close
تبلیغات در اینترنت
سایر مداحان

سایر مداحان

سایر مداحان

سایر مداحان
سایر مداحان
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 144 aboozar
1 678 aboozar
0 466 aboozar
3 489 aboozar
0 616 aboozar
10 530 aboozar
0 636 aboozar
1 525 aboozar
9 1643 aboozar
0 1103 aboozar
0 1102 aboozar
0 839 aboozar
0 2032 aboozar
0 1279 aboozar
0 1800 aboozar
3 1516 aboozar
12 3003 aboozar
0 2195 aboozar
4 8131 amirsajad
0 3538 aboozar

روضه میخونی امشب تنها
شال عزات و دیدم آقا
ناله زدم باچشم گریون    
آجرک الله یبن الزهرا
پدرت گوشه ی بستر
تو جوونی شده پرپر
 
شبیه مادر
سینه میزنم شب شهادت
صاحبِ عزا سرِت سلامت
وایِ من از این غمهای تو      
 
خون به دلم از اشکای تو
بس که غریب بود حتی خونش
تحت نظر بود بابای تو
سامرا دل پریشونه
 
شده قبرش غریبونه
میون خونه
بین بسترش دور از مدینه
دست و پا میزد با زهر کینه
پدرت گوشه ی بستر
تو جوونی شده پرپر
 
شبیه مادر
سینه میزنم شب شهادت
صاحبِ عزا سرِت سلامت
آب میرسونی مثل سقا  
تو به لبای خشک بابا
حرف عطش شد یادِت افتاد  
طفل رباب و موج دریا
دیدی می لرزه هی دستاش
ظرف آب میخوره به لبهاش
غصه تو چشماش
دیگه ندیدی لبای خونی
نه بزم مِی ، نه خیزرونی
سینه میزنم شب شهادت
صاحبِ عزا سرِت سلامت


ولی نعمت یعنی ،به دست آقامه همه نعمتا

ولی نعمت یعنی ،رسیده از دستش همه روزیا

ولی نعمت یعنی .. امام رضا ...

هرچی که دارم ، از تو و کرم تو آقا

نمکِ سفره ام ، نمکِ حرم تو آقا

هم خودت عشقی ، هم  همه زائرات

هم حرم عشقِ ، هم  همه خادمات

تورو دوسِت دارم ، ای جونم فدات

دلم تنگِ یعنی ،تویِ صحنت میخوام بزنم قدم

دلم تنگ‌ِ یعنی ،دوباره بارونِ چشای ترم

دلم میخواد بازم .. بیام حرم ..

کنجِ گوهرشاد ، درد و دل میکنم باهات آقا

روبرو گنبد ، گُم میشم تویِ زائرات آقا

کاش بِهم میگفتی بیا دعوتی

کاش سحر قسمت شه ، تویِ خلوتی

کاش بشه باز روزیم ، غذا حضرتی

هم خودت عشقی ، هم  همه زائرات

هم حرم عشقِ ، هم  همه خادمات

تورو دوسِت دارم ، ای جونم فدات

یه حرفایی دارم ، فقط باتو میگم تویِ سختیا

نبودی میمردم ، چقد تو آقایی یا امام رضا

ازت میخوام آقا .. یه کربلا ...

پنجره فولاد ، شاهده که دلم چقد آقا

تنگ شده واسه ، دیدنِ شب جمعه ی کربلا

دل پریشون از این همه فاصله

آسمون وقتی که ماه کامله

بدجوری دلتنگ ابوفاضله

هم خودت عشقی ، هم  همه زائرات

هم حرم عشقِ ، هم  همه خادمات

تورو دوسِت دارم ، ای جونم فدات

 

گنبد ندارد نام و نشانی بر روی مرقد ندارد

ای گریه کن ها! سنگ مزار و پرچمِ گنبد ندارد

حتی حیاطی...مانند صحن کوثرِ مشهد ندارد

آقا کریم است آنقدر می بخشد به ما که حد ندارد

در هم خریده اصلاً برای او که خوب و بد ندارد

دریای جوداست الطاف جاری اَش که جذر و مد ندارد

آسوده خاطر رو کن به درگاهش که دست رد ندارد

آسوده خاطر رو کن به درگاهش که دست رد ندارد

اصلا دل خوش از آنچه طعنه به غرورش زد ندارد

مادر ندارد آقا غریب است و کسی بر سر ندارد...

خیلی عجیب است حتی میان خانه اش یاور ندارد

گویا برایش از جُعده بهتر شهر پیغمبر ندارد

تنهای تنهاست ،مقداد ،حمزه ،مالکِ اشتر ندارد

مادر ندارد آقا غریب است و کسی بر سر ندارد

افتاده از پا از خود نمیپرسی چرا بستر ندارد

خبره ی روضه! یک عمر اصلاً خانه ی دیگر ندارد

در سینه ی خود، جز داغ زهرا و غم حیدر ندارد

از آشنا خورد، از بی بصیرت های بی شرم و حیا خورد

سَبِّ علی را در خطبه هایشان شنید و غصه ها خورد

با خاطراتش، هرشب خودش را در میان روضه ها خورد

لرزید پشتش، سیلیِ سختی بر رخ ریحانه تا خورد

در خانه افتاد، تا از شریک زندگی اش پشت پا خورد

لا یوم گفتُ پاشید از هم شعرم و قافیه واخورد

کرببلا هم با بد دهانی به غرور عمه برخورد

یک نیزه آمد ،تیر و ثنان و تیغ و نیزه بیشتر خورد

 

رسد ز افلاک نوای ماتم

که گشته برپا عزای خاتم

روح الامین بزن به سینه

بعد رسول بی قرینه

کرببلا شود مدینه،واویلا

جان به لبِ پیمبر است

پیک عجل پشت در است

اجازه دست کوثر است، واویلا

 وا ابتاه وا ابتاه واویلا

امان ز امت که بعد طاها

دهند تصلی به قلب زهرا

فاطمه میشود عزادار

دسته ی گل رسد ز مسمار

نوحه گرش در است و دیوار، واویلا

پنجه ی گرگ و اَبرویش

غلاف تیغ و بازویش

ضربه ی پا و پهلویش،واویلا

وا ابتاه وا ابتاه واویلا

حسینِ زهرا عزا گرفته

کنارِ زینب نوا گرفته

 

تاجِ سرم برادرم رفت

سایه ی رحمت از سرم رفت

حافظ ِسِرِّ مادرم رفت،واویلا

ز پا نشسته خواهرت

چه کرده با تو همسرت

که سبز گشته پیکرت،واویلا

وا حسنا واحسنا واویلا

رسد ز افلاک نوای ماتم

که گشته برپا عزای خاتم

روح الامین بزن به سینه

بعد رسول بی قرینه

کرببلا شود مدینه،واویلا

جان به لبِ پیمبر است

پیک عجل پشت در است

اجازه دست کوثر است، واویلا

وا ابتاه وا ابتاه واویلا

 

اینجا سنگ مزار خاکه

تا چشم کار میکنه درده

دل خیلی ساله که خونه

کی میگه خاکِ غم سرده...

بقیع  تو رؤیا دیدم که آباد شدی

بقیع  دیدم که صاحبِ گوهرشاد شدی

بقیع  دیدم که کُلّی زائر تو حرم

بقیع  چه فکرا دارم برات تو سرم

میترسم عمر من سر بیاد نشه تعبیر بشه این رؤیام

من از خدا برای امام حسن گنبدِ طلا میخوام

میترسم عاقبت صحن مادرم رو نبینه این چشمام

چی میشه من ببینم که زائر قبر مادرم زهرام

امون از این غریبی،امون از عمر کوتاه

وارث خون زهرا،یه روز میرسه از راه

چشمای آسمون خیسه

از قلب سنگیِ دنیا

رسمِ این روزگار زخمه

اینجا غربت شده معنا

چرا، حتی یه سایه بون نداری بقیع؟

چرا ، یه زائرم نداری تو این شبا؟

یه روز ، اینجا پر از عاشق و دلداده میشه

یه روز اینجا میشه شبیه مشهد الرضا

یه روز میاد که صحنِ امام حسن سفره ی کرم بازه

یه روز میاد آقامون ،میون صحنِ تو روضه میندازه

یه حسی میگه نزدیکِ روزی که میرسه گل زهرا

برا بقیع یه صحن و یه گنبد و بارگاهی میسازه

امون از این غریبی،امون از عمر کوتاه

وارث خون زهرا،یه روز میرسه از راه

 

اگرچه گریه نمودم دو‌ ماه در غمتان

مرا ببخش نمُردم پس از محرمتان

لباس مشکیِ من یادگاریِ زهراست

چگونه دل کنم از آن چگونه از غمتان

آخرِ ماه صفر دیدی میخوای این پیراهن سیاهُ دربیاری ، انگار داری از عزیزترین کِسِت جدا میشی ..

بگیر امانتیت را خودت نگه دارش

که چند وقتِ دگر میشوم مَحرمتان

برایِ سال دگر نه ، برایِ فاطمیه

برای روضه ی مادر برای ماتمتان

دلم بگیر که محکم ترش گره بزنی

به لطفِ فاطمه بر ریشه هایِ پرچمتان

هزار شکر که از لطفِ پنجره فولاد

میان حلقه ی ماتم شدیم همدمتان

بیا دوباره بخوان روضه هایِ یابن شبیب

که من دوباره بسوزم دوباره با دمتان

آقاجانم .. انگار همین دیروز بود روضه خونا میگفتن ، امام رضا فرموده روزِ اول محرم ، یابن شبیب اِن کُنتَ باکیاً لِشَئ فابک لِلحُسَین .. (ببینیم کیا به حرفِ امام رضا گوش دادن این دو‌ماه .. حسین .. خجالت نکش داد بزن براش ، بگو این نفسایِ آخر محرم و صفرمِ ها

لطفی که کرده‌ای تو به من مادرم نکرد

ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین ..

آی حسین ...

تویِ این بی کسیام ، تنهاییام 

یه نفر هست که برام همه کَسه

کاری به هیچکی ندارم بخدا

یه امام رضا دارم برام بسه ..

غیرِ ذکرِ یا امام رضا که من

دیگه ذکری رو بلد نیستم آقام

نکنه یه وقت جوابمو ندی

دیگه اینقَدام که بد نیستم آقام

آقام آقام 

این چشمارو ببند برو حرم امام رضا ..

هرجا از دست خودم خسته شدم

آرومم کرده صفایِ حرمت

دوباره دلم برات پر میزنه

قربونِ کبوترایِ حرمت ..

قربونِ کبوترایِ حرمت

قربونِ این همه لطف و کرمت

شنیدم سَجیةُ کُم الکَرَم

شمارو رها کنم کجا برم

کبوترایِ دلُ بفرستیم .. اگرم نمیریم حرمشم کبوتر دلُ بفرستیم ..

دلمو کره زدم به پنجرت میخوام بیام

به امیدی که بیای این گره ها رو واکنی

تو که آخر گره رو وا میکنی ، امام رضا

پس چرا امروز و فردا میکنی ، امام رضا

امام رضا ، میدونی که با تو دلخوشم

امام رضا ، آرزومه خادمت بشم

قرارمون ، خدا بخواد بازم دم بابُ الجواد

من دوست دارم ، یه آدم دیگه بشم

اون که دلت میگه بشم ، منو کمک کن

من دوست دارم ، عوض کنی حالِ منو

نامه ی اعمالِ منو ، منو کمک کن

حرم تو تنها سرپناهِ منه

علم تو تنها تکیه گاهِ منه

به امیدِ بخشش تو باز اومدم

کرم تو بیشتر از گناهِ منه ..

امام رضا ، میدونی که با تو دلخوشم

امام رضا ، آرزومه خادمت بشم

قرارمون ، خدا بخواد بازم دم بابُ الجواد

امام رضا صدا زد اباصلت اگه بیرون اومدم از کاخِ مامون ، دیدی عبا به سر انداختم بدون کارم تمومه .. اباصلت میگه دل تو دلم نبود .. دم در ایستادم ببینم امام رضا کی میاد بیرون .. من پیش مرگش بشم ..

دیدم آقا از درِ کاخ بیرون آمد ، اما عباشُ رو سرش کشیده .. گفتم بیچاره شدم .. از کاخ این نانجیب تا خونه ی امام رضا زیاد راهی نبود ، میگن پنجاه مرتبه امام رضا رو زمین نشست .. (یه گریز بزنم؟!) آی گریه کنا .. یه آقای دیگه ام از مسجد که بهش خبر دادن خانومت از دنیا رفت .. میگه از مسجد تا خونه هی با صورت به زمین میخورد ..فاطمه جان ..

از دلِ کفر تا که بیرون زد

همه دیدند عبا به سر دارد

گاه بر خاکِ کوچه میافتد

زیر لب ناله از جگر دارد

کوچه ها را یکی یکی طی کرد

عرقِ سرد از جبین می ریخت

عطر زهرا به کوچه می پیچید

گل اشکش که بر زمین می ریخت

راه خانه نداشت فاصله ای

راهِ کوتاه شد چه طولانی

خسته بود و نفس نفس میزد

رفت تا خانه با پریشانی

با چه زحمت به خانه اش آمد

همگی آمدند استقبال

خم به اَبرو نداشت با اینکه

در دل کوچه رفته بود از حال

خواجه میگفت با پریشانی

زردیِ چهره ی شما از چیست

با نگاهی به خادمش فرمود

نگرانم نباش چیزی نیست

از درون سوخت و صبوری کرد

تا غلامان همه غذا خوردن

تا طعام همه تمام شَود

منتظر ماند سفره را بردند

همه‌ی عمر این چنین زهری

دلِ تاریخ هم ندارد یاد

تا که از حجره اش همه رفتند

ناله کرد و بر زمین افتاد

نتوانست بهر آتشِ دل

از زمین ظرفِ آب بردارد

هیچ کس درد او نمیفهمد

از دلش مجتبی خبر دارد ..

بس که در حجره اش به خود پیچید

کمرش مثلِ مادرش تا شد

ناله ای زد کجایی ای پسرم

چشم بر هم زد و دری واشد

اباصلت میگه ، دیدم امام رضا از پنجره ی حجره هی به بیرون نگاه میکنه هی بلند میشه با چه سختی از این پنجره یه نگاه به بیرون میکنه دوباره رو زمین می افته .. گفتم آقا منتظر کسی هستید؟ فرمود اباصلت بیرونِ حجره بایست .. میگه نگاه کردم دیدم همه درا بسته بود ، اما یه آقازاده ای وارد حجره شد .. گفت من درهارو بسته بودم شما از کجا وارد شدید؟! گفت اون خدایی که منو از مدینه به طوس آورده قادرِ از در بسته رد کنه ..

یا جواد الائمه .. میگه دویدم به امام رضا خبر دادم جوانت اومد .. با اون حال امام رضا بلند شد .. خاکای لباسُ داره می تکاند .. آقا چرا اینطور میکنید؟!  اخه نباید جوونم منو خاکی ببینه .. جوونم نباید ببینه رو زمین افتادم .. مثه یه مارگزیده به خودش می پیچید ..

من ایستاده بودم دیدم که مادرم را

دشمن گهی به کوچه گاهی به خانه میزد

دیگه امام رضا هم با این روضه گریه میکنه ..

گردیده بود همدست قنفذ با مغیره

او با غلاف شمشیر او تازیانه میزد

با همه زحمت نشست امام رضا ، بالاخره اومدی جوادم .. این همه وقت به چشم انتظاری نشستم .. قاعدش اینه پدر لحظه ی آخر چشم انتظارِ پسر و جوونش باشه .. این قاعده همه جا در عالم همین شکله .. یه جا این قاعده عوض شد .. جوون زمین افتاده .. منتظرِ بابا به دیدنش بیاد .. تا صداش بلند شد دیدن ابی عبدالله مثل باز شکاری داره میره .. بالاسر این بدن ساحَ صَبعَ مَرّان ... بلند بلند داد میزد .. ولدی .. پسرم .. هفت بار داد زد  ابی عبدالله ، فرمود علی عَلَی الدُنیا بعدک العفا ..

الا تمام محبین ز دیده خون بارید

از این وداع وداعی دگر به یاد آرید

همان وداع که شاه غریب و بی یاور

نهاد صورت خود بر رخ علی اکبر

پسر نگاه به اشک غم پدر میکرد

پدر نگاه به زخم سر پسر میکرد

تا اینجاشُ ابی عبدالله گذروند میانِ میدان ، با اینهمه سختی اینهمه دشمن .. تا دید یه دستی رو شونش اومد ، برگشت نگاه کرد دید زینبِ .. بگم صدا ناله ت بلند شه .. علی جان ببین به چه روزی منو انداختی .. علی جان تاحالا ندیده بودم پاتو جلو من دراز کنی ..

خیز از جا آبرویم بخر

عمه را از بین نا محرم ببر

حسین ...

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3002
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 16
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,345
    بازديد ديروز : 3,438
    بازديد کننده امروز : 606
    بازديد کننده ديروز : 1386
    گوگل امروز : 690
    گوگل ديروز: 1726
    بازديد هفته : 11,155
    بازديد ماه : 13,453
    بازديد سال : 1,484,689
    بازديد کلي : 8,353,906
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.207.255.49
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید