close
تبلیغات در اینترنت
حضرت زهرا(س)

حضرت زهرا(س)

حضرت زهرا(س)

حضرت زهرا(س)
حضرت زهرا(س)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 389 aboozar
0 188 aboozar
0 559 aboozar
3 454 aboozar
1 709 saeednajafi
12 1065 aboozar
4 6709 amirsajad
0 2428 aboozar
0 2294 aboozar
0 2119 aboozar
0 3556 aboozar
0 1425 aboozar
1 17880 2505
6 6343 aboozar
0 14518 aboozar
1 2648 masoudfn
1 1744 aboozar
14 3811 aboozar
20 4131 aboozar
0 2964 aboozar


اصلا نیازی نیست از بسترت پاشی

با درد پیش پای همسرت باشی

هِی گفتم از دردات هِی گفتی چیزی نیست

*مادر وقتی حالش خوب نیست بچه ها هول میکنند...مادرِ...میگه چیزی نیست...من خوبم...غصه نخورید...من خوبم...بعد مهر فاطمه به علی قابل وصف نیست...هیچ جای عالم نمیشه با چیزی مقایسه کرد...هی میگفت:چیزی نیست...آقا چیزی نیست...*

اصلا نیازی نیست از بسترت پاشی

با درد پیش پای همسرت باشی

هِی گفتم از دردات هِی گفتی چیزی نیست

گفتی اگه گاهی میُفتی چیزی نیست
 
*چیزی نیست...تو ۱۸سالته...چرا اینطور راه میری...*

تو دست به دیواری گفتی یکم خستم ۲

دیدم قنوتت رو  گفتی یکم دستم...

این بچه ها سایه رو سَر میخوان بانو

تا وقت دامادی مادر میخوان بانو

از رفتن و از من کمتر بگی ای کاش

مادر میخواد زینب فکر عروسیش باش

چشمِ پر آب تو نقشِ برآبم کرد

تابوت تو اومد خونه خرابم کرد

دنیا عجب خاکی روی سرم ریخته

هم مویِ زینب هم خونَم بهم ریخته

طفلی حسن هر شب تو خواب عزاداره

هی میگه دیواره هی میگه گوشواره

زینب با دل شوره هی روتو میبوسه

شونه که می اُفته بازوتو میبوسه

*ای واااای...ای واااای....ای واااای...*
 

تو خسته ای من میدونم من خسته ام تو میدونی

خونم با سیلاب شد خراب تو این شبای بارونی


*اونقدر آروم حرف میزد...تا میومد صدا گریه بلند بشه میگفت:حسینم بدخواب میشه...بچه هام بیدار میشن...شاید اولین کسانی که آستین به دهن گریه میکردند خودِ خانوم و مولا بودند...ولی کار به یه جایی رسید دید علی داره می میره...گفت:آقاجان! راحت گریه کن...*

تو خسته ای من میدونم من خسته ام تو میدونی

خونم با سیلاب شد خراب تو این شبای بارونی

یادت میاد اون روزایی که خواستگاری کردم و

تو عمرِ من اون روزی بود که بی قراری کردم و

یادت میاد اون روزی که قدم گذاشتی رو چشام

همون شبی که اولین نگاهت افتاد تو نگام

یادت میاد دست تورو بابات گذاشت تو دست من

میگفت علی جان، فاطمه است تموم بود و هست من

میگفت که باید کم کنی بارِ غم از شونِ علی

فاطمه جان از این به بعد جونِ تو و جونِ علی

فاطمه جان ممنونتم باتو دلم غمگین نبود

تموم نه سال زندگیم هیچی مِثِش شیرین نبود
 

*اما از اولش قرار بود من محرم راز تو باشم...تو محرم راز من...*

کار تو بی حکمت که نیست که رو گرفتی فاطمه

اگه حالت خوب نیست چرا به من نگفتی فاطمه؟!

بمون بهار من بمون

بمون کنار من بمون

سپر نمیخواد شوهرت

ای ذوالفقارِ من بمون

بمون عزیزم حیدر تو فتنه ها تنها نذار

ایشالا خوب میشی نرو رو قلبم پا نذار

فاطمیه ، عزایِ اهلِ آسمونه

عزایِ مادری جوونه

خدا خودش روضه خونه  ...


بینِ در و دیوار،تنها میسوخت مادر

با هر نفس میگفت،وای از دل حیدر


دوباره تویِ هر کوچه یه پرچمه

اگه تو روضه جون بدم بازم کمه

پیرن سیاه فاطمیمون همون

پیرن سیاه شب های محرمه 


وای از دلِ حیدر ...


فاطمیه صراطِ اَمن مومنینِ

شعار فاطمه همینِ

علی امیرمومنینِ


میگه بزن قنفذ ، سیلی... بزن ظالم

اما فقط حیدر ، باشه تنش سالم


درسته محسنم کشته شد ولی

فدای تار مویی از سر علی

قیام من تویی قعود من تویی

فِداکَ روحی و جسمی یا علی


وای از دلِ حیدر ...


فاطمیه،یه حرفی مونده توی سینه

تموم آرزوم همینه

دلم میخواد برم مدینه ...


حرف دل زارم،اینه تو رو دارم...

دنیام تویی مادر،اخه دوست دارم


دلم میخواد منو کبوترم کنی

سرم بره،شهید بی سرم کنی

تموم آرزوم تو دنیا اینه که

یه روز منم مدافعِ حرم کنی...


وای از دلِ حیدر ... 

مهدی اکبری

 

خونه پر از الرحمن و یاسینه

روی لبم دیگه ذكر تلقینه

وقت نماز روی پیكرت دیدم

داره میاد خون تازه از سینه

میون خون مون تابوت فاطمه است

دیگه ذكر لبم

رحم الله من یقرء الفاتحه است

وای مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا

میریزه از زخمای تو خونابه

توی چشات عكس میخ در اُفتاده

بعد سه ماه یك شب مادر زینب

میره تو قبر راحت دیگه میخوابه

رد پای كیه روی پهلوی تو

چه جوری زد مگه

قلاف شمشیرش رو به بازوی تو

وای مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا

مثل یه گل پشت در شدی پرپر

پیش بابات شرمنده شده حیدر

موقع دفن دیدم از توی قبرت

بیرون اومد امشب دست پیغمبر

خدا تو سختیا میشناسه مؤمنو

دیگه از ما گذشت

به جای من ببوس صورت محسنو

وای مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا

 سینه زنی زمینه شهادت حضرت زهرا (س) - خونه پر از الرحمن و یاسینه - حاج مهدی اکبری

 

حسن خلجمیرداماد

 

 

اشک خون از دیده تر میرود

دختر آمد حیف مادر میرود .....

+بچه،مخصوصا دختر بچه به تولدش خیلی حساسه،هی منتظر یکی امروز بهش تبریک بگه .... اما میبینه کسی حواسش به این حرفا نیست .... مادر تو بستر افتاده .... خودشم دیگه قید تولدشو زد اومد کنار بستر مادر ... ای مادر ...

نوازش های دستت بر سر زینب کجا رفته

بگو بامن مگر دستت زکار افتاده ای مادر

+خدایا به حق زهرای مرضیه فرج آقا امام زمان برسان .....خدا دیدگان ما به جمال دل آراش روشن و منور بفرما ....

چرا هر روز،لاغرتر ز روز پیش میگردی ...

چرا حال تو اینگو نزار افتاده ای مادر

+یه سوالیه تو ذهن این خانم،آخه مادرش فقط هجده سال داره

چرا ره میروی و دست بر دیوار میگیری

+این کار،کار پیرزن هاست مادر .... اما مادر زبانش بسته س جوابی نداره ... جواب رو کی گرفت زینب !! اون موقعی که دید سه ساله داره گوشه ی خرابه ..... دست به دیوار میگیره راه میره .... زیر لب گفت مادر حالا فهمیدم ...

شبی در خواب بودی آمدم  ...

+دختر بچه حساسه، کنجکاوه ...

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

+یه عالمه سوال داشت زینب ... هیچ کی جواب این سوالای زینب رو نداد ....

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

مبادا اینکه بیدارت کنم آهسته بوسیدم

+اینجا این سوال دل زینب رو هیشکی جواب نداد ... باید سعی کنی سوالای دخترت رو جواب بدی ...یه دخترم کربلا یه سوال داشت هیشکی جواب این دخترو نداد .... صدا زد بابا ...

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

+بابا سوال دارم ....

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

+صدا زد بابا :

مگر آماده کردی بهر خنجر .......

مرابه صبرو شکیب آن صنم اشارت کرد

خبر نداشت که خود هرچه بود غارت کرد

روضه شهادت حضرت زهرا (س) - اشک خون از دیده تر میرود - حاج حسن خلج و سید مهدی میرداماد 

 

 

وسط كوچه میزدم فریاد

بی هوا زد كه مادرم اُفتاد

مادرم  افتاد كه من اُفتادم

مگه اون لحظه میره از یادم

دسته گل پرپرم خدا پشت در اُفتاد

صدای خنده شون بلند شد تا مادر اُفتاد

آخه چه جوری زدند مگه كه با سر اُفتاد

وقتی یه لشكر میزنه

معلومه كه در میشكنه

بال كبوتر میشكنه

پهلوی مادر میشكنه

وای مادرم وای مادرم

"آتش كجا و سوخته كی باور ماست

ما با همه گفتیم زهرا مادر ماست"

پشت در بود كه زدنش اُفتاد

در نیم سوخته رو تنش اُفتاد

رو تنش اُفتاد شعله ی هیزم

میزدن بازم بی حیا مردم

اون كه می خندید به اشكمون بابامونو برد

پشت سرش مادر دوید كه باز زمین خورد

آخه چه جوری زدند مگه كه محسنم مرد

وقتی همه در بسوزه

معلومه معجر میسوزه

حتی موی سر میسوزه

بچه با مادر میسوزه

وای مادرم وای مادرم

ناله زد مادر نفسش تنگ شد

انگاری كوچه میدون جنگ شد

یه سپاه اومد هركی میتونست

با لگد میزد هركی میتونست

كسی صدامو نمیشنید تو داد و فریاد

یه لحظه انگار كه مادرم تو كوچه جون داد

آخه چه جوری زدند مگه گوشواره اش افتاد

وقتی برا جنگ اومدن

معلومه با ما چه بدن

وقتی همینو بلدن

تا میتونستن میزدن

وای مادرم وای مادرم

سینه زنی زمینه شهادت حضرت زهرا (س) - وسط كوچه میزدم فریاد - حسین سیب سرخی 

بیش از این سوختن نمی خواهم

گریه بر خویشتن نمی خواهم

مده زحمت به بازویت مادر

به خدا پیروهن نمی خواهم

درد داری تو استراحت كن

نیمه شب آب من نمی خواهم

ای كه غم دیده از وطن هستی

بعد از این من وطن نمی خواهم

فكر عریانی مرا كم كن

غرق در خون كفن نمی خواهم

وقت قتلم میا سوی گودال

وقت كشته شدن نمی خواهم

تو ببینی كه شمر می آید

از تو بر سر زدن نمی خواهم

روی تو سایه ای كبودین داشت

سر سالم به تن نمی خواهم

شاد كن جان من كه غمگین است

رحم كن بر دلم كه مسكین است

روز اول كه دیدمت گفتم

آن كه روزم سیه كند این است

نكشد كس كمان عشق با زور

عشق شاه همه سلاطین است

بی رخت دین من همه كفر است

با رخت كفر من همه دین است

گه گهی یاد كن به دشنامم

سخن تلخ از تو شیرین است

بنوازی و پسش بیازاری

آخر ای دوست این چه آیین است

روز اول كه به استاد سپردند مرا

دیگران را هنر آموخت مرا مجنون كرد

سینه زنی شور شهادت حضرت زهرا (س) - بیش از این سوختن نمی خواهم - حاج محمود کریمی 

 

 

شب اومده می دونم

وقتش شده می دونم

حالت بده می دونم، می دونم

این نفس آخر ،گریه نکن مادر

اشک چشات، رنگ نیلوفر

با این بال و پر خونی

امشب دیگه نیمه جونی

حال منو نمیدونی مادر

شب اومده می دونم

وقتش شده می دونم

حالت بده می دونم، می دونم

وای که شبم تاره

حال دلم زاره

وای که چقدر داغت دشواره

بابا تابوتو میسازه

قلبم خودشو میبازه

وای از تشییع جنازه مادر

چشم ترت میسوزه

بال و پرت میسوزه

خاکسترت میسوزه میسوزه

شب اومده می دونم

وقتش شده می دونم

حالت بده می دونم، می دونم

خونه چه دلگیره

حالا دیگه دیره

دختر تو داره میمیره

غصه ات حسن و حسینه

حرفات با من و حسینه

حرف کفن حسینه مادر

میفته از پا حسین

من می مونم با حسین

با من بگو یا حسین مادر

یا حسین یا حسین

 سینه زنی زمینه شهادت حضرت زهرا (س) - شب اومده می دونم - حاج محمود کریمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 30
    تعداد اعضا : 275
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,477
    بازديد ديروز : 5,811
    بازديد کننده امروز : 767
    بازديد کننده ديروز : 1925
    گوگل امروز : 850
    گوگل ديروز: 2281
    بازديد هفته : 63,173
    بازديد ماه : 188,977
    بازديد سال : 331,851
    بازديد کلي : 6,633,168
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.227.48.147
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید