close
تبلیغات در اینترنت
مهدی میرداماد - 5

مهدی میرداماد - 5

مهدی میرداماد - 5

مهدی میرداماد - 5
مهدی میرداماد - 5
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 961 aboozar
0 506 aboozar
0 495 aboozar
0 336 aboozar
0 1509 aboozar
0 764 aboozar
0 1301 aboozar
3 1037 aboozar
12 2362 aboozar
0 1676 aboozar
4 7627 amirsajad
0 3080 aboozar
0 2937 aboozar
0 2797 aboozar
0 4519 aboozar
0 2010 aboozar
1 19328 2505
6 7422 aboozar
0 15753 aboozar
1 3290 masoudfn

مادرم یازهرا یازهرا یازهرا
دل مجنون داریم
حال پریشون داریم
شبای فاطمیه
هوای بارون داریم
ذکر ما یا حسن
ارباب ما بی کفنه
زهرا مادر،بابامون علی خیبرشکنه
اهل ایرانیم و در سوز و گدازیم
از قبیلۀ سلمان و اهل رازیم
مادر ما فاطمه بی حرمه عیبی نداره
تو نجف داریم براش حرم میسازیم
بده عزت ، بشه قسمت
با یه هیات
مدینه یه روز بریم همه زیارت
مادرم یازهرا یازهرا یازهرا
ما برات می میریم
با دشمنت درگیریم
مادرم غصه نخور
فدک رو پس میگیریم
فدای سنّ کمت
آرزومه تو حرمت
هیجده بار بگم یا علی زیر پرچمت
ما عجم زاده ایم و
همسایۀ حضرت ثامن
بی بی جون ما که نمردیم
ما دوست داریم ز باطن
الهی زنده باشیم
تو حرم شما ببینیم
ببینیم نوشته بالای یه صحنی
صحن محسن
دل و دلبر  صحن حیدر
صحن مادر
آخ چه بین الحرمینی میشه،محشر
بده عزت ، بشه قسمت
با یه هیات
مدینه یه روز بریم همه زیارت
مادرم یازهرا یازهرا یازهرا


در خانه ماند، عطرِ خوش ربنای تو

امروز زنده ام، به هوای دعای تو

 فاطمه جان!

 امروز زنده ام، ....

 کاشکی دعا میکردی مرگ علی با مرگ تو برسه ، کاشکی دعا میکردی   همون شبی که تو رو زیر خاک گذاشتم ،  نتونم دیگه از جا بلندشم.بیا ببین چه دختری تربیت کردی، جانماز تو رو پهن میکنه دستش رو  میاره بالا؛امروز به اسماء گفت، اسماء! بیا ببین زینب چی میگه زیر لب؟سه چهار ساله دختر داری تو خونت؟اسماء میگه: گفتم: یا امیرالمومنین! مثل مادرش داره دعا میکنه، چیز عجیبی نیست،فرمود:اسماء گوش بده ببین زیر لب چی میگه؟میگه گوش کردم دیدم میگه: خدا بابام غریبه؛به بابام صبر بده،سایش رو بالا سرم نگهدار......"خوب دختری تربیت کردی"

 در خانه ماند، عطر خوش ربنای تو

امروز زنده ام، به هوای دعای تو

همسایه ها به مجلس ختمت نیامدند

من بودم و همین دوسه تا بچه های تو

آخ بمیرم برات علی، یه نفر دَرِ خونش رو نزد بگه: علی خدا صبرت بده.....فاطمه جان! این یه بیت برا شما، برا اونایی که امام حسنی اند...فاطمه جان! از من که گذشت، من "اَصْبَرِ الصّابِرینَم"، من‌به بابات قول دادم صبر کنم، تو داغ تو صبر میکنم،اما زهرا...

 خیلی به مجتبیِ تو برخورد

 پسر بزرگه دیگه چیکارش کنم،از روزی که از کوچه برگشتید یه پسر دیگه ای شده، میشینه یه گوشه ای هی به در و دیوار نگاه میکنه، ساکت شده، با من هم دیگه حرف نمیزنه،هر شب از خواب میپره

 خیلی به مجتبیِ تو برخورد فاطمه

 چرا؟

فامیل کم گذاشت برای عزای تو

 جای تمام شهر، خودم گریه میکنم

از بس که خالی است در این خانه جای تو

 انگار همین دیروز بود، راه میرفتی جلو چشام تو این خونه،انگار همین دیروز بود موهای زینبت رو شونه میکردی،انگار همین دیروز بود، حسینت رو بغل میکردی،بگم؟انگار همین دیروز بود بهت التماس میکردم نرو....

ممنونم اگر نروی

میمیرم اگر نروی

 جای تمام شهر، خودم گریه میکنم

از بس که خالی است در این خانه جای تو

 زهرا مرا ببخش، که نگذاشت غربتم

یک ختم با شکوه بگیرم برای تو

دیگر به تیغ فتنه ی کوفه نیاز نیست

خون مرا نوشت مدینه به پای تو

مدینه یه جا بود یه عده دور فاطمه حلقه زدند،کربلا هم یه جا بود دور حسین حلقه زدند،من یه نمونه دیگه بگم،چند شب پیش امیرالمؤمنین تنها بدن رو دفن کرد،امیرالمؤمنین تنها بدن رو برداشت،نوشتن: این بدن آنقدر نحیف شده بود،نوشتند: تنهایی بدن رو برداشت،بدن مثل یه بدن بچه شده بود،"صَارت كَالْخَیَال " درستِ پیغمبر کمکش کرد،اما علی بدن رو تنها گذاشت توی قبر،تنها بدن رو برداشت...کجا ببرمت کربلا؟...کربلا هم یه نفر یه بدن رو تنها برداشت،اما فرق مدینه و کربلا این بود، مدینه علی پهلوان بود، خیبر گشا بود، بدن زهرا رو برداشت کسی تعجب نکرد،علی بازوی ِ خیبر شکن داره....اما کربلا یه زن پنجاه و چهارساله، از صبح پابرهنه هی دویده تو میدون،هی خورده زمین،چادرش زیر پاش هی گیر کنه....

زینب پهلوون نبود،اما به تنهایی بدن حسین رو برداشت...آورد بدن رو بالا،نقلِ مقاتل اینه،بدن رو خودش بغل کرد آورد بالا، "اَللَّهُمَ تَقَبَّل مِنّا هذَا القُربان" این قربانی رو از من قبول کن... من یه سئوال دارم،سئوال من اینه...زینب پهلون بود؟زور بازو داشت؟نه والله،جونی نمونده بود دیگه براش،پس چه جوری بدن حسین رو به تنهایی بلند کرد؟

یه نفر جواب من رو بده؟آخه بدنی که زیر سُم اسب رفته،بدنی که هزار و نهصد تا نیزه و شمشیر خورده،بدنی که سرش بریده شده.ای حسین....



 

دور هم جمع شدیم محور فاطمه ست
ما همه امت و ، رهبر فاطمه ست
بچه شیعه میگه ، بابام حیدر
بچه شیعه میگه ، مادر فاطمه ست ...
تو به کل جهان سروری میکنی
تو فقط تو حسین پروری میکنی ...
از ازل شیعه رو باب حاجتی و
مادری کردی و مادری میکنی
ذکر تسبیح شیعۀ مولا
اشهد انّ امّنا زهرا ...
علت خلقت دنیا فاطمه ست
ما همه قطره و دریا فاطمه ست
تکیه گاه  غم آل الله و
بانوی خانۀ مولا فاطمه ست ...
هر کجا نام زهرا میاد نعمت
سفرۀ فاطمیه پر از برکت
هر کی بی فاطمه ست سهم آتیش
هر کی با فاطمه ست جاش توی جنت
تا بهشت میریم با همین نجوا
اشهد انّ امّنا زهرا ...
ذکر تسبیح شیعۀ مولا
اشهد انّ امّنا زهرا ...
بابی انت و امی یا اباعبدالله ...
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم
بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسین
سبقت از عطر و گلاب و نافه و عنبر گرفتم
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند قبر شهید کربلا ...
تشنۀ آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا


ای دختر خورشید، ای خواهر دریا

زهرا ترین زینب، زینب ترین زهرا

  ماه مقیم قم،مهتاب بیت النور

در سایه سار توست، سرتاسر دنیا

 از آه لبریزم، از اشک سرشارم

این قطره را دریاب، دریاب ای دریا

 فهم حقیر ما،پایین تر از پایین

فهم بلند تو،بالاتر از بالا

 لبخند معصومت،مهر رضایت زد

بر شوق خواهرها،عشق برادرها

 با امام رضاعلیه السلام از یک مادرند،موسی بن جعفر فرزندان زیادی داره،اما هر دوی این بزرگواران،هم علی بن موسی الرضا،هم این خانوم،حضرت معصومه سلام الله علیها،از حضرت نجمه اند...مادرشون یه مادر بزرگوار لذا خیلی بهم علاقه شدید داشتن،تاریخ میگه:بعد از حسین و زینب،دیگه خواهری و برادری مثل این دو نفر ندید،اولین خواهر و برادر عالم که دل عالم رو زیر و رو کردن،همتون خبر دارید،بعد از سید الشهدا و عقیله ی بنی هاشم،این خواهر و برادر رو مثال می زدن....

 تنها به دست توست،ای سوره ی انفاق

دنیای ما امروز،عقبای ما فردا

 ماییم و چشم تر،ای چشمه ی کوثر

بر ما عطایی کن،از فیض اعطینا

 وقتی ضریحت را،با گریه می بوسیم

در چشممان پیداست،آن قبر ناپیدا

 باز از تو می گویم،یا حضرت زینب

باز از تو می خوانم،یا حضرت زهرا

قرار بود بیایی کبوترش باشی

دوباره آینه‌ای در برابرش باشی

نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی

میان راه پرستوی پرپرش باشی

 امام رضا منتظر بود،نامه نوشت برا خواهرش،قرار بود بیاد همدم برادر بشه،اما به برادر نرسید...

مدینه شهر غریبی برای فاطمه هاست

نخواست گم شده‌ای مثل مادرش باشی

 خدا رو شکر از مدینه اومدی،به ما یه حرم دادی،به ما اعتبار دادی،دلمون برا قبر مادرمون فاطمه تنگ میشه،لااقل حرم تو بیاییم،اگه شما نبودید ما کجا می رفتیم؟

 خدا تو را به دل تشنه ی زمین بخشید

کتاب روشنی از سوره ی کوثرش باشی

 به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را

چو دید آمده‌ای سایه‌ی سرش باشی

 تو مهمون نبودی خانوم،تو صاحب خانه ی مایی،تو ولی نعمت مایی،ما سر سفره ی تو هستیم،شما سایه ی سر مایی،امشب یه سفارش مارو به داداشت امام رضا بکن...آی امام رضایی ها خوب شبی اومدید،خوب جایی اومدی،دلمون برا حرم داداشت یه ذره شده..

 اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد

و تا همیشه تو یاس معطرش باشی

 کرامتت همه را یاد او می‌اندازد

به تو چقدر می‌آید که خواهرش باشی

 خدا نخواست تو هم با جواد کوچک او

گواه رنج نفس‌های آخرش باشی

 نخواست باز امامی کنار خواهر خود

نخواست زینب یک شام دیگرش باشی

از مدینه تا خراسان راه زیاده،نتونستی برسی،مدینه کجا،خراسان کجا...نرسیدی،ندیدی،اما یه خواهری از خیمه زد بیرون،از خیمه تا گودال...از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد: حسین...

بی بی جان! ندیدی داداشت فرشای حجره رو کنار بزنه،رو خاک دست و پا بزنه،اما عمه تون اومد تو گودال...

خانوم جان!اصلاً می رسیدی،اصلاً با جواد الائمه تو حجره هم می رفتی،نهایتاً سر برادرت رو بغل می کردی،سمّ شوکران جگر برادرت رو پاره کرده بود،سرش رو بغل می کردی،داداشت جون میداد...بمیرم برا زینب،وقتی رسید دید سر رو بردن،لباس رو بردن،رسید دید داداشش حسین  یه جای سالم نداره،حسین....

 

 

سلام مُحرم، سلام هلال ماه غم

سلام مُحرم،سلام نوای محتشم

 سلام پیرهن مشکیِ عزا

سلام بانیِ بزمِ روضه ها

سلام شاهِ سر از بدن جدا

 خدا رو شکر رسیدیم باز

 زیر خیمه های ماتم

 زنده موندیم رسیدیم

 به شب اول محرم

 سلام شاهِ بی کفن

سلام ماهِ تشنه لب

سلام غریبِ مادرم

سلام عزیز برادرم

سلام شهیدِ بی سرم

سلام سه ساله دخترم

سلام علیِ اصغرم

سلام علیِ اکبرم

سلام به ماهِ علقمه

سلام به عشقِ فاطمه

سلام مدافعِ حرم

سلام عزیز برادرم

سلام شهیدِ بی سرم

 تمام سلام ها یه طرف،سلامی که امشب میخوام از یه ناحیه و یه زاویه ی دیگه بگم،شب اولِ،شب غریبِ کوفه است،بیایید امشب مثل مسلم سلام بدیم به آقا..یه جوری سلام داد به آقا،ابی عبدالله از توی گودال جوابش رو داد،سلامی داد که لایق جواب شد..

 سلام آقاجون، سلام میدم از سرِ دار

سلام آقاجون، سلام با قلب بیقرار

سلام، به اشک چشمای ترت

سلام، به گریه های خواهرت

 سلام، به اون سه ساله دخترت

سلام غریب شدم فدا سرت

یه جوری سلام بدیم که لایق شنیدن پاسخ بشیم،مسلم سفیر و نائب امام بود،خیلی ابی عبدالله رو مسلم حساب می کرد،خیلی ها مسلم رو کنار اباالفضل می بینند،فکر نکنیم مقام مسلم کم مقامی است...یه جوری بیاییم وسط میدون امام زمان رو ما حساب کنه،یه جمله ای از یکی از شهدای کربلا نقلِ،شب عاشورا،عابس خطاب به شوذب یه جمله ای میگه،خیلی قشنگِ،به درد من و تو شب اول میخوره،هی با هم مرور کنیم،عابس به شوذب گفت: شوذب! "فَتَقَدم بین یدی ابی عبدالله حتی یحتسبك" برو خودت رو به حسین عرضه کن،برو خودت رو به حسین نشون بده،یه کاری کن حسین روت حساب کنه...این همه سال از محرم و عاشورا میگذره،آقاجان! من خودم رو چه جوری به تو نشون بدم،چیکار کنم رو منم حساب کنی،چیکار کنم منم جدا کنی،چیکار کنم منم مثل شهدا بشم؟ تنها کاری که من تونستم انجام بدم اینه شب اول محرم اومدم تو خیمه ی عزات،اومدم سیاهیِ لشکرت بشم، اومدم برات گریه کنم،نوکرت بشم...تو رو به مادرت فاطمه،زائر کمر خیمده ی حرمت،روی ما هم حساب کن

شانه های زخمی اش را هیچ کس باور نداشت

بار غربت را کسی از روی دوشش برنداشت

 ان شاءالله هیچ وقت غریب نشی،یه جایی تنها نشی....

 سرسپردن در مسیر سربلندی سیره اش

جز شهادت آرزوی دیگری در سر نداشت

 اسیر شد به ظاهر،اما وقتی وارد کاخ اِبن زیاد شد،نشونه ای از اسیر تو وجودش نبود،مثل شهید حججی که عکسش رو نگاه میکنی می بینی اون داعش رو به اسارت گرفته بود،عزت رو می بینی...جانم فدای اون شهید که وارد کاخ عبیدالله ابن زیاد شد،نگاه نکرد به ابن زیاد، سلام نکرد،بهش گفت: چرا سلام نمیکنی به امیر؟ گفت: من امیری اینجا نمی بینم..گفتن: امیر عبیدالله... گفت: امیر من حسینِ، ما تو عالم یه امیر داریم...بهش گفت: سلام کنی یا نکنی می کشمت...مسلم خندید،گفت: من آرزوم شهادتِ برا حسین،تو منو به آرزوم میرسونی...

 در نگاهش کوفه کوفه غربت و دلواپسی

عابر دلخسته جز تنهایی اش یاور نداشت

 بام های خانه های مردمِ بیعت فروش

وقت استقبال از او جز سنگ و خاکستر نداشت

 الله اکبر،چه جوری از مسلم استقبال کردن...

  می چکید از مشک هاشان جرعه جرعه تشنگی

نخل هاشان میوه ای جز نیزه و خنجر نداشت

 سنگ ها کمتر به پیشانی او پا میزدند

نسبتی نزدیک اگر با حضرت حیدر نداشت

 روی گلگون و لبی پرخون و چشمانی کبود

سرنوشتی بین نامردان از این بهتر نداشت

  اینقدر عاشق بود مسلم،اینقدر دلداده و شیفته ی امامش بود، همه چیزش شد شبیه امامش،وقتی عاشقانه دلداه بشی،اینجوری می برنت،شهادتش هم شبیه ارباب بی کفنِ عالم شد،من دو سه شباهتش رو بگم...خودش به شهادت رسید،فرزندانش به شهادت رسیدن،تمام طایفه اش،آل عقیل هیچکی زنده نموند،ببین چی کرد برا حسین،خودش،دو تا بچه اش،داداشاش، حتی بعضی ها نوشتن دخترش هم زیر دست و پا از بین رفت، مثل حسین شد، ارباب ما هم همه ی کِس و کارش رو داد،حتی دخترش هم شهید شد،فقط دختر مسلم دیگه از باباش چیزی ندید،سری،بدنی،پاره پاره لبی..

شباهت دوم:آب ننوشید،تشنه جون داد،مادر شهید حججی میگه:همه صحنه هارو دیدم،دیدم بچه ام رو اسیر کردن،دیدم سرش رو بریدن اما اذیت نشدم، اما یه صحنه منو اذیت کرد، میگه وقتی سوار ماشینش کردن، دوربین رفت جلو،دیدم لباش خشکِ،گفتم بچه ام تشنه است...

مسلم تا لحظه ی آخر تشنگی کشید،چند بار ظرف آب رو آوردن و بردن،مسلم هم لبش پاره شد و هم دندونش شکست،اینم یه شباهت،لحظه ی آخری گفت: دیگه آب نمیخوام، ظاهراً آقام تشنه است..." بُنیّ قتلوک ذبحوک و من الماء منعوک"

یه شباهت دیگه اش رو بگم،مسلم بالای دارالاماره نوشتن: هی نگران نگاه می کرد،بهش گفت: کجارو نگاه میکنی؟ گفت: دارم نگام میکنم ببینم بچه هام یه وقت نباشن،سر بریدنم رو نبینن،نگران بچه هاش بود، اربابش هم تو گودال هی نگاه می کرد.." تُدیرُ طَرْفاً خَفِیّاً إِلی رَحْلِک َ وَ بَیْتِک" حسین! کجا رو داری نگاه می کنی؟ نگاه کرد دید زینب اومده بالا تل زینبیه.....

یه شباهت دیگه سراغ دارم،یه جمله ی مقتل تو هر دو روضه تکرار شده، نمیدونم میتونم معنا کنم یا نه،عبارت اینه: "  وَ ضَعُفَ فِی القِتال " یعنی دیگه ضعیف شد،دیگه نا نداشت،جون نداشت، آدم چه جوری دیگه جون نداره؟ هم تنها بود،هم تشنه بود، هم زخمی بود، نوشتن: اینقدر زدنش دیگه نا نداشت مسلم،دقیقاً این جمله تو گودال قتلگاه هم هست،"  وَ ضَعُفَ فِی القِتال،فَوَقَفَ یَسْتَرِیحُ سَاعَةً" اربابش حسین هم یه لحظه ضعف همه جسمش رو گرفت،دیگه نا نداشت،تشنه،گرسنه،زخمی،داغدیده،یه لحظه ایستاد استراحت کنه،چه کردن؟"فَرَماهُ رَجُلً بِحَجَرٍ" یکی گفت: نذارید حسین استراحت کنه،چه کنم؟ سنگ بارانش کردن، پیراهن عربیش رو بالا زد،حسین......اینهارو که گفتم همه شباهت بود،یه فرقی هم داشت با اربابش،شاعر تو یه بیت گفتِ:

 

دخترش با دیدنِ بازارهای کوفه گفت

خوب شد بابای من در دست انگشتر نداشت

 غریب گیر آوردنت...

برات بمیره مادرت...

داره می بینه خواهرت...

حسین...

ای تشنه لب حسین.....

حسین...

عشق زینب حسین...

اللهم عجل لولیک الفرج

 

شبهای بی قراریِ چشمم سحر نشد

دلواپسی و غربت و اندوه سر نشد

آهم کشید شعله، ولی بال و پر نشد

اصلاً کسی زحال دلم با خبر نشد 

*دلم خوش بود روز اول محرم میآی،امروز چقدر یا صاحب الزمان گفتن....*

فرموده ای که شرط وصالت صبوری است

وقتی زمان، زمانه‌ی هجران و دوری است 

*ان شاءالله محرم بیشتر از امام زمان بخونیم،یکی از شعرا میگن: در عالم رؤیا باغی رو می بینه،میره درِ باغ رو میزنه،محتشم کاشانی در رو باز میکنه،محتشمی که باز این چه شورش است رو سروده و عالم رو تسخیر کرده...محتشم به این شاعر میگه: فلانی از امام زمان یه جمله بگم... فرموده اند: چرا تویِ شعراتون از من زیاد نمیگید؟چرا یادِ من نمی کنید؟...

من  و تو ،توی این شبها یادِ آقای غریبمون نکنیم، کی یاد امام زمان میکنه؟...*

ای طلعة الرشیده‌ی من، أیها العزیز

ای غُرةَ الحمیده‌ی من، أیها العزیز

ای نور هر دو دیده‌ی منف أیها العزیز

خورشید من سپیده‌ی من، أیها العزیز

این جمعه هم غروب شد اما نیامدی

ای آخرین سُلاله‌ی زهرا نیامدی

*اصلاً این جمعه یه جور دیگه منتظر شما بودم،این جمعه با همه ی جمعه ها فرق داشت، چرا؟....*

آمد محرم و غم عُظمای کربلا

خون می تراود از دلِ صحرای کربلا

 *آخ اسم کربلا اومد،تو هم مثل من ریختی به هم،امشب شَبِشِ،نگی الان وقتش نیست،علامت مؤمن همینه،اسم ابی عبدالله دل رو زیر و رو میکنه،هر چه بادا باد...کربلا،کربلا.....کیا خیلی وقتِ نرفتن؟ کیا منتظرن اربعین بیاد برن کربلا؟...کربلا،کربلا....

این دل تنگم عقده ها دارد

گوئیا میلِ کربلا دارد

*چه ارتباطی است بین امام زمان و کربلا،که روز ظهورش نمیگه: من فرزند فاطمه ام...میگه: "اِنَّ جَدی الُحسین..." چه رمزی است که ائمه ی ما تو سختی ها و شدائد،امام زمان رو صدا می زدند،حتی هنوز به دنیا نیومده،برات نمونه بگم، پیغمبر تو غدیر،مهدی رو صدا میزنه،تو خطبه غدیر...مادرش زهرا کجا صداش زد؟علامه ی امینی میگه:پشت در اول گفت: "یا ابتاه!" بعد صدا زد:فضه! بیا...بعد هم  مهدی! کجایی پسرم؟

دیگه کی صداش زد؟ دعای عرفه سیدالشهدا صداش میزنه....این ارتباط عجیبِ...زیارت ناحیه ی مقدسه رو ورق بزن،هیچ امامی از ما اینجوری سلام نداده به کربلا...

دلیلش چیه؟ اینکه امام زمان از نسل سیدالشهداست،بالاتر،اینکه همه میگن: امام زمان منتقم کربلاست...

ان شاءالله بیای،انتقام اون لحظه ای رو بگیری که عمه ات نگاه کرد دید دورش همه نامحرما حلقه زدن...یه نگاه کرد به علقمه،یا عباس!...*

امشب بیا و با دل خونین جگر بخوان

از ماه خون گرفته و شق القمر بخوان

از شام بی کسی و شب بی سحر بخوان

از روضه های عمه تان بیشتر بخوان

وقتی که چشمهای تو از غم لبالب است

آئینه‌ی غریبی و غمهای زینب است

یا این دل شکسته‌ی ما را صبور کن

یا که به خاطر دل زینب ظهور کن 

*بعضی شب ها هی نغمه های قدیمی یادت میاد،دلت میخواد اینارو زمزمه کنی،چی بخونیم یادِ سال های قبل؟...*

میون همه دل ها اَمون از دلِ زینب

اَمون از دلِ زینب.....

مصیبت سیدالشهداء،اعظم ِ مصیبت هاست،بزرگ ترین مصیبت،حسینِ،کربلاست.. "مُصِیبَهٍ مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیَّتَهَا فِی الْإِسْلَام"...حالا سئوال،...تو کربلا چه مصیبتی بزرگ ترین مصیبتِ؟ به اون نقل معروف که همتون شنیدید،به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اون عالم گفت:آقا مصیبتِ گودالِ؟فرمود: نه،مصیبتِ عموتون عباسِ؟ فرمود:نه...

ابی حمزه ثمالی میگه از امام سجاد سئوال کردم،آقا! چهل ساله دارید گریه می کنید،یه جوری گریه می کنید، بعد از چهل سال که انگار پدر شما اولین شهیدِ بنی هاشم و آلِ پیغمبرِ؛فرمود: اشتباه نکن،من برا بابام گریه نمی کنم،بعد فرمود:"  اِنَّ القتل لنا عادة وكرامتنا الشهادة" آقا! پس چیِ؟ فرمود: من یه سئوال دارم ازت،تا قبل از کربلا کسی دستِ ناموسِ مارو با طناب بسته بود یا نه؟ کسی تا حالا به نامحرمِ مَحرمِ ما نگاه کرده بود یا نه؟ ابی حمزه! یه سَرِ طناب به بازویِ عمه ام زینب...*

که جرأت کرده دستت را ببندد

که جرأت کرده بر اشکت بخندد

*روضه بخونم،پیاده شدن،اول خیمه ای که ابی عبدالله دستورداد تو بلندی برپا کنند خیمه ی اباالفضل بود،اول خیمه ی عباس برپا بشه،همه بدونن من عباس دارم،اما می دونست چند وقت دیگه باید عمود خیمه ی عباس رو بخوابونه،اول خیمه ای که میخوابِ،بعد دستور داد بین خیمه ی عباس،با خیمه ی خودش،خیمه ی زنهارو بزنن،بعد وسط خیمه ی زن ها،خیمه ی زینب،خیمه ی خانوم رو جوری درست کرد که مستقیم بخوره تو خیمه ی ابی عبدالله،یعنی یه لحظه هم از زینب جدا نشد،بی خود نبود صدای حسین رو شنید،مثل فردا، نه عاشورا،وقتی مثل فردا همه ی محمل ها پیاده شد،ابی عبدالله رفت تو خیمه،زینب کنار خیمه ی برادر صدای حسین رو شنید،هی زیر لب  می گفت: "إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ".... داداشم داره آماده ی مرگ میشه....نوشتن صدا زد:ای کاش می مردم، این آیه رو از زبان تو نمی شنیدم،گریه کرد،بی تابی کرد،ابی عدبالله آرومش کرد،گفت:خواهرم هنوز که چیزی نشده،ببین دورت همه بچه ها و محرمات هستن،صبر کن،حالا گریه نکن"فَإنَّ البُکاءَ أمامَکُم" گریه هات هنوز مونده،آروم باش،اصلاً یه دقیقه از حسینش جدا نمی شد،هی می رفت،می اومد،میزد تو سینه می گفت: وای برادرم.....

فراز منبر نی، قرص ماه می بینم

خدای من!  اشتباه می بینم؟

بتاب یوسف من!  بوی گرگ می شنوم

بتاب، راه دراز است ، چاه می بینم

نظاره می كنم از راهِ دور سرها را

جوان و پیر، سفید و سیاه می بینم

به آیه های كتاب غمت كه می نگرم

تمام را به «كدامین گناه...» می بینم

به احترام سرت،سر به مهر می سایم

و قتلگاه تو را قبله گاه می بینم

*از امام صادق علیه السلام،پرسید،آقاجان! چرا مُهر کربلا،با همه تربت ها فرق میکنه؟چرا ما به تربت سجده می کنیم؟چرا تربت کربلا یه عطر و بویِ دیگه ای داره؟....حضرت فرمود: می دونی چرا تربت کربلا برا سجده کردن متمایز از همه است؟فرمود: جدِّ ما تو دعای عرفه فرمودند: خدایا! با همه اعضاء و جوارحم به یگانگیِ تو شهادت میدم....

جدِّ ما خون و گوشت و پوستش،شهادت به یگانگی خدا داد،بعد امام صادق فرمود: تو کربلا همه اعضاء و جوارح جدِّ ما با خاک عجین شده،بی خود نیست این خاک با همه خاکا فرق داره.....

چه جوری گوشت و پوست و خونش با خاک عجینِ؟ بگمو داد بزنی؟ ده نفر اسباشون رو نعل تازه زدن،یه جوری رو بدنش سُم اسب کوبیدن....

یه کاری کردن،خواهرش تو گودال هی داد می زد: تو حسینِ منی؟تو عزیزمادر منی؟چرا اینجوری شدی داداش؟...

دیگه از امشب به بعد یه جور دیگه سجده کنید رو تربت،دیگه اونایی که روضه ی من رو شنیدن،با گریه سجده کنن،حواست باشه،این خاکی که سجده می کنی،آغشته با حسینِ.....

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2531
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 15
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,001
    بازديد ديروز : 3,274
    بازديد کننده امروز : 352
    بازديد کننده ديروز : 627
    گوگل امروز : 214
    گوگل ديروز: 503
    بازديد هفته : 18,301
    بازديد ماه : 78,293
    بازديد سال : 827,526
    بازديد کلي : 7,696,743
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.153.135.60
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید