loading...

آئین مستان

اشعار وفات حضرت ام البنین (س)

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مقتل امام حسن عسکری علیه‌السّلام ‌ 7 1905 aboozar
مقتل امام رضا علیه‌السّلام 9 1580 aboozar
مقتل امام حسن مجتبی علیه‌السّلام 9 1081 aboozar
اهانت مرد شامی به امام حسن مجتبی (ع) 0 646 aboozar
مواعظ مهم امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ساعات پایانی عمر 0 582 aboozar
متن مقتل ---- زیارت جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین 0 556 aboozar
عسکری صحیح است یا عسگری؟ 0 3451 aboozar
متن مقتل حضرت رقیه (س) 1 6568 aboozar
خطبه زین العابدین (علیه السلام) در کوفه 0 2791 aboozar
متن مقتل امام سجاد (علیه السلام) 3 3593 aboozar
حاج محمدباقر منصوری مداح اهل بیت (ع) درگذشت. 0 3183 aboozar
نیازها و بایدهای هیئت داری در کلام رهبری 10 3416 aboozar
کلاس مداحی حاج میثم مطیعی برای نوجوانان 0 4092 aboozar
احادیث درمورد ایام عزاداری 1 3532 aboozar
متن مقتل معتبر حضرت زهرا (س) 9 7075 aboozar
چرا نام پدر میثم مطیعی در لیست ترور منافقین قرار گرفت؟ 0 4900 aboozar
حاج غلامرضا سازگار:دوست دارم درحال ذکر اباعبدالله الحسین(ع) از دنیا بروم 0 5842 aboozar
توصیه خواندنی امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان 0 4324 aboozar
کتاب مقتلی که دکتر میثم مطیعی در حال ترجمه آن است 0 5493 aboozar
دعای پایان ماه صفر 0 4131 aboozar
خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 641 زمان : نظرات (0)

 

ناله ای جانسوز دلها را پریشان می کند

کیست این غمدیده کز سوز دل افغان می کند

کیست بانوی سیه پوشی که هر روز از سحر

می رود کنج بقیع و ناله از جان می کند

سال ها از ماجرای کربلا بگذشته باز

این زن غمدیده یاد از آن شهیدان می کند

این نه کلثوماست نی زینب بود ام البنین

 که این چنین آه و نوا در آن بیابان می کند

می کشد با حسرت بسیار نقش چار قبر

وز غم هر یک خروشاز قلب سوزان می کند

دم به دم گوید نخوانیدم دگر ام البنین

زین بیان دلهای جمعی را پریشان می کند

چون بیاد آرد ز درد و داغجانسوز حسین

جاری اشک از دیده خون دل بدامان می کند

او بریزد اشک غم بهر حسین و در عوض

فاطمه در ماتم عباس افغانمی کند

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1441 زمان : نظرات (0)

 

منم سنگ صبور لانه ی عشق
منم آن خانه دار خانه ی عشق
منم در بزم مظلومانه ی عشق
سرود نغز جاویدانه ی عشق
اگر چه زن ولی مرد آفرینم
كنیز فاطمه ام البنینم
*****
پس از عصیانگری های مدینه
كه تنها ماند مولای مدینه
پس از پرواز زهرای مدینه
كه شد آتش سراپای مدینه
مرا هفت آسمان قدرم قضا داد
فلك دستم به دست مرتضی داد
*****
از آنروزیكه رفتم محضر او
خرامان تا رسیدم بر در او
كه گیرم جای یاس پرپر او
به استقبالم آمد دختر او
مرا مادر خطابم كرد زینب
مرا از شرم آبم كرد زینب
*****
از آنروزیكه آن درگاه دیدم
چهار اختر بدون ماه دیدیم
علی را سر دورن چاه دیدم
هزاران صحنه ی جانكاه دیدم
به گرد شمعشان پروانه گشتم
نه بانو بل كنیز خانه گشتم
*****
زمان بگذشت تا نخلم ثمر داد
مرا هم چرخ گردون بال و پر داد
خدا پاداش كارم یك پسر داد
پسر نه در كفم قرص قمر داد
سراپا موجی از احساس گشتم
كه من هم صاحب عباس گشتم
*****
چه عباسی كه هستم هست او بود
چه عباسی كه دل پابست او بود
برایم قبله چشم مست او بود
گره بگشای كارم دست او بود
ز طفلی گشت ماه عالمینم
غلام حلقه در گوش حسینم
*****
از آنروزیكه مظلومانه رفتند
كبوترهای من از لانه رفتند
همه گلهایم از گلخانه رفتند
به كف جان و پی جانانه رفتند
چنین گفتم به گوش نور عینم
مبادا باز گردی بی حسینم
*****
همه رفتند و من جا مانده بودم
غریب و زار و تنها مانده بودم
میان موج غمها مانده بودم
به ره محو تماشا مانده بودم
كه شاید كاروان یاس آید
حسین و از پی اش عباس آید
*****
ولی افسوس دیدم كاروان را
كه می آورد با خود خستگان را
سیه پوش مصیبت كودكان را
زنان خسته حال و نیمه جان را
عیان شد هستیم از دست رفته
ز دستم هر چه بود و هست رفته

شاعر : حیدر توکلی 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 450 زمان : نظرات (0)

 

چهار مرتبه بانو برای تو خبر آمد

چهار بار دلت کوه شد به لرزه در آمد

تو منتظر، تو گدازنده بر معابر خونین

مسافر تو نیامد مسافری اگر آمد

چهار مرتبه شن‏زارهای ظهر، تنت را

گریستند و تو را داغ‏های مستمر آمد

چنان گریسته‏ای روزهای خستگی‏ات را

که تکّه تکّه خاک بقیع نوحه‏گر آمد

از آن گلایه تلخت به گوش علقمه بانو!

هر آن چه رود از آن لحظه سر به زیرتر آمد

چهار بار پسر رفت و اسب رفت و تو بودی

چهار بار تو بودیّ و اسب بی‏ پسر آمد

تو کوه بودی و از پشتِ شانه‏های بلندت

چهار مرتبه خورشید سر بریده برآمد

شاعر : حسین هدایتی

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 426 زمان : نظرات (0)

 

نگاه می کند و چشم های تر دارد

برای ام بنین یک نفر خبر دارد

خدا کند که مراعات سن او بشود

خبر، خبر همه بر قلب او ضرر دارد

نخواست که بپرسد جه شد ابالفضلش

سوال بود برایش حسین سر دارد

براش گفت چه شد؟ ماجرا چه بود؟ آن که

به روی آینه اش گرد از سفر دارد

تمام واقعه این بود: بین نخلستان

جماعتی سر حمله به یک نفر دارد

تمام قامت او را به باد می دهد و

بدون آن که ز چشمش، دست بر دارد

شهید می شود عباس نه! حسین دمی

که جان سپردن عباس را نظر دارد

گذشت واقعه اما تصورش باقی ست

هنوز مرد خدا دست بر کمر دارد

ز سمت علقمه سمت خیام می آید

چرا که پیکر عباس درد سر دارد

هنوز رفتن عباس و خیمه ها باقی ست

به روی گونه ی طفلی ست شام فردا ردّ

ز ضربه ی عجیب و غریب بی رحمی

که قصد بی ادبی با سر قمر دارد

شنید ام بنین، گفت: نام من این نیست

کسی ست ام بنین لا اقل پسر دارد

شاعر : مجتبی کرمی 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 492 زمان : نظرات (0)

 

ای گل گلزار اخلاص و یقین

بانوی کاخ شرف ام البنین

نام نو چون فاطمه، بُد فاطمه

قدر تو معلوم باشد بر همه

ای همه پاکان گواه پاکیت

عشق مات از شوکت افلاکیت

گوهر ارزندۀ صبر و یقین

همسر پاک امیر المؤمنین

اسوۀ ایمان و ایثار و ادب

مادر شیر شجاعان عرب

ای ارادتمند زهرا و رسول

ای امانتدار گل های بتول

تا قدم در خانۀ عصمت زدی

گل به فرق خویش از عزت زدی

روز اول با هزاران زیب و زین

خوانده ای خود را کنیز زینبین

در وفا داری تو ای با وفا

می توان گفت از ره صدق و صفا

صبر در کانون تو تحصیل کرد

زینب از تو بارها تجلیل کرد

ای که گفتی همره اشک دو عین

چار فرزندم به قربان حسین

حق گواه بینش و دانائی ات

جان فدای اشک عاشورائی ات

عاقبت با آن همه قدر رفیع

جای بگرفتی به دامان بقیع

کاش روزی چون کبوترهای عشق

وا کنم از شوق جان پرهای عشق

پرزنم تا روضۀ پاک بقیع

سر نهم با گریه بر خاک بقیع

چون «وفائی» با دل و جانی حزین

گریم و گویم که یا ام البنین

شاعر : سید هاشم وفایی

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 397 زمان : نظرات (0)

 

وقت غروب، چشم ترش درد می کند

ذره به ذره بال و پرش درد می کند

کم کم که ماه می شکفد در برابرش

با رویت هلال، سرش درد می کند

بی اختیار وقت نگاهش به آب ها

قلبش به یاد گل پسرش درد می کند

باید که از بقیع به سوی منزلش رود

پر زحمت ست چون کمرش درد می کند

هر چند کنج خانه کسی نیست منتظر

این بیت حزن، بوم و برش درد می کند

تنها نه محض خاطر آن چار شیر نر

این خانه سال هاست، درش، درد می کند

اما هزار شکر که شب ها منور است

از نور خواهری که پرش درد می کند

هر شب می آید از پی دلداری زنی

با این که جسم محتضرش درد می کند

یک سال و نیم تلخ، شبیه دو ماه و نیم

با یاد کوچه ها جگرش درد می کند

 

تعداد صفحات : 2

درباره ما
Profile Pic
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 3320
  • کل نظرات : 204
  • افراد آنلاین : 25
  • تعداد اعضا : 339
  • آی پی امروز : 388
  • آی پی دیروز : 947
  • بازدید امروز : 6,635
  • باردید دیروز : 11,454
  • گوگل امروز : 70
  • گوگل دیروز : 394
  • بازدید هفته : 6,635
  • بازدید ماه : 290,514
  • بازدید سال : 574,704
  • بازدید کلی : 19,080,532