close
تبلیغات در اینترنت
میثم مطیعی

میثم مطیعی

میثم مطیعی

میثم مطیعی
میثم مطیعی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 230 aboozar
1 776 aboozar
0 549 aboozar
3 565 aboozar
0 686 aboozar
10 614 aboozar
0 725 aboozar
1 598 aboozar
9 1790 aboozar
0 1197 aboozar
0 1182 aboozar
0 908 aboozar
0 2100 aboozar
0 1345 aboozar
0 1868 aboozar
3 1582 aboozar
12 3088 aboozar
0 2250 aboozar
4 8198 amirsajad
0 3597 aboozar

 

هرکجا شعله دیدیم، داغ ما تازه تر شد
چون درِ خانه ی تو، جانِ ما شعله ور شد
آمد آغازِ پاییز باغ فدک
دستِ گلچین گرفته سراغ فدک
فاطمیه شد و تازه داغِ فدک
برده طوفانِ غم، حیدر را
می گرید مجتبا مادر را
امشب با گریه بر لب دارند
انا اعطیناک الکوثر را
وای مادرم، یا فاطمه
ای انیسِ ملائک، ای نفس هایِ حیدر
ای تو امّ ابیها، ای تو جانِ پَیمبر
ای دلِ عالم و جانِ اهلِ کِسا
ذکرِ تو هرکجا بر لبِ شهدا
در دفاع از حرم ای تو حجّتِ ما
ای اوجِ جانبازی ها زهرا
جان و دلِ مرتضا زهرا
وقتی در کوچه می افتادی
دنیا می افتاد از پا زهرا
وای مادرم، یا فاطمه
فاطمه کربلایی ست، چون همه جانش آنجاست
از اَُخیَّ الیّ، روضه ها در دل ماست
ای حسینِ من ای جانِ من... قَتَلوک
ای به تیغِ جفا، تشنه لب... ذَبَحوک
و مِنَ الماءِ فی کربلا مَنَعوک
ایمان انبیا زهراییست
دل‌های شهدا زهراییست
در میدان، شورِ ما حیدری
در بلا صبرِ ما زهراییست
وای مادرم، یا فاطمه

 

ای قبر پنهانِ تو در قلب همه، اُمّ أبیها ..

دل مثل پهلویت شكسته فاطمه، اُمّ أبیها ..

ای اشکِ تو همراه امواج فرات ای همدم غم

تا كی رسد بر جانِ فرزندان تو غم‌هایِ عالم

شفیعۀ ما دعایمان كن

به مهر خود آشنایمان كن

از این غریبی رهایمان كن

از این غریبی رهایمان كن

بر زمین خونِ محبان شما

ذكر ما شد كلّ ارضٍ كربلا ...

«یا من بَدَا فی كُلِ ضِلع ٍ كَسرُها أُمَّ أَبیها»

ای آنكه در هرسینه‌ای شكستگی‌اش نمایان شد

«حَتّی غَدَا فی كُل قَلب ٍ قبرُها أُمَّ أَبیها»

تا جایی‌كه در هر دلی آرامگاهی برای او هست

«أُمّاهُ لَو تَبكینَ قتلَ السِّبطِ فی جنبِ الفُراتِ»

مادر جان! آن هنگام كه در عزای كشته شدن حسینت در كنار فرات می‌گریی

«نوحِی علی مَن ناضَلوا و جاهَدوا ضِدَّ الطُّغاةِ»

از داغ آن‌هایی كه علیه ظلم و طاغوت ایستادند و جانانه جنگیدند نیز نوحه بخوان!

«یا قُرَّةَ عینِ الاوصیاءِ»

ای نور چشم تمام اوصیا

 

«أدعوكِ دَوماً هذا نِدائی»

دائما تو را می‌خوانم، این ندای من است

«صلَّی علیكِ ربُّ السَّماءِـ

پروردگار آسمان بر تو درود می‌فرستد

«فاطمة، یا بَضعةَ المصطفی فاطمة

فاطمة، تبكی لَكِ عینُ الوَفی»

فاطمه، ای پاره تن مصطفی فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می‌گریند

«أدعو و دمعُ العین ِ لِلكونِ صَدَی آه ٍ واویلاه»

صدایت می‌زنم و اشك چشمم به سمت جهان پژواك می‌شود

«یا بنتَ من یَجری بكفَّیهِ النَّدَی آه ٍواویلاه»

ای دختر پیامبری كه بارش باران به اشاره دست‌های اوست

«سالَت دماء ُالشّیعةِ مِن قلبِ بحرینِ الحزینِ»

اینك این خون شیعه است كه از قلب اندوهگین بحرین جاری می‌شود

«و هذه أَبنائُكِ تدعُوكِ یا أُمَّ الحسین»

این‌ها فرزندان تواند ای مادر حسین كه تو را می‌خوانند

«زهراءُ دَومًا قَلبی یُنادی»

دل من همیشه تو را می‌خواند یا زهرا!

«یا بَضعةً مِن خیرِ العبادِ»

ای پاره تن بهترین بندگان

«ذِكراكِ رمزٌ لِلاتّحادِ»

یاد تو رمز اتحاد ماست

«فاطمة، یا بَضعةَ المصطفی فاطمة

فاطمة، تبكی لَكِ عینُ الوَفی»

فاطمه، ای پاره تن مصطفی فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می‌گریند

 

 

میان آتش هم من از ولی گویم
نفس نفس هر دم علی علی گویم
آن طرف: لشکرِ بی حیاها همه
این طرف: فاطمه... فاطمه ...فاطمه...
میرسد صدای او
من فدای حیدرم
تا شوم شهیدِ عشق
در دفاع از این حرم
فاطمه یا فاطمه...
اگر مرا دشمن... شود همه دنیا
نمیگذارم من... علی شود تنها
آن طرف: هیزم و آتش و همهمه
این طرف: فاطمه ... فاطمه ... فاطمه ...
تا نفس بُوَد مرا
دم زنم زِ مرتضی
گرچه بین کوچه ها
کربلا شود به پا
فاطمه یا فاطمه...
شده چه غوغایی ... زِ روضه یِ زهرا
به فصلِ شیدایی... میانِ سنگرها
بر لبِ عاشقان هر دم این زَمزَمه
فاطمه ... فاطمه ...فاطمه ... فاطمه ...
بر لب عاشقان....
به یاد شهدا که پشت لباساشون مینوشتن:
میروم تا انتقام سیلی مادر بگیرم....
یاد کوچه ای غریب
آتشی زند به جان
کوچه های شهرمان
شد به نام عاشقان
فاطمه یا فاطمه...

 

یک عده روی خاک صحرا جان سپردند

یک عده در اعماق دریا جان سپردند

یک عده مانند کبوتر هایِ عاشق

رفتند و بینِ آسمانها جان سپردند

یک عده بی سر عده ای با درد پهلو

یک عده دیگر ارباً ارباً جان سپردند

یک عده روی دست ارباب دو عالم

یک عده روی پای مولا جان سپردند

یک عده هم بی دست ، لب تشنه ولی مرد

دور از وطن مانند سقا جان سپردند

در بستر تردید مردن ننگشان بود

رفتند و در آغوش زهرا جان سپردند

 

عزیزِ فاطمه ای مهربانِ بی همتا

دوباره سائلی آمد درِ حرم بگشا

نشانِ خانه تان را ز هرکه پرسیدم

نشانِ سیدی از خانوادۀ زهرا

به گریه مردم عابر جواب میدادن

برو به کوچۀ رحمت ، محلۀ طاها

حسن جان .... حسن جان ... قربونِ غریبیت برم آقا ... زائر کم داره ، امشب درسته شبِ تاج گذاری امامِ زمانِ ، ولی از ادب دورِ وقتی حجت ابن الحسن امشب چشمانش اشک باره ما شادی کنیم ، ما خوشحالیم ولی شادیمون رو فردا بروز میدیم " امشب خدا یه فرصتی داده برا بابات گریه کنیم ... بهت تسلیت بگیم آقا ... مجلسِ ختم منعقد است به نامِ نامیِ امامِ عسکری ... آقا ، بینِ ما اینطور رسمِ مجلسِ ختمِ پدر ، اگه پسر زنده باشه دمِ در می ایسته ... همه بهش سر سلامتی میگن ، تسلیت میگن ... خدا بهتون صبر بده ، غم نبینید ... صاحب عزا هم تشکر میکنه میگه خوش اومدی زحمت کشیدید ... آقا ما انتظارِ تشکر نداریم اما اومدیم امشب بهت تسلیت بگیم ...

اونایی که اربعین امسال روزیتون نشد برید حرمش ... این آقا موسس و بنیانگذارِ سفرِ اربعینِ ...

عزیزِ فاطمه ای مهربانِ بی همتا

دوباره سائلی آمد درِ حرم بگشا

نشانِ خانه تان را ز هرکه پرسیدم

نشانِ سیدی از خانوادۀ زهرا

به گریه مردم عابر جواب میدادن

برو به کوچۀ رحمت ، محلۀ طاها

کسی به دادِ دلِ من نمی رسد جز تو

بگیر دست مرا خورده ام زمین آقا ...

اگر اجازه دهی داخلِ حرم بشوم

امشب ما رو زائرِ خودت حساب کن ... دلم برایِ سامرا تنگ شده ... آقا حرمت داره آباد میشه الحمدالله ... اون روزی که گنبدت رو خراب کردن با خودم گفتم ای کاش خونۀ ما خراب میشد ... به به چه گنبدِ زیبایی رونمایی شده ... اما حرمِ حسنِ فاطمه هنوز ساخته نشده ...

حسن جان ...

اگر اجازه دهی داخلِ حرم بشوم

کنار سفرۀ فضلت نشینم ای مولا

بزرگ زاده چه مهمان نواز و خون گرمی

گذاشتی دهنم زود لقمۀ خود را

مگر سرای تو دارالنَعیم عشاق است؟

هزار لیلی و مجنون نشسته اند این جا

امام عسگری ای تکیه گاه امروزم

رها نمی کنمت تا قیامت فردا

دعا کنید که همسایۀ شما باشم

جوار چشمۀ تسنیم جنتُ الاعلی

اگر بهشت بیایم ، بدان که بنشینم

به زیر سایۀ مهرت ، نه سایۀ طوبی

هوای سامره دارد دلِ هوایی من

بده برات سفر ،جانِ مادرت زهرا ...

برایِ کربُبَلا خرجی سفر بدهید

به حقِ چادر خاکیِ زینب کبری

مدینه گر بروم تا سحر دعا خوانم

برایِ مهدی تان زیر گنبدِ خضرا

یگانه غایت خلقت وجودِ مادر توست

کجاست مرقد او؟ خاک بر سر دنیا

شنیده ام که غروب مدینه دلگیر است

شبیه حال و هوایِ غروب عاشورا

شنیده ام که نباید ز مَشک حرفی زد

به خاطرِ دل پر درد مادرِ سقا ...

روضه بخونم برا امامِ عسکری بلند گریه کنیم ... شیخِ طوسی در الغیبة نقل کرده ، چنان زهر به بدنِ امامِ عسکری اثر کرد 28 بهار فقط از عمرش گذشته بود ... براش ظرفِ آب آوردن ، آقایِ ما تشنه شد ، ظرف رو بلند کرد روایت میگه انقه دستاش میلرزید ... این ظرف مرتب به دندان هاش اصابت میکرد ... ظرف رو رویِ زمین گذاشت ، خادم رو صدا زد درون حجره بیا ، مهدیِ من مشغولِ نمازِ ، سر به سجده گذاشته صداش بزن ...

میگه وارد حجره شدم ، آقا پدرتون حالشون خوب نیست ، مهدیِ فاطمه آمد ... امامِ عسکری فرمود ای آقای خاندانِ من به پدرت آب بده ... ظرف رو بلند کرد به لب هایِ بابا آب گذاشت ... من بمیرم امام عسکری موسسِ زیارتِ اربعین ... من یه آقایی رو کوفه می شناسم ، مسلم ابن عقیل ... قبل از شهادتش آب طلب کرد ، آب رو به سمتِ دهانش برد ، دندانش داخلِ ظرفِ آب افتاد ظرفِ آب خونی شد ، آب رو نخورد ... یه آقایِ دیگه هم می شناسم به لبهایِ مبارکش آب نرسید ... ظرفِ آب به دندان هایِ مبارکش نخورد ... اما اون نامرد چوبِ خیزران رو بلند کرد ... به لبُ دندانِ پسرِ زهرا میزد .. یه وقت زینب صدا زد : .... یا یَزید لا تَشَل ، مُنتَحیاً علی ثَنایا ابی عَبدالله علیه السّلام  ....

 ای حسین .....

 

حسین گفتم و شد سینه بی قرار حسن

برای این که حسین است سوگوار حسن

محرم و صفر اندوهگین غربت او

دو چشم علقمه گریان و اشکبار حسن

شاید بی دست کربلا وقتی تو علقمه افتاد وقتی مادر سادات اومد استقبالش...اون وقتی که صدا میزد: پسرم...عزیزدلم....شاید اونجا عباس با خودش میگفت:حسنم! چه کشیدی! چه دیدی!

ضریحِ کرب و بلا نقرهِ داغِ تربتِ او

زهیر و حر و حبیبند داغدارِ حسن

اگر چه دور و برش از حبیب ها خالی است

امام ها همه جمعند در کنارِ حسن...

حسن جان...حسن جان...

مزارِ خاکیِ او شد ابوترابیِ محض

از آن به بعد نجف گشت خاکسارِ حسن

عجب نباشد اگر که به روزِ رستاخیز

حسینِ فاطمه برخیزد از جوارِ حسن

برایِ غربت او بی قرار می گریم

شبیهِ شمعِ خیالی سرِ مزارِ حسن

برایِ داغِ دو تا ماهپاره اش یا که

برای لحظه ی جانسوزِ احتضارِ حسن

دوتا پسر فرستاد کربلا...دوتا دسته گل فرستاد فدایی بشن...

 

برای روضه ی او با کنایه می خوانم

مدینه...کوچه...فدکنامه...گوشواره...حسن

غریب اونیه که تو کوچه های بنی هاشم مادرشو نگاه میکرد....

غریب اونیه که همدم اشک و آهه...

دیده که مادرش تو کوچه بی پناهه...

حسن...آقام حسن...آقام حسن...حسن جاان

کریم کاری به جز جود و کرم ندارد

آقام تو مدینه ست ولی حرم نداره

امشب سرو کار ما با کریمه...میخوام آروم آروم روضه بخونم...کریم یعنی چه؟!کریم چه کسیه؟!من بگم؟! نه....یه کریم برات تعریف کنه کَرَم رو....از خودِ امام حسن سوال کردند:"قیلَ فَمَن کَرَم؟!آقا کَرَم یعنی چی؟!فرمود:"اَلاِبتداءُ بِالعَطیَّه قَبلَ المَسالَه..‌"یعنی قبل از اینکه سائل ازت چیزی بخواد بهش عطا کنی...

ندهد فرصت گفتار به محتاج،کریم

گوشِ این طایفه آوازِ گدا نشنیده ست....

من میگم خدارو چه دیدی شاید امشب قبل از اینکه بیای روضه امام حسن برات اربعین،کربلا رو نوشته باشه...به هر موکب نمک گیر امام مجتبی هستیم...

تو مگو ما را بدان شه بار نیست...

با کریمان کارها دشوار نیست...

بریم مدینه خونه ی امام حسن بشینیم کنار حسین و زینب،کنار ابالفضل گریه کنیم. شیخ مفید در ارشاد روایت کرده: بعد از آن که این سم  به بدن مبارکش اثر کرد رو کرد به امام حسین؛ فرمود: حسین جان!"فَاِذَا قَضَیْتُ فَغَمِّضْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ کَفِّنِّی..."

چه وصیتی به امام حسین کردی...

وقتی از دنیا رفتم خودت چشمای منو ببند...خودت منو غسل بده...خودت منو کفن کن...

از اینجا رو نیت می کنم برا مادرت روضه میخونم...اگه قابل بدونه یه سری بزنه....

فرمود:حسین جان! "وَ احمِلنی عَلی سَریری اِلی قبرِ جدّی رسول الله( صلی الله علیه وآله وسلم) لِاُجَدِّدَ بِه عَهدا...حسین جان من رو روی یک تابوتی بگذار...ببر برای زیارت قبر جدم پیغمبر...دیدار تازه کنم.

بعد فرمود:حسین جان! موقع تشییع من یه عده میان جلوتو میگیرند که بدن منو نبری کنار پیغمبر دفن کنی.حسین جان! تمام تلاشتو بکن خونی پای جنازه ی من ریخته نشه...

" و شهیدِِ فوقَ الجِنازَه قَد شُکَّت اَکفانُه بالسِّهام..."

اونقدر تیر به اون تابوت زدند.... تمام بدنش خونی شد...

حسین جان! منو ببر بقیع دفن کن...

من نمیدونم...شاید دلش میخواسته نزدیک مادرش باشه....

خلاصه روح از بدن مبارکش مفارقت کرد.

ابیعبدالله به وصیت برادر عمل کرد.بدن رو غسل داد و کفن کرد.پیکر رو روی تابوت گذاشت.

فَلَمَّا تَوَجَّهَ بِهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ اِلَی قَبْرِ جَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله...

وقتی آقا این تابوت رو به طرف مرقد پیغمبر میبرد..." اَقْبَلُوا اِلَیْهِمْ..."دورشون رو گرفتند...دور و برِ جنازه ی برادرش شلوغ شد...

حسین جان یاد چه خاطراتی افتادی؟

مروان ملعون امد جلو یه جسارتی کرد...حسن بن علی رو با کسی مقایسه کرد که بمونه....مهر کردند و دهانم دوختند...تشییع کنندگان رو تهدید کرد...گفت"اَنا اَحمِلُ السَّیف..."شمشیر میکشم...

امام حسین علیه السلام که وضعیت رو این طوری دید فرمود بریم.

ما نمیخوایم جنازه رو کنار پیغمبر دفن کنیم.پیکر مبارک برادر رو برد قبرستان بقیع کنار فاطمه بنت اسد دفن کرد.

روضه م تمومه...این یه حجت خدا بود.این یه امام بود. یه فرزند پیغمبر بود.برادرش با احترام بدنشو غسل داد...اما یه حجت خدایی رو میشناسم...یه امامی رو میشناسم...یه فرزند پیغمبری رو میشناسم نه که غسلش دادند...چرا غسلش دادند...یه خط ناحیه مقدسه بخونم...امام زمان فرمود"السلام علی المُغَسَّلِ بِدَمِ الجِراح..."

سلام بر اون آقایی که با خون جراحاتش غسل داده شد....غسل دادند...تازه کفنشم کردند...کی گفته حسین کفن نداره؟!

کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون

تا نگویند حسین بن علی بی کفن است...

اربعین کربلا باشی.صدا بزن یا حسین

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3041
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 292
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 641
    بازديد ديروز : 2,970
    بازديد کننده امروز : 227
    بازديد کننده ديروز : 1190
    گوگل امروز : 197
    گوگل ديروز: 1472
    بازديد هفته : 12,613
    بازديد ماه : 59,717
    بازديد سال : 59,717
    بازديد کلي : 8,451,559
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.232.51.247
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید