close
تبلیغات در اینترنت
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک - 2

اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک - 2

اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک - 2

اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک - 2
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک - 2
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 20 aboozar
3 17 aboozar
0 201 aboozar
10 106 aboozar
0 148 aboozar
1 120 aboozar
9 1109 aboozar
0 632 aboozar
0 632 aboozar
0 430 aboozar
0 1609 aboozar
0 847 aboozar
0 1407 aboozar
3 1133 aboozar
12 2515 aboozar
0 1800 aboozar
4 7733 amirsajad
0 3164 aboozar
0 3022 aboozar
0 2875 aboozar

 

از بس که اشک ریخته ای پای بسترم

صد بار شده آسمان آوار بر سرم

ساعات آخرم شده زهرای کوچکم

نزدیک تر بیا که تو را سیر بنگرم

آخر نشد به رخت عروسی ببینمت

هر آرزو که بود سوی گور میبرم

حالا برو لباس عزای مرا بپوش

دیگر نشته پیک عجل در برابرم

در راه عشق هستی  خود را فروختم

امشب که میروم کفنی نیست در برم

این لحظه ی فراق که پیشم نشسته ای

خون میچکد برای تو از دیده ی ترم

من زود میروم که نبینم پس از رسول

در بین دود و شعله نشسته است دخترم

من زود میروم که نبینم به کوچه ها

سیلی زند کسی به رخ یاس اطهرم

 

 

مادر مظلومه ی من میون بستر رمق نداری

با این همه غصه و غم چرا بابامو تنها میذاری

مادر بی تو زهرا می میره    

کنار بسترت ببین نشسته ام پریشون

شاهد جون دادنتم با دیده های گریون

نفس نفس می زنی و به قبله پا کشیدی

برای زنده موندنت نمونده هیچ امیدی

مادر بی تو زهرا می میره

مادر مظلومه ی من  میون بستر رمق نداری   

با این همه غصه و غم چرا بابامو تنها میذاری

مادر بی تو زهرا می میره    

یه عمری با شعله های آتیش غصه سوختی

به پای دین مصطفی زندگیت و فروختی

حالا که بستی بارتو تا خدا رهسپاری

فدات بشم که وقت مرگ حتی کفن نداری

مادر بی تو زهرا می میره    

مادر مظلومه ی من  میون بستر رمق نداری   

با این همه غصه و غم چرا بابامو تنها میذاری

مادر بی تو زهرا می میره    

وقتی وصیت میکنی دلم آتیش می گیره

همش میگم خدا کنه که مادرم نمیره

میون اون سفارشات تو چی گفتی به اسماء

مگه قراره چی بیاد بی تو به روز زهرا

مادر بی تو زهرا می میره    

مادر مظلومه ی من  میون بستر رمق نداری   

با این همه غصه و غم چرا بابامو تنها میذاری

مادر بی تو زهرا می میره    

 

 

شب گذشته کمی خوب شد سخن می گفت

برایم از خودش از حال خویشتن می گفت

از این که سنگ گرفته به معجرش به سرش

آخی مکه ای ها اول کاری که کردن این بزرگوارانو سنگ باران کردند

از این که سنگ گرفته به معجرش به سرش

و یک به یک همه اش را برای من می گفت

به اهل بیت پیامبر چقدر ایمان داشت

کنار ما سه تن از پنج تن سخن می گفت

برایم از همه اموال و مال داشتنش

برایم از کفنی هم نداشتن می گفت

دخترم میخوام یه چیزی بهت بگم به بابات روم نشد بگم، من دیگه همه چیزم و ثروتم و وسایلم و خرج اسلام کردم، یه بارم به بابای عزیزت نگفتم، گفت: مادر بگو چی میخوای، مادر من حتی یه کفنم ندارم، دلم میخواد یا ابا یا پیراهنشو که در نماز میخوند با اون نماز به جا می آورد، اونو موقع کفن کردن به تن من کنین؛ این کارم کردنا اما خدا از همه بالاتره رسول خدا سلام مارو به خدیجه خانوم برسونبگو تو همه مال و زندگی و هستیت رو دادی ما هم برات به همون اندازه و بالاتر دادیمیعنی بهت کوثر دادیم اما ما غیرتمون قبول نمیکنه تو بی کفن باشی...  

برایم از همه اموال و مال داشتنش

برایم از کفنی هم نداشتن می گفت

درست مثل کسی که خودش خبر دارد

فقط حسین و حسن و حسین و حسن می گفت

 فقط ذکرش همینا بود گفت بابات به من گفته خدا به من یه نوه هایی می ده   از تو و علی؛ همه رو می دونست

کفن رسید به دستش ولی نشد خوشحال

آخه هر اولیا او انبیاء وقتی میخوان بمیرن  باید برا حسین گریه کنن این که ام المومنینه یعنی ابراهیم علیه السلام  این ام المومنینه، اما میگه

کفن رسید به دستش ولی نشد خوشحال

برایم از پسرم شاه بی کفنم می گفت

جبرئیل نازل شد حقت سلام می رساند این حله های بهشتی پنج تاست اولیش مال خدیجه خانومه، یا رسول الله دومی مال خودته، سومی هم مال دخترته، چهارمی مال علی پنجمی مال ولد این دو بزرگوار حسن

دخترم  بباف دختر من پیروهن برای غریبی

به فاطمه ز حسین و ز پیروهن می گفت

آی حسین.....

 

 

ای داده به عصمت شرف و نام خدیجه

ای بسته به تو صد فلک احرام خدیجه

ای همسر پیغمبر اسلام خدیجه

ای عصمت حق فاطمه را مام خدیجه

ای ختم رسل راز شرف نور دو دیده

پیش از شب بعثت به محمد گرویده

ام المومنین ام الزهرا

حضرت خدیجه رفت از دنیا

ای برتو سلام آمده از داور هستی

بگذشته در آیین نبی از سر هستی

دلداده او دل برده ز پیغمبر هستی

زیبت که بخوانند تورا مادر هستی

الحق که خدا هستی خود را به تو داده

ام النجبا  فاطمه زهرا به تو داده

ام المومنین ام الزهرا

حضرت خدیجه رفت از دنیا

 

 

ای در دیار غربت و غم یار احمد

ای نازنین یار وفادار محمد

ای در دیار غربت و غم یار احمد

ای نازنین یار وفادار محمد

دامان تو زهرای اطهر پروریده

بهر نبی الله مادر پروریده

دفع خطر در هر خطر بودی برایش

در سنگ باران ها سپر بودی برایش

 

 

سلام ما به تو ای مادربهشت رسول

که پرورش به روی دامن  تو یافت بتول

ملائکند به مدحت در آسمان مشغول

امین وحی حقت کرده برسلام  نزول

سلام ذات خدا او چهارده معصوم

به تو که بوده مقامت همیشه نا معلوم

درود باد به روح و سلام برتن تو

 حجاب نور و دعای رسول جوشن تو

به عشق وحی خداوندگار گلشن تو

محیط پرورش فاطمه است دامن تو

به جز تو در غم و اندوه یار احمد کیست

به غیر تو صدف گوهر محمد کیست

خدای را به خدا لایق درودی تو

به یاری نبی آغوش خود گشودی تو

دل از رسول خدا همچنان ربودی تو

تمام لشگر ختم رسولتو بودیی تو

توسینه را سپر سنگ دشمنان کردی

به حفظ جان محمد نثار جان کردی

تو بهترین زن روی زمینی ای مادر

تو در جلال جلال آفرینی ای مادر

تو مام همسر حبل المتینی ای مادر

تو مادر همه ی مومنینی ای مادر

گل رسول خدایی و  گل کجا  تو کجا

زنان دیگرختم رسل کجا تو کجا

بی بی جان توآسمان فروزان یازده قمری

تو از زنان همه انبیاء به رتبه سری

هرآنچه وصف تو خوبان کنند  خوب تری

زنان ختم رسل دیگرند و تو  دگری

مگر نگفت نبی به همسرانش بسی

که بهر من چو خدیجه نبود و نیست کسی

سلام بر تو او روح بلند ایمانت

درود بر تو او ایثارو عهد و پیمانت

بهار سبز گل عصمت است دامانت

سلاله او پدرو مادرم به قربانت

به جز خدا او نبی مدح تو نشاید گفت

به به تو راچو فاطمه ام الائمه باید گفت

تو مادر سادات همه عالمی بانو

تو نور چشم رسول مکرمی بانو

تو به ز هاجروساراو مریمی بانو

دوازده گهر نور را یمی بانو

خدای را به دعا و نیازمی خواندی

نزول وحی نبود و نماز می‌خواندی

سلام برتو و اشک و دعا و زمزمه ات

سلا بر تو او روح بلند فاطمه ات

فروغ وحی عیان بود از مکالمه ات

هزار عایشه کم از کنیز خادمه ات

همیشه شیفته ی خصلت و صفاتت بود

که سال حزن رسول خدا وفاتت بود

زهی جلال سلام خدا به جان و تنت

هنوز بوی خدا می دمد ز پیروهنت

دراین که روح تو پرواز کرد ازبدنت

زهی جلال سلام خدا به جان و تنت

که از بهشت فرستاد ذات حق کفنت

گرفتم آن که زکوثر دهان خود شویم

مرا چه زهره  که اوصاف چون تورا گویم

وفات تو نبود کم به به

وفات تو نبود کم زصبح میلادت

سلام برتو و آباء پاک واولادت

به شان تو که بود رتبه ی خدادادت

همین بس است که مولا  علی است دامادت

آآآی امین وحی سلامت به احمد آورده که جزتو

که  جزتو فاطمه را بر محمد آورده

که جز تو آورد ازبهر مصطفی زهرا

که جزتو دختراو هست  زینب  کبری

که جز تو قابل اشک بوده مریم اسراء

که جز تو شد سپر جان خواجه ی دوسرا

تویی که در رحمت فاطمه سخن می گفت

سخن ز سر خداوند ذوالمنن می گفت

به آن خدا که جهان را  به آن خدا که جهان وجود را آراست

به آن علی که پس از مصطفی به ما مولاست

به فاطمه که به غیر از خدا ندید او نخواست

که زائر تو همان  زائر رسول خداست

چو درثنای تو گیرد به دست خویش  قلم

ز خود گذشته او پرواز می کند

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2779
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 6
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 801
    بازديد ديروز : 3,413
    بازديد کننده امروز : 197
    بازديد کننده ديروز : 1055
    گوگل امروز : 138
    گوگل ديروز: 1033
    بازديد هفته : 4,214
    بازديد ماه : 141,813
    بازديد سال : 1,118,573
    بازديد کلي : 7,987,790
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 34.204.176.189
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید