جهان جان در بر امشب 

الحق که از هر شب شدی زیباتر امشب 

آغوش جان را بـاز کن جانـانـه آمـد 

هنگام قربانی است، صاحب خانه آمـد 

خیل ملائک کعبه را در بر گرفتند 

بت ها به کعبه ذکر یا حیدر گرفتند 

حِجر و حَجر، رکن عراقی، رکن شامی 

گویند مـولا مقدمت بـادا گرامی 

مکه تجلی گاه داور گشته امشب 

کعبه گریبان چاک حیدر گشته امشب 

تاریخ می گوید علی مولود کعبه است 

مولود کعبه نه، بگو موعود کعبه است 

او پیشتر از کعبه بوده نکته این است 

پس کعبه مولود امیرالمومنین است 

مکه بـه توفیق ولایت محترم شد 

امشب حرم از مقدم مولا حرم شد 

 

دلا تازه تر شده

غصه در به در شده

آقامون امام رضا

صاحب پسر شده

بارون نم نم رو گونش

آسمونیا اومدن خونش

تا اینکه روزیشون بردارن

از پر قنداقه ی دردونش

زهرای اطهر

موسی بن جعفر

عیدی میدن همه

مثل حیدر

یا جواد الائمه

تا همیشه تا ابد

ماه میبینه خوابشو

اگه باد کنار بده

گوشه ی نقابشو

خواب رو دستای ریحانه

فرشته فکر آیینه قرآنه

راه ورود سائلا امشب

باب الجواد صحن سلطانه

چشماش زهرایی

قلبش دریایی

به به چه پسر بابایی

 

 

یه گوشه ی ایوون، آیینه و شمعدون

دلداه و مجنون، خیلی عاشقونه

گل یاس گلدون، با صدای بارون

باز شده غزل خون، ترانه می خونه

امشب شب توسل و مراده

خدا حاجت دلامونو داده

آخه میلاد حضرت جواده

رو لبای حضرت عشق، وا شده گل های لبخند

كوری چشم حسوداش، بسوزونید عود و اسفند

جواد ابن الرضا مدد، مدد، مدد

امشب شب عیده، داره م‍ژده می ده

كه دیگه رسیده، نسیم سعادت

شب شوق و شوره، عالم پر نوره

لحظه ی ظهوره، خدای كرامت

خدا مهرش و تو دلم می ذاره

توی كرامت همتایی نداره

از سر زلفش معجزه می باره

به هوای كاظمینش، شده باز قلبم هوایی

می بره دل از دو عالم، اون دو تا گنبد طلایی

جواد ابن الرضا مدد،  مدد، مدد

 

 

دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت

از بال من شکسته ترین آفرید و رفت

خون گلوی زیر فشارم که تازه بود

با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت

چقدر جسارت رو برد بالا، زن بدکاره فرستاد تو زندان برا موسی بن جعفر، اُف برتو روزگار

بدکاره ای به خاک مناجات سر گذاشت

وقتی صدای بندگیم را شنید و رفت

از روزنه در نگاه کردن، دیدن زن بدکاره صورت رو خاک گذاشته، هی می گه خدایا غلط کردم، این کی بود من اومدم سراغش، چرا اینقدر صداش دل و زیر رو می کنه

بدکاره ای به خاک مناجات سر گذاشت

وقتی صدای بندگیم را شنید و رفت

با پا به روی جسم ضعیفم دوید و رفت

راضی نشد به بالش سختی که داشتم

زنجیر های زیر سرم را کشید و رفت

وقتی که نام فاطمه را از لبم شنید

یک حرفی از کنار دهانش پرید و رفت

هرچی می خوای منو بزنی بزن، اسم مادرم رو درست ببر، تو رو خدا دو بیت می خونم و می شینم با تو گریه می کنم، حواست با منه

از چند جا ضریح تنم متصل نبود

پهلوی هم مرا وسط تخته چید و رفت

اما چه خوب شد کفنم را کسی نبرد

تا زیر نیزه ها بدنم را کسی نبرد

می خوام روضه رو از زبون حضرت معصومه بخونم، وقتی مثل فردا شب، اما رضا یه لحظه از مدینه رفت، از نظرها غایب شد، حضرت معصومه دیگه برادر رو ندید، مدتی زیادی انتظاره برادر رو کشید، بعد از دقایقی  برگشت بی بی یه نگاهی به داداش انداخت، دید سر رو آشفته است، موها پریشونه، لباس ها همه غرق خاکه، کجا بودی داداش، چرا منو تنها گذاشتی رفتی، یه نگاه به خواهرش کرد، گفت خواهر فقط یه جمله بگم، دیگه منتظر نباش، دیگه انتظار بابامونو نکش، خودم رفتم بدن غرق خونش رو داخل خاک گذاشتم، یه جایی ببرمت هر کی تاحالا ناله نزده، عقده ی دلش وا بشه، می خوام بگم دختر منتظر بابا بوده، همتون اهل روضه اید، دختری که چهارده سال هی اومدن خواستگاری گفت:نه، قبول نمی کنم بابام زندانه، باید بابام آزاد بشه، اینقدر صبر کرد، آخرش خبر باباشو براش آوردند، می خوام یه جمله بگم، کاشکی تو خرابه هم خبر بابا رو می آوردند، کجای دنیا دیدید، برای دختر منتظر، سر بریده باباشو ببرند، حسین..........

 

 

می خواست جان سپاردوجانی دگرنداشت

  هنگام كوچ بود ولی بال و پر نداشت

چشمش ز پنجره سوی مهتاب خیره بود

معلوم بود این شب آخر سحر نداشت

افتاده بود روی زمین آه می كشید  

اگه اشك نداری، اگه می بینی چشمت خشكه، ناله كه داری خرج كنی، امام صادق علیه السلام فرمود:خدا رحمت كنه اونی كه تو مصیبت های ما آه می كشه، بگو:آه. اگه تصور كنی آه كه هیچی، فریاد می زنی،  

افتاده بود روی زمین آه می كشید  

اما كسی ز  حال دل او خبر نداشت

با خاطرات تلخ خودش گرم می گرفت

جز اشك،  یار و همدمی آخر به بر نداشت

می دونی یاد چی اوفتاد، یاالله ، بچه غیرتی های شیعه

یاد دمی كه در پی مركب دویده بود 

 با ناله ای كه در دل دشمن اثر نداشت

نوش جونت این جام محبت مولات، افتاده بود یاده اون لحظه ای كه، اومدن نیمه ی شب، از تو خونه كشیدنش بیرون، پای برهنه تو كوچه ها، كجا بردنش، مجلس شراب بردنش، باور می كنی یا نه، میخوای بزنی بزن، می خوای داد بزنی بزن، راسته، دروغ نیست، بچه شیعه باید بمیره، كشوندش تو مجلس شراب، با سر برهنه، شراب تعارف كرد، وای، وای،

یاد دمی كه قبر خودش را نظاره كرد

عجب حرومزاده ای بود این متوكل، عجب ملعونی بود، تو خونه ی آقا جلوی آقا، قبرش و كند، ای وای بمیرم، من فكر می كنم می گم شاید برا خود آقا، مرگ شیرین بود، راحت می تونست بشه، اما برا بچه هاش چقدر سخته، بمیرم برا امام عسگری

یاد دمی كه قبر خودش را نظاره كرد

 با ظالمی كه شرم از آن خون جگر نداشت

می ریخت اشك و

نه امام هادی، همه ی اهلبیت ما اینجوری جون دادند، ان شاءالله ما هم اینجوری جون بدیم، ان شاء الله ما هم دم آخر گریه كنیم جون بدیم، چه گریه ای، نه گریه ی ترس، نه گریه ضعف، نه گریه ی نیاز، ان شاءالله دم آخر اینجوری بمیریم،

می ریخت اشك و نوحه گودال می سرود

ازخواهری غریب و حسینی كه سر نداشت

از دختری كه بعد عمو در مسیر شام 

 دیگر به غیر زجر و سنان همسفر نداشت

از سـوز زهـر تشنـه شـد و گفـت یا حسین

 ای كـاش هیـچ وقـت ربـابت پسر نداشت

كجا ببرمت، همین یه مسیر مسیر روضه ی من، می گن امام عسگری، خیلی فردا بی تابی كرد، وقتی بدن بابا رو دید، وقتی داغ بابا دید، یا امام عسگری، شنیدم گریبان چاك زدی، شنیدم به سر و صورت زدی، شنیدم برا داغ بابات، بلند گریه كردی،  مگه چه كردن با بابات، مگه چه جوری كشتنش، اگه شما گریبان چاك زدی، پس زین العابدین چی بگه كربلا، یا الله، گریبان چاك زد امام عسگری، اما كربلا، زین العابدین دید همه دارن بدنهارو دفن می كنن، هیچكی به بدن حسین نگاه نمی كنه، حسین...........عمه چرا بدن بابامو دفن نمی كنن، مگه بابای من، مسلمون نیست، چرا بدنهای خودشونو دفن می كنن، یكی نبود بگه زین العابدین، صبر كن، الان یه كاری می كنن، دیگه بدن بابات پیدا نباشه،  الان ده نفر میان، اسباشونو میارن، فرج امام زمان بگو حسین.....

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2531
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 13
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,150
    بازديد ديروز : 3,274
    بازديد کننده امروز : 375
    بازديد کننده ديروز : 627
    گوگل امروز : 234
    گوگل ديروز: 503
    بازديد هفته : 18,450
    بازديد ماه : 78,442
    بازديد سال : 827,675
    بازديد کلي : 7,696,892
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.153.135.60
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید