close
تبلیغات در اینترنت
میثم مطیعی - 9

میثم مطیعی - 9

میثم مطیعی - 9

میثم مطیعی - 9
میثم مطیعی - 9
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 2 aboozar
9 969 aboozar
0 507 aboozar
0 501 aboozar
0 340 aboozar
0 1511 aboozar
0 765 aboozar
0 1305 aboozar
3 1041 aboozar
12 2366 aboozar
0 1680 aboozar
4 7637 amirsajad
0 3084 aboozar
0 2942 aboozar
0 2799 aboozar
0 4523 aboozar
0 2013 aboozar
1 19332 2505
6 7437 aboozar
0 15761 aboozar

میثم مطیعی

 

ای باطن غم تو غم کربلا حسن

میراث دار غربت شیر خدا حسن

حسن جان ...

ای شاهد مصیبت فرق شکافته

امیرالمومنین رو آوردند صحن مسجد کوفه؛سر بابا رو به دامن گرفت،شروع کرد های های گریه کردن؛یه وقت امیرالمومنین چشما رو باز کرد،حسن چرا گریه میکنی؟عرضه داشت پدر،کمرم رو شکستی..." حسن جان..."

مرغ دل یک بام دارد دو هوا

گه مدینه میرود گه کربلا

آقای بی حرم رو صدا بزن ...

خواب دیدم که تو حرم داری

من ضریح تو در بغل دارم ....

دلم مدینه میخواد...حسن جان

ای شاهد مصیبت فرق شکافته

ای شاهد غم در و دیوار،یا حسن

ای آقایی که کوچه هم به همراه مادرت بودی

به هر جا مادری از شوق دست طفل خود گیرد

دراین کوچه گرفته طفل دست مادر خود را

حالا صداش بزن:حسن جان... مدینه نمیذارن صدا بزنی،اینجا صدا بزن...

ای شاهد غم در و دیوار،یا حسن

ای زخم خورده،زخم زبان خورده از همه

قربونت برم،تو مسجد موقع طواف زیر پیراهن زره میپوشید؛پسرت زره اندازش نشد...

ای زخم خورده،زخم زبان خورده از همه

سردار دست بسته ی قحط وفا حسن

عمری اگرچه زیستی ای زاده ی علی 2

هر روز را شهید شدی،مرحبا حسن

هرروز شهیدت کردند آقای غریبم،گفت:

حسن شدی که سوال غریب کیست به عالم

میان کوچه و گودال بی جواب بماند...

امشب با یه امیدی آمدیم در خونت،فرداشب آب رو میبندن...

بخشیده اند مال،کریمان به مردمان2

بخشیده ای تو آبروی خویش را حسن

آقای کریم،آقامون خیلی کریمه

ندهد فرصت گفتار به محتاج،کریم

گوش این طایفه آواز گدا نشنیده ست

ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست

در محضر کریم،تمنا چه حاجت است؟!

آقای کریم ما امشب با امید آمدیم،آقامون خیلی کریمه،سر سفره ی جذامیا مینشست،به همه خوبی کرد ولی هیچ کس بهش خوبی نکرد...آقای کریم! گرفتاریم؛گرفتار نفس اماره ایم،امشب بیا قفلا رو باز کن،ما رو آزاد کن ....

نزد کریم فرق ندارد خوب و بد 2

کریم این جوریه،اگه یه سفره داری بخواد غذا بده فقط خوبا رو راه میده اگه بدبخت بیچاره ها بیان میگه برید غذا نمیدم به شما؟

نزد کریم  فرق ندارد خوب و بد

یک جا قبول کن همگان را،سوا مکن...

هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر

گویم گرفته ای ز عنایت رها مکن...

این قدر کریمه این آقا...ببین کرامتش تا کجاست؟! گفت:

کریم بیرق و صحن و علم نمیخواهد

کنار فاطمه هرگز حرم نمیخواهد ...

بخشیده اند مال، کریمان به مردمان

بخشیده ای تو آبروی خویش را حسن

هرگز نبود با تو ولی با حسین بود

هفتاد یار صادق و بی ادعا حسن

این بیت آخر مقدمه ی روضه من باشه...

افتاد جسم قاسم و عبدالله ت به خاک

شد نذر آخر تو چه زیبا ادا حسن

حسن جان...حسن جان...

سیدبن طاووس نوشته"وَخَرَجَ غُلَامٌ كَأَنَّ وَجْهَهُ شِقَّةُ قَمَرٍ "یه نوجوانی وارد میدان شد،صورتش مثل ماهپاره بود"

این که چون مه میدرخشد ای سپه

سیزده ساله ست و ماه چهارده

"فَجَعَلَ یُقَاتِل"شروع کرد جنگیدن مجلسی نوشته چنان جنگی کرد بااین صغر سن35 نفر رو به جهنم فرستاد، حمیدبن مسلم از اصلی ترین راویان کربلاست،میگه من بین لشکر ابن سعد بودم،داشتم این کودک رو نگاه میکردم، دیدم یه پیراهن پوشیده"وعلیه قمیص و ازار"دیدم شلوار ساده پوشیده،به جای کفش جنگ،نعلین پوشیده،حتی حمیدبن مسلم تصریح کرده میگه یادم نمیره بند نعلین پای چپش رو نبسته بودقربونت برم زره اندازت نشد"شما شنیدید شب هشتم اگه زنده باشیم باید بگیم علی اکبر زره خستش کرد؛برگشت پیش امام حسین"یا ابا العطش قد قتلنی"تشنگی منو کشت "و ثقل الحدید اجهدنی" سنگینی زره خستم کرد

علی اکبر که جوشن شد آن شد2

تو که جوشن نداری وای بر من

زخم های تن تو کشت مرا

تازه شد داغ اکبرم،قاسم

حمیدبن مسلم میگه پیش اون ملعون-ابن فضیل بن ازدی لعنه الله علیه-ایستاده بودم،میگه یه وقت صدا زد به خدا قسم یه جوری به این نوجوون حمله کنم داغشو به دل عموش بذارم،میگه من تعجب کردم،گفتم:سبحان الله،اگر این نوجوون به من دست بزنه من اصلا دست به سمتش دراز نمیکنم این همه ادم دورشو گرفتن،محاصرش کردند کافیه؛گفت:نه،من کار خودمو میکنم،قاسم داره میجنگه،داره رجز میخونه،داره به بابای عزیزش افتخار میکنه

امام حسین وقتی کوفه بابای عزیزش رو ضربت زدند حاضر بود؛دوباره داغ مسجد کوفه تازه شدفَضَرَبَهُ ابْنُ فُضَیْلٍ الْأَزْدِیُّ عَلَى رَأْسِهِ"یه شمشیر به سر قاسم زد"فَفَلَقَهُ "سر شکافت"فَوَقَعَ الْغُلَامُ لِوَجْهِهِ"بچه با صورت به زمین افتاد،قاسم تو که خبر داری تو این خانواده خیلیا با صورت به زمین افتادند،من میخوام دوتاشو بگم،بی بی میگه پشت در ایستاده بودم"والنار تصعر"آتش زبانه میکشید"فسقطت لوجهی"من با صورت به زمین افتادم"اینجا صدا زد"یا ابا هکذا یفعل لابنته" یه دونه دیگشم میگم:اسماء میگه حسنین رو به زحمت بلند کردم؛پاشید برید به مسجد به مادر بگید مادر از دنیا رفت،حسنین آمدند نزدیک مسجد"ورفعا اصواتهما بالبکائا"شروع کردند بلند گریه کردن،اصحاب اومدند:یا بنی رسول الله چی شده؟بلند صدا زدند"ماتت امنا فاطمة"مادر از دنیا رفت،راوی میگه "فوقع علی،علی وجهه"کمر علی رو شکستیمنوجوون با صورت به زمین افتاد" وَصاح یا عماه"

افتادم از پشت فرس

عمو به فریادم برس

عمو بیا،چه شد بماند راوی میگه مثل بازشکاری خودش رو به میدون رسوند"وَ انْجَلَتِ الْغُبْرَةُ" گردو غبار خوابید"فَرَأَیْتُ الْحُسَیْنَ قَائِماً عَلَى رَأْسِ الْغُلَامِ"حسین بالای سر نوجوان ایستاد "وَهُوَ یَفْحَصُ بِرِجْلَیْهِ"آخ قاسمم"

ذبیح پابه زمین سودو یافت چشمه ی زمزم2

تو پا مسای عمو دسترس به آب ندارد

عموت تشنه ست"اما اون جا هم چشمه ی دیگه ای روان شد"چشمه ی دیگه اینجا بود،گفت:

جسم لطیف بی زرهت گشته چون زره

از بس که چشمه چشمه ز آثار نیزه هاست

میدونید اینجا امام حسین چکار کرد؟شروع کرد باهاش حرف زدن

ماه در خون شناورم قاسم

یادگار برادرم ...راوی میگه دیدم اینطور داره میگه"وَ الْحُسَیْنُ یَقُولُ بُعْداً لِقَوْمٍ قَتَلُوكَ"عزیزدلم پدرو جدت روز قیامت از اینا مواخذه میکنندیه چیزی گفت دل عالم سوخت"عَزَّ وَ اللَّهِ عَلَى عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوَهُ فَلَا یُجِیبُكَ‏ أَوْ یُجِیبُكَ‏ فَلَا یَنْفَعُكَ صَوْتُه"خیلی برا عموت سخته عمو رو صدا بزنی جواب نده یا جوابتو بده ولی فایده نداشته باشه

سخت بود این که در وداع حرم

تشنه لب رفتی از برم قاسم

سخت تر اینکه با بلای عظیم

جان سپردی برابرم قاسم

قاسم جواب عموتو نمیدی؟

تو نه ای که جواب عموی خویش نگویی2

لبت زبی رمقی طاقت جواب ندارد

این جا امام حسین(ع) دوجمله دیگه هم به قاسم گفت"هَذَا یَوْمٌ وَ اللَّهِ كَثُرَ وَاتِرُهُ وَ قَلَّ نَاصِرُهُ "قاسم،امروز روزیه که دشمنای عموت فراوونند؛یاور کمهبعد میدونید چه کار کرد؟ "ثُمَّ حَمَلَ الْغُلَامَ عَلَى صَدْرِهِ"راوی میگه دیدم پاهاش رو زمین کشیده میشد"

 وقتی حسینت از دل میدان برون کشید

پاهای تو به روی زمین خط خون کشید

روضه تمام شد،قاسم فقط یه حرف مونده؛به دونفر اینا شمشیر زدن،به سر دونفر،علی اکبر رو که شمشیر زدن بااون وضع به زمین افتاد؛همه ی ضرباتی که بر علی وارد شد امام حسین تونست صورت به صورت علی اکبر بذاره،قاسم شمشیر به سرش خورد؛وقتی امام حسین بچه رو به سینه چسبانید سر قاسم رو شونه ی امام بود"اونی که با عمود آهن به سرش زدند"اونی که دستاشو بریدند"اونی که پاهاشو بریدند.

 

دانلود بخش اول

روضه شب ششم محرم قاسم بن الحسن (ع) - ای باطن غم تو غم کربلا حسن - میثم مطیعی

دانلود بخش دوم

روضه شب ششم محرم قاسم بن الحسن (ع) - ای باطن غم تو غم کربلا حسن - میثم مطیعی

دکتر میثم مطیعی

 

دار و ندار دل من ولای حیدره

زندگیم، نذر فاتح خیبره

ذکر تپش تپشِ قلب شیدا، یا علی

ورد نفس نفسِ سینه ما، یا علی

ولایت تو آبرومونه، زیارت تو آرزومونه

یا علی یا علی، علی علی مولا علی

یاعلی، یاعلی، علی علی یا علی

کهکشونا همه غبار راه مرتضاست

آسمون، خاک پای امام ماست

هستی ما و یه تبسم تو، یا علی

مستی ما و یه نم از خم تو، یا علی

کار و بار دلم رو به راهه

همیشه سر خوشه یه نگاهه

عشق دلم حرم باصفای حیدره

آبروم، مدح ساقی کوثره

این دل و یک جا به تو سپردم، یا علی

این طرف و اون طرف نبردم، یا علی

به اسم پاک تو قسم آقا

به غیر تو دل نمی دم آقا

یا علی یا علی، علی علی مولا علی

یاعلی، یاعلی، علی علی یا علی

مولودی امام علی (ع) عید غدیر خم - دار و ندار دل من ولای حیدره  - دکتر میثم مطیعی

دکتر میثم مطیعی

 

شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی
به امید آن که صدای من برسد به اهل سما علی
چه کنم اگر که در آن میان نرسد صدا به صدا علی؟
تو که‌ای که نام بلند تو به خدا رسانده مرا علی؟
به خدا که با تو رسیده ام به زلال ذات خدا علی

تو که‌ای که فراتری از مکان و چنین گذشته‌ای از زمان؟
تو که‌ای که از تقید تن، زده پل به مرکز بی کران؟
تو همان که در تو به حیرتم، تو همان که إنس و فرشتگان
تو همان که درک اهل جهان شده در صفات تو ناتوان
تو همان که قبله‌ی اهل دل، تو همان که قبله نما علی

نه عجب که درّ نجف شود قطرات اشک زلال تو
ظلمات بود و تو آمدی، کَشَفَ الدّجی به جمال تو
تو محمدی و به این سبب بَلَغَ العُلی به کمال تو
حسنی و حسین و فاطمه، حَسُنَت جمیع خصال تو
صلوات بر تو و آل تو، همه وقت، در همه جا علی

تو چگونه آمده‌ای بگو که نه حاضری و نه غایبی؟!
چه بگویم از جلوات تو، تو که جلوه گاه عجایبی ...
تو ابوتراب و ابوالیمی و طلوع کل مطالبی
پدر مکرّم زینبی و شریک هرچه مصائبی
برسان مرا به جوار خود، پس از آن به کرب‌و‌بلا علی

به خدا قسم که بدون تو همه جا همیشه مشوّشم
به بهشت بی تو نمی‌روم که بدون تو پُر آتشم
نخورم می از خُم دیگران که خمار کوثر بی غشم
به کدام شیوه بیان کنم که چه می کشم که چه می‌کشم؟!
نفسی اگر نظر نکنی به گدای بی سر و پا علی

چه خوش است در تصور من که تو نون بین لـنـا شوی
چه خوش است ای شه لافتی که شکوه نقطه با شوی
تو رسیده ای به وصال حق که امیر هر دو سرا شوی
همه ترس من بود از همین که خدا نکرده خدا شوی
شده ذکر هر شب قدر من بِکَ یاعلی بِکَ یا علی

نه فرشته‌ای و نه آدمی، تو فقط تجلّی ایزدی
تو نگین حلقه‌ی انبیا و شکوه حضرت سرمدی
چه در آسمان و چه در زمین تو سرآمدی، تو زبانزدی
تو عزیز خانه‌ی فاطمه، تو عزیز جان محمدی
و تویی که وقت مباهله شده شرح أنفسنا علی

که علیست یَحکُمُ ما یُرید، علیست یُثبِت ما یشاء
که علیست کُنه سوره روم و علیست معنی هَل أتی
که علیست مُنتَهِیُ الهِمَم، که علیست سایه‌ی ماسوا
که علیست سعی به سوی حق و علیست مروه‌ی با صفا
نشود قبول حج کسی به خدا بدون ولا علی

به خدا به اذن خدا فقط ابدی شدی، ازلی شدی
و به کام مردم میکده می ناب لم یزلی شدی
ملکوت نابِ غزل شد و تو در آن عجب غزلی شدی
خبری رسید و در آن خبر تو فقط امیر و علی شدی
لِتُرابِ مَقدَمِکَ الفِدا دل و جان عاشق ما علی

بنشین دوباره رجز بخوان که زمان کف زدن آمده
در قلعه‌ای که تو کنده ای ز هراس در سخن آمده
بروید از سر راه او که امیر بت شکن آمده
چه بد است عاقبت کسی که به جنگ تن به تن آمده
به سپاهیان و یلان بگو بدهند آب طلا علی

شده اند در مقابل تو همه شیرِ بی سر و یال و دُم
همه گفته اند و شنیده ام که شدند مُعتَرِفٌ بِکُم
نگران آن همه مرحبم که فرار کرده و گشته گم
دل بی قرار و هوایی‌ام شده رهسپار غدیر خُم
به چهارده خُم می قسم احدی نرسیده تا علی

اسداللها، اذن اللها، به شب بلند عبادتت
به کدام رتبه رسیده ای که خداست شاهد رتبتت
به نجف رسیده مسافری که رسد به فیض زیارتت
به عنایتت به کرامتت به محبتت به شفاعتت
تو بگو به غیر حریم تو به کجا رود به کجا علی؟

همه شب نشسته خیال تو سر راه من، سر راه من
چه شود اگر که نگاه تو برسد شبی به نگاه من
به دو چشم غرق خیانتم، به دو چشم غرق گناه من
و تو ای سپیده نظر کنی به من و به روی سیاه من
چه غم از عذاب خدا اگر که تویی شفیع جزا علی

ثقلین مدح دو چشم تو شده روشنایی دفترم
که علیست ذکر مداومم، صلوات قند مکرّرم
به جهان مرید ابوذرم، مدیون مالک أشترم
نروم به زیر بیرق کس که غلام خادم قنبرم
همه عمر بنده‌ی حیدرم به حقیقت إنّما علی

مدح امام علی (ع) عید غدیر خم - شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی - دکتر میثم مطیعی

دکتر میثم مطیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

چه می شود که مرا هم صدا کنی شب دوم

خودت بساط عزا را به پا کنی شب دوم

حسین....

منی که توبه نمودم ز معصیت شب اول

امشب هم توبه كنیم:بالحسین: الهی العفو...به سر بریده ی آقا: الهی العفو...به اون سر مقابل زینب: الهی العفو.....

منی که توبه نمودم ز معصیت شب اول

چه می شود که برایم دعا کنی شب دوم

به دست و پات می افتم فقط به شوق همینکه

مرا ز بند تعلق رها کنی شب دوم

نهیب میزنم امشب فقط به خود که مبادا

گره ز روضه ی سربسته وا کنی شب دوم

ای حسین........ آقام آقام،حسین.... آقام آقام

برادرم، این سرزمین غم کجاست؟

این بوی سیب که میرسه چه آشناست

چشام سیاهی میره ایهاالغریب

خیره شدی چرا به گودالی عجیب؟

چقدر نگات، شبیه مادره

دلم میگه، منزل آخره

ترسم اینه، بعد داداش حسن

سایه ات از سرم بره

كربلا، مَوْضِعُ کَرْبٍ وَ بَلأ

اِبْنِ اَعْثَم کُوفی در اَلْفُتوح روایت كرده:آقا وقتی منزل عُذَیبِ الهَِجانات رسید نامه ی عبیدالله اومد كه: به حسین سخت بگیرید،یه وقت نذارید آب به دستش برسه.میگه:آقا از خیمه بیرون اومد،همین روضه اگه باشه بسه: خَرَجَ الحُسَینُ علیه السلام و َوُلدُهُ وإخوَتُهُ وأهلُ بَیتِهِ رَحمَةُ اللّه ِ عَلَیهِم بَینَ یَدَیهِ بچه های حسین ایستادند،برادراش،خانواده اش، یارانش. همین یه جمله روضه است فَنَظَرَ إلَیهِم ساعَةً وبَكى. من نمی دونم چرا اینها رو نگاه كرد آقا شروع كرد های های گریه كردن.شاید صورت رقیه رو نگاه كرد،بابا قربون صورتت برم. شاید دستای علمدارش رو نگاه كرد،زینب قربون حجابت برم،زینب زینب. آقا گریه كرد. یادگار برادرش رو نگاه كرد گریه كرد.آقا به همه نگاه كرد شروع كرد بلند بلند گریه كردن،همین جا خیلی حرفه بعداً هم چند جای دیگه گریه كرد،یه جای دیگه هم خیلی گریه كرد" فلما رآهُ الحسین علیه السلام مَصْروعاً عَلى شَطِ الفُرات  وَبَكى بُكاءً شدیداًوقتی حسین دید برادر كنار نهر افتاده شروع كردگریه كردن" بچه هاش رو نگاه كرد،برادراش رو نگاه كرد،گریه كرد،دست ها رو بلند كرد: اللّهُمَّ إنّا عِترَةُ نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله. خدا ما اهلبیت پیغمبریم. وقَد اُخرِجنا وطُرِدنا عَن حَرَمِ جَدِّنا، وتَعَدَّت بَنو اُمَیَّةَ عَلَینا، فَخُذ بِحَقِّنا خدا حق مارو بگیر وَانصُرنا عَلَى القَومِ الكافِرین دعا كه تمام شد صاحَ الحُسَینُ علیه السلام فی عَشیرَتِهِ صدا زد حسین حركت كنید ورَحَلَ مِن مَوضِعِهِ ذلِكَ از عُذَیب الهِجانات بیرون آمدند حَتّى نَزَلَ كَربَلاءَ اقا رسید كربلا ثُمَّ أقبَلَ إلى أصحابِهِ برگشت سمت یارانش یه سئوال كرد أهذِهِ كَربَلاءُ؟ آیا این جا كربلاست؟ فَقالوا: نَعَم. آقا جونم اینجا كربلاست صدا زد اِنزِلوا پیاده بشید .مثل فردا هذا مَوضِعُ كَربٍ وبَلاءٍ هاهُنا مُناخُ رِكابِنا، ومَحَطُّ رِحالِنا اینجا بار و بُنه رو زمین میذاریم وسَفكُ دِمائِنا. خون مارو اینجا روی زمین می ریزند فَنَزَلَ القَومُ همه پیاده شدند وحَطُّوا الأَثقالَ ناحِیَةً مِنَ الفُراتِ بار و بنه ها رو در ناحیه ای ازنواحیه ی فرات فرود آوردند...اینجا زینب به آقا خطاب كرد،حالا نوبت امام حسین ِ،می خواد جواب بده:

برادرم، این سرزمین غم کجاست؟

زینب من، اینجا زمین کربلاست

منای قربونیای راه خداست

آروم میگم خودت تا آخرش بخون

اصغرهم اینجا میکشن به خاک و خون

گُر میگیره، یكی یكی خیام ما

سیلی میشه، مرهم درد بچه ها

شام دهم، میای تو قتلگاه

میبینی جسمی سر جدا

میخونی، هذا حسین بالعرا

زینب یه صدای دیگه ام شام دهم میاد:

بُنَیَّ، آبت ندادن اَشقیا

خیمه زدیم کنار ساحل فرات

همین روزاست که خون میشه دل فرات

همین روزاست که می برن گهواره رو

همین روزاست که میکشن گوشواره رو

تنها میشی میون کوچه ها

مثل مادرم میشی زینب،كوفی ها تو كوچه گیرتون میندازن

امون از این مردم بی حیا

حسین..... وقتی اومد كربلا همه محرم ها همه دور زینب بودند،هر موقع از محمل پیاده میشد، علی اكبر می اومد، عباس ام البنین می اومد، دور و بر بی بی رو می گرفتند،در اوج عزت و احترام، اما بمیرم این روزگار چی به سر این خانم آورد. چرا این حرف رو می زنی؟آخه یه روزی رسید یكی یكی زن و بچه رو سوار كرد،اما یه وقت نگاه كرد دید یه محرمی نداره ، نگاه كرد به اون بدن پاره پاره صدا زد حسین جان:

 محرم زینب ببین نامحرمان گرد منند

من به صورت میزنم اینها همه كف می زنند

حسین......

روضه شب دوم محرم - چه می شود که مرا هم صدا کنی شب دوم - دکتر میثم مطیعی

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ ، وَعَلَى الْاَرْوٰاحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهٰارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيٰارَتِكُمْ ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ ، وَعَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَوْلادِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَيْن

آقا سلام ماه محرم شروع شد
باز این چه شورش است در عالم شروع شد

همین شب اول، اول مجلس صداتو برسون کربلا، از مادرش اجازه بگیر، نوای حسین جان محرمی شروع کن...

حسین جان....

آقا سلام ماه محرم شروع شد
باز این چه شورش است در عالم شروع شد
با سوز آه آمدم آه مرا بخر
آقا سلام روی سیاه مرا بخر
آقا دوباره مجلس روضه فراهم است
صبری بده که طاقت این سینه ها کم است

ای به قربان اون سینه شریفت برم، ای پسر حضرت زهرا...
آقا خود را برای داغ تو آماده می کنم

رفقا یک سال دیگه محرم ما زنده ایم براش گریه کنیم...

خود را برای داغ تو آماده می کنم
رخصت بده که این دهه را خادمی کنم

میخوام نوکرت باشم، میخوام همونی باشم که تو می پسندی کمکم کن، میخوام عاشورا که تموم شد زیارت اربعینم خودت امضا کنی...
آقا محبت تو به خوبان مسلَم است
اما سوا مکن که بد و خوب درهم است
ای دست های تشنه همه رو به سوی تو
آقا سلام ای به فدای گلوی تو

ای قربون اون حلقوم بریدت برم، صدا زدی اُخیَ الیه الیه زینب بیا....

آقا سلام ای به فدای گلوی تو
ای ماه غم اسیر توییم از قدیم ما
تا جان فدای غربت مُسلم کنیم ما
برپاست خیمه و علم و گریه می کنیم
روضه ست شعر محتشم و گریه می کنیم

آقا چشم ما بی اشک بی خیر است

بی خیرش مکن، بزار این دهه برات گریه کنم، ای عزیز زهرا...

شعیب، صالح، یحیی تو را گریستن

چقدر گریه کن کهنه کار داری تو

برپاست خیمه و علم و گریه می کنیم
روضه ست شعر محتشم و گریه می کنیم
تنها نه در زمین همه جا رنگ ماتم است
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
آقا دوباره بزم تو بر پاست این دهه
بانی دوباره حضرت زهراست این دهه
در ماه تو دوباره عزادار مادریم
از پهلوی شکسته بگوییم و بگذریم

در وسط کوچه تو را میزدن/کاش به جای تو مرا میزدن، بی بی سلام، یا صاحب الزمان منو ببخش مادرت دم در ایستاده

چرا شده گوشه ی چشمت کبود

به من بگو مگر علی مرده بود

وای منو وای منو وای من

میخ در سینه زهرای من


 

بالاتری ز مدحُ و ثنا أیها النقی

ابن الرضایِ دوم ِما أیها النقی

با حبّ تو عبادتِ ما عین بندگی ست

هادی آلِ فاطمه یا أیها النقی ...

دارم ولی شناسی خود را زِ نور تو

برا ما جامعۀ کبیره گذاشتی ... السلام علیکُم یا اهلِ بیتِ النبوه .... چی میشه تو این ماهِ رجبیِ بریم کربلا ... جامعۀ کبیره بخونیم ... چی میشه بریم مشهد جامعۀ کبیره بخونیم ... خوش بحال اونایی که سامرا هستن ... قربونِ حرمِ خرابِت برم  ... اصلا روضه امام هادی ادم میخواد بخونه یادِ روضۀ امام حسن می افته ... آخه حرمشُ خراب کردن ... کاشکی خونۀ ما رو خراب میکردن جا حرمت ... آقا جان ....

دارم ولی شناسی خود را زِ نور تو

مولای من ولی خدا أیها النقی

دیگه ماهِ رجب شروع شده آقا ... کاشکی ما هم مثه توبه کار کربلا یه کاری کنیم برا خودمون .... آخدا توبه مو قبول کن .... برا تو کاری نداری ... آقا

دلم از فرطِ گنه سنگ شده کاری کن ...

آقا صدا پایِ ماه رمضان داره میاد ....

دلم از فرطِ گنه سنگ شده کاری کن ...

که نفس های تو در سنگ اثر خواهد کرد

بزار اینجوری بگم بسم الله ... اخه اون نامردی که رو سینه ت نشست ، وقتی خنجر رو رویِ حنجرت گذاشت .... شروع کرد گریه کردن .... یه وقت زینب صدا زد : یابن سعد ، ایُقتَل ابو عَبداللّه ... دارن برادرمو می کُشن ....

با آن نِقاوت نقوی یک نگاه کن

پاکیزه کن وجود مرا أیها النقی

با صد امید همچو گدایان سامرا

پر می کشیم سوی شما أیها النقی

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

مسکین ترم ز هرچه گدا أیها النقی

من هرچه خواستم تو عنایت نموده ای

یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

گردد جوانی ام همه ترویجِ مَکتبت

جانم شود فدای تو یا أیها النقی

ای کاش اون روزی که بهت اهانت کردن من مُردِ بودم این روزُ نمی دیدم ... عرضم تمام

باید برای غربت تو بی امان گریست

با ناله های حضرتِ صاحب زمان گریست

شرمنده از قدومِ تو چشمانِ جاده بود

دشمن سواره آمدُ پایت پیاده بود ...

من یه مصیبتِ حضرتُ بگم ، مسعودی در مروجُ الذهب نقل کرده "فَهَجَموا دارَ اللَّیْلَ ...." شبونه ریختن خونۀ آقا ... "فَحُمِلَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ إِلَى الْمُتَوَكِّلِ ..." همونجور بردنشپیشِ متوکلِ ملعون . "وَ كَانَ الْمُتَوَكِّلُ جَالِساً فِی مَجْلِسِ الشَّرْابِ ...." مولا رو بردن مجلسِ شراب ....

بارانی است از غمِ تو چشمِ سامرا

با دیدنِ تو اشکِ ملک بی اراده بود

وقتی که آسمان زغمت سینه چاک شد

دیدی که عرش سر روی زانو نهاده بود

زهر ستم چه با جگرِ پاره پاره کرد

دیگر نفس نفس به شماره فتاده بود

روضه من تمامه ...آقا مدینه ست ، به متوکلِ ملعون گزارش دادن رفت و آمدا زیاد شده ، مردم خونۀ آقا میرنُ میان . شیخ مفید در الارشاد مسعودی و دیگران نوشته یحیی ابن حرصمه رو فرستاد بره مدینه آقا رو منتقل کنه سامره.اومدن در خونۀ آقا، سیصد سوار با خودش آورده ... مردم مدینه فهمیدن ، همه جمع شدن ... انقدر شروع کردن گریه کردن ... آنقدر زاری کردن ، روایت میگه یحیی ابن حرصمه بلند صدا زد ، مردم من به شما قول میدم"حرکت کرد ، رسید بغداد ، حاکم بغداد صداش کرد ، یحیی" اگه به این آقا آسیبی برسه رسول خدا رو ناراحت کردی" رسید سامره، یکی از فرمانده ها جلو اومد یحیی آگه یه مو از سرش کم بشه با من طرفی ...ای به قربان اون آقای غریبی که،زن و بچه ش صبح و شام در دل صحرا ....

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت

هرچند دلشکسته از آن بزم باده بود

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان

از آن سه ساله که پدر از دست داده بود

جانش رسید بر لبش از ضربه های چوب

وقتی کنار تشت طلا ایستاده بود ...

زینب صدا زد، یا یزید مهلا مهلا ... دست نگه دار ... هی دختر بچه ها سرک می کشن ..ان شاالله ماه رجبی بریم کربلا  ...حسین

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2534
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,002
    بازديد ديروز : 3,346
    بازديد کننده امروز : 402
    بازديد کننده ديروز : 601
    گوگل امروز : 310
    گوگل ديروز: 568
    بازديد هفته : 5,348
    بازديد ماه : 87,903
    بازديد سال : 837,136
    بازديد کلي : 7,706,353
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.81.69.220
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید