close
تبلیغات در اینترنت
حسین سیب سرخی

حسین سیب سرخی

حسین سیب سرخی

حسین سیب سرخی
حسین سیب سرخی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 22 aboozar
3 24 aboozar
0 202 aboozar
10 106 aboozar
0 157 aboozar
1 123 aboozar
9 1111 aboozar
0 635 aboozar
0 636 aboozar
0 431 aboozar
0 1612 aboozar
0 849 aboozar
0 1407 aboozar
3 1134 aboozar
12 2523 aboozar
0 1802 aboozar
4 7736 amirsajad
0 3166 aboozar
0 3026 aboozar
0 2876 aboozar

اباالعطشان حسین.......

منم و گریه و ناله، خزونه باغی از لاله

مدینه روضه می خونم چهل ساله

به یاد عاشورا من چه خون دل ها خوردم

دلم می خواست که من هم تو کربلا می مردم

میرم از حال

عاشورا و گودال

یادم نمیره وآی

اباالعطشان حسین.......

نفس آخره یارم، دیگه راحت میشم امشب

بازار برده ها رفتیم من و زینب

تموم آل الله و با کعب نی می بردن

دیدم که ناموسم رو تو بزم می می بردن

الشام الشام

سنگ از بالای بام

یادم نمیره وآی

اباالعطشان حسین.......

هوا هوای بارونه، دیگه دلم پریشونه

خاطره های شام و داغ ویرونه

به فکر دلداری رقیه که افتادن

جای عروسک دستش سر بریده دادن

رگ ها خونی

موی بابا خونی

یادم نمیره وآی

اباالعطشان حسین.......

 

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا

در خاک و خون فتاده میدان کربلا

گر چشم روزگار بر او فاش می گریست

خون می گذشت از سر ایوان کربلا

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکید

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

این کشته فتاده به هامون حسین توست

اینصید دست و پا زده در خون حسین توست

نه ذولجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیر گون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

توکه رفتی همۀ خیمه به هم ریخت حسین

دیدم از دور پرت ریخت پرم ریخت حسین

تو نگاهت به حرم بود و سنان خیره به تو

از نگاهش به تو بد جور دلم ریخت حسین

شمر هم آمد و دیدم به دوچشم تر خود

کار گشت تمام و اثرم ریخت حسین

نفسم حبس شد و بین حرم سرگردان

دشمن ازراه رسید و به سرم ریخت حسین

 

کشتن تورو کشتن تورو

میون صحرا تشنه

کشتن تورو کشتن تورو

غریب و تنها تشنه

کشتن تورو کشتن تورو

کنار زهرا تشنه

واویلا

میون صحرا جون دادی

غریب و تنها جون دادی

میون مقتل ای مظلوم

به پیش زهرا جون دادی

اینجوری روبه روی خواهر

تو نزن دست و پا برادر

مادرم اومده کنارت

بمیرم ای غریب مادر...............

کشتن تورو کشتن تورو

خیلی داداش نامردند

کشتن تورو کشتن تورو

حمله به خیمه کردند

کشتن تورو کشتن تورو

دور حرم میگردند

واویلا

یاد بابام حیدر کردم

یاد غم مادر کردم

قرارمون چی شد داداش

چجوری بی تو برگردم

پاشو داداش که تو عذابم

پاشو ببین در اضطرابم

پاشو نزار به ما بخندند

دلواپس دل ربابم

بمیرم ای غریب مادر...............

 

بی قراری و بی قرارتم به خدا

تا نفس دارم من کنارتم به خدا

میرم هیچ کسی فردا واسه تو نمونه

روی من حساب کن که یادتم به خدا

فردا به جای همه شمشیر میگیرم

کافیه لب تر کنی واست میمیرم

نمردم که تنها شی

نبینم غریب باشی

بیا زیر دستاتو

خودم بگیرم پاشی

حسین جانم..........

زانوی غریبی بقل گرفتی چرا

گریه میکنی بی هوا میریزه دلم

زینبت نمیزاره اینجا تنها بشی

خواهرت نمرده هنوز عزیز دلم

امشب شب آخره دورت بگردم

آغوش  وا  کن که من گریه نکردم

نبینم چشم لشگر

به پیراهنت باشه

نبینم که یک خنجر

توی گردنت  باشه

حسین جانم..........

من بمیرم اقا که بی هوا زدنت

بانیزه با شمشیر و با عصا زدنت

افتادی رو خاک و نفس نفس میزدی

خندیدن یه لشگر به دست و پا زدنت

ای شاه شیب الخضیب ای شاه بی سر

ای پادشاه غریب ای پاره پیکر

رو نیزه ست سرت ای وای

کو انگشترت ای وای

با شمر و سنان میره

کجا خواهرت ای وای

حسین جانم..........

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ...

عصرِ فردا ز اهل بیت رسول

زَهرِچشمی شدید می گیرند

این ناله هاتون رو آزاد کنید،به یک چشم بهم زدن شب عاشورا رسید،زن و مرد ناله بزنن،شیون کنند،آه بکشید آی نوکرا...

وقتِ تاراجِ خیمه های حرم

چند کودک ز ترس می میرند

دور کن از زنان و دخترها

هر چه خلخال در حرم داریم

خواهرم داخلِ وسایلِ خود

روسری اضافه هم داریم؟

عصر فردا بدون شک اینجا

میزند گرد و باد و خاکستر

با صبوری به معجرت حتماً

گره ی محکمی بزن خواهر

شبِ آخر ، بگذارید ، پر من باز شود

بیش تر روی تو، چشم تر من باز شود

حرف حجران مزن اینقدر ، مراعاتم کن

دست بردار ، دل مضطر من باز شود

جانِ زینب، برو از کرب و بلا ، زود برو

مگذاری گره ی معجر من باز شود

آه راضی نشو، بنشینم و گیسو بکشم

آه راضی نشو ، مویِ سر من باز شود

پایِ دشمن به روی پیکرِ تو باز شود

روی دشمن به رویِ معجر من باز شود

جانِ من ، حِرز بیانداز مگذار

 جایِ این بوسه ی پیغمبرِ من باز شود

جانِ زینب ، برو  مگذار ، غروبِ فردا

سمتِ گودال ، رَهِ مادرِ من باز شود

حیف از این زیر گلو  نیست خرابش بکنند

پس اجازه بده تا حنجر من باز شود

لااقل قول بده ،زود خودت جان بدهی

بلکه راهِ نفسِ آخرِ من باز شود

بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد

همینکه پیکرت افتاد، خواهرت افتاد

تو نیزه خوردی و یک مرتبه زمین خوردی

هزار مرتبه زینب، برابرت افتاد

همین که از طرف جمعیت دو تا چکمه

رسید اولِ گودال، مادرت افتاد

تورا به خاطر دِرهَم ،چه دَرهَمَت کردند

چنان که شرحِ تَنِ تو به آخرت افتاد

ولی به جانِ خودت خواهرت مقصر نیست

در آن شلوغی اگر بارها سرت افتاد

خبر رسید که انگشترِ تو را بردند

میان راه، النگویِ دخترت افتاد

کنار خیمه رسیده است لشکر کوفه

و خواهرِ تو به یادِ برادرت افتاد

ای دستات رو بیار بالا،این دست ها فقط نگاهِ ابی عبدالله رو میخواد،اُفتاده بود تویِ گودال،ولی برا همه دعا می کرد...امشب خیلی ها گرفتارن،خیلی ها التماس دعا گفتن،این دستات رو بیار بالا یه جوری صدا بزن،صدات برسه امشب حرمِ حسین،بلند صدا بزن: حسین

 

چشم تو دیدم و چشمِ تَرِ من ریخت به هم

حال با وضعِ سر تو،سر من ریخت به هم

نه علمدارِسپاهم،که سپاهم بودی

تا تو پاشیده شدی،لشکرِ من ریخت به هم

مادرم آمده بالای تَنِ بی دستت

از به هم ریختنت،مادرِ من ریخت به هم

قبل از آنی که تنم زیر سُم اسب رود

ازتماشای تنت،پیکرِ من ریخت به هم

صحبت از معجر زینب شده از جا برخیز

حرف معجر شده و خواهر من ریخت به هم

بی تو ناموسِ مرا در مَلَاءِ عام برند

غیرت الله ببین، دختر من ریخت به هم

دامن کشان رفتی،دلم زیر و رو شد...

چشم حرامی با،حرم روبرو شد...

بیا برگرد خیمه، ای کَسُ کارم

منو تنها نگذار ای علمدارم

آب به خیمه نرسید،فدایِ سرت

حسین قامتش خمید،فدایِ سرت

از غصه آب شدم

خونه خراب شدم

 

شرمنده ی تو و

طفلِ رباب شدم

مادر اومده،بالا سرم

غرق خون شده،پا تا سرم

محشری شده برابرم

ای برادرم

اگه بره سرم رو نیزه ها

فدا سر تمومِ بچه ها

پاشو برو عزیز برادرم

کسی نره به سمت خیمه ها

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2786
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,042
    بازديد ديروز : 5,640
    بازديد کننده امروز : 304
    بازديد کننده ديروز : 1855
    گوگل امروز : 257
    گوگل ديروز: 2250
    بازديد هفته : 18,606
    بازديد ماه : 156,205
    بازديد سال : 1,132,965
    بازديد کلي : 8,002,182
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 100.26.182.28
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید