close
تبلیغات در اینترنت
سایر مداحان

سایر مداحان

سایر مداحان

سایر مداحان
سایر مداحان
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 22 aboozar
3 24 aboozar
0 202 aboozar
10 106 aboozar
0 157 aboozar
1 123 aboozar
9 1111 aboozar
0 635 aboozar
0 636 aboozar
0 431 aboozar
0 1612 aboozar
0 849 aboozar
0 1407 aboozar
3 1134 aboozar
12 2523 aboozar
0 1802 aboozar
4 7736 amirsajad
0 3166 aboozar
0 3026 aboozar
0 2876 aboozar

ای اربعین.....
سلامِ خِیلِ مومنین، ز پیر کودک و جوان
به تو که هستی، بهارِ اشک حسینیان
شور حماسۀ محشری ، روز تجلی دلبری
تو وعدگاه نورانیِ ، زُوار آن شه بی سری
ارواحنا، ارواحنا، ارواحنا له الفدا
یک قافله.....
ز شامِ محنت وبلا، رسد به دشت کربلا
چه کاروانی همه اسیرِ غم ولا
زینب به ناله گوید حسین رِزقم بلایِ اعظم شده
برگشته ام ولی قامتم، در وادیِ غمت خم شده
بر عالمین نور دوعین، مظلوم کربلا حسین

 

 

منم وارث حیدر کرار

عزیز دل مصطفایم من
امید دله مادرم زهرا

کریم جهان مجتبایم من
امام بی یاورم
امیر بی لشگرم
گرفتار دل های سنگ و سیاهم
شده قاتل همسرم
چونان زار و مضطرم
که حتی در این خانه هم بی پناهم
زهر کینه ، آتش زند به جانم
از سوز دل مرثیه ها بخوانم
در تاب و تب ، مغضوب دشمنانم
یا مجتبی ، جانم عزیز زهرا ...
منم آنکه احوال مادر را

غریبانه در کوچه ها دیده
نداند کسی جز خدای من

درآن کوچه چشمم چه ها دیده
به دستش دستان من
به پیش چشمان من
عدو آمد و شد جهان تیره و تار
گرفتم دستان او
دو دست لرزان او
امان از من و روی زهرا و دیوار
یاس حیدر در بین کوچه پژمرد
سیلی خورده زهرا ولی حسن مرد
چندیدن نوبت  تا خانه بر زمین خورد
یا مجتبی ، جانم عزیز زهرا ...
خداحافظ ای زینبم خواهر

حبیبه دلم نور عین من
تورا بر دله خون من سوگند

که جان تو جان حسین من
پس از من در کربلا
تویی و شام بلا
حسین است و باغ گل پرپر او
تو میمانی بی پناه
ببینی در قتلگاه
به نیزه رود پیش چشمت سر او
حسین جانم ، ای عشق بی کرانم
در کربلا ، قربان تو جوانم
وقت رفتن ، نام تو بر زبانم
یا ثارالله ، لبیک یا حسین جان ....

 

آتش گرفت هر که می از این سبو کشید

دیوانه شد هر آنکه ننوشید و بو کشید

مدحِ تو را نمیشود آسان سرود و گفت

باید که دست یک سره از آبرو کشید

آیینه ای گرفته خدا در مقابلش

فرمود یا علی و تو را مو به مو کشید

خود را که دید عین خودش را ظهور داد

یک یاعلی و یکصد و ده بار هو کشید

مارا رها نمی کند آن قوس اَبروان

باید که تیغِ اَبروی تو بر گلو کشید

ای شاه بیت عشق وزیری مبارکت

بسم الله ای امیر ، امیری مبارکت

ما باختیم پیش تو دار و ندار باز

ما را نوشته اند از اول قمار باز

دست حسن حسین و اباالفضل تیغ توست

این خانواده اند همه ذوالفقار باز

وقتی که چرخ میزند ای تیغ رحم کن

خورشید را که در نرود از مدار باز

پیداست از حرارت لا سیف گفتنت

جبرئیل دیده است کمی تار و مار باز

تا پیش چشم فاطمه حیدر بلند شد

روحی لک الفدای پیمبر بلند شد

نقش تو بود و تیشۀ پیکر تراش ها

یاد تو بود بر سر مرمر تراش ها

با در تمام قلعه زِ جایش بلند شد

دست تو بود و حیرت خیبر تراش ها

حُجاج در طواف تو حَلاج میشوند

قربانیان خانۀ تو سر تراش ها

بر چشم ابرویت چقدر خوش نشسته است

انگار داده اند به خنجر تراش ها

از هر چه دیده ام حرمت آشناتر است

ایوان طلایِ شاهِ نجف دلربا تر است

از ابر خشک لطف تو باران درآورد

چشمت چقدر جان دهد و جان درآورد

تو آمدی که جلوۀ پروردگار هم

خود را چنین به قامت انسان درآورد

دست تو کافی است به خرمای تازه ای

از بت پرست حضرت سلمان درآورد

ما با علی علی همۀ عمر زنده ایم

مارا به رقص ذکر علی جان درآورد

عباس مثلِ کیست که اصلاً نیاز نیست

تیغ از غلاف در دلِ میدان درآورد

رحمت به مادرم که به ما گفت یا علی

یا مظهرالعجائب و یا مرتضی علی

گیرم خدا دوباره دو دنیا بیاورد

اما محال باشد علی را بیاورد

او اول است از همه باید پیمبرش

این دست را بگیرد و بالا بیاورد

عزم جهاد میکند و وقت رفتنش

یک کاسه آب حضرت زهرا بیاورد

یک دم بس است از دو دم ذوالفقارِ او

تا حال صد سپاه کمی جا بیاورد

افتاده از نفس ملکُ الموت میرسد

تا ذوالفقار حضرتِ مولا بیاورد

دست نبرد اوست و جبریل آمده

تا دستمال زرد علی را بیاورد

یک دم سر سپاه عرب میزند علی

ای ناز ضرب شستش عجب میزند علی

مارا بهار ساخته اند زمهریر نه

مارا بهشت کرده ای اما کویر نه

ما کعبه را بدونِ علی سنگ دیده ایم

این کعبه است قبله ولی بی امیر نه

روز تولد و همۀ عید هایمان

شاید ز یادمان رود اما غدیر نه

وقتی گدا رسید به این خانه حلقه زد

برگشت از سرای تو اما فقیر نه

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

سیراب دیو و دد همه طفل صغیر نه

این خانواده بیش و کمش فرق میکند

اصلاً حسین جنس غمش فرق میکند

 

تویِ زلف نگارم ببین باد افتاد

دلِ مستم توی صید صیاد افتاد

اسم مولا علی اومد و بعد از اون

هرچی غیر از علی بوده از یادافتاد

خَلَفِ احمد مختار ، بایعناک یا کرار

یکۀ عرصۀ پیکار ، بایعناک یا کرار

مرشدِ میثم تمار ، بایعناک یا کرار

پدر شاه و علمدار ، بایعناک  یا کرار

نام حیدر بنگر میدهد امشب طربم

حیدر حیدر ... مولانا علی

صد و ده کوزه عسل میچکد از رویِ لبم

حیدر حیدر ... مولانا علی

من عجم زادۀ مدیونِ امیر عربم

حیدر حیدر ... مولانا علی

رو به ایوان نجف طرفۀ عرض ادبم

حیدر حیدر ... مولانا علی

دلِ تو در بزرگی به دریا رفته

دم آخر تورو دیده هرکی زِدنیا رفته

کور شه چشم حسودا فقط تویِ غدیر

دست تو بود به دستِ پیمبر که بالا رفته

رونق کوچه وبازار ... بایعناک یا کرار

شاهِ بی دفتر ودربار ... بایعناک یا کرار

اسوۀ مردی و ایثار ... بایعناک یاکرار

اولین وآخرین بار ... بایعناک یاکرار

تو ولایت به همه از سویِ داور داری

حیدر حیدر ... مولانا علی

چون که باشخصِ نبی شان برابر داری

حیدر حیدر ... مولانا علی

آخ اَبرو که نگو ، بلکه دو خنجر داری

حیدر حیدر ... مولاناعلی

دستُ سر می بری شمشیرِ غضب برداری

حیدر حیدر ... مولانا علی

ذکر تو ای شه عرش نشین شیرینِ

اسم تومثل طعم دهین شیرینِ

اول وآخره حرف پیمبر اینه

امیرالمومنینی همین شیرینِ

شدم از عشق تو سرشار ... بایعناک یا کرار

ای جهانگیر وجهاندار ... بایعناک یاکرار

ای طبیب دل بیمار ... بایعناک یاکرار

ای قسیم جنت ونار ... بایعناک یاکرار

توعلی هستی وچون فاطمه همسر داری

حیدر حیدر ... مولاناعلی

بین اولاد یکی از یکی بهتر داری

حیدر حیدر  ... مولانا علی

توحسین وحسن وساقی لشکر داری

حیدر حیدر ... مولانا علی

توشیر زن مثل عقیله دختر داری

حیدر حیدر ... مولانا علی

زیر پاتوهم ببین این همه نوکر داری

حیدر حیدر ... مولانا علی

 

بزار بابام از سفر بیاد دیگه سیلی نمیخورم
نمیمونه زیر دست و پا چادرم
 
از صبح منم و تازیونه
میگم چرا غروب نمیشه
اینقدر من و زدن صورتِ
کبود من که خوب نمیشه
بابا سرگردونم بابا تو ویرونه ام
بابا چی میخوان از جونم نمیدونم
 
بابا بابا حسین
بزار بابام از سفر بیاد میبینه حالِ زارمُ
میادش و پس میگیره گوشوارمُ
دیدم پیرزن یهودی با سنگ تو رو نشون گرفته
 
دیدم به روی نیزه بابا همه سرت رو خون گرفته
 
بابا زمین گیرم بابا پیرِ پیرم
چرا زودتر پس من نمیمیرم
بابا سرگردونم بابا تو ویرونه ام
 
چی میخوان از جونم نمیدونم
بابا باباحسین  
بزار بابام از سفر بیاد
 
منو از اینجا میبره
یه لباس نو برای من میخره
تشت سر و سر بریده
به یاد مجلس یزیدم
برده فروشا دورِمونن
نگم چه حرفایی شنیدم
بابا وای از غم ها
بابا موندم تنها
صورت و پهلومه مثل زهرا
بابا سرگردونم بابا تو ویرونه ام
 
چی میخوان از جونم نمیدونم
بابا باباحسین
به دوری ِ تو عادت ندارم
بیا که دیگه طاقت ندارم
شبا بدون لالاییِ تو
خرابه خواب راحت ندارم
منو زدن لِه شد عروسکم زیر دست و پا  
منو زدن بابا به قصد کُشت بین کوچه ها
هِی نگاه به منو معجرم میکنن
بچه ها هم دارن مسخرَم میکنن
حسین ... آه آه آه

 

 

صدای هلهله ای عاشقانه می آید

صدای پای تغزل, ترانه می آید

بهشت خنده کنان, این میانه می آید

خدا به شوق در این آستانه می آید

حدیث وصل دو دریا عجب شنیدنی است

عروسی علی و فاطمه چه دیدنی است

از این به بعد, دو عاشق کنار هم هستند

تجلّی هم و آیینه دار هم هستند

به روی سفرۀ خود نان بیار هم هستند

چو کوه پشت هم و دوستدار هم هستند

دوباره پوزۀ شیطان شکست, شکر خدا

عروسی علی و فاطمه است, شکر خدا

از این وصال مبارک خدا هدف دارد

چقدر حضرت خاتم به دل شعف دارد

دلم هوای ضریح شه نجف دارد

عروسی علی و فاطمه است, کف دارد

به بزم عشق همه عاشقانه دف بزنید

برای خاطر داماد باز کف بزنید

کنار سفره ی عقد, این عروس گل سیما

زکیّه, طاهره, انسیّه, فاطمه, زهرا

نشسته اذن “بلی” تا بگیرد از بابا

پدر اجازه گرفت از خدای جلّ علا

بساط خطبه از این اذن تا فراهم شد

علی به فاطمه اش تا همیشه محرم شد

بگیر دامن پر برکت پیمبر را

بپاش بر سر امّت, گلاب قمصر را

گره زدند به هم عادیات و کوثر را

کشانده اند به دنیا بهشت و محشر را

از این وصال غدیر از گزند ایمن شد

نوشته اند که تکلیف شیعه روشن شد

نوشته اند که شیعه نشانه ای دارد

شراب کوثریِ جاودانه ای دارد

کبوتری شده و آشیانه ای دارد

برای گریه و شادی بهانه ای دارد

تمام عُمر دلم زیر دین می آید

از این وصال مقدّس حسین می آید

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2786
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 863
    بازديد ديروز : 5,640
    بازديد کننده امروز : 283
    بازديد کننده ديروز : 1855
    گوگل امروز : 235
    گوگل ديروز: 2250
    بازديد هفته : 18,427
    بازديد ماه : 156,026
    بازديد سال : 1,132,786
    بازديد کلي : 8,002,003
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 100.26.182.28
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید