close
تبلیغات در اینترنت
حسین سیب سرخی - 2

حسین سیب سرخی - 2

حسین سیب سرخی - 2

حسین سیب سرخی - 2
حسین سیب سرخی - 2
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 963 aboozar
0 506 aboozar
0 496 aboozar
0 337 aboozar
0 1510 aboozar
0 765 aboozar
0 1302 aboozar
3 1038 aboozar
12 2363 aboozar
0 1677 aboozar
4 7630 amirsajad
0 3081 aboozar
0 2938 aboozar
0 2799 aboozar
0 4521 aboozar
0 2011 aboozar
1 19331 2505
6 7430 aboozar
0 15756 aboozar
1 3291 masoudfn

 دریای بی كرانی
داری چه قبله گاهی و چه جمكرانی
تو صاحبِ دل ها و صاحب الزمانی
میشه یه روز آخر حكومتت جهانی
جانِ جانی،جانِ جانی
بیا بیا دلای منتظرا مستته
بیا بیا دوای دردای ما دستته
سیمای تو از جنس مولاست
رویای تو از جنس باور
انصارِ تو از جنس سلمان
اصحابِ تو از جنس بوذر
یابن الزهرا العجل مولا

حیرونت آسمونا
دخیل عباتن تموم كهكشونا
تویی تو مهربون ترین مهربونا
الهی كه محشور بشیم با ندبه خونا
ندبه خونا
یابن الزهرا العجل مولا

دلهامون بی قراره
کاره عاشق همیشه انتظاره
روز ظهورتو هوا خودِ بهاره
میآیی و دست تو تیغ ذوالفقاره
ذوالفقاره
فدایی تو میشن عیسی و خضر نبی
حسین حسین میگی و فدایی زینبی
دنیامون شده پر از آشوب
كاش امر فرج بشه اصلاح
تا كه ما ببینیمت آقا
همراه پرچم ثارالله


هر که از قافله فطرسیان جا مانده
نظرش خیره به گهواره ی سقا مانده
زور بازویِ تو بی حدّ و عدد خواهد شد
بعد از این ام بنین، ام اسد خواهد شد
با وجود تو زمین حیدرِ دیگر دارد
کعبه جا دارد اگر باز ترک بردارد
از درِ خانۀ او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز
این اباالفضل که از قبله فراتر می رفت
مرتضی بود که بر دوشِ پیمبر می رفت
علی اکبر به ثنا گویی او می آید:
چقدر منبرِ کعبه به عمو می آید
خطبه خواند و همه را محوِ صدایِ خود کرد
در حقیقت همه را قبله نمایِ خود کرد
گفت این خانه که حق آمد و ایجادش کرد
مسجدی بود که بابایِ من آبادش کرد
از درِ خانۀ او پای نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز
«
کاشفَ الکرب» تویی؛ خنده ی ارباب تویی
«
پدر خاک» علی و «پدر آب» تویی!
رویِ چشمِ تو بود جایِ حسن جای حسین
هست مابین دو ابروی تو بین الحرمین
پیش خورشید و قمر سایه ی تو سنگین است
و فقط محضر زینب سر تو پایین است
ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد
بنویسید رقیّه چه عمویی دارد!
صحبت از مردی تو کار بنی هاشم بود
نام تو در دل میدان رجز قاسم بود
زور بازوی علی ریخته در بازویت
ذوالفقاری نبود تیزتر از ابرویت
تیغ چرخانده ای و پیش تو طوفان هیچ است
لشگری پیشت اگر آمده میدان، هیچ است
وسط جنگ زمین را به زمان دوخته ای
فن شمشیر زنی را ز که آموخته ای؟!
ای جوان! پیرِ رَهَت کیست از آن شاه بگو؟
«
أشهد أنَّ علیاً ولیُ الله» بگو
او علمدار حسین است ببخشید مرا
مدح او کار حسین است ببخشید مرا


خدا آرزویِ علی را بر آورد

حسن بوسه زد از لبت شِکَّر آورد

حسین امشب از خنده‌ات پَر در آورد

علی را برای علی‌اکبر آورد

تو حُسنِ قدیمی و خیر کثیری

امیری حسین و نعم الامیری

اگر ما به یادت ، اگر یادِ مایی

تو آرامشِ حیدرآباد مایی

تو  و شهربانو ، تو سجاد مایی

تو همشهریِ ما ، تو دامادِ مایی

تو ایرانی و قبله‌ی این مسیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

کشیدم برای تو کرببلایی

شبیه نجف صحنِ ایوان طلایی

ضریحِ بلندی و دارالشفایی

رواقی و طاقی و جمع گدایی

کشیدم خودم را فقیرِ فقیری

امیری حسین و نعم الامیری

 

باقدمِ یار اومده بهار
گلِ عاشقی از تو آسمون میباره
روشنه فلک...فطرس ملک..
برا هممون براتِ حرم میاره
دوباره دلا هوایی و دلا بیتابه...بیتابه
اومد اونی که به همه نوکرا اربابه...اربابه
عاشقی بکن با دلی که شده دیوانه
کربلا بگیر عیدیِ سوم شعبانه
دل پرِ تَبه...شب،شب  شمعه و پروانه
اومده حسین،شاه دین، دلبری جانانه
سیدی حسین یا حسین یا اباعبدالله...
باقدمِ یار اومده بهار
گلِ عاشقی از تو آسمون میباره
روشنه فلک...فطرس ملک..
برا هممون براتِ حرم میاره
دوباره دلا هوایی و دلا بیتابه...بیتابه
اومد اونی که به همه نوکرا اربابه...اربابه
عاشقی بکن با دلی که شده دیوانه
کربلا بگیر عیدیِ سوم شعبانه
دل پرِ تَبه...شب،شب  شمعه و پروانه
اومده حسین،شاهِ دین، دلبری جانانه
سیدی حسین یا حسین یا اباعبدالله...
ساقیا سلام ما همه غلام
تویی امیری که دلا بهت اسیره
قبله ی امید؛ ای یل رشید
کیه  آخه غیرِ تو قَمرَالعشیرِه
تا به همیشه تو دلاوری و دلداری
به خدا که امیری و یلی و سالاری
ماه هاشمی، عالَمی، سائلِ دستاته
غیرتِ خدا، این گدا مدیونِ چشماته
عشقِ رویِ تو،کویِ تو،قبله ی حاجاته
اون که بانیِ سُفرته مادرِ ساداته
مولا اَلدخیل...الدخیل...ابالفضل...
باقدمِ یار اومده بهار
گلِ عاشقی از تو آسمون میباره
روشنه فلک...فطرس ملک..
برا هممون براتِ حرم میاره
دوباره دلا هوایی و دلا بیتابه...بیتابه
اومد اونی که به همه نوکرا اربابه...اربابه
عاشقی بکن با دلی که شده دیوانه
کربلا بگیر عیدیِ سوم شعبانه
دل پرِ تَبه...شب،شب  شمعه و پروانه
اومده حسین،شاهِ دین، دلبری جانانه
سیدی حسین یا حسین یا اباعبدالله


 

دیدم به دست ساربان انگشترت رفت
دیدم که دستی سمت گوش دخترت رفت
دیدم به روی نیزه حتی حنجرت رفت
یک نیزه پشت خیمه پیش اصغرت رفت
هر کسی یه سری رو به نیزه زد،رباب دَرِ خیمه فقط آه می کشید،خدارو شکر علی اصغر رو حسین پشت خیمه ها خاک کرد،اما یک دفعه دیدن یه جماعتی با بیل و کلنگ دارن میان سمت خیمه ها...
یكی با نیزه اش از پشت میزد
یكی با چكمه و با مُشت میزد
خودم دیدم سنانِ دائمُ الخَمر
حسینم را به قصد كشت میزد
مادر رسید قتلگاه،تا حالا به مادر پشت نمی کردی پسرم...
خواهر بمیرد که دگر یاری نداری
تنها شدی و هیچ غمخواری نداری
دور و برت حتی عزاداری نداری
زینب اسارت می رود کاری نداری؟
جان برادر صبر هم اندازه دارد
زینب برای چند غم اندازه دارد
وقتی مسیر ما سر بازار افتاد
بر روی گل های تو رنگ خار افتاد
از ترس قلب دخترت از کار افتاد
زینب دوباره یاد آن دیوار افتاد
تازه در آن کوچه حسن با مادرم بود
اینجا ولی تنها سنان دور و برم بود
راستی گفتم سنان زیر گلویت یادم آمد
"
صلَّی اللهُ عَلَی العُریان، صلَّی اللهُ عَلَی العطشان، صلی اللهُ عَلَی مُرَمَّلٌ بالدِّماء"
این عبای پیمبر است حسین
 
نگذار اینقدر کشیده شود
بوسه گاه نبی خداحافظ
حیف اگر این گلو بریده شود
پیروهن ، تن ، بدن ، برادر ِمن
یوسفم خرج چند گرگ شده
این كه وضع گلو بریدن نیست
رگ رگت كوچك و بزرگ شده
خاک صحرا از خون تو رنگینه
مادرت داره می بینه
دشمن با خنده رو تنت می شینه
مادرت داره می بینه
خنجر از حنجر تو داره کینه
مادرت داره می بینه
دشمن موهاتو توی دست می گیره
خواهرت داره می بینه
خنجر با رگ های گلوت درگیره
خواهرت داره می بینه
می بینه زهرا تو رو زیر دست و پا
گم شد تو گودال صدات بین خنده ها
حسین.....


 


بالاتر از این هاست لوایی که تو داری
خورشید دمیده ز عبایی که تو داری
از بنده نوازی و عطایی که تو داری
آقای جهان است گدایی که تو داری
ما خاک بخیلیم و شما ابر سخایی
محبوب شده از کرمت شغل گدایی
چون جامه که بر قامت زیبا بنشیند
مهر تو به دلهای مصفا بنشیند
هرکس به دلش مهر تو آقا بنشیند
مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند
لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم
آن روز دعا کرده که امروز چنینیم
تو آینه داری و کلام تو گهر بار
در وصف تو ماندند...چه گفتار و چه اشعار
حقا که زلالی و نجیبی و نسب دار
بر شیر ندارد اثری زوزه ی کفتار
در عالم از این نکته هزاران اثر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
محراب چشم تو همه راه سر به راه کرد
شد سر به زیر هر که به چشمت نگاه کرد


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2531
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 5
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 360
    بازديد ديروز : 3,180
    بازديد کننده امروز : 114
    بازديد کننده ديروز : 594
    گوگل امروز : 70
    گوگل ديروز: 404
    بازديد هفته : 19,840
    بازديد ماه : 79,832
    بازديد سال : 829,065
    بازديد کلي : 7,698,282
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.206.241.26
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید