close
تبلیغات در اینترنت
حسین سازور

حسین سازور

حسین سازور

حسین سازور
حسین سازور
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
5 131 aboozar
0 46 aboozar
0 44 aboozar
0 45 aboozar
2 1331 amir004
0 1263 aboozar
0 535 aboozar
0 1033 aboozar
3 782 aboozar
12 1879 aboozar
4 7259 amirsajad
0 2805 aboozar
0 2707 aboozar
0 2554 aboozar
0 4220 aboozar
0 1784 aboozar
1 18870 2505
6 7080 aboozar
0 15447 aboozar
1 2987 masoudfn

السلام ای زینب موسی بن جعفر ، فاطمه

حضرت معصومۀ آل پیمبر ، فاطمه

مظهر الله اکبر ، ای سراسر فاطمه

می زنم از دل صدا با حال مضطر ، فاطمه

تا که هر دفعه دلم از دست این و آن شکست

بر لبم بانگ اغیثینی اغیثینی نشست

بی پناه افتاده ام امشب نجاتم می دهی؟!

پای من لغزیده از غفلت ثباتم می دهی؟!

تشنۀ عشقم کمی آب حیاتم می دهی؟!

شوق طوف مرقدت دارم ، براتم می دهی؟!

دل بر احسان شما بستم ، مرا هم می خری؟

سائل کوی رضا هستم ، مرا هم می خری؟

مردم قم یاس و نیلوفر به دورت ریختند

دسته دسته لالۀ پرپر به دورت ریختند

با ادب، با ذکر یا حیدر به دورت ریختند

کوچه کوچه فضه و قنبر به دورت ریختند

خوب شد این جا همه بیدار و شیعه مذهب اند

گریه کن های مصیبت های عمه زینب اند

دیده بر راهم و با گریه کمی آرامم

محتضر؛خسته؛از این بی کسی ایامم

ازهمان کودکی ام روزی من هجران شد

چهارده سال هم از وصل پدر ناکامم

از تو یک نامه فقط مانده برایم چه کنم؟

شده تسکین به همین نامه کمی آلامم

چقدر خوب شد اینجا سروکارم افتاد

میهمان قم و این سلسلۀ خوش نامم

چشم ناپاک نیفتاده سوی محمل من

فکر آوارگی زینبُ شهر شامم

جز سلام،از همه یک بی ادبی نشنیدم

سر بازار ندادست کسی دشنامم

داغها دیدم اگر بی کس و تنها نشدم

دست بسته سر هر کوچه تماشا نشدم

عزتم را نشکستند خیالت راحت

غیرتم را نشکستند خیالت راحت

پر خاکی ننشسته به روی چادر من

حرمتم را نشکستند خیالت راحت

مثل کوفه وسط خطبۀ من کف نزدند

صحبتم را نشکستند خیالت راحت

دست بر سینه مودب همه ره وا کردند

شوکتم را نشکستند خیالت راحت

با لگد باز نکردند در بیت النور

خلوتم را نشکستند خیالت راحت

قم کجا شام کجا غربت سادات کجا

سر بر نیزه و دروازۀ ساعات کجا 

روضه بخونم  بدن خواهر امام رضا رو تشییع کردن  همۀ قم ، اطراف همه اومده بودن، همه لباس عزا پوشیدن ، همه اومدن برا تشییع جنازه  گفتن دختر امام  خواهر امام  عمۀ امام  یا امام رضا  گفتن ما یه کاری می کنیم تو تاریخ بمونه  هر کی به ایام شهادت حضرت معصومه رسید بگه خدا خیر بده مردم قم رو   عجب آبرو داریی کردن  انقده برا تشییعش گل آورده بودن  بعضیا گفتن تا پای مرکبی که بدن رو میآورد گل ریخته بودن  سادات همه گریبان پاره کردن  آوردن بی بی رو در میان خانه  حالا گفتن کی باید این بدن رو دفن کنه  سادت به همدیگه نگاه می کردن  یه وقت دیدن دو سوار از دور آمدن ، نقاب زده ، صبر کنید این بدن باید توسط ما دفن بشه  بدن رو با احترام وارد خاک کردن  بعدها گفتن شاید امام رضا و جوادالائمه بودن  آری بدن مطهر بی بی رو موقع دفن هم نذاشتن کسی ببینه  یا الله چه احترامی چه شوکتی ، چه شکوهی ، چه آبرو داری کردن  برعکس زینبُ آوردن شام  اولاً از کجا واردش کردن ؟ پیغام دادن بدترین نقطۀ شام کجاست ؟ اونجا هم یهودیا هستن هم اراذل اوباش هست اونجا محل گذره  آی  دختر علی رو آوردن دروازۀ ساعات  نمی دونید مردم چه کار کردن  یه مشت خیره سر  یه مشت خیره چشم  یه مشت بی حیا  یه مشت اراذل  دور محمل زینبُ گرفتن  انقده امام سجاد گریه کرد  گفت کاش مادرم منو به دنیا نیاورده بود  حسین  یه جمله دیگه بگم و عرض ادب کنیم ؛ یا الله  فرمود ما رو مثه غلامان ترکُ و روم وارد کردن  زن و بچه رو از محمل پیاده کردن  دستاشونو بستن  این زن و بچه رو جلو میدواندن  تازیانه دارا از پشت سر  همین طوری وارد محلس یزید شدیم  حسین

 

 

تصور کن که این آقا برای خود حرم دارد

کریم آل طاها چند تا باب الکرم دارد

 شب و روزم عزا شد اهل بیتم را صدا کردم

به لطف مادرش در خانه بزمی دست و پا کردم

 به پاس لطف بسیاری که آقا کرد در حقم

منم دارایی ام را نذر خرج روضه ها کردم

 نشد که سرمه ی چشمم کنم خاک مزارش را

ولیکن دیده را با خاک پرچم آشنا کردم

رمضان تا محرم از محرم تا صفر هرشب

نشستم روی سجاده حسن جان را صدا کردم

خودش با دست خود من را نشانده بر سر سفره

اگر کم از سر این سفره بردارم خطا کردم

 به هر ماتمسرایی سر زدم دیدم حسینیه ست

حسینی ام ولی در دل حسنیه بنا کردم

 اگرچه بر سر و سینه زدم با روضه های او

ولی با خویش میگویم خطا کردم خطا کردم

نفهمیدم که آقایم به هرچه کوچه حساس است

از او شرمنده ام امشب اگرکه کوچه وا کردم

از آنجایی که حتی خواهرش لطمه به صورت زد

میان روضه ها من هم به زینب اقتدا کردم ...

+یکم روضه بخونم ... یا امام حسن ...

آری یک عمر دلش غرق عزاداری بود ...

+خدا خیرت بده خوب برا امام حسن عزاداری کردی ... شام غریبان امام مجتبی ، بین ما رسمه بزرگی که از بین ما میره ، دفنش میکنن ، اولین شب قبرش همه میان تو خونه ش جمع میشن ... تو خونه ی امام حسن هم ابی عبدالله نشسته بود ، اباالفضل بود ، زینب بود ، قاسم بود دیگران بودن ... امشب بگو آقا ممنونیم ما رم از خودتون دونستید راهمون دادید اجازه دادید بیایم براتون گریه کنیم و ناله بزنیم ....  

 آری یک عمر دلش غرق عزاداری بود ...

تا چهل سال فقط کار حسین زاری بود ...

از همان کوچکی اش کوچه گرفتارش کرد

جگر خون شده اش حامل اسراری بود

 دم به دم تکیه به دیوار غریبی میداد

آنکه بر مادر خود فکر عصا داری بود

هفت بار از اثر زهر به خود پیچیده

بارها این جگرش صید جفا کاری بود

 آخرین بار که زهر از گلویش پایین رفت

روزه بود و به خدا لحظۀ افطاری بود

از همان روز که در خانۀ آقا آمد

نقشۀ جعدۀ ملعونه جگر خواری بود

+خدا خودش و باباش و داداشش رو لعنت کنه ... باباش تو شهادت امیرالمؤمنین دست داشت ، دخترش امام حسن رو زهر داد ، پسرشم رفت کربلا تو قتل ابی عبدالله ....

زیر لب زمزمۀ وا حسنا زینب داشت

خواهری که همه جا در صدد یاری بود

 ناگهان دید به احوال تعجب زینب

تشت رنگین شده و لخت جگر جاری بود

با خبر کرد در آن حال برادرها را

باز هم دخت علی فکر پرستاری بود ...

بی خبر بود ز آثار هلاهل ای وای

اثر سودۀ الماس عجب کاری بود ...

قاسم اش در بغل حضرت عباس گریست

کار عبدالله دردانۀ او زاری بود ...

با وجودی که خودش حال عجیبی دارد

همه جا ام مصائب پی دلداری بود ...

+میخوام جای دیگه ببرمتون ....

آنکه در تشت طلا پاره جگر دید همان

دید در تشت طلا اوج گرفتاری بود

خیزران بود و لب قاری قرآن در تشت

غرق در خون دهن و لعل لب قاری بود

+همچین که سر و از تشت برداشت ، دیدن لب و دهان امام حسن خون آلوده ... خدای نکرده تا حالا دیدید دندانت یا دهانت یه ضربه ای ببینه ؟لب و دهانت خون آلود میشه ... تا زینب چشمش افتاد به لب و دهان امام حسن ، چنان به صورتش لطمه زد ...صدا زینب خواهرم گریه هات رو نگه دار ... یه روزی میاد ، تو وارد یه مجلسی میشی ... آه ....

 +اجازه بدید شام شهادت امام حسن یه روضه از ابی عبدالله بخونم ... آخه دید حسین داره خیلی شدید گریه می کنه ، گفت حسین جان گریه چرا میکنی ؟ ...گفت داداش مثل تو رو دارم از دست میدم ...گفت حسین جان هیچ روزی مثل روز تو نیست ...سرت رو میان تشت قرار میدن ... وارد مجلس می کنن ... راوی میگه دیدم تا سر رو وارد کردن زن و بچه رو پا بلند شدن ....ای حسین .....

 

حسین سازور

 

می کشم خویش رابه روی زمین

 گاه برسینه گاه برزانو

ای عصای شکسته بعدازتو

کمکم کرده بیشترزانو

گفته بودی زمان پیری من

آب هم دردلم تکان نخورد

همه باباهاآرزودارن بچه هاشون بزرگ شن جوان باشن وقت پیری عصای دستشون باشه،یاآرزونکن خدابهت پسربده یااگه پسردادش بایدهی بسوزی هی بسازی..." هی بسوزی هی بسازی..." به امام زمان راست میگم یه دفعه که تب میکنی بابات صددفعه میمیره وزنده میشه،یه ساعتی دیر میای خونه مادرت میخواد جونش ازبدنش مفارقت کنه،هی میاد دم در،هی برمیگرده پسرم نیومده،اینقدرپدرومادراتونو عذاب ندید،عبدباشیدبرای پدرومادر والله من دارم راست میگم،خدارو شاهدمیگیرم نمیخوام نصیحت کنم مال نصیحت نیستم من،میخوام چیزی گیرت بیاد،آقازاده،شازده پسر درشتی اگه بکنی به نه نه بابات خدانمک حسین ازت میگیره؛اونوقتی هرچه دست وپابزنی فایده نداره،حالامادراتون زودگریه میکنن برای جوانانشون،اماوای ازوقتی که باباگریه کنه میفهمی تورو به امام حسین میفهمی من چه میگم؟

گفته بودی زمان پیری من

آب هم دردلم تکان نخورد

تاتوهستی وتاعمویت هست

 باد حتی به دختران نخورد

بچه هاامشب بلندبلندگریه کنید، بلند بلند گریه کنید،به چندتاعلت اولا مجلس جوان باید پرشورباشه،ولی علت مهمش اینه شماهابلندبلندگریه کنیدآخه کربلااونابلندبلندخندیدن به اربابمون حسین هی میگفت:ولدی" خیلی ابی عبدالله داشت ضجه میزد نامردا اینقدر باخندشون حسین مسخره کردن

خواستم روی پای خودخیزم

بازهم باسرم زمین خوردم

کمرم رابگیر،کمرم را بگیر...مانند

چادرمادرم زمین خوردم

)همه تقصیرتوست سمت حرم

کِل کشیدند بعدخندیدند)۲

بعدپنجاه وچندسال اینجا

عاقبت قدعمه رادیدند

) زحمت مجتبی و بابایت

رفته بربادغصه ام کم کن)۲

پیش این چشم های نامحرم

 معجر عمه را تو محکم کن

ازپسرهاجگردرست شده

 ازجگرهاپسردرست شده

چقدربعضی ازابیات این شعرکه کنایه ای میدونم میفهمی چون تربیت شده روضه امام حسینی

چقدرباغبان خمیده تا

پیش چشمش ثمردرست شده

وقت نقاشی سرزلفت

شاهکارهنردرست شده

قدکشیدی زیرسایه ی تو

بهرعمه سپردرست شده

وقت جان دادن جوان انگار

دردهادرکمردرست شده

باتماشای دست وپازدنت

قتله گاهِ پدردرست شده

بهریک پیرمردزمین خورده

چقَدَر دردسر درست شده

بین چقدرقشنگ معناکرده من میخونم بعدا خودت میفهمی معنایش چیه

ازعلی ِحسین بردستش

صدوده تا پسردرست شده

زود عباس با عبا آمد

کاربه دست قمردرست شده

عمه مضطر شده ز جا برخیز

حرف معجرشده....

خواستم تابغل کنم بدنت

 ریخت از لایه پنجه ها،تنت

 آبرویم میان لشکررفت

روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - می کشم خویش را به روی زمین -  حاج حسین سازور 

حاج حسین سازور

 

 

شکر لله که حق را به من آموخت حسین

شعله حب علی در دلم افروخت حسین

حسین جان

هر کسی عبد حسین است همان عبد خداست

با خدا حرف زدن را به من آموخت حسین

اگه تو نبودی ما با خدا نمی توانستیم حرف بزنیم آری از روز ازل بود که با دست خودش

 محنت فاطمه را در دلم آموخت حسین

با صدای سخن عشق به دنیا فرمود

ذره ای دین خدا را به تو نفروخت حسین

 اونایی که الان دین خدا امانت به دستتونه این چند صباح رو قدر بدونید، نعمت خدمتگزاری به دین خدا به شما داده شده

با صدای سخن عشق به دنیا فرمود

ذره ای دین خدا را  نفروخت حسین

با ستم کار سخن از در تدبیر نگفت

ذلت و خاری و لبخند نیاموخت حسین

ته گودال اگر زمزمه یا رب داشت

زیر شمشیر و سنان دیده به ما دوخت حسین

راوی می گه دیدم زیر خنجرِ دشمن لباش داره حرکت می کنه،چه می گه؟ می گهخدایا شیعیانمو ببخش، دوستانمو ببخش

ته گودال اگر زمزمه یا رب داشت

 زیر شمشیر و سنان دیده به ما دوخت حسین

کهنه پیراهن او هم بخدا غارت رفت

برتن خویش به جز نیزه نیندوخت حسین

آتش عشق خدا بود،عطش کشته شدن

 آنقدر داشت که لب تا جگرش سوخت حسین

کربلایی نشود هر که فدایی نشود

بر سر نیزه چو خورشید برافروخت حسین

اگه می خوای حسین جانم بگی ها از جانت بگو: حسین جان...

مناجات و روضه امام حسین (ع) -  شکر لله که حق را به من آموخت حسین - حاج حسین سازور

 

حاج حسین سازور

 

تو آسمون شهر مدینه صوت منادی رسید

همه ملائک میگن به شادی امام هادی رسید

سبط نبیه  نور جلیه 

کوری عدو  اسمش علیه  

او مشکل گشای مردمه

او ابن الرضای دومه

زاده ی باب المراد،یا علی ابن جواد

تو آسمون شهر مدینه صوت منادی رسید

همه ملائک میگن به شادی امام هادی رسید

سبط نبیه  نور جلیه 

کوری عدو  اسمش علیه  

او مشکل گشای مردمه

او ابن الرضای دومه  

زاده ی باب المراد،یا علی ابن جواد

خدا همه شیعیانو با نور تو هدایت کند

زیارت جامعه کبیر وصف تو روایت کند

ای نور دو عین  اولاد حسین

پر میزنه دل تا عسگریین   

با نفس تو ری از قدیم

شدحکومت عبدالعظیم  

زاده ی باب المراد،یا علی ابن جواد

میاد یه روزی که سامراتو دوباره آباد کنیم

زشادی فاطمه دل شیعیانتو شاد کنیم

گر بی حرمی  روح کرمی

عالم بدونن  تاج سرمی

ای ، ستاره ی بدرالمنیر

شد میلاد تو باب الغدیر

زاده ی باب المراد،یا علی ابن جواد

مولودی ولادت امام هادی (ع) - تو آسمون شهر مدینه صوت منادی رسید - حاج حسین سازور

حاج حسین سازور

 

بریم در خانه ی زین العابدین علیه السلام

السلام علیک یا سیدالساجدین قربون قبر تاریکت برم قربون قبرستان تاریک بقیع برم

دل خسته در گفتگوی بقیع

زند پرسه شب ها به کوی بقیع

زاعماق جان محبان پرد

پرستوی دل ها به سوی بقیع

همی ترسم آید زمان رحیل

بماند به دل آرزوی بقیع

ای مردم،کاش امشب یه وضعی فراهم میشد این جمعیت میرفتیم پشت بقیع گریه می کردیم

سحر آید از مهر و سجاده

شمیم دل افزای بقیع

الا سیدالساجدین از کرم

گره زن دل ما به سوی بقیع

شود حک براین سینه ی آتشین

سلام علی سید الساجدین ...

یکم شعر بخونم،اگه حقشو ادا کردید دیگه روضه نخونم

تا اشک هست در بصرم گریه می کنم

با این توان مختصرم گریه می کنم

تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم

با خون مانده در جگرم گریه می کنم

رنگم زمان دیدن مذبوح می پرد

یا لحظه ای که طفل گلوبند می خرد

یا مادری که کودک شش ماهه می برد

با هرچه هست دور و برم گریه می کنم

آی .....

از خنده های حرمله زجری کشیده ام

به خدا قسم،روضه ی امام سجاد؛آدم با شرم و خجالت میخواد بخوونه منتهی چی کار کنیم ما چاره ای نداریم مردم باید بدونن با آل پیغمبر چی کار کردن

از خنده های حرمله زجری کشیده ام

من که عقیله را سر بازار دیده ام

بر درد های عمه ی قامت خمیده ام

بر غربت بزرگ حرم گریه می کنم

شما رو به خدا امشب با امام سجاد گریه کنید حضرت 40سال برا حسین گریه کرد کنیزش می گه آقا بس نشده این همه گریه کردی؟آب می بینی گریه می کنی،غذا می بینی گریه می کنی فرمود ساکت باش یعقوب یازده پسر داشت،یکیش یوسف بود چند وقت از نظرش دور شد میدونست یوسف زنده است؛سه بار چشماش از گریه سپید شد من بالای نیزه هجده سر یوسف دیدم ...

ناموس خود به ناقه ی عریان که دیده است

آتش میان زلف پریشان که دیده است

افتادن قطار اسیران که دیده است

عمریست با غم سفرم گریه می کنم ...

باید چه کرد بین گلو آه و ناله را

زخم عمیق پهلو و بازوی لاله را ...

مردم ... مردم ...

خیلی زدن خواهر من را،سه ساله را

با یاد رقیه،با پسرم گریه می کنم ...

سید ها ببخشن،محاسن سپیدا ببخشن ...

وقتی عقیله وارد بزم شراب شد 2

وقتی که خواهرم به کنیزی خطاب شد

روی سرم تمام زمانه خراب شد

بر خاک ریخته به سرم گریه می کنم ....

به خدا همه مصیبتای کربلا عظیمه امام وقتی بهش گفتن کجا سخت تر گذشت فرمود:الشام الشام الشام ... آبروی مارو بردن ... آبروی ما رو بردن ....

یادم نمی رود پدرم را پیاده بود

هر طور بود روی دو پا ایستاده بود

بر نیزه ی غریبی خود تکیه داده بود

بر حال غریبی پدرم گریه میکنم

زود از شام بیایم بیرون مصیبتش عظیمه

عمامه اش به خاک لگد مال مانده بود

خیلی غریب در ته گودال مانده بود

با کام تشنه زخمی بی حال مانده بود

از اوج روضه با خبرم گریه میکنم

بالم زمان پا شدنم تیر می کشد

از داغ زهر کل تنم تیر می کشد

حالا که تشنه ام بدنم تیر می کشد

بزارید من یه جمله روضه ی امام سجاد رو بخوانم یا الله یاالله یاالله...

مردم من روز دوازدهم خودم رو رسوندم کربلا؛دیدم بدن ها همه عریان افتاده ... همه رو غارت کردن ... بین بدن ها گشتم بابامو پیدا کردم ... نگاه کردم دیدم دست هاش بریده ... رگ ها بریده ... بدن پر از زخمه ... خودمو انداختم رو بدن بابام ... رگ های بریده رو بوسه زدم ، هی گشتم دورو برم،یه چیزی پیدا کنم این بدن رو جمع کنم .... گفتم بنی اسد حصیر دارید بیارید .... بابامو جمع کردم .... میان حصیر گذاشتم .... مردم من امامم میدونم عالم به غیبم ... دیدم یه عضو بدن کمه .... سر که بالای نیزه ست ... اومدم دورو بر کربلا هی نگاه کردم .... بنی اسد گفتن(آقا چی گم کردی؟)گفتم ساربان کربلا میخواست انگشترو ببره ... انگشت بابامو قطع کرد ....

آی حسین 

روضه شهادت امام سجاد (ع) - دل خسته در گفتگوی بقیع - حاج حسین سازور

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2161
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 20
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 4,025
    بازديد ديروز : 4,533
    بازديد کننده امروز : 1211
    بازديد کننده ديروز : 1269
    گوگل امروز : 1217
    گوگل ديروز: 1247
    بازديد هفته : 24,168
    بازديد ماه : 57,916
    بازديد سال : 57,916
    بازديد کلي : 6,927,133
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 100.24.46.10
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید