close
تبلیغات در اینترنت
میثم مطیعی

میثم مطیعی

میثم مطیعی

میثم مطیعی
میثم مطیعی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 948 aboozar
0 503 aboozar
0 488 aboozar
0 328 aboozar
0 1507 aboozar
0 763 aboozar
0 1297 aboozar
3 1031 aboozar
12 2358 aboozar
0 1667 aboozar
4 7614 amirsajad
0 3075 aboozar
0 2936 aboozar
0 2793 aboozar
0 4516 aboozar
0 2008 aboozar
1 19321 2505
6 7420 aboozar
0 15746 aboozar
1 3286 masoudfn

 

من بقیعم
همون زمینِ پر ستاره
همون که یادتون میاره
که مجتبی حرم نداره ...
من بقیعم
پر از دلِ شکسته هستم
پر از درایِ بسته هستم
از این زمونه خسته هستم
یا امام مجتبی،دلِ من هوات و کرده
دلِ من هوایِ دیدن کبوترات و کرده

 ای فدایت دلُ جونم

پایِ عشقِ تو می مونم
یابن زهرا
اسیرِ قوم نانجیبی
شبیهِ مادرت غریبی
تو ابتدایِ عطر سیبی
من شنیدم
گلِ تو کربلا رو دیده
به مقتلِ عمو دویده
یکی دو دستشُ و بریده ...
یادگارِ مجتبا،رویِ سینۀ عموشه
طوری گریه میکنه،انگاری بابا پیش روشه
ای فدایت دلُ جونم

 پایِ عشقِ تو می مونم
 
من شنیدم
که قاسمت به خون تپیده
چِنان حماسه آفریده
که جامی از عسل چشیده
قاسم تو
تنش به خاک و خون نشسته
ولی لب از رَجز نبسته
غرورِ دشمن و شکسته
نوجوونِ عاشقِ تو،داره جون می ده به مقتل
می دونستم که شهیدِ از همون نگاه اول
ای فدایت دلُ جونم

پایِ عشقِ تو می مونم
ای شهادت
دلم به دستِ تو اسیره
بی کربلا داره می میره
من و ببر که خیلی دیره
راهی ام کن
که چشمِ خیس من به راهِ
اگر چه رویِ من سیاهِ
کی گفته آرزو گناهِ
آخرش با دستِ مجروح،دستم و می گیره رهبر
می بینم کنار اون،امامم و لحظه آخر
ای فدایت دلُ جونم

 پایِ عشقِ تو می مونم


 

 

پر از تب و غم و آهم، مگر نمی بینی

غریق بحر گناهم ،مگر نمی بینی

 در این جهان که دلِ من اسیر آن گشته

بدون پشت و پناهم مگر نمی بینی

شکسته باده ام، اما دل مرا مشکن

بده به میکده راهم، مگر نمی بینی

ای خدایِ من،ماهِ رمضون رسیدِ،مگه نمی بینی؟ حالِ من خرابِ...

گمان مکن که دلِ شب، تکبّری دارم

به عجز خویش گواهم، مگر نمی بینی

 بحقِ امام رضایِ رئوفم، الهی العفو...

 مگو که از چه صدایت برون نمی آید

فتاده در ته چاهم، مگر نمی بینی

 اگه به فریادِ من نرسی کارِ من تمومه،اگه منو انتخاب نکنی شیطون منو با خودش بُرده،به دادم برس...به فریادم برس...

 دلم ز هجر شهیدان شکسته شد، یا رب

سرشک دیده گواهم، مگر نمی بینی

بگو به مهدی زهرا، که من به هر لحظه

به انتظارِ نگاهم ،مگر نمی بینی

 امام زمان منتظرت هستم با شما شبهای قدر قرآن به سر بگیرم،منتظرم نماز عید فطر به شما اقتدا کنم،آقاجان!...ای پسرِ زهرا بحق مادرت،که بین در و دیوار صدا زد:" یا فِضَّةُ خُذینی " فضه بیا به دادم برس... وَ اللَّه فَقَدْ قُتِلَ ما فی اَحْشائی" فضه محسنم رو کشتن


السلام علیکِ یا اُمَّ البنین یا زوجَةَ امیرِ المؤمنین.السلام علیکِ یا اُمَّ اَبی الفضل العباس...

دیگر مرا ام البنین نخوانید

زیرا که من دیگر پسر ندارم....

او ماند و دخترانِ یتیمِ قبیله اش

اُم البنینِ بی پسر ؛ اُم البنات شد

مادر پسرها،مادر دخترها شد

قدم اگر خمید، فدای سر حسین

جانم به لب رسید ، فدای سر حسین

ام البنینِ سابقِ این شهر عاقبت

شد مادر شهید ، فدای سر حسین

از بعدِ کربلا کسی از مردمان شهر

لبخندِ من ندید ، فدای سر حسین

هر جمله ی بشیر مرا پیر کرده است

مویم شده سفید ، فدایِ سر حسین

گلچین چهار تا گُلِ گلخانه ی مرا

چه وحشیانه چید ، فدای سر حسین

هر شب به یاد عمر کم ناز دانه ها

اشکم به رخ چکید ، فدای سر حسین

هر شب به یاد تشنگی کودک رباب

خواب از سرم پرید ، فدای سر حسین

رباب جان من شرمنده ات شدم...حسین....

عباس پاسبان حرم شد به جای من

دستش اگر برید ، فدای سر حسین

گویند جا شده به مزار مُحقَّری

شنیدم دست و پاتو بریدن.....

گویند جا شده به مزار  مُحقَّری

آن قامت رشید ، فدای سر حسین

حسین جان....حسین جان....

 

یادته اون لحظۀ آخر بابات

گفت به جز،بچه‌های فاطمه

باقی برن، اما تو عبّاس بمون ،یادته

من خوبِ خوب یادمه...

 ام البنین داره با پسر صحبت میکنه.... یادته به همه گفت برن بیرون؛عباس بمونه...

 یادته اون لحظۀ آخر بابات

گفت به جز،بچه‌های فاطمه

باقی برن، اما تو عبّاس بمون ،یادته

من خوبِ خوب یادمه...

مُزد کنیزی‌هام بود،فاطمه شد مادرت

 آخه میگن علقمه مادرِ عباس اومد، اما زهرا بود...زهرا اومد بغل باز کرد گفت:پسرم...علقمه بوی گل یاس میاد،صدایِ مادر عباس میاد...

 مُزد کنیزی‌هام بود،فاطمه شد مادرت

چه افتخاری کردم ،شاید نشه باورت

 فخرم این بود، می‌گفتن، بچّه‌های علی بِت برادر

مادر هستم،برای،اونکه زهرا براش بوده مادر

واویلا....واویلا....

 قربونت برم با چه افتخاری بچه هاتو فرستادی کربلا... تو هم اگر زرنگ باشی همین امشب اربعینتو میگیری و میری کربلا....

 کنار قدم هایِ جابر

سوی نینوا رهسپاریم ...

ستون های این جاده را ما

به شوق حرم میشماریم

  شبیه رباب و سکینه

برای شما بی قراریم

از این سختی و دوری راه

به شوق تو باکی نداریم

 فدایی زینب،پر از شوق و عشقیم

اگر که خدا خواست،به زودی دمشقیم

لبیکَ یابن الحیدر ... یابن الحیدر ... یابن الحیدر‌ ...

اونجایی که گفتم «شبیه رباب و سکینه،برای شما بی قراریم» یکی از بی قراریای سکینه رو بگم .... بی بی جان ام البنین ! مقاتل نوشتن امام حسین به هزار زحمت از کنار علقمه بلند شد .... تنها برگشت ...

آخه سعی کرد این بدنُ جمع کنه ... نشد .... عباس لحظه های آخر صدا زد : «یا اَخی ماتُرید منّی» میخوای با من چه کنی ؟ منو به خیمه ها نبر .... میدونید امام حسین چه جوری برگشت؟ «و رَجَعَ الحسَین منکَسِراً، حزیناً، باکیاً....» دیدند آقا داره برمیگرده سمت خیمه ها .... کمرش خم شده .... داره گریه ...

 «یُکَفکِفُ دُموعَه بِکُمِّه...» هی با آستین اشکاشُ پاک میکنه ... زن ها اومدن دورشو گرفتن .... سکینه آمد یه سوال کرد .... «وَ سألَتهُ عَن عَمِّها ...» بابا عمو کجاست؟

 «فَاَخبَرَها بِقَتلِه...» دخترم! دستای عموتو بریدن .... دخترم تیر به چشماش زدن .... دخترم! تیر به مشکش زدن .... دخترم ! با عمود آهن به سرش زدن ....

(چی فکر کردی؟! اگر در مقاتل معتبر ندیده بودم نمیگفتم ....) پاشو قطع کردن .... (میدونید چی شد؟)

میگه زن ها شروع کردن بلند بلند گریه کردن .... (خب این طبیعیه ... اشکالی هم نداره ... زن ها دلشون رقیقه .... اما نوشته)

 «وَ بَکَی الحُسَین مَعَهُنَّ ....» لشکر دشمن نگاه کرد .... دید امام حسین بین زن ها ایستاده داره بلند بلند گریه میکنه ....حسین.....

 

وقتی گرفت دستتو اون روز بابات

 یادته؟، گریه‌ ش گرفت آسمون

گفت که حسینم رو سپردم به تو

بعد از این،جون تو و جون اون

 حالا بگو کو حسین؟، زینب برا چی تنهاست؟

 عباس! قرارمون این نبود....قرار نبود زینب تنها برگرده....

حالا بگو کو حسین؟،زینب برا چی تنهاست؟

به دختر پیمبر، بگم عزیزش کجاست؟

 کاش نپرسه،پیمبر، پس کجاست روشنیِ دو دیده ا‌م؟

کاشکی حیدر، نخواد که، بِش بگم تو مدینه چی دیدم؟

واویلا....واویلا

 

دوباره گفتم دیگر سفارشت نکنم

دوباره گفتم جان تو و حسین، پسر

 دوباره گفتم و گفتی به روی چشم عزیز

فدای چشمت، چشم تو بی بلا مادر

 مدام بر لب من ان یکاد و چارقل است

که چشم بد ز رخت دور بهتر از جانم

 عباس من  عزیزدلم مرد خانه ی من

 بدون خُود و زره نشنوم به صف زده ای

اگرچه بهر تو جوشن کبیر میخوانم

 باید حسین بگی...هرجا خواستی ناله بزنی....برای هر کی خواستی گریه کنی باید حسین حسین بگی....حسین....حسین....حسین...

 شنیده ام که خودت یک تنه سپاه شدی

شنیده ام که عَلَم بر زمین نمی افتاد

 شنیده ام که به آب فرات لب نزدی

فدای تشنگی ات ...شیر من حلالت باد

ازت میخوام سوال کنم....جواب مادرتو بده....به یاد مادرای شهدا....شهدای گمنام....

بگو چه شد لب آن رود، رودِ تشنه ی من

بگو چه شد لب آن رود، ماهِ کامل من

 بگو که در غمِ تو رود، رود گریه کنم

کدام دست تو را چید میوه ی دل من

بگو بگو که به چشمت چه چشم زخم رسید

که بود تیر بر آن ابروی کمانی زد

 بگو بگو که بدانم چه آمده به سرت

بگو بگو که بدانم چه آمده بر سرم آمد

همین که نام مرا می برند می گریم

دیگه به من ام البنین نگیدلا تَدْعُوِنِّی وَیْكِ أُمَّ الْبَنِینَ، تُذَكِّرِینِی بِلِیُوثِ الْعَرِینِیدیگه منو مادر پسران صدا نزنید....منو یاد بچه هام میندازه....كَانَتْ بَنُونَ لِی أُدْعَى بِهِمْمن یه پسرایی داشتم که به خاطر این پسرام به من ام البنین میگفتند....وَ الْیَوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِینَدیگه کسی برام نمونده.... یه سوالی هم کردیَا لَیْتَ شِعْرِی أَ كَمَا أَخْبَرُوا  ای کاش میدونستم دارن راست میگن... چی رو بی بی  بِأَنَّ عَبَّاسا قَطِیعُ الْیَمِینآیا دست راست عباس منو قطع كردن...

 همین که نام مرا می برند می گریم

از این به بعد من و آه و چشم تر شده ای

 چه نام مرثیه واری ست مادر پسران

برای مادرِ تنهای بی پسر شده ای


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2528
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 17
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 3,058
    بازديد ديروز : 2,977
    بازديد کننده امروز : 569
    بازديد کننده ديروز : 655
    گوگل امروز : 512
    گوگل ديروز: 562
    بازديد هفته : 9,363
    بازديد ماه : 69,355
    بازديد سال : 818,588
    بازديد کلي : 7,687,805
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 34.229.24.100
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید