close
تبلیغات در اینترنت
میثم مطیعی - 10

میثم مطیعی - 10

میثم مطیعی - 10

میثم مطیعی - 10
میثم مطیعی - 10
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 964 aboozar
0 506 aboozar
0 496 aboozar
0 337 aboozar
0 1510 aboozar
0 765 aboozar
0 1302 aboozar
3 1038 aboozar
12 2363 aboozar
0 1677 aboozar
4 7630 amirsajad
0 3081 aboozar
0 2938 aboozar
0 2799 aboozar
0 4521 aboozar
0 2011 aboozar
1 19331 2505
6 7430 aboozar
0 15756 aboozar
1 3291 masoudfn

میثم مطیعی

 

لسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

روز تاسوعا رسید،دهه ی اول تموم شد

یازده ماه از خدا این روزها را خواستم

دیده ی تر خواستم،حال بکا را خواستم

یازده ماه است که خواهم سلطانی کنم

پشت این در ماندن و لطف شما را خواستم

حسین جان...

قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم

قدیمیا چه صفایی داشتند! گنهکاراشونم محرم فیتیله رو میکشیدند پایین ،میگفتند محرمه،خوب نیست بی احترامیه،آقا ما خیلی بی حیا شدیم

گاهی به سوی روضه و گاهی به سوی گناه

این پای بی ثبات به دردم نمیخورد

قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم

همت توبه به درگاه خدا را خواستم

همش منتظر بودم،با خودم گفتم:شبای قدر رو که از دست دادی! روز عرفه رو که از دست دادی! محرم برسه دستامو بلند کنم بگم به حق اون آقای غریبی که به حسینش گفت:منو خیمه ها نبر،به حق اون حالت انکسار ابی عبدالله کنار نهر فرات الهی العفو...

قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم

همت توبه به درگاه خدا را خواستم

قبل محرم با یه آقای دیگم کار داشتم،هر سال همینه:

از علی موسی الرضا رزق لباس مشکی

دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم...

یا امام رضایی که فرمودی: یابن الشبیب ان کنتَ باکیا لشئ فابک للحسین ما برای حسین گریه کردیم،برای روضه ی جد غریبت...

کربلایی نیستم اما تو شاهد باش که

هر دعایی کردم اول کربلا خواستم...

روز تاسوعا نیست مگه؟مگه فردا آقامون رو نمیکشن،مگه الان آب رو نبستن؟مگه بچه هاش تشنه نیستند؟

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد...

سقای حسین،سید و سالار...

امشب حرم آل علی آب ندارد

فرداشب که میشه میدونی که چی باید بگیباید بگی امشب حرم آل علی آب داره ولی علمدار نداره...

شصت شب از صبح تا شب نوکری در روضه ها

طعنه خوردن،سوختن پای شما را خواستم

گرچه ناقابل تر از این حرف ها هستم ولی

یک زیارت اربعین،پایین پا را خواستم

از نجف تا کربلا پای پیاده،دست جمع

روضه خواندن بین این صحن و سرا را خواستم

این یه بیت خیلی بیچاره کرده منو

خیلی گران تمام شد این آب خواستن

یک مشک از قبیله ی ما یک عمو گرفت...

بچه ها شرمنده شدند،برگرد! دیگه آب نمیخوان

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای

خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده ای

ابالفضل طلایه دار عالمینی

پناه خیمه ی حسینی

ای به کربلا تو ذوالفقارم

دو چشم مست تو قرارم

واای خدا گواهه من میمیرم

اگه بری تو از کنارم

ساقی کربلا ابالفضل

می آید صدای العطش دوباره

فَسَمِعَ الاطفال یَتَصارَخون من العطش آی قربون اون بچه هات برم حسین که میگن دامن ها رو بالا زدند،روی خاک نمناک میخوابیدن،بمیرم برات... قربون اون آقای تشنه ای برم که هم خودش تشنه بود،هم سقاش تشنه بود اما بیشتری از تشنگی از تشنگی،تشنگی بچه ها و اهل حرم آتیشش زده بود...

اما همین یه بند روضه ی من باشه:

می آید صدای العطش دوباره

رفته عمو که آب بیاره

واای اگه که بارون سنگ بباره

اگه که مشکش بشه پاره

قربون اون لحظه ای که ناامید شدی از بردن آب به خیمه ها...

واای اگه که بارون سنگ بباره

اگه که مشکش بشه پاره

واای تموم بچه ها میدونند

قول عمو نشد نداره...

حسین... ابی عبدالله رسید کنار بدن عباس،اول تعجب کرد چی به سرت آوردن داداش؟!

مولا حسین،دیر اومدم منو ببخش

رفیق نیمه راه شدم منو ببخش

شرمنده ی لبای خشک اصغرم

تو رو خدا به سوی خیمه نبرم

اخه سعی کرد بدنو جمع کنه نشد،خود عباسم صدا زد:یا اخی ما تُرید منّی میخوای با من چکار کنی؟

از خواهرم نگو که مضطره‌

چشام هنوز غم تو رو داره

داداش ببین چشای حرمله

در انتظار اصغره

یا اخا ادرک اخاک یا حسین

عباس؛ نگران اصغری؟حق داری

تیر سه شعبه ای که زد به چشم تو عدو

بعد از تو سهم طفل رباب شد

حسین...

کمر امام حسین شکست،خبر انکسارش همه جا پیچید

شکستنش کمرم را شکست و جار زدند

قدم قدم خبر انکسار من پیچید...

صلی الله علیک یا اباعبدالله...

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - یازده ماه از خدا این روزها را خواستم - حاج میثم مطیعی 

حاج میثم مطیعی

 

آماده باش مقصد ما در سفر یکیست

سرهایمان جداست ولی بال و پر یکیست

این ها برای کشتن ما صف کشیده اند

از هر کجای دشت بپرسی خبر یکیست

دار و ندارمان همه در بین خیمه هاست

آتش که شعله ور بشود خشک و تر یکیست

حتی به روی اکبر من تیغ می کشند

با اینکه با پیامبر از هر نظر یکیست

عباس عزیزدلم،پسر ام بنین،مادرت یه عمر خودش رو کنیز بابای ما میدونست؛میدونی گناه ما چیه؟

تنها به این گناه که فرزند حیدریم

تنها به این دلیل که ما را پدر یکیست

آیا کسی نمانده که یاری کند مرا

اینجا میان این همه لشکر اگر یکیست

عباس من برادر من نور چشم من

طرز مصاف کردن تو با پدر یکیست

تنها رجز بخوان و بگو یا علی مدد

در چشم شیر ، یک نفر و صد نفر یکیست

چشم انتظار آمدنت از شریعه اند

حالا دعای اهل حرم بیشتر یکیست

بعد از من و تو زینب اگر نشنود بدان

خونین بدن زیاد، ولی خون جگر یکیست

از بس حروف پیکر پاکت مقطعه ست

پائین پای مرقد و بالای سر یکیست

عرض من تمامه"ورجع الحسین الی المخیم منکسرا حزینا باکیا"دیدند کمرش شکسته؛داره گریه میکنه"یکفکف دموعه بکمه"داره با آستین پیراهن اشک ها رو پاک میکنه؛آقا،جلو خیمه زینب آمده،رقیه آمده، سکینه آمده،همه چشم انتظارند، آقا جونم اشک ها رو با آستین پاک کردی،قد خمیده و رنگ پریده رو چه میکنی؟ آقا محاسنت کنار علقمه سفیده،ناله بزن یاحسین ....

دادی دو دست و دست دوعالم بسوی تست

 روضه شهادت حضرت عباس (ع) - آماده باش مقصد ما در سفر یکیست - حاج میثم مطیعی

حاج میثم مطیعی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَلامُ عَلَیکَ یا قَمَرَالعَشیرَه، اَلسَلامُ عَلَیکَ یا ساقی ِ عَطاشى، اَلسَلامُ عَلَیکَ یا اَباالفَضل ِ العَبّاس

آماده باش مقصد ما در سفر یکی ست

ابی عبدالله داره به علمدارش میگه:

آماده باش مقصد ما در سفر یکی ست

سرهایمان جداست، ولی بال و پر یکی ست

این ها برای کشتن ما صف کشیده اند

از هر کجای دشت بپرسی خبر یکی ست

شب تاسوعا رسید،این سفره دیگه كم كم داره جمع میشه،ای حسین.... عباس من،علمدار من:

دار و ندارمان همه در بین خیمه هاست

آتش که شعله ور بشود خشک و تر یکی ست

عباس چه كنیم با خیمه ها؟تو نباشی، من هم نباشم

دار و ندارمان همه در بین خیمه هاست

آتش که شعله ور بشود خشک و تر یکی ست

كیه كه دیشب برای علی اكبر گریه نكرده؟ عباس من:

حتی به روی اکبر من تیغ می کشند

با اینکه با پیامبر از هر نظر یکی ست

تنها به این گناه که فرزند حیدریم

تنها به این دلیل که ما را پدر یکی ست

آخه روز عاشورا،غریب كربلا خیلی با این مردم حرف زد،اثر نكرد. آی مردم چرا من رو میكشید؟گفتند: بُغضاً لِأبیك از بابات كینه به دل داریم.اَحقاد بدر و خیبر و حنین در سینه های ماست

آیا کسی نمانده که یاری کند مرا

اینجا میان این همه لشکر اگر یکی ست

عباس من، برادر من ،نور چشم من

طرز مَصاف کردن تو با پدر یکی ست

مثل بابام میجنگی

تنها رجز بخوان و بگو یا علی مدد

در چشم شیر ، یک نفر و صد نفر یکی ست

چشم انتظار آمدنت از شریعه اند

حالا دعای اهل حرم بیشتر یکی ست

عمو برگرد ما آب نمی خواهیم

بعد از من و تو ،زینب اگر نشنود بدان

خونین بدن زیاد، ولی خون جگر یکی ست

ای حسین.....

از بس حروف پیکر پاکت مقطعه ست

پائین پای مرقد و بالای سر، یکی ست

چرا قبرت كوچیكه؟این بیت مال اون زمانیه كه آقا رفته میدان،آخرهای عمر شریفشه،مثل بارون تیر اومده، ابی عبدالله وسط گودال نشسته، کَالقُنفُذ مثل خارپشت به بدنش تیر رفته

غرق ستاره است تن من ولی هنوز

در آسمان بی کسی من قمر یکی ست

حسین......

مرحوم مجلسی در بحار روایت كرده: لما رأى العباس وحدته اخاه الحسین وقتی دید برادر تنها شده،دیگه كسی براش نمونده،اومد خدمت آقا: یا أخی هل من رخصة؟ اجازه میدی برم جونم رو فدات كنم؟اجازه ی میدان رفتن به من میدهی یا نه؟ فبكى الحسین بُكاءً شدیدا. آقا شروع كردن بلند بلند گریه كردن. ثم قال یا أَخِی أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِی برادرم تو پرچمدار منی. وَ إِذَا مَضَیْتَ تَفَرَّقَ عَسْكَرِی ‏ اگه تو بری لشكر من از هم میپاشه.لشكری نمونده ولی یه تنه لشكره برای حسین.عباس چی جواب داد؟ فَقَالَ الْعَبَّاسُ قَدْ ضَاقَ صَدْرِی آقا دیگه سینه ام تنگی میكنه،سینه ام تنگ شده. عباس جان اینجا سینه ات تنگ شد،نبودی ببینی

او می نشست و من می نشستم

او روی سینه، من در مقابل

یه وقت سینه ی برادرت سنگین شد.

شمر نرو به قتلگه

فاطمه میكند نگه

كجا بودی عباس؟

آقا سینه ام تنگی میكنه، وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَیَاةِ دیگه از زندگی خسته شدم.

((یا عباس جیب المای لِسكینة عباس برای سكینه ی من آب بیار. یا عباس شوف الحرم حرَّقوه عباس ببین خیمه ها رو آتیش زدند. یا عباس شوف الحرم عطشانا عباس اهل حرم تشنه اند ))

وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَیَاةِ دیگه از زندگی خسته شدم. وَ أُرِیدُ أَنْ أَطْلُبَ ثَأْرِی مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقِینَ.می خوام از این منافقین خون خواهی كنم فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع فَاطْلُبْ لِهَؤُلَاءِ الْأَطْفَالِ قَلِیلًا مِنَ الْمَاءِ حالا برو برای بچه هام آب بیار قَلِیلًا مِنَ الْمَاءِ یه ذره آب بیار دلشون خوش بشه. فذهب العباس عباس آماده ی رزم شد، اومد میدان و وعظهم و حذرهم شروع كرد موعظه كردن پسر امیرالمؤمنین فلم ینفعهم اثری نكرد فرجع إلى أخیه فأخبره،اومد خدمت امام حسین،آقا این مردم حرف گوش نمیدن، اینجای روایت جانسوزه، فسمع الأطفال ینادون العطش العطش دوباره برگشته پیش آقا،صدا از خیمه ها بلند شده،عمو آب،عمو آب.راوی میگه:عباس سوار بر اسب شد، فركب فرسه و أخذ رمحه و القربة سوار بر مركب شد،نیزه رو برداشت،مشك رو برداشت و قصد نحو الفرات رفت سمت فرات فأحاط به أربعة آلاف ممن كانوا موكلین بالفرات چهار هزار نفر محاصره اش كردند و رموه بالنبال شروع كردند علمدار حسین رو تیرباران كردن، فكشفهم لشكر رو شكافت و وارد فرات شد فلما أراد أن یشرب غرفة من الماء دست رو پر از آب كرد،آب رو بالا آورد ذكر عطش الحسین و أهل بیته یادش افتاد آقاش تشنه است،بچه ها تشنه اند فرمى الماء آب رو روی آب ریخت و ملأ القربة مشك رو پراز آب كرد و حملها على كتفه الأیمن مشك رو روی دوش راستش انداخت و توجه نحو الخیمة قصد خیمه ها رو كرد فقطعوا علیه‏ الطریق سر راهش رو گرفتند. عباس جونم سر راهت رو گرفتند،اون مادر پهلو شكسته ای كه قرار ِ علقمه بیاد استقبالت،یه روز توی مدینه سر راهش رو گرفتند،درسته چهار هزار نفر نبودند،اما مادر سادات یه زن تنها بود. دست سنگین بود.... و أحاطوا به من كل جانب دورش حلقه زدند شروع كرد جنگیدن حتى ضربه ملعونٌ على یده الیمنى فقطعها اول دست راستش رو زدند،ای جانباز حسین فحمل القربة على كتفه الأیسر مشك رو به دوش چپ اندخت فضربه ملعونٌ فقطع یده الیسرى من الزند دست چپ هم از بند جدا شد، فحمل القربة بأسنانه مشك رو به دندان گرفت فجاءه سهم فأصاب القربة یه تیر آمد به مشك خورد و أریق ماؤها آب روی زمین ریخت

ای آب تو لااقل یاری كن

زهرا نشسته است یاری كن

ثم جاءه سهم آخر یه تیره دیگه آمد فأصاب صدره خورد وسط قلبش تیر سه شعبه فقط به قلب ابی عبدالله نخورد.اینجا راوی میگه: فانقلب عن فرسه باصورت روی زمین افتاد... چه قدر شما دو برادر شبیه همید و صاح إلى أخیه الحسین أدركنی صدا زد: اَخا ادرك اَخاك حسین برادرت رو دریاب.ابی عبدالله اومد فلما رآهُ الحسین علیه السلام مَصْروعاً عَلى شَطِ الفُرات  وَبَكى بُكاءً شدیداً وقتی حسین دید برادر كنار نهر افتاده شروع كرد بازم گریه كردن اینجا دیگه صدا زد: الْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی. بخدا پشتم شكست،بعد تو عباس دیگه بیچاره شدم. حسین......

 روضه شهادت حضرت عباس (ع) - آماده باش مقصد ما در سفر یکی ست - حاج میثم مطیعی

میثم مطیعی

 

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست

جایی خبرى نیست که از غم خبرى نیست

حسین ... غریب... تنها ... حسین ... تشنه... بی کس... حسین....خسته...

پروانه پرش سوخت ولى آبرویش شد

ما هم دلمان سوخته،این کم خبرى نیست

دنیا نتوانست ز ما گریه بگیرد

شب هشتمم رسید،درسته منتظرم عاشورا بشه تکلیف خودم رو روشن کنم اما اگه این شبا از دستم بره من چه کار کنم؟! ای فدای تو؛میترسم به اون ساعتی نرسم که صدای مادرت از قتلگاه بلند میشه"بنی قتلوک ذبحوک و من الماء منعوک حسین جان ...

دنیا نتوانست ز ما گریه بگیرد

بین غم تو از غم عالم خبرى نیست

من توبه نکردم مگر از راه توسل

بی نام تو از توبه آدم خبرى نیست

هر وقت خواستم خدا گناه منو ببخشه گفتم دستاتونو بالابیارید به حق اون آقای غریبی که وقتی از روی اسب به زمین افتاد صدا زد"یا غیاث المستغیثین لامعبود سواک" به اون گونه های خاک آلوده بالحسین الهی العفو

گفتند درِ خانه غیر تو شلوغ است

گفتند ولى رفتم و دیدم خبرى نیست

رزقِ همه اینجاست و رزّاق هم اینجاست

والله در خانه ی حاتم خبرى نیست

هیچ کسی مثل تو انگشت و انگشتر رو باهم به سائل نداده،حسین جان... کم کم میخوام روضمو شروع کنم؛امشب شب سختیه ،آقا خیلی آبروداری سفارش لازم دارم؛یکی از گیرام اینه که باید به مادرت یه چیزایی بگی از طرف من

سائلم آب و دانه میخواهم

رحمت مادرانه میخواهم

آی بی بی گدا نمیخواهی؟!

پسر بی وفا نمیخواهی؟

کاش میشد ز من سوال کنی

پسرم کربلا نمیخواهی؟

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آبروی کربلا

چکار کنیم دلش به رحم بیاد بمون کربلا بده؟!

از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین

دست و پا میزد حسین ....

حسین جان میخوام محکمش کنم یه چیزیم به شما بگم اززبون داداش جونت

خودم دیدم که آتش شعله ور بود

خودم دیدم که مادر پشت در بود

وای ... وای ... وای ... حسین ...

خودم دیدم به آوای حزینی

صدا میزد که "یا فضه خذینی"

شب علی اکبره ها،میدونی با پهلوش چه کار کردند؟!

ده ماه همه منتظر ماه تو هستند

در سال به جز ماه محرم خبرى نیست

این یه بیت مقدمه روضه علی اکبر خودش سنگینه میدونم اما داغ علی اکبر با دل آقا چه کرد؟!

عمامه ندارى ... عبا نیز ندارى

اى واى که از پیرهنت هم خبرى نیست

حسین جان ...

آماده شو حسین، ساعات آخره

ببین که موقعِ، جهاد اکبره

جهاد اکبرت، این دل بریدنه

دار و ندار تو، قربونی کردنه

سیدبن طاووس نوشته" فَلَمّا لَمْ یَبْقَ مَعَهُ سِوی اَهْلِ بَیْتِهِ"وقتی همه ی اصحابش شهید شدند،جز اهلبیتش هیچ کس دیگه نمونده بود"خَرَجَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السّلام"علی اکبر بیرون آمد"وَكانَ مَنْ اصْبَحِ النّاسِ وَجْهاً وَاَحْسَنِهِمْ خُلْقا"ازلحاظ صورت و سیرت بهترین مردمه"فَاسْتَاذَنَ اَباهُ فِی الْقِتالِ فَاذِنَ لَه"تا اجازه میدان خواست،آقا اجازه دادمعطل نکرد؛به مصداق کریمه ی"انفقوا مما تحبون" اما امام حسین یه کاری کرد"ثُمَّ نَظَرَ إِلَیْهِ نَظَرَ آیسٍ مِنْهُ" یه نگاه از روی ناامیدی به قدوبالای علی کرد"وَارْخی علیه السّلام عَیْنَیْهُ "چشماشو زیر انداخت"وَبَكی "شروع کرد های های گریه کردن،یه وقت سر به آسمان بلند کرد: "اَللّهُمَّ اشْهَدْ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلامٌ اشْبَهُ النّاسِ خَلْقا وَخُلُقا وَمَنْطِقا بِرَسُولِكَ صلّی اللّه علیه و آله"خدایا شاهد باش دارم شبیه ترین مردم به پیغمبر رو به میدون میفرستماین جمله آقا خیلی جانسوزه اگر من و تو بفهمیم،بعد فرمود"وَكُنّا إِذَا اشْتَقْنا إِلی نَبِیِّكَ نَظَرْنا إِلَیْهِ"هروقت دلمون برای پیغمبر تنگ میشد علی اکبرو نگاه میکردیمبعد شروع کرد نفرین کردن "یابْنَ سَعْدٍ قَطَعَ اللّهُ رَحِمَكَ كَما قَطَعْتَ رَحِمی"اینجا زن ها و بی بی ها اومدن مثل حلقه دور علی ایستادند نمیدونم این دختر بچه ها چطور دستای علی رو گرفته بودن؟چطور ناله میزدن؟مقرم نوشته صدا میزدند "علی ارحم غربتنا"علی به بیچارگی ما رحم کن،داداش علی گوش منو ببین هنوز خونی نشده،داداش علی صورت از برگ گل نازک تر منو ببین،حسین

جهاد اکبرت،این دل بریدنه

دار و ندار تو،قربونی کردنه

علی اکبر چی میگه؟!"یا ابَ افعل ماتؤمر" بابا،تشنگی ها مو نبین "سَتَجدُنی، مِنَ الصّابِرین"

بابا باچه خون دلی،دل می کنم از تو ولی

سخته نبینم روی ماهت رو علی

شماهم بخونید نوحه خون امام حسین بشید؛شاید همین رو بخونی براش ازتون قبول کنه

آه از وداع تو علیسخته نبینم روی ماهت رو علی

خب علی اکبر رفت میدان رجز خواند"انا علی بن الحسین بن علی" رجز خوند و شروع کرد به جنگیدن و کر و فر

سنگینی زره، بی تابی عطش

گرفته بود دیگه،طاقتشو ازش

اخه برگشت"یَا أَبَتِ الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِی"بابا تشنگی منو کشت "وَ ثِقْلُ الْحَدِیدِ قَدْ أَجْهَدَنِی فَهَلْ إِلَى شَرْبَةٍ مِنَ الْمَاءِ سَبِیلٌ "سنگینی زره منو کشت،بابا یه جرعه آب پیدا میشه یا نه؟! "فَبَكَى الْحُسَیْنُ علیه السلام"آقا شروع کرد به گریه کردن

بودند دیو و دد همه سیراب ومیمکید

خاتم ز قحط آب،سلیمان کربلا

وَ قَالَ وَا غَوْثَاهْ یَا بُنَیَّ قَاتِلْ قَلِیلًا" قربونت برم علی جونم یه کم دیگه بجنگ"فَمَا أَسْرَعَ مَا تَلْقَى جَدَّكَ مُحَمَّداً ص فَیَسْقِیَكَ بِكَأْسِهِ الْأَوْفَى شَرْبَةً لَا تَظْمَأُ بَعْدَهَا أَبَداًِ"پیغمبر سیرابت میکنهمعلومه ازش دل بریدهعلی برگشت میدان"وَ قَاتَلَ أَعْظَمَ الْقِتَال"اینجا یه اتفاقاتی افتادغوغایی شد به پانمیگم چی شد،اما یه وقت علی اکبر دست ها رو به گردن اسب حلقه کرد

غوغایی شد به پا،اسب اشتباهی رفت

پیش چشم بابا،دنیا سیاهی رفت

وای خدا

میون خیل دشمنا،این پاره ی قلب منه

یکی با شمشیر می زنه ...

آخ،آخ،اسب اشتباه رفت

"فقطعوه بالاسیاف اربا اربا"شروع کردند علی رو ریز ریز کردنهر کی با هر چی تونست علی رو زد...ای وای...

پدر کنار تن او شبیه ابر گریست

کشید آه و نگاهی به اربا اربا کرد

علی ... علی ...

سوی میدان چنان علی رفتی

لیک برگشتت شبیه زهرا شد

با پهلوت چکار کردند؟!

لیک برگشتت شبیه زهرا شد

این یه جمله رو جا داره تو روضه علی بگیم

علی افتاده بر خاک زمین است

هزاران ابن ملجم در کمین است

عدو با قصد تکرار مدینه

شکسته از علی بازو و ...

دوباره یاد مدینه زنده شد ... حسین ...

همین که فرق تو دیدم به یاد حیدر افتادم

نظر بر پهلویت کردم به یاد مادر افتادم

راوی میگه" ثُمَّ شَهَقَ شَهْقَةً فَمَاتَ "یه ناله ای زد...فَجَاءَ الْحُسَیْنُ حَتَّى وَقَفَ عَلَیْهِ "آقام اومد بالا سر..."وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ"صورت به صورت علی گذاشت..زینب آمد،بماند،یه ساعتیم زینب آمد قتلگاه،نشد صورت به صورت برادر بذاره ...آه ... لب ها رو به اون رگ های گرم گذاشت ...حسین ...آقا ...

تو ستاره ی سحر منی

تو که پاره ی جگر منی

یه نیگا با تعجب کرد ... علی ...

تو همان علی پسر منی؟!

چی به سرت آوردن بابا؟!

این یه بیتو پدر شهدا فیض ببرند،آخه بابا یه حالتی داره وقتی میره بالا سر جوونش-خدا نیاره بابا بدن بی جون جوونشو ببینه،خدا به بازماندگان شهدای منا صبر بده؛این قدر صحنه های جانسوزی بود امسال-بابا دلش میخواد جوونشو درآغوش بگیره،صدازد:

علی جان پسرمدلم خواهد درآغوشت کشم

اما از آن ترسم که گر گیرم در آغوشت

از این پاشیده تر گردی ...

حسین ...

 

دانلود بخش اول

روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست - میثم مطیعی

دانلود بخش دوم

روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست - میثم مطیعی

حاج میثم مطیعی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ *شب هشتم رسید، این سفره كم كم جمع میشه، این جلسه برا ما محفل توبه و  اشك و آه بود، شب هشتم رسید، الان بچه ها حسین كربلا چه می كشند؟ دست روی سینه بذار، دلت رو روانه ی كربلا كن: اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

اینگونه در قفس به رهایی نمی رسیم

بی ناخدا بدان به خدایی نمی رسیم

یک عمر صرف مدرسه و درس شد ولی

بی گریه بر حسین به جایی نمی رسیم

امام رضا علیه السلام فرمود: یَا ابْنَ شَبِیبٍ: إِنْ كُنْتَ بَاكِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَیْنِ. یاابن شبیب اگه خواستی برا چیزی گریه كنی، برا حسین گریه كن. فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا یُذْبَحُ الْكَبْشُ چرا که او را سر بریدند همانگونه که گوسفند را ذبح میکنند.

قربون كبوترای حرمت امام رضا

ممنونتم آقا رزق محرم مارو تو میدی

قربون این همه لطف و كرمت امام رضا

تو كه درد دل مارو می دونی

آقا نكنه اربعین مارو كربلا نفرستی آقا

دل من تربت كربلا می خواد امام رضا

دل من ضریح شیش گوشه می خواد امام رضا

چی شد؟كجا رفتیم؟

دوباره مرغ روحم هوای كربلا كرد

دل شكسته ام را اسیر و مبتلا كرد

ز سر گذشته اشكم به لب رسیده جانم

كه هر چه كرد با من فراق كربلا كرد.

یه كربلا به ما بده، حالا از سویدای دلت: ای حسین.......

یک عمر صرف مدرسه و درس شد ولی

بی گریه بر حسین به جایی نمی رسیم

امشب باید مقدمه چینی كنیم آخه امشب پیغمبر رو می كشند. یه جمله هم با امام زمان (عج):آقا اگه لایق بدونی سری به مجلس ما بزنی، ما برات روضه بخونیم.

بی شوق انتظار به بیراهه می رویم

جز راه دل به کرب و بلایی نمی رسیم

یا ایهاالعزیز تو شرط رسیدنی

ما مانده ایم و تا تو نیایی نمی رسیم

آقا رو صدا بزن:یابن الزهرا..... امام زمان(عج) رو دعوت كن:یابن الزهرا.....

ما را بدون تو به پشیزی نمی خرند

آقا جان ما نوكر شمائیم،بی آبرو شدیم، گستاخ شدیم، یه فكری به حال دل ما بكن،یه وقت نكنه محرم تموم بشه دوباره روز از نو روزی از نو....

ما را بدون تو به پشیزی نمی خرند

جز با حضور تو به بهایی نمی رسیم

صاحب عزا به دست تهی مان نگاه کن

بی لطف تو به فیض گدایی نمی رسیم

میخوام مقتل علی اكبر رو شروع كنم، چند مرتبه امام زمان رو صدا بزنید، برا ما دعا كنه، قربون اون دلت برم آقا. خودش فرمود:یا جدا اگه اشك چشمم خشك بشه، برات خون گریه می كنم. همه ناله بزنن:یابن الحسن......

آقا تو همچو من سر كویت هزارها داری

ولی بدان كه گدایت فقط تو را دارد

دل هاتون رو روانه ی كربلا كنید، امشب پایین پای ارباب شلوغه، اول استغفار كنیم، همه دست هارو بالا بیارید، در خونه ی خدا، بالحسین الهی العفو،الهی العفو..... امشب به حق جَوون امام حسین مارو ببخش، الهی العفو...حالا صدا بزن: حسین......امشب شب پیغمبر ِ، مصبتی كه امشب خونده میشه عظیمه،خود پیغمبر خدا فرمود:مصیبت من بزرگترین مصیبت ِ. شهادت پیغمبر با حضرت زهرا سلام الله علیها چه كرد؟ اُم سلمه میگه رفتم خدمت بی بی، بعد از رحلت پیغمبر اكرم،عرضه داشتم. بی بی حالتون چطوره؟ بی بی فرمود: اُم سلمه حال خوشی ندارم،اُم سلمه غم و اندوه وجودم رو فرا گرفته. بعد فرمود: پیغمبر از دست رفت،به وصی پیغمبر ظلم شد، علی مظلوم ِ. امشب هرچی یاد از پیغمبر بیشتر باشه بر عظمت و مصیبت امشب اضافه میشه. علی اكبر اشبه الناس به پیغمبر ِ ، وقتی می رفت میدان آقا صدا زد: اَللّهُمَّ اشْهَدْ خدا شاهد باش. هم خَلقاً و هم خُلقاً  و هم منطقاً شبهات به رسول الله می داد علی اكبر. حلا مصیبت علی اكبر رو می خوام بخونم. شاید بهتر بود بگم: مصیبت جون دادن امام حسین رو می خوام بگم.شیخ جعفر شوشتری میگه:نگید مصیبت علی اكبر، بگید مصیبت جون دادن حسین، مصیبت جو دادن های امام حسین علیه السلام. آخه آقا چند بار جون داد، یه بار اون لحظه ای كه علی می خواد وداع كنه

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم كه جانم می رود

حسین.....

یه بار آقا موقع وداع با علی اكبر جون داد، یه بارم اون موقعی كه علی از  رزم خسته شد،تشنه شد، برگشت، صدا زد: یا ابة العطش قد قتلنی. بابا تشنگی من و كشت. شیخ جعفر میگه:یه بار دیگه ای كه امام حسین جون داد اون لحظه ای بود كه صدای ناله ی علی رو شنید، یا اَبَ عَلَیكَ مِنّى‏ السَّلامَ. بابا خدا حافظ. یه جای دیگه كه از همه بیشتر سخت گذشت ، نگاهی كرد دید با بدن عزیزش دارند چیكار می كنند.ای حسین.....شیخ مفید در ارشاد روایت كرده: وَ لَمْ یَزَلْ یَتَقَدَّمُ رَجُلٌ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَیُقْتَلُ یاران با وفاش یكی یكی اومدند، جنگیدند و شهید شدند. حَتَّى لَمْ یَبْقَ مَعَ الْحُسَیْنِ علیه السلام إِلَّا أَهْلُ بَیْتِهِ خَاصَّةً آقا با خانوده اش تنها موند، دیگه كسی براش نموند. ای زهیر، ای بُریز، ای حُر، همه رفتند. فَتَقَدَّمَ ابْنُهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام علی اكبر آماده ی میدان شد. وَ كَانَ مِنْ أَصْبَحِ النَّاسِ وَجْهاً از همه ی مردم زیباتر بود. تو مقتل مقرم نوشته شده: كه وقتی علی می خواست میدان بره، دختر بچه ها اومدند، دورش رو گرفتند، هی صدا می زدند:اِرْحَم غُرْبَتَنا علی به بیچارگی ما رحم كن. داداش علی ببین خلخال من هنوز غارت نرفته. داداش علی یه نگاهی به گوش من بنداز. علی ببین دامنم هنوز آتیش نگرفته،علی اگه تو بری بابای ما پیر میشه. علی بند های تعلق رو جدا كرد، به میدان آمد. فَشَدَّ عَلَى النَّاسِ حمله كرد، در حال حمله كردن رجز می خوند. أَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِی منم علی، منم فرزند حسین بن علی. نَحْنُ وَ بَیْتِ اللَّهِ أَوْلَى بِالنَّبِی‏. به خونه ی خدا ما به پیغمبر سزاوارتریم. تَاللَّهِ لَا یَحْكُمُ فِینَا ابْنُ الدَّعِی پسر زنا زاده درباره ی ما حكومت نمیكنه. أَضْرِبُ بِالسَّیْفِ أُحَامِی عَنْ أَبِی با این شمشیرم شمارو می زنم. از بابای خودم دفاع می كنم. ضَرْبَ غُلَامٍ هَاشِمِیٍّ قُرَشِی. من جوان هاشمی ام، قُرشی ام این طور شمشیر می زنم. راوی میگه: فَفَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً هی حمله می كرد و می كشت. وَ أَهْلُ الْكُوفَةِ یَتَّقُونَ قَتْلَهُ اهل كوفه اول خوداری می كردند برند جلو، شاید بعضی ها می گفتند:آخه پیغمبر اومده وسط میدون. خیلی هاشون رسول خدارو دیده بودند. فَبَصُرَ بِهِ مُرَّةُ بْنُ مُنْقِذٍ الْعَبْدِیُّ لعنة الله علیه، ملعون مُرّةِ بن مُنْقَذْ لعنه الله علیه یه نگاهی به علی اكبر كرد. فَقَالَ عَلَیَّ آثَامُ الْعَرَبِ إِنْ مَرَّ بِی یَفْعَلُ مِثْلَ ذَلِكَ إِنْ لَمْ أُثْكِلْهُ أَبَاهُ گفت: گناه همه ی عرب به گردن من باشه، اگه از كنار من بگذرد این طور حمله كنه و من داغش رو به دل باباش نذارم. حسین می خوان پیرت كنند، می خوان خسته ات كنند. علی همینطور داره حمله میكنه، روضه كم كم داره جدی میشه، میگه: این ملعون اومد سر راه علی رو گرفت،فَطَعَنَهُ یه نیزه ای به علی زدفَصُرِعَ علی بی هوش شد. دست به گردن اسب انداخت. شیخ  مفید نوشته: وَ احْتَوَاهُ الْقَوْمُ دورش رو گرفتند، دورش حلقه زدند. علی جان ساعتی نگذشت اومدند دور بابای مظلومت رو  هم گرفتند... دور علی رو گرفتند. یاصاحب الزمان. فَقَطَعُوهُ بِأَسْیَافِهِمْ شروع كردند پیغمبر رو ریز ریز كردن. حسین داره نگاه میكنه. علی جانم:

زمصحف تنت این آیه های ریخته را

چگونه جمع كنم سوی خیمه ها ببرم

فَجَاءَ الْحُسَیْنُ ع حَتَّى وَقَفَ عَلَیْهِ. غریب كربلا اومد بالای سر جوانش ایستاد. فَقَالَ قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوكَ یَا بُنَیَّ. صدا زد: خدا مردمی رو كه تو رو كشتند لعنت كنه. خدا بكشتشون. مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَى الرَّحْمَنِ وَ عَلَى انْتِهَاكِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ چقدر به خدا گستاخ شدند ، چقدر بر ریختن حرمت پیغمبر بی باك شدند. وَ انْهَمَلَتْ عَیْنَاهُ بِالدُّمُوعِ شروع كرد گریه كردن. یه وقت صدا زد: عَلَى الدُّنْیَا بَعْدَكَ الْعَفَاءُ علی بعد از تو خاك بر سر دنیا.

روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - دوباره بعد نماز و نوای روضه ی صبح - حاج میثم مطیعی 

دکتر میثم مطیعی

 

لالا لالا، یکم دیگه دووم بیار

یه کم دیگه دندون روی جگر بذار

اگه همهمه باشه بچه میترسه،اگه لشكر كف بزنن بچه میترسه

لالا لالا یکم دیگه دووم بیار

یه کم دیگه دندون روی جگر بذار

مشکو یکی بُرده که بر می گرده زود

وقتی می رفت فقط به فکر خیمه بود

مده با اشک، زندگی مو به باد

آب می رسه، اگه خدا بخواد

مادر دَووم بیار... بچه كوچیك گلوش نازكه، نمی تونه گردن بگیره، میاُفته.

عمو رسید، کنار علقمه

صدای تکبیرش میاد

لالائی، عموش رفته آب بیاره

لا لا لا لا، منو نکن خونه خراب

چیزی نمونده عمو جون بیاره آب

بابات رفته به یاری آب آورش

داره میاد! چرا خمیده کمرش؟

فَرَجَعَ الحُسین اِلی الْمُخَیَّم،مُنکَسِراً حَزیناً باکیــّــا. می دونی یاد چی میاُ فتم؟

 اگر گهواره را پس داده بودند

دلش خوش بود با طفل خیالی

ای حسین......

علیم داره، میزنه دست و پا

بچم داره، میمیره ای خدا

ببین هنوز به سمت علقمه ست

نگاه مضطر بابا

لالائی، الهی بارون بباره

الان بین خانم ها چه خبره؟ اونها بیشتر می فهمند حس مادری یعنی چی، اصلاً فقط مادرها می فهمند یعنی چی. خدایا الان میخوام یه دعا كنم. به اضطرار حضرت رباب، به اون پریشونیه این مادر،خیلی هستند بچه دار نمیشن، خدایا به بی بچه ها بچه بده،اولاد سالم و صالح بهشون بده

لالا لالا، مادر ِ تو بشه فدات

خون می بارن فرشته ها با گریه هات

سوخته دلم رو نفسای داغ تو

آهی بکش شاید که بارون بگیره

خدا تو رو، نمی بره ز یاد

خونده برات، بابا "و إن یکاد"

الهی که، سپیدی گلوت

به چشم حرمله نیاد

لالایی الهی بارون بباره

لالائی، عموش رفته آب بیاره

سبط این جوزی  در تذكرة الخواص نوشته:لَمّا رَآهُمُ الحُسَینُ علیه السلام مُصِرّینَ عَلى قَتلِهِ.وقتی آقا دید اصرار دارند بكشنش،دستبردار نیستند." آدم یا اونای میاُفته كه مدینه اومدند پشت درخونه ی مادرش،هرچی نصیحت كرد فایده نداشت، مردم گفتند إن فیها فاطمة ؟....".آقا وقتی دید اینها اصرار دارند، أخَذَ المُصحَفَ قرآن گرفت، قرآن رو باز كرد . وجَعَلَهُ عَلى رَأسِهِ، قرآن رو روی سر گذاشت. شب هفتم ِ، امشب حرم آل علی آب ندارد....یا حسین،یاحسین... آقا قرآن رو روی سر گذاشت، آی مردم : بَینی وبَینَكُم كِتابُ اللّه، وجَدّی مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله بین من و شما قرآن و پیغمبر داور،بعد یه سئوالی ازشون كرد،نمی دونم خیمه ها چه خبر شد. یا قَومِ! بِمَ تَستَحِلّونَ دَمی؟!... برا چی خون من رو مُباح می دونید؟اینجا دیگه خیمه ها بیشتر دچار اضطراب شد.فَالتَفَتَ الحُسَینُ علیه السلام فَإِذا بِطِفلٍ لَهُ یَبكی عَطَشاً، یه نگاه به پشت سر كرد دید علی داره گریه میكنه فَأَخَذَهُ عَلى یَدِهِ،بچه رو روی دست بلند كرد،ای مردم: إن لَم تَرحَمونی فَارحَموا هذَا الطِّفلَ اگه به من رحم نمیكنید به این بچه رحم كنید. فَرَماهُ رَجُلٌ مِنهُم بِسَهمٍ فَذَبَحَهُ تیر آمد به گودیه گلوی علی نشست،علی شروع كرد دست و پا زدن

علیم داره می زنه دست و پا

بچه ام داره میمیره ای خدا

حالا امشب روضه ی من این یه جمله است،یا صاحب الزمان(عج). اول روضه ی امام حسین رو بگم.میخوام بگم حرمله سه تا تیر زد، تیر دوم رو به قلب آقا زد، اون تیر با سینه ی امام حسین چه كرد؟آقا

 همین كه تیر سه شعبه به سینه ی تو نشست

دوباره درد به پهلوی مادرت افتاد

اونی تیری رو كه از عقب درآورد،مثل ناودان خون جاری شد،همون تیر رو حرمله به گلوی علی زد.حالا ببین با علی اصغر چه كرد...ای حسین.....

شد گلویم روی دستت ذبح می دانی چرا؟

حجم تیر از حنجر من بیشتر بود ای پدر

یا باب الحوائج گرفتاریم....روضه رو ادامه میدم. اینجا یكی از جاهایی بود كه آقا گریه كرد. اولیاء خدا صبر دربرابر مصیبتشون به نحو اَتَم و اَكمل ِ،یكی از بزرگان می فرمود: همین گریه ها براشون درجه است، دلشون به رحم میآد. وقتی پیغمبر پسرش وفات كرد،فرمود:قلب میسوزه،اشك جاری میشه، ولی كلامی كه خدا رو خوش نیآد،بر زبان جاری نمیشه. الهی رضاً برضائك. در یه روایتی دیگه حضرت فرمود:بر من آسانه این به عین الله ِ ،خدا داری میبینی.

 فَجَعَلَ الحُسَینُ علیه السلام یَبكی شروع كرد بلند بلند گریه كردن. مادرت داده بود سیرابت كنم،آقا شروع كرد بلند بلند صدا زدن،د عا كردن:: اللّهُمَّ احكُم بَینَنا وبَینَ قَومٍ دَعَونا لِیَنصُرونا خدایا بین ما و اینهایی كه مارو دعوت كردند تا یاری مون بدهند حكم كن،فَقَتَلونا یه وقت صدا از آسمان بلند شد:فَنودِیَ مِنَ الهَوا: دَعهُ یا حُسَینُ؛ حسین جان فرزند رو وا بگذار فَإِنَّ لَهُ مُرضِعاً فِی الجَنَّةِ در بهشت بهش شیر می دهند. دلا برا مادرت بسوزه یه ذره از رباب برامون بگو، یه ذره از دل رباب برامون بخون:

بس كن رباب سر به سر غم گذاشتی

اصلاً خیال كن علی اصغر نداشتی

بس كن رباب حرمله بیدار می شود

سهمت دوباره خنده ی انظار می‌شود

صدا زد:

خیلی به اشك غربت ما خنده شد ولی

آن نیش خند حرمله از خاطرم نرفت

حسین.....

 

دانلود بخش اول

روضه شهادت حضرت علی اصغر (ع) شب هفتم محرم - لالا لالا، یکم دیگه دووم بیار  - دکتر میثم مطیعی

دانلود بخش دوم

روضه شهادت حضرت علی اصغر (ع) شب هفتم محرم - لالا لالا، یکم دیگه دووم بیار  - دکتر میثم مطیعی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2531
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 513
    بازديد ديروز : 3,180
    بازديد کننده امروز : 133
    بازديد کننده ديروز : 594
    گوگل امروز : 81
    گوگل ديروز: 404
    بازديد هفته : 19,993
    بازديد ماه : 79,985
    بازديد سال : 829,218
    بازديد کلي : 7,698,435
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.92.148.165
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید