close
تبلیغات در اینترنت
متن اشعار ولادت امام محمد باقر,اشعار ولادت امام محمد باقر,متن شعر شهادت امام محمد باقر

متن اشعار ولادت امام محمد باقر,اشعار ولادت امام محمد باقر,متن شعر شهادت امام محمد باقر

متن اشعار ولادت امام محمد باقر,اشعار ولادت امام محمد باقر,متن شعر شهادت امام محمد باقر

متن اشعار ولادت امام محمد باقر,اشعار ولادت امام محمد باقر,متن شعر شهادت امام محمد باقر
متن اشعار ولادت امام محمد باقر,اشعار ولادت امام محمد باقر,متن شعر شهادت امام محمد باقر
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
1 295 aboozar
0 176 aboozar
3 188 aboozar
0 328 aboozar
10 213 aboozar
0 305 aboozar
1 238 aboozar
9 1297 aboozar
0 777 aboozar
0 789 aboozar
0 541 aboozar
0 1744 aboozar
0 962 aboozar
0 1527 aboozar
3 1235 aboozar
12 2683 aboozar
0 1923 aboozar
4 7841 amirsajad
0 3266 aboozar
0 3137 aboozar

 

اى به تو از خالق داور سلام

از لب جانبخش پیمبر سلام

اى پدر عالم هستى همه

نخل على یوسف فاطمه

شمس و قمر را به نسب اخترى

نسل امام از پدر و مادرى

اختر تابنده دانش تویى

بلكه شكافنده دانش توئى

عالم علم احد قادرى

باقرى و باقرى و باقرى

دانشى كل نقطه ‏اى از مكتبت

علم لِدُنى سخنى بر لبت

مدح تو از قول خدا در نبى است

خلق تو آیینه خلق نبى است

مام تو ریحانه بخل بتول

جابرت اورده سلام از رسول

اختر تابنده ماه رجب

مهر فروزنده ما رجب

شهر رجب را تو مهین كوكبى

ماه فروزان نخستین شبى

علم نهانى ز گلستان تو

پیر خرد طفل دبستان تو

هر نفست باغ گلى از كمال

هر سخنت پاسخ صدها سوال

مهر رخت اى به على نور عین

وسه گه یوسف زهرا حسین

نام تو را گفت عدو ناسزا

از چه تو گفتیش ز رافت دعا

با همه فضل و شرف و علم تو

دشمن تو شد خجل از حلم تو

اى به فدایت پدر و مادرم

مدح تو در اوج دهان گوهرم

(میثم) و عبد مطیع توام

عاشق دیدار بقیع توام

 

 

به سر می‏ پرورانم من هوای حضرت باقر

به دل باشد مرا شوق لقای حضرت باقر

ز عشقش جان من بر لب رسیده کس نمی‏ داند

که نبوَد چاره ساز من سوای حضرت باقر

بگوشم هاتف غیبی سرود این نکته را دیشب

که باشد رخش دانش زیر پای حضرت باقر

چنان بگرفته علمش آفاق را یک سر

که پیچیده در این عالم صدای حضرت باقر

پیمبر گفت با جابر که خواهی دید باقر را

سلام از من رسان آن که برای حضرت باقر

سوالاتی که از وی کرده دانشمند نصرانی

جوابش را شنید از گفته‏ های حضرت باقر

مسلمان گشت راهب ناگهان در محضر آن شه

منور شد دل او از ولای حضرت باقر

شد آسان وضع حمل گرگ وحشی بیابانی

به روی قله ی کوه از دعای حضرت باقر

به رستاخیز اگر خواهی نجات از گرمی محشر

برو در سایۀ ظل همای حضرت باقر

خرد عاجز بود ز اوصاف بی پایان آن سرور

کمیت لفظ لنگ است از ثنای حضرت باقر

جلال و شأن و قدر آن امام پاک بازان را

نمی‏ داند کسی غیر از خدای حضرت باقر

 (رضائی) ایستاده بر در دولت سرای او

چو سائل منتظر بهر عطای حضرت باقر

 

 

بیا به پای دل خود سفر کنیم امشب

زکوچه های مدینه گذر کنیم امشب

خدا به زین عبادش عطیه ای بخشید

بیا تمام جهان را خبر کنیم امشب

بیا سلام و درود و تهیت خود را

نثار این پدر و این پسر کینم امشب

در آسمان ولا مهر و مه هم آغوشند

بیا نظاره شمس و قمر کنیم امشب

دگر به دیدن باغ بهشت حاجت نیست

اگر به باغ ولایت نظر کنیم امشب

برای این که بگیریم عیدی از زهرا

سزد ارادت خود بیشتر کنیم امشب

بپاس مقدم دریا شکاف علم و کمال

زاشک شوق نثارش گهر کنیم امشب

شب ولادت او در مدینه جشنی نیست

بیا زغربت او دیده تر کنیم امشب

تمام فرصت ما وقف خدمت بر اوست

چه حاجت است که کار دگر کنیم امشب

اگر که چشمه ای از معرفت شود پیدا

نهال مهر ورا بارور کنیم امشب

کنار خرمنی از عشق او بیا بنشین

که فکر توشه راه سفر کنیم امشب

بگو به خلق(وفائی) زجای برخیزد

لباس خدمت بر او به بر کنیم امشب

 

 

پیک شادی به شادمانی گفت

آفرینش دوباره پر شور است

در سپیده دم طلوع و ظهور

آسمان و زمین پر از نور است

نور صبح از سپیدۀ علم است

این سپیده پدیدۀ علم است

شب نشینان عالم ملکوت

همه سوی زمین نگه کردند

روی دامان مهر مه دیدند

کسب نور از فروغ مه کردند

روز میلاد ماه خورشید است

روشن این مه ز نور توحید است

همۀ عرشیان به هم گفتند

سید الساجدین گلی دارد

تا که شکر خدا به جا آرد

در مصــلا نمــاز بگذارد

همه این شوق و شور را دیدند

سَر الله و نــور را دیــدنـد

همه اصحاب معرفت دارند

شوق بشنیدن کلام تو را

با شکوه و به احترام و وضو

روی لب می برند نام تو را

ای ز وصف و ز مدح بالاتر

گفته بر تو سلام پیغمبر

ای که بر رهروان علم و شرف

گنج علم و شرافت آوردی

تو به کانون عشق و مکتب علم

در فضیلت هشام آوردی

مکتب تو فقیه پرور بود

دانشت مهر سایه گستر بود

هر که شد تشنۀ محبت تو

جام عشق و وفا به او دادی

به کُمیت و به حمیری نوری

ز سحــرگاه آرزو دادی

هر که مهر شما محبت اوست

سند افتخار خدمت اوست

من که از ساحل محبت تو

رو به دریای جود آوردم

بر تو و خاندان اطهر تو

احترام و درود آوردم

به «وفائی» تو التفاتی کن

نذر مسکین خود زکاتی کن

 

 

خواهم امشب باز شیدایى كنم

از در رحمت تمنّایى كنم

تا شوم دور از تمام هرچه زشت

سیر، در گلزار زیبایى كنم

گرچه خوارم، دم ز گل ها مى‏زنم

یاد گل، یاد گل آرایى ‏كنم

مدت كوتاه عمر خویش را

صرف خدمت نزد مولایى كنم

از همین كوتاه خدمت، تا ابد

زندگى در لطف و آقایى كنم

آمدم نوشم مى ‏از شیر و رُطب

بر در میخانۀ ماه رجب

اى رجب میخانۀ حیدر تویى

مِى تویى، باده تویى، ساغر تویى

طعم تو گردیده احلى من عسل

گوشه‏اى از وسعت كوثر تویى

راه درك لیلةالقدر على

بهر شیعه تا صف محشر تویى

ماه شعبان بر تو كرده اقتدا

باعث توفیق پیغمبر تویى

مطلعت زیباترین روز خداست

میزبان حجت داور تویى

حسن مطلع در تو باشد لطف یار

شد رخ زیباى باقر آشكار

او شعیب عترت پیغمبر است

باقر دریاى علم داور است

مفتخر بر نام او هستیم ما

این كلام یك امام و رهبر است

اول خیر آخر خیر اصل خیر

این محمد، سفره دار كوثر است

بى روایاتى كه از او آمده

دین ما تا روز محشر ابتر است

سائل علمش مراجع گشته اند

وسعت علمش ز هركس برتر است

او كه باشد بهترین مولاى من

مادرش شد فاطمه بنت الحسن

مادرش از فاطمه تصویر داشت

در برش آئینۀ تقدیر داشت

پاك تر از آب زمزم خُلق او

رزق و سهم از آیۀ تطهیر داشت

او كه باشد دختر بیت كریم

حُسن بابایش در او تأثیر داشت

نِى به دامانش گرفته كودكى

او به دامان خضر راهى پیر داشت

تا كند ما را غلام درگهش

در نگاه چشم خود زنجیر داشت

ما غلام حضرت باقر شدیم

بر مَرام غیر او كافر شدیم

 

 

امشب میان گریه و لبخند خود گمم

سرشار  از طلوع  بهار  تبسمم

دریایم و  طپیده به لب هام  نبض موج

تا آسمان رسیده شعور تلاطمم

جارو به برج و باروی اندیشه می زنم

تا سائل مدایح  معصوم پنجمم

من شاعر صداقت گل های قاصدک

من جابر سلام  رسولان  مردمم

هر جا که باز  پنجره ای شد کبوترم

هر جا که بسته است در مهر کژدمم

صدها ابوبصیر شود طفل مکتبم

دریای علم تو بچشاند اگر خمم

پیچیده در تلاوت معصوم نام تو

عطر گل محمدیت در تکلمم

بر خاک های مرقد نورانی تو ساخت

گلدسته ها و گنبد زرین تجسمم

امشب دوباره شوق مرا بال و پر بده

امشب که بین گریه و لبخند خود گمم

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2907
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 20
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 223
    بازديد ديروز : 7,289
    بازديد کننده امروز : 96
    بازديد کننده ديروز : 2363
    گوگل امروز : 77
    گوگل ديروز: 3443
    بازديد هفته : 7,512
    بازديد ماه : 87,087
    بازديد سال : 1,276,268
    بازديد کلي : 8,145,485
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.226.255.55
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید