close
تبلیغات در اینترنت
مهدی اکبری - 6

مهدی اکبری - 6

مهدی اکبری - 6

مهدی اکبری - 6
مهدی اکبری - 6
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1232 amir004
0 1200 aboozar
0 475 aboozar
0 973 aboozar
3 729 aboozar
12 1727 aboozar
4 7168 amirsajad
0 2752 aboozar
0 2654 aboozar
0 2500 aboozar
0 4156 aboozar
0 1725 aboozar
1 18766 2505
6 6950 aboozar
0 15372 aboozar
1 2924 masoudfn
1 1937 aboozar
14 4361 aboozar
20 5024 aboozar
0 3309 aboozar

ساعات طوفان، وقت جزر و مد رسیده / نبضم چه محکم میزند تا صد رسیده

آیا قبولم میکند یا نه؟ ولی نه / اصلا چرا این فکرهای بد رسیده

اینجا تمام مهربانی مال آقاست / اینجا مگر بر سینه دست رد رسیده

سوت قطار آمد،کسی در پشت در گفت / ای جانمی جان اول مشهد رسیده

از کوچه قلبم تا حرم یکباره پر زد / رد پرم تا پرچم گنبد رسیده

طوفان عشقت شست و شو داده دلم را / چشم رئوفت آبرو داده دلم را

آنانكه عاشقند به دنبال دلبرند / هر جا که می روند تعلق نمی برند

از آنچه كه وبال ببینند خالی اند / عشاق روزگار سبكبال می پرند

پرواز می كنند به هر جا كه جلوه ای است / گاهی ملائكند و گاهی كبوترند

دل را به دست هركس و ناكس نمی دهند / دل داده قدیمی آل پیمبرند

آنان كه عاشق علی و فاطمه شدند / مدیون خانواده موسی بن جعفرند

ما عاشقیم شیعه زهرا و حیدریم / ما شیعیان كشور موسی بن جعفریم

آدم بدون مهر تو انسان نمی شود / سلمان بدون عشق مسلمان نمی شود

آن گردنی که تیغ تو را بوسه می زند / سوگند می خوریم پشیمان نمی شود

وقتی کبوتران حریمت، گرسنه اند / گندم برای سفره ما، نان نمی شود

باید هزار قرن، حکومت کنی مرا / سلطان چند روزه، که سلطان نمی شود

تو خوب جایی آمده ای سروری کنی / هر رعیتی که رعیت ایران نمی شود

دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

سلام هر چی نوکره / دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

 به سوی صحن دلبره / دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

وا شده باز سمت بهشت / دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

 از تو حرم یه پنجره / دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

تاج سر رو عشقه / در به دری عشقه

وقتی که تویی دلبر / این دلبری عشقه

اسم تو شنیدم / دوباره پر کشیدم

تا به حرم دویدم آقا

بین حرم دویدم / صحن تو رو که دیدم

از خودم بریدم آقا

دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

تو شاه من گدای تو / دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

نوکر نوکرای تو / دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

مادر من یه نذری کرد / دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

که من بشم فدای تو / دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

نبر تو از یادم / پای تو افتام

پا ثابت هر شب / صحن گوهر شادم

جواب سلامو بده / درد دوامو بده

بیا شفامو بده آقا

اذن نگامو بده / تو حاجتامو بده

کرببلامو بده آقا

دخیلک یا مولا علی موسی الرضا

منو می سوزونه آتیش کینه

دیگه دارم میرم از این شهر مدینه

گوشه ی حجره ام نشسته

مادر پهلو شکسته

وااای مدینه شده کرببلا

فاطمه شده صاحب عزا

واااای امون امون ای دل

تو مدینه قلبم در تب تابه

رو دست من مثل علی رد طنابه

چشامون از گریه تر شد

خونه ی ما شعله ور شد

وااای دیگنه نبود اینجا خبری

از سیلی میخ دری

واااای امون امون ای دل

با موی سپید و قد کمونم

برای جد غریبم روضه می خونم

نیمه شب پشت مرکب

یادم اومد عمه زینب

وااای به روم اگه شمشیر کشیدن

دیگه سرم و کی بریدن

واااای امون امون ای دل

صحنه ی درد و ملال است اینجا

خون سادات حلال است اینجا

دل جبرئیل امین می سوزد

خانه ی کیست چنین می سوزد

دل شب کوچه پر از دود شده

کوچه از دود مه آلود شده

بین کوچه چه مگر رخ داده

پیرمردی روی خاک افتاده

شاید او پیر حقایق باشد

نکند حضرت صادق باشد

نه عبایی نه ردایی دارد

کاش عمامه به سر بگذارد

سر سجاده وی را آزردند

بکشیدند به خاکش بردند

به دلش لَخت شراره ها را

او پیاده است سواره ها را

هر زمان خورد زمین مادر گفت

بین کوچه شه دین مادر گفت

تا از آن کوچه به آن کوچه رسید

مقتل مادر خود را چو دید

یاد غصب فدک افتاده دلش

آتش افتاد به گُر یاد دلش

ای وای از این زمونه دلم ز غصه خونه

بازم مدینه دلم حزینه / یه آه جان سوز از ته سینه

بازم یه خونه آتیش گرفته / آخه مدینه رسمش همینه

باز در سوخته، دیوار سوخته / عبای سوخته، دستار سوخته

فقط می بینم میون سینَم / خالی جای مسمار سوخته

دوباره آتیش غمُ غصه به جونم افتاد / داد غمی که حتی یک لحظه نمیره از یاد

کاشکی عدو با ضرب لگد هاش پهلوم می شکست / ولی با طعنه به مادرم ناسزا نمی داد

ای وای از این زمونه دلم ز غصه خونه

سالم پهلو، سالم زانو / نشده زخمی گوشه ی ابرو

منو کشوندن تو کوچه اما / قنفذ نیومد، سالم بازو

داغ مدینه است بلای جونم / سیلی نخورده خانم خونم

نگفت برا من تابوت درست کن / نگفت بعیده زنده بمونم

خدا میدونه چی میگذره تو دل شکستم / من سینه ام از این دنیا، بار سفر بسته ام

من به یاد مصیبت عمه زینب انداخت / رد طنابی که مونده روی دستای خسته ام

ای وای از این زمونه دلم ز غصه خونه

با چشای تر مثل کبوتر / میزنم از درد هر لحظه پر پر

مسموم زهرم تشنه ی آبم / زمزمه دارم غریب مادر

دیگه رسیده لحظه آخر / روضه می خونم با دل مظطر

روضه ی حنجر، نیزه خنجر / قتل برادر کنار خواهر

همه می دیدن جدم رمق توی پیکرش نیست / کسی به غیر از گرگ بیابون دور ورش نیست

گرد و غباری بلند شد عمامه از سر افتاد / کمی گذشتُ دیدم بدن هست،ولی سرش نیست

ای وای از این زمونه دلم ز غصه خونه

مادر بیا به دادم برس

آتش زده شد ای دل بر خانه ی من / شد همچو سرای فاطمه کاشانه ی من

از بس که در این مدینه غربت غوطه ور است / جایی نرسد نوای غریبانه ی من

دست بسته میان کوچه روان / پا برهنه دلم پر از غم فغان

پیر خسته شکستگی من عیان    وااای

گرچه بیمار پیر قد خمیده ام / کوچه ها را شبانه من دویده ام

در مدینه چه ها که من کشیده ام   وااای

مادر بیا به دادم برس

از موی سپید من ندارن شرم حیا / این دشمن دین مرا برد آخر به کجا

در آتش دود، خانه ی خود می شنوم / آوای حزین گریه های فاطمه را

همچو حیدر کشان کشان به سوی غم / همچو زهرا میان دود آتشم

ای مدینه ببین دوباره این ستم   وااای

دست پایم تهی ز قدرت توان / پیر مردم مرا نبر دوان دوان

خاطرات علی دوباره شد عیان    وااای

مادر بیا به دادم برس

از آتش غم نوای زهرا می شنوم / گویا که فشار میخ در را می شنوم

از کوچه و از طناب بر دسته بسته شده / فریاد غم علی تنها می شنوم

یاد یاس کبود یاس پرپرم / یاد تنهایی عزای حیدرم

یاد آن قامت کمان مادرم   وااای

یاد آن دست بازوی شکسته ام / یاد درد علی دست بسته ام

یاد آن زینب منون خسته ام   وااای

مادر بیا به دادم برس

کوچه تنگو دل سنگ ،  مادر به چادر می زنه چنگ

ترو خدا نزن نزن دلم رو از جا نکن نزن

می ریزه خون از دهن نزن براش بمیره حسن نزن

غیرت چیه حیا چیه این چه می دونه دین چیه خدا چیه

معنیه زن زدن تو کوچه ها چیه

راه و نبند برو کنار این کوچه ی ماست دستتو پایین بیار

داد می زنم بابام بیاد با ذوالفقار داد وهوار

کوچه تنگو دل سنگ ،  مادر به چادر می زنه چنگ

ار کوچمون برو برو  دیگه نبینم تورو تورو

نزن برای فدک کتک لگد نزن مادرو برو برو

مثل یه مرد ایستاده ام درسته بچه ام ولی حیدر زاده ام

من پسر بزرگ خونواده ام

خونم به جوش سینم سپر صداتو واسه مادرم بالا نبر

دستات و مشت کردی و بردی روی سر،بیاپدر

دستت سیا بسه بسه کی گفت حسن بی کسه بسه

چاره ای نیست میزنم صدا الان بابام میرسه بسه

مادر میگه خصوصیه نگی به بابات قضیه ناموسیه

از چیزی که یادگار عروسیه

مادر دیگه تاب نداره نامرد نخواست صورت سالم بزاره

یا لااقل انگشتر در بیاره

کوچه تنگو دل سنگ ،  مادر به چادر می زنه چنگ

مادر میگه خصوصیه نگی به بابات قضیه ناموسیه

از چیزی که یادگار عروسیه

مادر من جونم به فدات خون پاک کن از کنج لبات

قول یا تو کوچه نیای یا دیگه منو نیار همرات

 

غروب و غم هوای بقیع / غروب مدینه شبای بقیع

گرفته دلم برای بقیع / برای غم غصه های بقیع

از این همه غربت خدا چه کنم / از این همه غربت خدا چه کنم

 بیچاره کبوترای بقیع / تو حسرتِ گنبد طلای بقیع

کجا بپرن کجای بقیع / که جایی ندارن به جای بقیع

از این همه غربت خدا چه کنم / از این همه غربت خدا چه کنم

چشمام دریای خون / قبرا بی سایه بون

اشکام مثل بارون می باره

جز خاک چی می بینی / رو خاک ها می شینی

از این غم سنگینی همواره

آی مدینه آقام حرم نداره نداره نداره

بیاید تو بقیع قدم بزنیم / ایشاالله همین جا حرم بزنیم

هوای غم و بهم بزنیم / قدم توی باب الکرم بزنیم

کنار مزار امام حسن / کنار مزار امام حسن

ترانه دل نوای حسن / ضریحی بسازیم برای حسن

بیاید همه برای حسین / بریم همه پایین پای حسن

به دور ضریح زیر بام حسن / به دور ضریح زیر بام حسن

هر چی دارم آقا / کار بارم آقا

قلب زارم آقا نذر تو

من به پات افتادم / پرواز دادی یادم

خونه ام خانوادام نذر تو

آی مدینه آقام حرم نداره نداره نداره

دوباره ما میسازیم با اشك و سوز سینه

یك حــــرم قشنگی تو بـقـیـع مـدیـنـه

گلدسته و مناره تا سیم دل بشه وصل

اونجا مدد مـیـگیـریم از مــادر ابالـفـضـل

با دلای دیـوونه سر به جـنــون می زاریم

خشتِ طلا و نقره با دل و جون می یاریم

بقیعُ باز میسازیم با قلب و روح بی تـاب

از اولش قشنگتر به عـشــق روی اربــاب

وقتی میاد آقامون به انتقام مادر

می کشه دشمن ها رو با ذوالفقار حیدر

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,636
    بازديد ديروز : 3,239
    بازديد کننده امروز : 377
    بازديد کننده ديروز : 659
    گوگل امروز : 289
    گوگل ديروز: 640
    بازديد هفته : 14,434
    بازديد ماه : 62,192
    بازديد سال : 807,716
    بازديد کلي : 6,745,938
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.167.112.42
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید