close
تبلیغات در اینترنت
مجید بنی فاطمه - 3

مجید بنی فاطمه - 3

مجید بنی فاطمه - 3

مجید بنی فاطمه - 3
مجید بنی فاطمه - 3
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 951 aboozar
0 504 aboozar
0 492 aboozar
0 331 aboozar
0 1508 aboozar
0 763 aboozar
0 1299 aboozar
3 1034 aboozar
12 2360 aboozar
0 1671 aboozar
4 7620 amirsajad
0 3077 aboozar
0 2936 aboozar
0 2795 aboozar
0 4517 aboozar
0 2008 aboozar
1 19324 2505
6 7420 aboozar
0 15748 aboozar
1 3288 masoudfn

اگه گره داری ، گره داری

یا که گنه کاری ، گنه کاری

دیدی اگه اشکات ، اگه اشکات

بازم شده جاری ، شده جاری

دیگه نخور غصه ، نخور غصه

هر چی نفس داری ، نفس داری

بلند بگو اباالفضل .. اباالفضل ...

من دخیلمو به تو بستم

نکِشی تو دامن از دستم

هر جا حاجتم روا میشه

زیرِ دِینِ مادرت هستم ..

حضرت عباسی .. نون و نمک می شناسم

حضرت عباسی .. بزرگی کردی واسم

حضرت عباسی .. دیونۀ عباسم

حضرت عباسی .. تویی امیرم آقا

حضرت عباسی .. جایی نمیرم آقا

حضرت عباسی .. برات میمیرم آقا

دل که پریشونه ، پریشونه

غمش فراوونه ، فراوونه

آخه کجا داره ، کجا داره

بهتر ازین خونه ، ازین خونه

دردمو جز آقا ، به جز آقا

هیشکی نمی دونه ، نمی دونه

بلند بگو اباالفضل .. اباالفضل ...

تو که آقا ، تو که معصوصی

تو یه اقیانوسِ آرومی

امیدِ عمۀ ساداتی

عمویِ رقیه خانمی ..

حضرت عباسی .. به تو بدهکارم من

حضرت عباسی .. نباشی بیچارم من

حضرت عباسی .. خیلی دوست دارم من

حضرت عباسی .. تویی امیرم آقا

حضرت عباسی .. جایی نمیرم آقا

حضرت عباسی .. برات میمیرم آقا

اگه دلت زاره ، دلت زاره

خیلی گرفتاره ، گرفتاره

اگه همه روزات ، همه روزات

مثه شبِ تاره ، شبِ تاره

اگه دیگه چشمات ، دیگه چشمات

بارون نمی باره ، نمی باره

بلند بگو اباالفضل .. ابالفضل ...

تویی اون که پر چمش بالاست

تویی اونکه آینۀ مولاست

دلِ من جدا از عشقِ تو

نمیشه به حضرتِ عباس

حضرت عباسی .. تویی امیرم آقا

حضرت عباسی .. جایی نمیرم آقا

حضرت عباسی .. برات میمیرم آقا

 

دلخواهِ منی و ماهِ منی ، میِ نابم

همراهِ منی و شاهِ منی ، اربابم

اومد .. اونی که می خوام

دلُ ببره ... مهتابه من

اومد .. اونی که دلم

می تپه براش ... اربابِ من

لیلیِ  دلم حسین

سایۀ  سرمِ حسین ..

ارباب .. ارباب .. ارباب منو دریاب

اعلایی و لیلایی و مولا اباالفضل

والایی و بالایی و سقا اباالفضل

اومد .. قمرِ علی

ثمر علی .. روحِ آبِ

اومد .. صاحب علم

ساقیِ حرم ... مِیِ نابِ

اومده عالی درجات

اومده عمویِ سادات ..

آقام ابالفضل .. آقام ابالفضل

 

یا زینب کبری...از حسین غریب تر همون آقائیه که امروز روزش بوده و اما ازش غافل بودیم ... هرجا هستیم به عشق عمه جانش زینب صداش بزنیم ... یا صاحب الزمان ...

یک سال میشود که تو هم پر کشیده ای

من هم به سوگ پر زدن تو نشسته ام

شاید به جا نیاوری أم ، آشنای من

می‌بینی از فراق تو خیلی شکسته ام

چون آفتاب بر لب بامم که مثل تو

مانده به زیر صورت خورشید پیکرم

ای تشنه لب ، به یاد ترکهای لعل تو

لب تشنه مانده ام به نفسهای آخرم

بی تو تمام باغ تو رنگ خزان گرفت

بی تو پری برای پریدن نمانده بود

صحرای داغ ، پای برهنه ، لباس خشک

نائی دگر برای دویدن نمانده بود

چندی‌ست رفته قوت دیدن ز دیده ام

بنگر به راه رفتن خواهر که دیدنی‌ست

دارم هنوز بر تنم از آن مسافرت

یک باغ پُر بنفشه برادر ، که دیدنی‌ست

من زینبم که زخمیِ بغض و بهانه ام

مضمون سرخِ یک غزل عاشقانه ام

من روضه خوانِ حملهٔ صد تازیانه ام

پروانه ام که سوخته ام کنج خانه ام

دستان درد آرزویم را به باد داد

یک آه سرد آرزویم  را به باد داد

پائیز شد هوای بهاری که داشتم

بر باد رفت دار و نداری که داشتم

مانند کربلا کس و کاری که داشتم

پرپر شدند ایل و تباری که داشتم

دستان روزگار ، مرا بی‌حسین کرد

من را اسیر داغ شه عالمین کرد

آب میبینه گریه می‌کنه ... بچه شیرخواره میبینه گریه می‌کنه

از خرابه می‌گذشتم منزلم آمد به یاد

من بودم و عزای بیابان کربلا

حال و هوای ولادت مولا و شادی و اینا شماهارو گرفته ... بذار برات بگم امشب شب کیه ... شب همون خانومی که ولادتش گریه کردند ... شب همون خانومیه که روضه خوانان میدونن ، روضه گوش کنا میفهمند ، اگه روضه گوش کن باشی میگیری من چی میگم ...دو تا اسمه نمیشه از هم جدا کرد ...اگه میگی فاطمه ، باید بگی قربون جگر پاره پاره‌ت حسن جان ... چون وقتی اسم بی بی میاد ، اول یاد کوچه میفتی ...من فدای مستمعی بشم که لطیف میاد جلو ... نمی‌ذاره روضه خوان هر حرفی رو بزنه ...وقتی میگی گودال بعدش میگی وای زینب ...آخه ما دو جور زینب داشتیم کربلا ...یکی قبل گودال ... یکی بعد گودال ...قبل گودال گفتن زینبه ... اما بعد گودال زنها گفتن ما پیرزن توی کاروان نداشتیم ... (یا الله(آخه اون چیزی که زینب دیده کسی ندیده

من بودم و عزای بیابان کربلا

بچه یتیم های پریشان کربلا

بر روی نیزه ها ، سر عطشان کربلا

خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا

با یاد زخمهای تنش گریه می‌کنم

هر شب برای پیروهنش گریه می‌کنم

 یادم نمیرود که دل از غصه ها گرفت

شلاق‌هایشان به تنم بی هوا گرفت

دیدم که چکمه ای به روی سینه پا گرفت

یک خنجر شکسته ، حسین مرا گرفت

دیدم سرش جدا شد و باور نداشتم

جای حسین کاش که من سر نداشتم

 کاش سر منو می‌بریدند

حالا عزای زخم تنت قاتلم شده

کابوس دست و پا زدنت قاتلم شده

با نیزه پشت و رو شدنت قاتلم شده

خون لخته‌های پیرهنت قاتلم شده

گوشتو بگیر نشنوی

یادم نرفته خاطره‌ی گوشواره را

گودال و ازدحام و تنی پاره پاره را

 حسین ........

بعد از وداع بود که روزم سیاه شد

عباسمان که رفت حرم بی‌پناه شد

با تازیانه ها بدنم راه راه شد

با من هرآنچه شد وسط قتلگاه شد

با این که روزگار به غارت مرا سپرد

دست کسی ولی به پر معجرم نخورد

ازهم گسست بعد تو شیرازه‌أم حسین

انگار داغدار غمی تازه‌أم حسین

من در غمت شریک و هم اندازه‌أم حسین

مجروح سنگ خورده دروازه‌أم حسین

میرفت بعد غربت صحرای کربلا

نیمی زمن به ناقه و نیمی به نیزه ها

مگه یادم میره داداش ... یه جمله روضه..گفت چرا حالش اینجوریه ؟ ... وضع مادی خوبی داشت ... گفتن بهترین طبیب هارو باید بیاری ... گفتن در جزیرة العرب فلانی طبیب هست و کارش درسته... رفت طبیب‌رو آورد ... طبیب نگاه کرد و گفت این دردی نداره ...عبدالله !درد این خانوم ، درد عشقه...باید معشوقش‌رو ببینه ... گفت این عشقش حسینه ...گفت خب ببر ببینش ...گفت عشقش‌رو جلوی چشماش ، سر از بدنش جدا کردند.گفت چیکار کنم حالش بهتر بشه؟!گفت اگه می‌تونی ببرش باغی،بوستانی ...گل و گیاه ببینه حالش عوض میشه ...دست زینب‌رو گرفت آورد توی یه باغی پر از گل ... گفت الان یه مقدار حالش خوب میشه ، روحیه‌ش عوض میشه ، از این حالت بیرون میاد...تا وارد شد ، دیدن زینب خیره خیره به این گلها نگاه میکنه ، داره گریه می‌کنه،گفت خانوم ...آوردمت اینجا حالت خوب بشه ! گل میبینی گریه میکنی؟! ...یه نگاه کرد گفت عبدالله... اگه به این گلها آب ندی ، چی میشه؟!گفت خانوم این گلها پر پر میشن ...گفت عبدالله ... گل‌های من سه روز آب نخورند ... با لب تشنه ، سر از بدنشون جدا کردند ...حسین

 

 ای عمه سادات ، من برات بمیرم
از داغ تو ماتم میگیرم  
فدای تو ...
توئی ناموس کبریا
توئی بانوی کربلا
روحی نفسی لک الفداء
فدای تو ...
تو که ماتم کشیده ای
تو که سرو خمیده ای
تو که قطعا شهیده ای
کیه که ، ندونه
همیشه ، می‌مونه
دین و آئین و قرآن ، زیر دِینت
وجودت ، وجودش
نبودی ، نبودش
یدونه گریه کن ، واسه حسینت
 
وای   
داری میری کم کم ، با قدّ خمیده
صبر تو بانو سر رسیده
یکسال و نیم ...
روضه‌خونی و سینه زن
واسه‌ی عشق بی‌کفن
تو و اون کهنه پیرهن
یکسال و نیم ...
تو فقط اشک و ناله ای
داغ یک باغ لاله ای
عزادار سه ساله ای
دمای آخرت ، پیش چشم ترت
خاطراتی میاد ، واسه‌ت عذابه
امون از دل تو ، شده قاتل تو
که جامونده رقیه تو خرابه
 
وای   
 
اون که تورو کشته ، غصه های شامه
اون غصه‌ی بزم شرابه  
تو که دیدی ...
قامتای کمونی‌رو
رو به روت رأس خونی‌رو
لبای خیزرونی‌رو
چی کشیدی ...
با روی نیلی و کبود
جائی که محرمی نبود
شنیدی طعنه از یهود
دیگه داری میری ، حالا دم میگیری
بیا که خواهر تو ، خیلی تنهاست
ای پناه حرم ، سایه‌ی رو سرم
برای دیدنت ، بی تابم عباس
 
وای

 

تو بی ابتدایی و بی انتها

شبیه پیمبر، شبیه خدا

تو بالاترین نقطه باوری

معماترین نقطه‌ زیر  با

مقرب‌ ترین جلوه لم یلد

و لم یولد آیه‌ های خدا

تو آن سمت دروازه باوری

همان جا که می‌ خوانمش ناکجا

مرا آن طرف‌ ها اگر راه نیست

شما لااقل این طرف‌ ها بیا

تو آن خواهش سبز سجاده ای

همان التماس شب انبیا

تویی مقصد اول و آخرم

مناجات شب‌ های غار حرا

بیا با پر و بال کروبیان

بزن وصله این گیوه‌ ی پاره را

بزن بیل خود را بر این سرزمین

بزن تا که باشم درخت شما

من از آب چاه شما خورده ام

که حالا شدم تشنه کربلا

خدای کرم  سایه‌ ی ناشناس

در این کوچه‌ های بدون صدا

چنان مخلصانه کرم می‌ کنی

که حتی نمی‌ ماندت رد پا

تو یعنی همان شاه شهر منی

که داری قدم می‌ زنی با گدا ؟

در این سینه‌ ی شب کجا می‌ روی ؟

از این جاده ها ، دور از چشم ما

به سمت مناجات سجاده ات

اگر می‌ روی التماس دعا

تو باران ترینی و ما خشکسال

رسیده ترینی و ما کال کال

تو مانند آبی ولی آب تر

تو مثل طلایی ولی ناب تر

اگر تو صعودی ، فرودیم ما

اگر تو نبودی ، نبودیم ما

تو نور خودی ، آفتاب خودی

مسلمان دین کتاب خودی

تو اسرار لب‌ های پیغمبری

قسم‌ های شب‌ های پیغمبری

تو سیبی تو میل شب جمعه ای

دعای کمیل شب جمعه ای

مسیحای مسح یتیمان تویی

محاسن سپید کریمان تویی

تو سیمرغی و کوه قاف خودی

تو ذی الحجه در طواف خودی

تو با مردمی ، مردمی نیستی

تو نان جویی ، گندمی نیستی

تو نوری و هر صبح خورشیدمی

تو اخلاص آیات توحیدمی

تو دیگر برای من عادت شدی

هزار و دو رکعت عبادت شدی

تو شصت و سه دفعه بهارم شدی

نهالت شدم باغدارم شدی

همیشه در خانه ات باز بود

تنورت همیشه نمک ساز بود

تو بودی که شب‌ ها سحر داشتند

یتیمان کوفه پدر داشتند

پر از نوری و آفتابی علی

سلام بدون جوابی علی

نگاهت شبی خواب راحت نکرد

و یک شب لبت استراحت نکرد

تو رفتی و حالا در این روزها

ورق می زنم خاطرات تو را

همان روزهایی كه تنها شدی

شكسته ترین مرد دنیا شدی

همان روزهایی كه یك مرد پست

غرور تو را با طنابی شكست

همان جا تو را خون جگر كرده اند

بتول تو را بی پسر كرده اند

تو بالایی و در كف پست ها

زدند آفتاب تو را دست ها...

 

 

ناد علی یاد علی ، دستم و امداد علی

باده به من داده علی ، در دلم افتاده علی

هله امروز امیر در میخانه تویی

هله فریادرس این دل دیوانه تویی

کعبه یک سنگ نشانیست که رد گم نشود

تا بدانند همه صاحب این خانه تویی

مست علی .. دائم و پیوسته علی

دست علی ، دست خداست

چشم منو دست علی ..

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

همه با ذکر علی ، همگی مست علی

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

همه با اسم علی ، همه سرمست علی

با منه راه نشین بادۀ مستانه زدند

همه با یاد علی ، همه پابست علی

قرعۀ فال به نام منه دیوانه زدند

همه با عشق علی ، همه با دست علی

راه علی ماه علی ، دلبر دلخواه علی

یار علی دلدار علی ، حیدر کرار علی

به صحن ایوان نجف باز مرا راه بده

در طواف حرمت فرصت دیدار بده

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

وقت مرگم نفسی مهلت دیدار بده

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

باده از دام تجلّی صفاتم دادند

مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

عمر من طی شده در راه تولّای علی

با حسین و حسن و زینب و زهرای علی

خورده ام زخم به امید مداوای علی

تا بلندم بکند دست تولای علی

ناد علی یاد علی ، دستم و امداد علی

باده به من داده علی ، در دلم افتاده علی

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2529
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 12
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,296
    بازديد ديروز : 3,362
    بازديد کننده امروز : 187
    بازديد کننده ديروز : 683
    گوگل امروز : 114
    گوگل ديروز: 588
    بازديد هفته : 14,322
    بازديد ماه : 74,314
    بازديد سال : 823,547
    بازديد کلي : 7,692,764
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.242.193.41
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید