close
تبلیغات در اینترنت
مهدی اکبری - 6

مهدی اکبری - 6

مهدی اکبری - 6

مهدی اکبری - 6
مهدی اکبری - 6
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 964 aboozar
0 506 aboozar
0 496 aboozar
0 337 aboozar
0 1510 aboozar
0 765 aboozar
0 1302 aboozar
3 1038 aboozar
12 2363 aboozar
0 1677 aboozar
4 7630 amirsajad
0 3081 aboozar
0 2938 aboozar
0 2799 aboozar
0 4521 aboozar
0 2011 aboozar
1 19331 2505
6 7430 aboozar
0 15756 aboozar
1 3291 masoudfn

 

در خونه پر از هیزم، نداره فرق برا مردم

كی سوخت و كی فدا شد

با زور پا چنان هل داد، كه در روی سرم افتاد

از پیكره جدا شد

چه آتیشی چه بلوایی، نمیگم من چه چیزایی

تو سینم جابجا شد

داره اَمونم میبره، دارم یه دنیا دلهره

حس میكنم كه محسنم، دیگه تكون نمیخوره

آخ جیگرم سوخت، وای پسرم سوخت

توی كوچه چه غوغا بود، كار مردم تماشا بود

فقط بی حرمتی بود

هنوز خونم رو دیواره، چی شد محسن همش كاره

اون میخ لعنتی بود

چی می دونی لگد خوردن، زسینه میخ در آوردن

برام چه زحمتی بود

فلك دل صبور نداشت، تار شده بود و نور نداشت

چه جوری خونه سوخت كه اون، حرارت و تنور نداشت

آخ جیگرم سوخت، وای پسرم سوخت

هوا تیره است پر از دوده، كه هر چی تو فلك بوده

پیش چشام عوض شد

چقدر دشمن دلش سنگ، چنان زد كه دیگه رنگ

دنیا برام عوض شد

به رنگ خون روی دستم، به پشت در حنا بستم

ولی حنام عوض شد

چشای اشك بارون من، دستای پر از خون من

علی رو انداخت یاد اون، شب حنا بندون من

آخ جیگرم سوخت، وای پسرم سوخت

 

 

مرو فاطمه، مرو فاطمه عشق علی

همسر صبور، مرغ مهاجر علی

خنده هات به زور، اونم به خاطر علی

بلا به دور، برو مسافر علی، وای

می سوزونی، اما نداری غرضی

جون می كنی، بازم داری نون می پزی

خنده می كنی، ولی لباتو می گزی

تا دیدم تو رو، شكر خدا گفتم از امیدی

بعد مدتی، دیدم كار خونه رو رسیدی

مرو فاطمه، مرو فاطمه عشق علی

تا راه می ری، همه می دن تو رو نشون

وقتی راه می ری، نیست توی زانوهات توون

وقتی راه می ری، نشون می ذاری رد خون، وای

وقتی می خوابی، برای حسین دلواپسی

وقتی می خوابی ، تو جنگ خون با نفسی

بس كه آب شدی، انگار تو بستر نیست كسی، وای

نگاهای تو، داره منو می كُشه ، فاطمه

زینب و ببین، كنار بستر خوشه ، فاطمه

مرو فاطمه، مرو فاطمه عشق علی

من و می كُشی، ببین موهام شده سفید

جارو می كِشی، ولی می گی فضه كشید

بده دل خوشی، نگو روزه آخر رسید، وای

صدامون گرفت، بس كه باهم ناله زدیم

خنده ای بكن، برا علی مثل قدیم

نمی گم نرو، ولی بیا با هم بریم، وای

ای كبوترم، بال وپر خونی تو وا مكن

تنهام فاطمه، بیشتر ازاین تو منو تنها مكن

مرو فاطمه، مرو فاطمه عشق علی

 

 

فاطمه، الانه که تو خونه غوغا شه

فاطمه، الانه که قد علی تاشه

فاطمه، ببین که دارن در و هل می دن

فاطمه، الانه که با یه لگد وا شه

دلای مردم شده سنگ

دارن با حیدر سر جنگ

دریای قلب علی و

طوفان این کوچه ی تنگ

دلم روضه خونه

علی نیمه جونه

فاطمه، بگو می خوای کنار من باشی

فاطمه، خدا کنه از رو زمین پاشی

فاطمه، بگو که حال بچه مون خوبه

فاطمه، نگو علی بعیده باباشی

من زنده باشم نگارم

زخمی بیُفتی کنارم

مأمور بر صبرم امروز

غم می خوره ذوالفقارم

دلم روضه خونه

علی نیمه جونه

فاطمه، به زیر در خونِ تو شد جاری

فاطمه، تو غم نخور هنوز علی داری

فاطمه، اشک خدا میون چشماته

فاطمه، زخمیه تیز نوک مسماری

بارون می باره دوباره

بازاین دلم بی قراره

از گوشه ی صحن چشمات

می باره، ماه و ستاره

دلم روضه خونه

علی نیمه جونه

 

 

ای آرامش دل غمگینم

وقتی كه تو روضه هات میشینم

خودمو توی جنت می بینم

تو ترنم موج دریایی

تو ملیكه ی عرش اعلایی

تو ام ابیهایی زهرایی

تو بهترین مادر دنیایی

دنیای من، عقبای من

ماه شب، یلدای من

مادر ،مادر

آرزومه كه تأییدم كنی

من تاریكم تو خورشیدم كنی

بعیده كه نا امیدم كنی

با عشقت زندگیم زیبا می شه

یا زهرا می گم دلم وا می شه

هر جایی كه شما پا می ذاری

زود روضةالحسین برپا می شه

اُم المحسن، قرةالعین

اُم الحسن ،اُم الحسین

مادر مادر

با ستاره های شبه تارم

روی آسمونه دل می ذارم

می نویسم مادر دوست دارم

از عالم زر تا ابدُ دهر

با اذن تو می گیم به تو مادر

چون گفتی من مادرتون می شم

تا گفتیم نحن ابناءالحیدر

زهرایی تو ،عظمایی تو

انسیةالحورایی تو

مادرمادر

 

تنها ماندم، تنها ماندم

رفتی زهرا من جا ماندم

من درشهر غم ها ماندم

راز خود به کس نگفتم

من زخم زبان شنفتم

با یاد قد کمانت

شب ها تا سحر نخفتم

منم آن خسته ی تنهای کوچه

میزنه آتیشم شب های کوچه

راز شبگردی و خونه نشینی

طعنه و خنده ی زن های کوچه

خدا نگهدار ای پرستوی علی

خدانگهدار زور بازوی علی

سرگردانم، سرگردانم

از داغ تو من حیرانم

تو دریایی من طوفانم

گرمای خونه چه سردی

ای یاس علی چه زردی

نگفتی حیدر می میره

دردل با من نکردی

زندگانی من خدانگهدار

ای جوانی من خدانگهدار

روزای خوش فتح خیبر و بدر

پهلوانی من خدانگهدار

خدانگهدار ای پرستوی علی

خدانگهدار زور بازوی علی

توخندیدی،هستی ام رو توپاشیدی

بعد ازآن خنده خشکیدی

ای وای از شب جدایی

یاد روز آشنایی

کاش میشد مادر زینب

باهم می شدیم فدایی

قرار مانبود بشی کبوتر

پاشو بازی نکن با قلب حیدر

بعدتو زینبت میشه بی معجر

حسن پاره جگر،حسین بی سر

خدانگهدار ای پرستوی علی

خدانگهدار زور بازوی علی


 

با اشک چشمام، آب می ریزم پشت سرت،وای وای وای

برو مسافر، نباش به فکر حیدرت،وای وای وای

پرستوی مهاجر، خدابه همرات، خدابه همرات

سفر به خیر مسافر، خدا به همرات، خدابه همرات

خدابه همرات برو، برو نکن فکر علی رو، یه جور با غم کنار میام

خدابه همرات برو، برو دیگه به دیدن تو ، شب ها سر مزار میام

باشه ،قبول هرچی دل تنگه تو می خواد می کنم، تو برو غصه نرو

باشه ،خودم یه جور دل بچه ها رو شاد می کنم ، تو برو غصه نخور

باشه ،خودم تنهایی زینبین ومی فرستمه شون، خونه ی بخت گریه نکن

باشه ،خودم تنها حسنینم  و داماد می کنم،تو برو غصه نخور

با اشک چشمام، آب می ریزم پشت سرت،وای وای وای

برو مسافر،نباش به فکر حیدرت،وای وای وای

باهام قهری حبیبه، عیبی نداره،عیبی نداره

علی خودش غریبه ،عیبی نداره،عیبی نداره

عیبی نداره نگو،نگو به من حرف دلت رو،لب بگزو هی بکش آه

عیبی نداره نگو،تو آخرش دق می کنی ،بازم سر دوره ی تو

زهرا،یادت می آد نبی،هر وقت می بوسیدت می گفت،بوی مینوت من و کشت

زهرا،شب عروسیمون،طلعت روت بودُ حالا،حسرت روت من و کشت

زهرا،امروز توی حیاط، بگم چه چیزایی دیدم،آب و جاروت من و کشت

زهرا، ببین آدم و به ،چه کارا وادار می کنی،ساخت تابوت من و کشت

با اشک چشمام، آب می ریزم پشت سرت،وای وای وای

برو مسافر،نباش به فکر حیدرت،وای وای وای

نه این که گریه هاتم، گریه داره،گریه داره

این روزا خنده هاتم ،گریه داره،گریه داره

گریه داره کارات،که بعد چند ماه چیزی گفتی،اونم برای وصیت

گریه داره کارات،که بعد نه سال چیزی خواستی، اونم واسه حلالیت

سخته، برام تن حسین،پیرهن عزاتو پوشیدن،حالا باز خواستی برو

سخته ،رو سر زینبت، چادر خاکی تو دیدن، حالا باز خواستی برو

زوده برای بچه هات ،دنبال تابوت دویدن، حالا باز خواستی برو

سخته، برام تو کوچه مون خنده قاتل رو دیدن، حالا باز خواستی برو

با اشک چشمام، آب می ریزم پشت سرت،وای وای وای

برو مسافر،نباش به فکر حیدرت،وای وای وای

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2531
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 7
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 581
    بازديد ديروز : 3,180
    بازديد کننده امروز : 138
    بازديد کننده ديروز : 594
    گوگل امروز : 83
    گوگل ديروز: 404
    بازديد هفته : 20,061
    بازديد ماه : 80,053
    بازديد سال : 829,286
    بازديد کلي : 7,698,503
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.92.148.165
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید