close
تبلیغات در اینترنت
اشعار وفات حضرت ام کلثوم (س)

اشعار وفات حضرت ام کلثوم (س)

اشعار وفات حضرت ام کلثوم (س)

اشعار وفات حضرت ام کلثوم (س)
اشعار وفات حضرت ام کلثوم (س)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 38 aboozar
10 32 aboozar
0 50 aboozar
1 31 aboozar
9 1030 aboozar
0 554 aboozar
0 542 aboozar
0 366 aboozar
0 1551 aboozar
0 791 aboozar
0 1347 aboozar
3 1074 aboozar
12 2416 aboozar
0 1718 aboozar
4 7673 amirsajad
0 3109 aboozar
0 2970 aboozar
0 2818 aboozar
0 4555 aboozar
0 2039 aboozar

 

اگر چه حال و هوایم ز اشک معلوم است

خدا گواست که شیعه همیشه مظلوم است

به صبح و شام بگوییم یکصدو ده بار

عدوی حضرت حیدر به مرگ محکوم است

زدیم فالی و قرعه به نام او افتاد

دوباره کار دل ما به دست خانوم است

ثنا و حمد و ستایش نثار بانویی

که درشکوه وبزرگی ست گرچه مغموم است

الا که بنده نوازی ا ت ارثی از مولاست

همیشه عادت تو مرحمت به محروم است

تویی ستاره دوم به آسمان علی

بدون مِهر تو هر دل ز نور محروم است

به شام و کوفه ی تاریک خطبه خواندن تو

تمامی از جلوات امام معصوم است

کسی که نسبت پیوند گل به خار دهد

سزای این عملش میوه های زقّوم است

رواست شیعه برایت حسینیه سازد

فدای نام تو بانو که ام کلثوم است

چه می شود که قبول از (ظفر)کنی این شعر

صله زدست کریمان همیشه مرسوم است

حامدظفر

 

 

ام کلثوم ای گل باغ رسول

زینب صغرای زهرای بتول

ای علی را نور چشم و وجد جان

ای گرامی عمه ی صاحب زمان

ای رخت را بوسه داده فاطمه

لب به لبهایت نهاده فاطمه

ای حسین آسا به دوش عقل کن

بارها بنشسته زیباتر زگل

ای به لالای ملک رفته به خواب

درکنار دختر ختمی مآب

گر به رتبت زهره ی زهرا نه ای

یا عقیله زینب کبری نه ای

شک ندارم این دو مه را اختری

مریم عذرای بیت حیدری

ای یگانه بهتر از صد هاجری

چون ذبیح کربلا را خواهری

ای کمال از فاطمه آموخته

چلچراغ معرفت افروخته

ای شده در دامن دین تربیت

مثل کوثر پیش یاسین تربیت

هر زبانی در ثنایت الکن است

خاصه گفتاری که در نظم من است

وصف تو ناید جز از نای امام

این سخن مدح تو از من والسلام

باچنین شآن و مقامی ارجمند

کی مقامت را ز خصم آید گزند

رخ نداده ازدواجی این چنین

در میان آن دو ضد ای نکته بین

کی پذیرد بانوی یزدان پرست

همسری آنکه مامش کشته است

خاصه آن دختر که دارد در ضمیر

خاطراتی از سقیقه سینه گیر

طبق گفتار بزرگان جهان

خاطرات زشت و زیبای  زمان

در ضمیر کودک ناز و قشنگ

می نشیند همچو نقشی روی سنگ

ام کلثوم از عمر رنجیده بود

آتش خشم عمر را دیده بود

مادرش را دیده بود آن خوش سیر

در میان آتش و دیوار و در

من ندانم با چه رویی پیرمرد

از علی این خواهش بیهوده کرد

او خود آگه بد که شاه لافتی

می کند از همچو پیوندی ابا

کسب وجهه تا کند از بهر خویش

یا بریزد بار دیگر زهر خویش

یا کند دلجویی از آل رسول

جای آن ظلمی که کرده بر بتول

یا به فکر آخرت افتاده بود؟!

کاین چنین راه نجاتی می گشود

پاسخ حیدر بر آن بد کرده مرد

خشم و نفرت بود و آن دستار زرد

گر به تاریخ این خبر آورده اند

این خبر را مختصر آورده اند

ام کلثومی که شد جفت عمر

ام کلثومی دگر بود ای پسر

دختر بوبکر و اسما بوده است

که او مقیم بیت مولا بوده است

ام کلثوم امیر المومنین

تن نداده بر نکاحی این چنین

ام کلثوم عفیف خوش مرام

اخت و دخت و عمه ی چندین امام

پاره ی قلب شریف مصطفی

نور حق ناموس شاه لافتی

پا به پای زینب عالی مقام

جور کوفه دیده و بازار شام

ز ابتدای نهضت سلطان دین

از دل و جان بوده پشتیبان دین

در اسارت بوده با زینب  ندیم

مادری کرده به طفلان یتیم

محمد تقی سیف

 

 

در علم و فضیلت و ادب دریایی

در عصمت و صبر و علم بی همتایی

سجاده‌ی تو شمیم کوثر دارد

تو آینه‌ی ‌حقیقی زهرایی

**

ای روح زلال نور کوثر داری

تو عطر گل یاس پیمبر داری

در حجب و حیا آینه‌ی فاطمه ای

در وقت خطابه شور حیدر داری

**

ای پشت و پناه قافله، چون زینب

همراز نماز نافله، چون زینب

در شام نیفتاده ای از پا، بانو

یک لحظه در این مقابله چون زینب

**

هر چند که بی صبر و قراری بانو

هر چند غریب و داغداری بانو

در کوفه‌ی بی کسی و شام غربت

چون کوه وقار استواری بانو

**

در روز دهم چو شمع افروخته ای

در آتش بی کسی و غم سوخته ای

تا سرحد جان حمایت از مولا را

از مادر خود فاطمه آموخته ای

**

از دیده اگرچه خون دل افشاندی

آن روز تمام کوفه را لرزاندی

ای دخت علی، هیمنه‌ی کوفی ها

می ریخت به هر خطابه که می خواندی

**

آن روز رسیده بود جانت بر لب

می سوخت تمام پیکر تو در تب

پروانه صفت گرم طواف عشقی

ذکر لب خسته‌ی تو زینب زینب

**

آن ماتم بی کرانه را معنا کن

آن غربت جاودانه را معنا کن

یک بار برای زائرانت بانو

تو ضربه‌ی تازیانه را معنا کن

**

شش ماه شبیه روضه خوان می خواندی

از غربت و داغ بی کران می خواندی

از نیزه و قتلگاه و خون می گفتی

از طشت طلا و خیزران می گفتی

یوسف رحیمی

 

 

بانو زبانزد است حیایی که داشتی

تاریخ ثبت کرده وفایی که داشتی

نازل شود به وحی خدا مدح وصف تو

با آن مقام پیش خدایی که داشتی

در آسمان حیدر و زهرا پریده ای

مهد کمال بود هوایی که داشتی

با حضرت عقیله ی صحرای کربلا

مشهور بود صدق و صفایی که داشتی

دیدند اهل کوفه که حیدر ظهور کرد

با خطبه ها و صوت رسایی که داشتی

دیدی مصیبتی که دگر کس نمی رسد

به ابتدای صبر و رضایی که داشتی

قربانیِ تو نزد خدایت قبول شد

یک عمر ماند رنگ حنایی که داشتی

ام البنین به شهر مدینه که روضه داشت

گل می نمود آه و بکایی که داشتی

با زینب و رباب فقط ناله می زدی

با خاطرات کرب و بلایی که داشتی

تقسیم شد میان اسیران اهل بیت

در شهر شام آب و غذایی که داشتی

حتی زن یزید لعین گریه اش گرفت

با دیدن خرابه و جایی که داشتی

عباس بود روی نی و بست چشم خود

وقتی که دید تاول پایی که داشتی

در خیمه های سوخته آمد چه بر سرت؟

بعد از غروب و شام عزایی که داشتی

یاد صدای فاطمه افتاد پشت در

زینب شنید سوز صدایی که داشتی

شکر خدا نبود ببیند برادرت

بردند گوشوار طلایی که داشتی

شکر خدا نبود حسین تو بشنود

در زیر تازیانه نوایی که داشتی

رضا رسول زاده

 

 

نام بلند خویش به دنیا گذاشتی

با داغ خود غمی روی دلها گذاشتی

بعد از حسین قلب پریشان خویش را

در کربلای خون خدا جا گذاشتی

پشت سر امام زمان غریب خود

تصویر عشق را به تماشا گذاشتی

حیران و مات صبر و رضای تو روزگار

وقتی به روی غصه و غم پاگذاشتی

کوفه اسیر نطق علی گونه ی تو شد

داغی بزرگ بر دل اعدا گذاشتی

با خطبه ای که خواندی و کردی عزا به پا

پا جای حضرت زهرا گذاشتی

زینب قرار بود کند شام را خراب

حرمت به نام زینب کبری گذاشتی

بازار شهر کوفه کجا و شما کجا

باور نمیکنم قدم آنجا گذاشتی

ای همدم رباب تو با اشک وناله ات

مرهم به قلب مادر تنها گذاشتی

گفتی به راس بر روی نیزه برادرم

از چه رقیه را تک وتنها گذاشتی

تو داغدار بی کفن کربلا شدی

گریان و بی قرار شه سر جدا شدی

محمدجواد غفاریان

 

ما از می جام عاشقی سرمستیم

بر مرحمت دخت علی دل بستیم

محشر که بیاید همگی میگوییم

ما گریه کنان ام کلثوم هستیم

****

ای عالمه ی علوم دین ادرکنی

ای چادر تو حبل متین ادرکنی

یاسَیِّدَةَ النِّسا أَنَا سائِلِکُم

ای دخت امیر مومنین ادرکنی

****

ای روشنی نسل طهورای فاطمه

ای سردبیر مجمع شورای فاطمه

بی شک و شبهه عمه ی سادات عالمی

ای هم ردیف زینب کبرای فاطمه

****

ملیکه ی دو سرایی و نوحه گر هستی

خمیده ای به گمانم شکسته پر هستی

میان روضه ی امشب به خاطرم آمد

تو از غریب مدینه غریب تر هستی

****

تندیس حلم و حجب و حیایی بزرگوار

سنگ صبور شیر خدایی بزرگوار

محشر به إذن مادر سادات فاطمی

آری شما شفیعه ی مایی بزرگوار

****

عزیز فاطمه در معرض خطر بودی

ز بانوان حرم تو گرسنه تر بودی

"سری به نیزه بلند است در برابر" تان

تمام واقعه را تو نظاره گر بودی

شاعر: علیرضا خاكساری

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2601
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 18
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,395
    بازديد ديروز : 3,678
    بازديد کننده امروز : 282
    بازديد کننده ديروز : 899
    گوگل امروز : 210
    گوگل ديروز: 725
    بازديد هفته : 21,230
    بازديد ماه : 60,170
    بازديد سال : 925,077
    بازديد کلي : 7,794,294
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.232.124.77
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید