close
تبلیغات در اینترنت
مجید بنی فاطمه - 4

مجید بنی فاطمه - 4

مجید بنی فاطمه - 4

مجید بنی فاطمه - 4
مجید بنی فاطمه - 4
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1065 amir004
0 1095 aboozar
0 381 aboozar
0 897 aboozar
3 662 aboozar
12 1528 aboozar
4 7068 amirsajad
0 2690 aboozar
0 2561 aboozar
0 2424 aboozar
0 4008 aboozar
0 1667 aboozar
1 18569 2505
6 6701 aboozar
0 15258 aboozar
1 2872 masoudfn
1 1889 aboozar
14 4205 aboozar
20 4732 aboozar
0 3236 aboozar

سید مجید بنی فاطمه

 

شده مدینه باز غم انگیز

به داغ بقیع، امون از این مصیبت

نه زائری نه خادمی هست

خدایا، همه بریم زیارت

امشب دلای ما می ره کنار بقیع

روضه به پا شده دم دیوار بقیع

بارون آسمون، وای

زائر اشکامون، وای

می باره بی امون، وای

غریب آقام آقام وای......

یه پیر مرد دل شکسته

 میون آتیش، به یاد مادر افتاد

مادری که با ضرب سیلی

 به پیش، نگاه حیدر افتاد

ای وای در خونه داره می سوزه خدا 

ای وای که تازه شد روضه ی مادر ما

می بردنش حالا، وای

میون کوچه ها، وای

شبیه مرتضی، وای

غریب آقام آقام وای

دیگه تو حال احتضاره      

امامی که بود، آبروی مدینه

رسیده لحظه های آخر     

می سوزه حالا با زهر کینه

اما این آخری به یاد بی کفنه     

روضه می خونه از سری که بی بدنه

میون قتلگاه، وای

شهید کربلا، وای

می زنه دست و پا، وای

غریب کربلا وای

دانلود سینه زنی زمینه شهادت امام صادق (ع) 

سید مجید بنی فاطمه

 

چه حالی داره زائر تو مدینه

وقتی بقیع ویرون رو میبینه

جماعت این قبر امام معصومِ

توی بقیع خاک چهارتا مظلومِ

خاک و گرد و غبارش

یک زائر هم نداره

از دیوار و در اون

داره غربت میباره

ای وای از این غریبی

چهار تا قبر بدونه سایبونه

همون جاها یه قبر بی نشونه

زائر سرگردون حیرون می باره

تو مدینه شیعه یه گمشده داره

این شهر خیلی بی وفاست

تا می پیچه بوی یاس

می پرسه هر زائری

مادر قبر تو کجاست

ای وای از این غریبی

تموم غصه ی من توی سینه

مزار خاکی ام بنین

هر کی گرفتار خوب اونو می شناسه

میدونه این خانم مادر عباسه

واسه داغ پسرش عمری سوخته جگرش

آخه فهمیده عمود خورده به فرق سرش

ای وای از این غریبی

دانلود سینه زنی زمینه سالروز تخریب بقیع 

سید مجید بنی فاطمه

 

تو روضه روزی میگیرم

تو هستی نعم الامیرم

نور امیدم

كاری به قلبم نهاده

راهی كه راه نجاته

مسیر رنجت بهانه

صبح سپیدم

من دیونه ی تو عباسم

لطف و كرم تو خوب میشناسم

نشكنی تو شیشه ی احساسم

آقا

ای كه غم تو همه دنیامه

اسم تو زیباترین آوامه

دیدن حرم تو رؤیامه

خودت میدونی،كه خیلی خیلی نوكرم

خدا نیاره،كم نشه سایت از سرم

آرزو دارم یه بار  به كربلا برم

سلطان قلبم، عنایتی،عنایتی

نام شما مشكل گشا

نیمه نگاهت كیمیا

ترانه ی لبهای ما

عزیز زهرا

كی میشه این نوكر ارباب

به محضر تو شرف یاب

تنها گداتو ،تو دریاب

حضرت آقا

رحمت قیامت بارونی

لیلی دل من مجنونی

درد دل من و خوب میدونی

آقا

ای كه میشه با نگات حل مشكل

رو شه به پیش شما دست دل

جز تو رو به كی بزنه رو سائل

یادی كن از من

مثل اویس قرنی

دم به دم از من

كارم شده سینه زنی

برات بمیرم،كشته ی دور از وطنی

سلطان قلبم عنایتی،عنایتی

كبوتری در هواتم

ساكن گلدسته هاتم

یه عمریه مبتلاتم

كه جون فداتم

منم به امر تو مطیع

به عالمی هستی شفیع

ارفع من كل رفیع

من خاك پاتم

گردن سینه زنت حق داری

تو خونه ی دل من جا داری

اسوه ی شجاعت و ایثاری

آقا

ای كه قمر نگات خورشیده

خیمه ی تو خونه ی امیده

آقایی مثل شما كی دیده

سلام بر تو

بنده ی صالح خدا

سلام بر تو

علم به دوش نینوا

سلام بر تو

ساقی دشت كربلا

سلام برتو

سلطان قلبم عنایتی،عنایتی

دانلود سینه زنی شور شهادت امام حسین (س) 

سید مجید بنی فاطمه

 

ملیكه ی ارض و سماء ، ای زینب امام رضا

كی میدونه درد غربت،چه جوری آروم می گیره

كی میدونه ، چقدر سخته، كسی تو غربت بمیره

ای ابر بی بارون ببار،بر دشت و بر هامون ببار

در عزای اون، نیمه جونی، كه بین نامردا اسیره

چشم براه یه، آشنا مونده ،تا به راه اون بمیره

ملیكه ی ارض و سماء ، ای زینب امام رضا

توی مهتاب نگاهت، فقط از شب كینه داره

روی لب های عطش بارش، نوایی دیرینه داره

می ذاره رو خاكا سرش، با ذكر زهرا مادرش

تك ستاره ی، غربت شبهاش ،می رسه آخر به پیشش

مثل بارونه، وقتی می زاره، سر رو دامن حبیبش

ملیكه ی ارض و سماء ، ای زینب امام رضا

نگاهش می گه كه انگار، غروب غم روبروشه

شده كاری ،همون زهری، كه یك عمره در گلوشه

حجره شده كرببلا،بالا گرفته روضه ها

چشمه می جوشه، زیر پای این، چشمه ای كه روضه خونه

این دم آخر ، از مدینه تا كربلا داره نشونه

ملیكه ی ارض و سماء ، ای زینب امام رضا

 دانلود سینه زنی زمینه وفات حضرت معصومه (س)

 

بی تو هوای زمونه سرده

باغ آرزوها زرده

دلا پرغصه و درده، پر درده

با تو چراغ شبم مهتابه

دلا میون سردابه

روزی همه می نابه، می نابه

آقا بیا که روز و شبم تاره

ببین فلک روی سرم آواره

بیا اباصالح یا مهدی

یا ابا صالح یا مهدی

یا ابا صالح یا مهدی

ادرکنی

امشب خرابه ی دل آباده

خدا حاجتامون و داده

دل عاشقا همه شاد، دلا شاد

امشب بساط دیونگی جوره

پیاله ها مست حضوره

شب ظهور نوره نوره، شب نوره

شکفته گل به گلشن نرگس

نگاش کنید رو دامن نرگس

بباده ی عشق تو مستم

همیشه من پای تو هستم

بگیر عزیز زهرا دستم

یا مهدی

بیا اباصالح یا مهدی

یا ابا صالح یا مهدی

یا ابا صالح یا مهدی

ادرکنی

 

 

عشق تکرار آدم و حواست

سیب ممنوعه ی بهشت خداست

عشق یک واژه جدیدی نیست

سرنوشت قدیمی دنیاست

مثل یک ماه اول ماه است

گاه پیدا و گاه نا پیداست

نسل ما نسل عاشق اند اصلاً

عاشقی شغل خانواده ی ماست

عشق مشق شب بزرگان است

مثل سجاده ای که رو به خداست

مشق این روزگار اباالفضل است

صد و سی و سه بار اباالفضل است

آسمان جلوه ای اگر دارد

از نماز شب قمر دارد

شب میلاد تو همه دیدند

نخل ام البنین ثمر دارد

آمدی و حسین قادر نیست

از نگاه تو چشم بر دارد

کوری چشم ابتران حسود

چقدر فاطمه پسر دارد

ای رشید علی نظر نخوری

شهر چشمان خیره سر دارد

باب حاجات، کعبه ی خیرات

بر تو و قد و قامتت صلوات

ای نسیم پر از بهار علی

ماه در گردش مدار علی

چقدر مشکل است تشخیصت

تا که تو می رسی کنار علی

با تو یک رنگ دیگری دارد

شجره نامه ی تبار علی

دومین حیدر ابوطالب

صاحب غیرت و وقار علی

به شما می رسد تمام کمال

همه ی ارث ذوالفقار علی

ای علمدار و ای پناه حسین

حضرت حمزه ی سپاه حسین

خشکسال قدیم دنیا من

جستجوهای پشت دریا من

تو بر این خاک ها بکش دستی

اگر این خاک زر نشد با من

سر سال است مرد مسکینم

مکش از دست خالیم دامن

چقدر فاصله است ای دریا

از مقام ظهور تو تا من

تو بزرگ قبیله ی آبی

تو غدیری، فراتی اما من

خشکسالم، کویر بی آبم

روزگاری است تشنه میخوابم

کمرت جایگاه شمشیر است

لب تو جایگاه تکبیر است

سر ما را بزن همین امروز

صبح فردا برای ما دیر است

هیچ کس رو به روت نیست مگر

آن کسی که ز جان خود سیر است

سیزده ساله حیدری کردی

پسر شیر بیشه هم شیر است

گیرم افتاده است روی زمین

دست تو باز هم علمگیر است

پسر شاه لافتی عباس

ای جوانی مرتضی عباس

از نگاه کبوتری وارم

به مقام تو غبطه می بارم

سر من را اگر بگیری باز

به دو ابروی تو بدهکارم

ارمنی هم اگر حساب کنی

دست از تو بر نمی دارم

بده آن مشک پاره ی خود را

تا برای خودم نگهدارم

بی سبب نیست گریه ی چشمم

حسرت صبح علقمه دارم

با تمامی شور و احساسم

آرزومند کف العباسم

 

 

 

کی مدینه ز یاد خواهد برد

صحن چشمان گریه پوشت را

صبح تا شب کنار خاک بقیع

ناله و شیون و خروشت را

چشم‌های تو پر شفق می‌شد

در کنار چهار صورت قبر

مصحف دل ورق ورق می‌شد

در کنار چهار صورت قبر

خوب فهمیده حال و روزت را

آنکه امُ البکا تو را خوانده

مادر اشک، مادر ناله

پاره‌های دلت کجا مانده

آه وقت غروب مادر جان

تو و زینب چه عالمی دارید

یکی از دیگری پریشان تر

حال محزون و درهمی دارید

می نشیند عجب غریبانه

ام کلثوم در کنار رباب

می شود روضه خوان مجلستان

روی زرد و نگاه تار رباب

یکی از میهمان نوازی شان

یکی از تیر و دشنه می‌گوید

یکی از هُرم آفتاب و عطش

یکی از کام تشنه می‌گوید

پیش چشمان خون گرفته‌ عشق

از نگاهی کبود می‌گوید

یعنی از ماجرای بی کسی و

خیمه‌ی بی عمود می‌گوید

حرف سقا که پیش می آمد

گریه های سکینه دیدن داشت

ماجرای شهادت عباس

با لب تشنه اش شنیدن داشت:

او به سمت شریعه می‌رفت و

روح از پیکر حرم می‌رفت

همه‌ی دلخوشی خون خدا

صاحب بیرق و علم می‌رفت

همه در آستانه‌ی خیمه

چشمها خیره سمت علقمه بود

ناگهان عطر و بوی یاس آمد

به گمانم شمیم فاطمه بود

بانگ أدرک أخا در آن لحظه

مثل تیری به قلب بابا خورد

رفت سمت فرات اما حیف

بیقرار و خمیده بر می‌گشت

کوه غم روی شانه‌هایش بود

با دو دست بریده بر می‌گشت

ام البنین گفت: بشیر چند تا سوال ازت دارم، فرمود: به من بگو عباسمُ چطوری کشتن؟ گفت: ام البنین رفته بود برای گُلای حسین آب بیاره، اونقده بچه تشنه بودن بعضی از حال رفته بودن، بعضی ها لباس ها رو بالا برده بودن شکماشون رو خاک گذاشته بودن، رفت آب بیاره، مشک زد تو آب، مشک پر کرد، ام البنین کیف می کرد بشیر اینو می گفت، هی می گفت: باریک الله عباسم، خانم جان مشک گرفت از شریعه بیرون زد، باریک الله عباسم؛ اما خانم جان وسط را یه دست عباس تو بریدن، اما عباس با دست دیگه اش مشک گرفت، باریک الله عباسم؛ خانم جان تیر به چشمش زدن اما مشک رها نکرد، باریک الله عباسم؛ خانم دست دیگرش بریدن، رنگ ام البنین پرید، گفت: خانم جان اما عباس خم شد، آروم آروم مشک به دندونش گرفت اومد سمت خیمه ها، باریک الله عباسم؛ یه مرتبه یه جمله ای گفت صدای ناله ی ام البنین بلند شد، گفت: تیر به مشک عباس زدن، یه وقت گفت بیچاره عباسم. میگن ام البنین اومد جلو سکینه و رباب گرفت، عباسم هلال کن نتونست برا علی اصغر آب بیاره، هی اینو می خوند

دیگر مرا ام البنین نخوانید

زیرا که من دیگر پسر ندارم

وقتی برگشتن مدینه خانم حضرت زینب روضه می گرفت، همه زن ها میومدن شروع می کرد روضه خوندن، مردم نبودید آقام حسین تشنه کشتن، علی اکبر اربعاً اربا کردن، مردم نبودید دستای عباسم بریدن، به شیر خوارمون رحم نکردن؛ یه مرتبه میدیدن از دم در صدای یه خانمی میاد، هی میگه بمیرم برا بچم از خجالت آب شد، نتونست آب بیاره، شاید زیر لب می گفت: خانم جان یا فاطمه الزهرا، شرمنده ام کردی شنیدم از تو کوچه وقتی سیلی خوردی نتونستی تا خونه بیای، اما از زینب شنیدم رفتی علقمه عباسم بغل کردی، حسین...

ام البنین کجایی بشیر خبر آورده

 مژده بده که عباس یه قطره آب نخورده

 

 

دور از حریم وصلت

 گل رنگ و بو ندارد

سرچشمة طراوت

 آبی به جو ندارد

یابن الحسن کجایی

مردم از این جدایی

کو، یار آشنایی

تا درد دل بگویم

غیر از خیالت این دل

 یک راز گو ندارد

از آتش فراقت

‌ دیگر نمانده طاقت

جز رویتت جمالت

 دل آرزو ندارد

یابن الحسن کجایی

مردم از این جدایی

از آتش فراقت

‌ دیگر نمانده طاقت

جز رویتت جمالت

 دل آرزو ندارد

راه وصال بستی

 با دیگران نشستی

رو کن به هر که خواهی

 گل پشت رو ندارد

 

تنت نیمه جونه، قد تو كمونه

با این حال زارت، نكن كار خونه

شبیه یه گل زینب، آخه چرا پر پرشه

نداره هنوز سنی، زوده كه بی مادر شه

ای وای، رسیده وقت رفتنت

این خون ، چیه به روی پیرهنت

مادر، برات بمیره دختر تو

دلم بی قراره، چشام خون می باره

بگو غصه هامون، چرا بی شماره

می گه زیر لب زینب، مدینه چه دلگیره

مادر جوون من، دیگه داره میمیره

ای وای، دوباره روی زرد تو

یعنی، شروع پهلو درد تو

مادر، برات بمیره دختر تو

مادر، مرو مرو مرو مادر

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 997
    بازديد ديروز : 4,356
    بازديد کننده امروز : 204
    بازديد کننده ديروز : 1416
    گوگل امروز : 169
    گوگل ديروز: 1622
    بازديد هفته : 5,353
    بازديد ماه : 292,093
    بازديد سال : 559,145
    بازديد کلي : 6,497,367
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.96.153
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید