close
تبلیغات در اینترنت
امام حسن (ع) - 7

امام حسن (ع) - 7

امام حسن (ع) - 7

امام حسن (ع) - 7
امام حسن (ع) - 7
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 250 aboozar
1 794 aboozar
0 564 aboozar
3 579 aboozar
0 703 aboozar
10 629 aboozar
0 746 aboozar
1 611 aboozar
9 1833 aboozar
0 1219 aboozar
0 1201 aboozar
0 925 aboozar
0 2118 aboozar
0 1364 aboozar
0 1884 aboozar
3 1595 aboozar
12 3104 aboozar
0 2262 aboozar
4 8211 amirsajad
0 3607 aboozar

پاره پاره قلبِ من ، شد ز زهر آخر
کی رود از خاطرِ من خاطراتِ آخرِ مادر
راحت از غم ها شدم آخر خدایا
می چکد،خونِ دلم از کنج لب ها ای خدایا ...
من ، بی قرارِ ، یادِ ظلمِ کوچه هایم
من ، یادگارِ ، مرتضایم ، مجتبایم ...
پاره هایِ قلبِ من ، می چکد از لب
جان سپارد گر ببیند لخته خون را خواهرم زینب
می کشم پا بر زمین از سوزِ سینه
زائرِ مادر شدم از این مدینه ، ای مدینه
من ، بین لبخند ، رنگُ و بویِ ، گریه دارم
بر ، دامنت سر ، ای حسینم ، میگذارم
من ، بی قرارِ ، یادِ ظلمِ کوچه هایم
من ، یادگارِ ، مرتضایم ، مجتبایم ...
ای برادر جان حسین ، جان به قربانت
قاسمم جایِ پدر در کربلا باشد به فرمانت
آه و لایومَ کیومک ای برادر
کاشُ جایت بوسه میدادم به خنجر ، ای برادر
من ، سر به پایت ، میگذارم ، در جدایی
تو ، رویِ خاکُ و ، در تنورُ و ، نیزه هایی
من ، بی قرارِ ، یادِ ظلمِ کوچه هایم
من ، یادگارِ ، مرتضایم ، مجتبایم ...
همه بدونید که من گدایِ حسنم
مثه محرم ، برا حسن زار میزنم ...
زار می زنم ، زار میزنم ، حسن ....
میون حجره ، نفس نفس زد
با قلبِ خسته ، پر از قفس زد
از این مصیبت ، ببین کبوده بدنم
مثه محرم ، برا حسن زار میزنم ...
زار می زنم ، زار میزنم ، حسن ....
حسن ......

 

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا مُحَمَّد ، یا اِمام َالغَریب ، اَیُّهَا الغَریب وَ ابنُ الغریب ،اَیُّهَا الکَریم و َابنُ الکَریم ، یا مولانا اَیُّهَا المُجتَبی یابنَ رَسولِ الله
فکر تواَم و صحن و سرایی که نداری
داغِ حرم و درد بنایی که نداری
لَه لَه زده ام تا بنشینم لب حوض و
فواره ای و آب نمایی که نداری
آخه حرمت همش خاکِ ... مثل روز اول محرم ناله بزن ....
زَوّار تو حیران که چگونه بنشینند
در گوشۀ تنهاییِ جایی که نداری
کو کهنه رواقی که به قلبم بفشارد؟
هفتاد و دو تا کرب و بلایی که نداری
آنقدر غریبی که نیفتاده کنارت
مشک و علم و دست جدایی که نداری
ببین داداشت چقدر دورش شلوغِ ، یه طرف کف العباسِ ، یه طرف تل زینبیه است ، یه طرف خیمه گاهِ
به جز غمت آقا ، غمی تو سینه نیست
شلوغِ کربلا ، کسی مدینه نیست
زهرا برات گریه میکنه
هیچ کسی که نباشه مادرت هست ، تازه یه مادر دیگه هم هست ،دو تا مادر برات گریه می کنند
زهرا برات گریه میکنه
اُم البنین سینه میزنه
آهای بقیع نرفته ها
وقتِ مدینه رفتنِ ....
نواده های تو حرم دارن ولی
چقدر غریبی ای حسن ابن علی
به لطف و یاریِ آقام امام رضا
می سازیم ما برات یه گنبد طلا

 

 

یا زُوّار اَهلاً وَمَرحَبا یا زوّار اَهلاً وَسَهلاً

تموم درهای آسمون

به روی ما واشد امشب

که زهرا گردیده مادر

که حیدر بابا شد امشب

چه کسی خوب میدونه به جزخدای ذوالمنن

که محبت حسن چه کردهه با این دل من

اگه دستم نرسیده به شبستونه بقیع

قسمتم شده بیام  به مجلس امام حسن

شب عشق و جنونه شب صاحب زمونه

خوشبحال اونیکه قدر یارو میدونه

یا زُوّار اَهلاً وَمَرحَبا یا زوّار اَهلاً وَسَهلاً

شبای عشق و عاشقیه

برادر خوب گوش بده به من

تموم سال و گفتی حسین

حسینم امشب میگه حسن

من مرید حسنم ،گدای عید حسنم

همه عالم میدونن که من سعیدِ حسنم

ایشاالله که بعد مرگ همه ی آل سعود

روی قبرم مینویسن که شهیدِ حسنم

شب عشق و جنونه شب صاحب زمونه

خوشبحال اونیکه قدر یارو میدونه

ملائک امشب من و ببینید

که اینجا بین الحرمینه

یه دستم به ضریح ابالفضل

یه دستم به ضریح حسینه

چه جوری باور کنم اینهمه محترم شوم

توی عاشقای تو نشون شدم علم شدم

شبِ میلادِ علی بن حسین بن علی

توی بین الحرمین کبوتر حرم شدم

یا زُوّار اَهلاً وَمَرحَبا یا زوّار اَهلاً وَسَهلاً

 

 

چه خوش بر لب که بسم الله الرحمن الرحیم افتد

و یا بر لب نوای یا علی و یا عظیم افتد

چه خوش بر شوره زار دل گذاری از نسیم افتد

چه خوش باشد که سائل کار و بارش با کریم افتد

چه خوش عبدی که تا آخر گدای پنج تن باشد

چه خوش نوکر که ارباب دو دنیایش حسن باشد

دلا بنگر که در ماه مبارک ماه تابیده

چه زیبا روی دست فاطمه با ناز خوابیده

علی چون روی ماه مجتبای خویش بوسیده

گشوده چشم ، طفل و بر امام خویش خندیده

جهان چون شام تاریکی و مهتابش حسن باشد

حسین ارباب عالم لیک اربابش حسن باشد

بیا افطار خود واکن بگو جانم حسن جانم

کرامت را تو معنا کن بگو جانم حسن جانم

کویر دل چو دریا کن بگو جانم حسن جانم

و جا در قلب زهرا کن بگو جانم حسن جانم

حسن سبط نبی آری حسن نور جلی باشد

حسن شیر جمل بود و سپهدار علی باشد

علی چون خاتم احمد حسن نقش آفرین باشد

حسن بنگر علمدار امیرالمومنین باشد

حسن آقا ، حسن مولا ، معزالمومنین باشد

حسن مولا و استاد یل ام البنین باشد

اگر مولا کند جلوه میان نه فلک یک دم

تمام حُسن یوسف میرود از خاطر عالم

به دل مهر حسن دارم حسن را دوست می دارم

همیشه هر کجا یارم حسن را دوست می دارم

به عشق او گرفتارم حسن را دوست می دارم

شده مولا کس و کارم حسن را دوست می دارم

امام آخرین ما به آقاییش می نازد

می آید ، از برای او حریمی ناب می سازد

 

 

رو لبام جاریه دریای سرود

میخونم باز یکی بود یکی نبود

میخونم به‌جز علی و فاطمه

دلبری نیست‌و دلبری نبود

ربّ الاربابمی و عاشقتم حسن

توی خواب دیدم که تو آغوشتم حسن

تو حرم داری‌و جاروکِشتم حسن

تو مِی نابمی، آره آره آره آره والله

ذکر محرابمی، آره آره آره آره والله

تا ابد نوکرم، آره آره آره آره والله

چون تو اربابمی، آره آره آره آره والله

من گدای حسنم، مبتلای حسنم

عمریه منتظرِ، صحن و سرای حسنم

باز میدم کوری چشمای حسود

ساحتت عرض سلام، عرض درود

ایشالا یه روزی با ذکر حسن

میکَنیم ما ریشه‌ی آل‌سعود

سینه‌چاک پدر و مادرتم حسن

افتخارم اینه که نوکرتم حسن

آرزومه ببینم زائرتم حسن

شُهره‌ای تو کَرَم، آره آره آره آره وَالله

میره واست سَرم، آره آره آره آره وَالله

میسازیم آخرم، آره آره آره آره والله

واسه صحنت حرم، آره آره آره آره والله

من گدای حسنم، مبتلای حسنم

عمریه منتظرِ، صحن و سرای حسنم

از همه غیر تو دل بُریده‌ام

به کریمیِ تو من ندیده‌ام

توی قاب قلبم آقا واسه تو

من یه گنبدِ طلا کشیده‌ام

ای که زهرا و علی را تویی نورِ عین

بُرده‌ای با کرمت ما رو به زیر دِیْن

ای تو ذکر دائمِ روی لب حسین

تو دل و دلبری، آره آره آره آره وَالله

تو گداپروری، آره آره آره آره وَالله

هرکی شد نوکرت، آره آره آره آره والله

کربلا میبری، آره آره آره آره والله

من گدای حسنم، مبتلای حسنم

عمریه منتظرِ، صحن و سرای حسنم

 

حسن جان ، غریب فاطمه ...
از اون شب که فاطمه رفت
چشاش شد دریای غربت ...
حسین شد ، معنای گریه
حسن شد ، معنای غربت ...
امامی ، که دریای کرم بود
نصیبش ، فقط ظلم و ستم بود
همیشه ، دلش لبریز غم بود ...
یه عمر از درد و غم بیصدا سوخت
غریب و تنها ، بی همنوا سوخت
همیشه خون بود قلبی که بین
کوچه ها سوخت ...
حسن جان ، غریب فاطمه ...
غم و درد و اشک چشماش
همیشه داشت بوی مادر
حسن دیده ضرب سیلی
چه کرده با روی مادر
تو خونه ، گلی پر پر ندیده
پر از اشک ، چش خواهر رو دیده
رو خاکا ، خودش مادر رو دیده ...
خودش دیده که مادر زمین خورد
یه عمر از این غم خوابش نمیبرد
همین غم ها باعث شد که مثل
لاله پژمرد ...
حسن جان ، غریب فاطمه


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3051
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 292
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,242
    بازديد ديروز : 8,853
    بازديد کننده امروز : 417
    بازديد کننده ديروز : 3504
    گوگل امروز : 534
    گوگل ديروز: 4781
    بازديد هفته : 17,950
    بازديد ماه : 91,506
    بازديد سال : 91,506
    بازديد کلي : 8,483,348
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.168.111.191
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید