close
تبلیغات در اینترنت
مجید بنی فاطمه - 4

مجید بنی فاطمه - 4

مجید بنی فاطمه - 4

مجید بنی فاطمه - 4
مجید بنی فاطمه - 4
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 951 aboozar
0 504 aboozar
0 492 aboozar
0 331 aboozar
0 1508 aboozar
0 763 aboozar
0 1299 aboozar
3 1034 aboozar
12 2360 aboozar
0 1671 aboozar
4 7624 amirsajad
0 3077 aboozar
0 2936 aboozar
0 2795 aboozar
0 4517 aboozar
0 2008 aboozar
1 19324 2505
6 7420 aboozar
0 15748 aboozar
1 3289 masoudfn

دل ، دل رسوای من

سر ، سر شیدای من

تب ، تب عشق مجنون

شب ، شب لیلای من

سر من کجا  سروری تو

دل من کجا دلبری تو

من کجا حیدر کجا  

فخر زمانی جان جهانی در دل جانی حیدر؛

ابر بهارم و حال نزارم و دارو ندارم حیدر

یا اسد الله یا ولی الله،عالی اعلی حیدر؛

خالی دستم و واله و مستم و حیدری هستم حیدر

یاعلی مولا  یاعلی مولا

هم دم عیسی داری

هم خم سهبا داری

تو یه نجف هم مولا،تو دل زهرا داری

من و مستی از عشق ناب تو

منو مستی از این شراب تو

من کجا و حیدر کجا

فاتح خیبر روح پیمبر معنی کوثر ، حیدر

قبلۀ عالم کعبه زمزم محرم و محرم ، حیدر

نعم الامیری خم غدیری شیر دلیری ، حیدر

اسم تو تکبیر ، قوت شمشیر آیۀ تطهیر ، حیدر

یاعلی مولا  یاعلی مولا

 

منتظرند جن و ملک
 
تاب شده صبر فلک
منتظرن یه اتفاقی برسه
عاشقم و بیخبرم
 
مثل همه منتظرم
جام می ام به دست ساقی برسه
ای ارض و سما
 
ای می کدها
سجده کنید بر قدم شیر خدا
از عرش برین
 
تا روی زمین
جاری شده نغمه ی تکبیر خدا
کعبه شکاف میخوره پای علی
بیت خدا شد فقط جای علی
دست خداست ، تو دستای علی
اَشهدُ اَنَّ علیً ولیُ الله
علیً ولیُ الله ،علیً ولیُ الله
شاهد بر خلقت روح
همدم تنهایی نوح
توسل حضرت عیسی شده بود
خلقت کل علت دین
 
معلم روح الامین
مُلک علی سراسر مُلک وجود
 
شد غرق سکوت
مُلک و مَلَکوت
تا که صدا از تو دل کعبه اومد
آیات جلی
 
میخونه علی
شیر  نَرِ  فاطمه ی بنت اسد
 
میشکنه از هیبتش لاتُ و حُبَل
حَیَّ عَلَی حُبُّ خَیرُالعمل
تا ابد از روز عزل
اَشهدُ اَنَّ علیً ولیُ الله
علیً ولیُ الله ،علیً ولیُ الله
زمزمه ی شور و شعف
 
میرسه از شهر نجف
دل هوس ایوون مولا میکنه
روز قیامت میرسه
 
وقت شفاعت میرسه
اونجا دیگه عشق تو غوغا میکنه 
من اوج نیاز
 
کاش وقت نماز
 
هدیه بدی حلقه ی انگشترتو
یا اینکه بخوام
 
یک وعده طعام
 
روزی بشه با دستای همسر تو
دل می بُرم من که از غیر شما
دل می بَری از من امشب به کجا
کاش ببری تا کرب بلا
اَشهدُ اَنَّ علیً ولیُ الله
علیً ولیُ الله ،علیً ولیُ الله


تو رفتی،گله ای ندارم

خزونم،برا تو میبارم

برای سَرِ تو برادرم

یه دنیا دلشوره دارم

شده آرزوی خواهرت

تنها با قلب بی قرار

کاشکی سر تو رو زمین

آروم بذاره نیزه دار

تو بازار، خجالت از سرت کشیدم

تو بازار، به آخرین نفس رسیدم

تو بازار، به جون مادرم بریدم

حسین،حسین..

میبینی نمی بینه چشمام

نمونده رمقی به پاهام

خدایا چه سر و صداییِ

دَمِ این دروازه ی شام

میخنده حرمله حسین

چشماتو وا کن و ببین

اطراف نیزه ی علی

پا میکوبه رو زمین

تو بازار، حراجِ روسری و معجر

تو بازار، رو نیزه ها علی اصغر

تو بازار، رسیده کار ما به آخر

تو بازار، خجالت از سرت کشیدم

تو بازار، به آخرین نفس رسیدم

تو بازار، به جون مادرم بریدم

حسین،حسین..

رسیده نفس های آخر

میوفتم یاد تو برادر

تو گودال، سر تو رو می بُرند

بمیرم برای مادر

میزد صدا تو رو حسین

وای از کبودی تنت

دریای خون شدی چرا

حتی نمونده پیکرت

بُنَیَّ،تو رو به خاک و خون کشیدند

بُنَیَّ، سر از تنت چرا بریدند

بُنَیَّ، پاشو که تا حرم رسیدند

تو بازار، خجالت از سرت کشیدم

تو بازار، به آخرین نفس رسیدم

تو بازار، به جون مادرم بریدم

حسین،حسین..

 

کشتی به گل نشسته اومده
با حال خسته اومده
توبه شکسته ولی با دل شکسته اومده
ای جانم
تویی راحت و روح و روانم
تویی کشتی امن و امانم
تویی علت هر ضربانم
من لی غیرک حسین حسین حسین
با این که خودم می دونم که بدم
راهم دادی که اومدم
آقا در خونهء تو گدایی رو خوب بلدم
ای شاهم
روی دوشمه بار گناهم
خجالت می کشم رو سیاهم
پناهم بده که بی پناهم
من لی غیرک حسین حسین حسین
من بی تو کویر خشک هوسم
پرنده ای در قفسم
مردن برات عشق منه

بذار به عشقم برسم
ای یارم
تویی تو همه کس و کارم
چی میشه بشه آخر کارم
پای شیش گوشهء تو مزارم
من لی غیرک حسین حسین حسین

کشتی به گل نشسته اومده
با حال خسته اومده
توبه شکسته ولی با دل شکسته اومده
ای جانم
تویی راحت و روح و روانم
تویی کشتی امن و امانم
تویی علت هر ضربانم
من لی غیرک حسین حسین حسین

قاصدکا همه میدونن ، روز آخریمه
بذار که تشنه جون بدم چون ، سهم خواهریمه
 
یا حسین ، ببین خمیده قدم
حالا شده اسم تو ، أشهدم  
وای ... برات گریه کردم هرشب
وای ... نیفتاده اسمت از لب
وای ... بیا که بریده زینب
 
منو ببخش اگه تا حالا ... واسه تو نمردم
منو ببخش اگه برات کم ... تازیانه خوردم
منو ببخش اگه تنت‌رو دست خاک گرم ... صحرا سپردم
 
یا حسین ، ببین خمیده قدم
حالا شده اسم تو أشهدم 
تموم زندگیتو خواهر ، پای من گذاشتی
معلومه از قد هلالت ، روز خوش نداشتی
خواهرم ، چطوره وضع پَرِت
چطوره زخمی که بود ، رو سرت
وای ... نمیره ز یادم اون حال
وای ... چطوری توی اون جنجال
وای ... خودت‌رو رسوندی گودال
منو ببخش اگه نمازت‌ رو شکسته خوندی
کشون کشون خودت‌رو پای رأس من کشوندی
منو ببخش اگه زمین خوردی همش تو صحرا ، هی جا می‌موندی
منو ببخش اگه تا حالا ،واسه تو نمردم
منو ببخش اگه برات کم ،تازیانه خوردم
منو ببخش اگه تنت‌رو ،دست خاک گرم ... صحرا سپردم
 
یا حسین ، ببین خمیده قدم
حالا شده اسم تو ، أشهدم


تمام عمر ز داغت گریستم زهرا

خدا گواست که با گریه زیستم زهرا

به اِنزوای غریبانه ی علی شب و روز

چو شمع سوخته جانی گریستم زهرا

 تویی که عزت و نامی مرا عطا کردی

وگرنه بی تو ندانم که چیستم زهرا

نه عاشقم که بگویم مدینه عشق من است

نه رَهرُوَم به طریق تو چیستم زهرا

ز پا فکنده مرا بار معصیت امروز

چگونه پیش تو فردا بایستم زهرا

قبول میکنی اکنون بخوانمت مادر

اگرچه آنچه که خواهی تو نیستم زهرا

مگه میشه فاطمیه بشه آسمون نگیره

مگه میشه بگی زهرا دل مُرده جون نگیره

مگه میشه غربت تو گریمون و در نیاره

تقصیر چشمای ما نیست اسم زهرا گریه داره

 میدونم تموم عمرت واسه عالم یه نفس بود

اگه هیجده ثانیه میومدی به دنیا بس بود

که طناب کُل تاریخ و به آسمون ببندی

همرو به گریه بندازی بری خودت بخندی

وارد خانه شد پیغمبر...دید با یه دستش حسین و بغل گرفته...با یه دستش دستاس و میگردونه...گفت دخترم چه میکنی عزیز دلم...گفت بابا یا رسول الله دارم آرد درست میکنم...عزیزم بچه بغلت گرفتی، گفت دارم بچمو شیر میدم...یا بعضاً بعضیا آوردن گفت: بچمو بغل گرفتم گریه نکنه...پیغمبر فرمود عزیز دلم...فضه هست دیگران هستن تو چرا دوتا کارو باهم انجام میدی...صدا زد بابا من کارای خونه رو تقصیم کردم یه روز من انجام میدم یه روز فضه...امروز نوبت منه بی وفایی است اگر بخوام به اونا بگم...اینه عاطفه ی فاطمه...یه نگاه کرد دید دستای زهرا تاول زده...دست زهراش رو گرفت بوسه زد...پیغمبر گریش گرفت...آره هیچ بابایی طاقت نداره دست بچشو زخمی ببینه...یا رسول الله دست دخترت یه مقدار زخمی شد طاقت نیاوردی گریه کردی...کجایی ببینی یه کاری با این دست کردن دیگه نمیتونه قنوت بگیره...کجایی ببینی با این دست یه کاری کردن بچشو نمیتونه بغل بگیره...کجایی ببینی یه کاری با این دست کردن دیگه موهای بچه هاشو نمیتونه شونه بزنه...ای وااای

 کسی در سن هجده سالگی پهلو نمیگیرد

کسی در خانه اش از محرم خود رو نمیگیرد

جوان وقت نشستن از کسی یاری نمیخواهد

و تا برخواست از جا دست بر زانو نمیگیرد

ولی زهرای من این روزها یک دست بر پهلو

و دست دیگرش را هم به روی گونه میگیرد

نمیبینم که بنشاند به زانو کودکانش را

بغل میگیرد اما یاری از بازو نمیگیرد

به دستی میکشد بر گیسوی طفلان خود شانه

به دست دیگر اما موج را از مو نمیگیرد

 

مریض دیدی یا نه...یا اونی که مریض داری میکنه رو دیدی یا نه...اونی که مریض داری میکنه خیلی کارش سخته...اگه مریض بدحال داشته باشه بهترین وقت براش اون وقتیه همه بیان بگن رنگ و روی مریضت بهتره...بعد از قصه ی در و دیوار مادر تو بستر افتاد...هر روز حالش وخیم تر بود...خبر آوردن گفتن زن های مدینه اومدن ملاقات بی بی...اومدن کنار بستر بی‌بی نشستن... بی بی جان حالتون چطوره...وقت رفتنشون شد...زنای مدینه اومدن برن...دیدن زینب دنبال این زنا رفت بدرقه کنه...خوش آمدید...با دونه دونه خداحافظی کرد...اما دیدن زینب با اون سن و سال برگشت در رو بست زار زار گریه کرد...چی شده عزیز دلم...گریش بند نیوند...حسن سوال کرد خواهر چی شده...گریش بند نیوند...اما تا چشش به حسین افتاد خودشو انداخت بغل حسین...خواهر چی شده گریه میکنی....گفت داداش زنای مدینه مادر رو ملاقات کردن...اینکه گریه نداره...گفت داداش کاش نمیومدن...آخه موقع رفتن زیر لب یه چیزی بهم میگفتن...زیر لب میگفتن دیگه فاطمه رفتنیِ...آخ مادر  آخ مادر... مادر با بابا فرقش اینه...بابا جاییش درد بگیره میگه ،اما مادر نمیگه...میگه بچه هام غصه میخورن...میذاشت همه بچه ها میخوابیدن تازه گریه هاش شروع میشد...آخ پهلوم...آخ بازوم...آخ محسنم...گاهی لا به لای گریه هاش میگفت بابا کجایی ببینی فاطمه ات رو کشتن...بی مقدمه بگم یا نه بسم الله...زینب میدونی کِی یادش افتاد...تا سر رو آوردن تو خرابه رقیه گفت بابا گوشم دردر میکنه...بابا دیگه دستام توان نداره...بابا کجا بودی از ناقه افتادم...حسین

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2529
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 11
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,369
    بازديد ديروز : 3,362
    بازديد کننده امروز : 195
    بازديد کننده ديروز : 683
    گوگل امروز : 114
    گوگل ديروز: 588
    بازديد هفته : 14,395
    بازديد ماه : 74,387
    بازديد سال : 823,620
    بازديد کلي : 7,692,837
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.242.193.41
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید