close
تبلیغات در اینترنت
مجتبی رمضانی

مجتبی رمضانی

مجتبی رمضانی

مجتبی رمضانی
مجتبی رمضانی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 65 aboozar
10 47 aboozar
0 71 aboozar
1 51 aboozar
9 1051 aboozar
0 574 aboozar
0 566 aboozar
0 383 aboozar
0 1571 aboozar
0 806 aboozar
0 1365 aboozar
3 1088 aboozar
12 2436 aboozar
0 1735 aboozar
4 7689 amirsajad
0 3125 aboozar
0 2984 aboozar
0 2836 aboozar
0 4574 aboozar
0 2057 aboozar

به خودم میگم بازم چه عطریه

که پر از غصه و آه و ماتمه

مادرم پیرهن مشکیم رو میده

میگه بوی گریه ی محرمه

به خودم میام بازم خیس چشام

داره میباره مثل ابر بهار

دوست دارم دلم مثل آینه شه

مثل یه آینه ی خالی از غبار

ممنونم اجازه دادی ارباب

هلال محرم باز ببینم

وسط گریه کنا گریه کنم

تو بهشت روضه هاتون بشینم

این شب اولی گریه میکنم

برا اونایی که امسال نیستن

برسه به دست مادر پدرم

که به من اسم تو رو یاد دادن

برسه به روح اون شهیدایی

که محرم و ندیدن امسال

امشب و تو محضر اربابن

میبنند از امشب و تا گودال

نوکرای پاک بی ریایی که

عمریه نفس زدن از دل و جون

از میون دار بگیر تا چایی ریز

همه رو خدا بیامرزتشون

چه محرمی بسازیم امسال

شب اولی پر از زمزمه ایم

افتخارمون اینه توی دنیا

نوکرای پسر فاطمه ای

مددی کن پسر ابو تراب

که بشه امسال و نوکری کنیم

بتونیم به اربعینت برسیم

توی آسمونا سروری کنیم

 

 

دوباره جاری شد از چشمم اشک نم نم

بازم شده رزق من گریه تو محرم

بازم میون روضه ات این چشم ها نم شد

بازم بار رو قلبم با گریه کم شد

بازم دلم هوایی واسه حرم شد

اشک روضه هات شست گناهمو

با روضه ات عوض کردی راهمو

یه کاری کن باشم هیئتی همیشه

تو روضه که باشی از عمر حساب نمیشه

یه عمری سایه ی تو روی سرم بود

یه عمری بار من رو دوش علم بود

تو عشق تو باید مرد، این گریه کم بود

با ذکرت روح از تن جدا میشه

داره هیئتت کربلا میشه

اشک روضه هات شست گناهمو

با روضه ات عوض کردی راهمو

به جز حسین عشقا خورشید روی بومه

حسین تا هستش دیگه آرزو کدومه

دلم خوشه به اینکه آقایی دارم

میون نوکراش من هم جایی دارم

اگر قطره ام اما دریایی دارم

آبرو دارم من از آبروش

به عالم میارزه یه تار موش

اشک روضه هات شست گناهمو

با روضه ات عوض کردی راهمو

به دستم این پرچم از جبهه ها رسیده

باز هم تا اون روزها مرغ دلم پریده

به یاد روضه های شب های سنگر

یاد چشای مثل دریای سنگر

به یاد نوحه های زیبای سنگر

با نوای کاروان بار بندید همرهان

 بار بندید همرهان

این قافله عزم کرببلا دارد

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزو کربلا

تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

یا ابا عبدالله

 

مجتبی رمضانی

 

خدا رو شکرکه عمرِ من تو روضه سرمیشه
تا اسم تو میاد چشام دوباره تر میشه
تموم خواستۀ دلم باشه تو این یه خط
یه کاری کن که آدمِ شما باشم فقط
 
دوباره مرغِ روح من هوایی ببین
که بارون چشام برات جدایی ببین
ببین غمِ تو داره نوکرت رو میکشه
دلم به عکس و خاطراتِ کربلا خوشه
یه بغضی تو گلومه که صدامو میگیره
گناها داره اشکایِ چشامو میگیره
بی آبرو شدم دیگه زیادی بد شدم
تو امتحانِ نوکریم دوباره رد شدم  
حسین آقام آقام
هوای خوبای تو باز هوایِ سنگرِ
ولی شکسته بالِ من حالم خرابترِ
نمیتونم بگم چرا خودت که میدونی
اینم بمونه بین ما خودت که میدونی
یکی همین الان داره فدای تو میشه
رو خاک میفته شامل دعای تو میشه
ولی منه بی دست وپا جا مونده ام بازم
از کاروان شهدا جا مونده ام بازم
فقط امید دارم یه روز بدرد بخور میشم
حبیب نمیشم اما واسه تو حُر میشم
تموم حرف من آقا باشه همین یه خط
یه کاری کن که آدم شما باشم فقط
حسین آقام

 

 

مجتبی رمضانی

 یاحسین حلالم کن ، نوکری بلد نیستم
من بَدی زیاد داشتم ، اما آقا بد نیستم
ای شاهِ بی سرِ من  عشقِ مادر من
قد کشیده عشقم ، روضه هات بزرگم کرد
عشق بیکران تو ، درد دنیامُ کم کرد
روضه هات مانوسِ ، بغضِ گاه و گاهم شد
پشت من به تو گرمِ ، تکیه ، تکیه گاهم شد
هروقت که مریض داشتم ، پرچم و بغل کردم
مشکلاتمُ تویِ ، چایِ روضه حل کردم
یاحسین حلالم کن ، نوکری بلد نیستم
من بدی زیاد داشتم ، اما آقا بد نیستم
ای شاه بی سر من  عشق مادر من
من منتظرت هستم اون لحظۀ تنهایی
مشتم پر پیش تو ، تو کشتۀ اشکایی
میدونم که مرگ حقِ ، کُلُ مَن عَلیها فان
اما واسه تو مردن ، خیلی خوب آقا جان
یاحسین حلالم کن ، نوکری بلد نیستم
من بدی زیاد داشتم ، اما آقا بد نیستم
من رفیق زیاد داشتم ، باوفا یه چیز دیگست
من سفر زیاد رفتم ، کربلا یه چیز دیگست

سینه زنی شور شهادت امام حسین (ع) - یاحسین حلالم کن ، نوکری بلد نیستم - مجتبی رمضانی

 

حاج مجتبی رمضانی

 

یكی از روضه خوانها میگه یه سئوال ذهن من رو مشغول كرده بود، ایشون میگه من همش ذهنم مشغول بود، چرا وقتی حضرت رقیه سلام الله علیها از ناقه افتاد داد نزد این كاروان متوقف بشه؟شتر كه سرعتی نداره. میگه یه روز دختر بچه ام از رو بلندی به شكم رو زمین افتاد، نفسش یه چند لحظه بند اومد، من گریه شدم خانمم گفت:چیزی نشده چرا گریه میكنی؟ گفتم من جواب روضه ام رو گرفتم، حالا فهمیدم چرا داد نزد.

كاش زجر من و اینقدر رو خار نكشونه

آخه عموم رو نیزه ها نگرونه

نزن من و حالم بده

خودم میام هولم نده

هر كجا نشستی دستات رو بیار بالا، صدا بزن یاحسین، یا حسین......

نزن من و حالم بده

خودم میام هولم نده

یكی از روضه خوان های میگه، شب پنجم صفر پیرهن سیاه تنم كردم برم هیئت، یه دختر پنج، شش ساله مریض حال داشتم، گفت: بابا كجا میری؟گفتم:دارم میرم هیئت، گفت: مگه الان چه خبره؟ گفتم:شهادت حضرت رقیه است، گفت: بابا رقیه كیه؟ گفتم:دختر امام حسینه، گفت:بابا چند سالشه؟گفتم: هم سن خودته، گفت: بابا منم با خودت میبری؟، گفتم: نه عزیزم تو مریضی، استراحت كن، حالت بهتر بشه، گفت: بابا حالا كه من رو نمیبری با خودت، بهش میگی بیاد كنارم؟ با خودم گفتم: حالا من چی توضیح بدم به این بچه، گفتم: نه، نمیتونه بیاد، گفت: چرا بابا؟ گفتم: اونم مریضه، چرا بابا؟ چی شده؟ گفتم: بابا پاهاش درد میكنه. گفت بابا:چرا پاهاش درد میكنه؟ گفتم:رو خارهای بیابون دویده، گفت:بابا چرا رو خارهای بیابون دویده؟ مگه كفش پاش نبوده؟ گفتم نه كفش نداشته، كفشاشو غارت كردن، كفشاشو دزدیده بودند. گفتم : دخترم میذاری من برم، بیچاره ام كردی تو؟گفت:آره برو. من خداحافظی كردم، دم در دوباره گفت:بابا، یه سئوال دیگه، سئوالش من رو بیچاره كرد، نشستم دم در شروع كردم به گریه كردن، گفت:بابا كفشاشو غارت كردن، چرا باباش بغلش نمیكرد، بابا من اون روز كفشم گم شده بود تو بغلم كردی بابا، چرا باباش بغلش نكرد.

كاش زجر من و اینقدر رو خار نكشونه

آخه عموم رو نیزه ها نگرونه

نزن من و حالم بده

خودم میام هولم نده

بی بی رقیه رو بی هوا زدند، مداح یعنی چی؟ شما وقتی خودت میخوای خودت رو بزنی، عصب مغز دستور میده به عضله ی صورت، میگه آمادگیش رو داشته باش، اما یه وقت هست بی هوا میزنه، دختر وسط بیابون افتاده بود، دید یكی داره میاد، خوشحال شد، گفت: اومده من رو ببره كنار عمه ام، بلند شد، خوشحال شد، یه وقت، دید صورتش میسوزه، یه بیت قدیمی برات بخونم؟

تا به من رسید بابا، بابا، بابا

موهام و كشید بابا، بابا، بابا

دست من و بست بابا، بابا، بابا

پهلوم و شكست بابا، بابا، بابا

گفتم پهلو، بریم مدینه؟ مادر مادر، مادر مارو هم بی هوا زدند، وقتی یه نامحرم میخواد با مادرت حرف بزنه، مادر به چشم نامحرم نگاه نمیكنه، مادر ما به زمین نگاه میكرد، به نامحرم نگاه نمیكرد، امام حسن میگه دیدم دست و نانجیب بالا برد، امام صادق میگه:چنان زد این گوشواره توی گوش مادر شكست.

كاشكی پسر ارشد نبودم ای خدا ای خدا ای خدا

كاشكی راه رفتن بلد نبودم ای خدا ای خدا ای خدا

برای چی؟

شاهد فحش و لگد نبودم ای خدا ای خدا ای خدا

اونقدر كشیدم داد و هوار ای خدا ای خدا  ای خدا

دستاتو واسش بالا نیار بی حیا بی حیا بی حیا

رو چادر مادر پا نذار بی حیا بی حیا بی حیا

خیلی ها اربعین دارن میرن كربلا، به حضرت رقیه سلام الله علیها بگو، عمه ی امام زمان(عج)، امشب با دستای كوچلوت یه كربلا به من بده،  میگه:تو حرم  حضرت رقیه سلام الله علیها، یه پیرمرد یه ظرف برداشته بود، یه تیكه نخ، اومد گره بزنه به ضریح، خادمها اجازه نمیدادند، خیلی ناراحت شد، رفتم پیشش، گفتم:پدر چی شده؟ چرا ناراحتی؟ گفت: نگذاشتند نذرم رو ادا كنم، گفتم:این چه نذریه شما یه ظرف آب برداشتی، میخوای ببندی؟ گفت: من دفعه ی قبل كه اومدم حرم حضرت رقیه سلام الله علیها، بهشون گفتم: خانم به من یه كربلا بده، اگه كربلا بدی، از كربلا برات آب فرات میارم، براش آب فرات آوردم، گفتنم: دیگه فایده نداره، دیگه دیر شد.....

دانلود روضه شهادت حضرت رقیه (س)

مجتبی رمضانی

 

یه طفل شهزاده، تو صحرا افتاده

خودش افتاده یا، یكی حولش داده

تك و تنها، بابا بابا، می گفت بین صحرا

هرچند قدم، می نشست تا كه، درآره خار از پا

تا كه، یه دست، راهش رو بست، بیا اینم بابا

نزن تو گوش من، كه زخمیه گوش بی گوشواره

نكش بدنم و رو زمین، كه صحرا پر از خاره

باشه به عموم می گم، كه تلافی شو سرت در بیاره

میام بزار نفس بگیرم، من پیاده ام تو سواره

بسه كاش فقط می زدی، ناسزات منو كرده بیچاره

بگو چرا سُم مركبت، بوی بابا داره

امون از درد یتیمی واویلا، واویلتا

پس از باد خزون، رقیه نیمه جون

با پای ناتوون، رسید به كاروون

اومد، ولی هر دو دست و، روی صورتش داشت

تو آغوش، هیچكی نرفت، زینبم جا گذاشت

رسید جلو، نیزه عمو، دو دستاشو برداشت

عمو چشماتو وا كن و، صورت رقیه رو خوب ببین

عمو فقط می خوام بدونم، منو می شناسی فقط همین

عمو حالا كه آبله دارم، نمی گی رو شونم بشین

بابا تا تو روی نیزه هستی، راهی نداریم غیر از این

بابا من از دور بوسه می فرستم، تو هم از دور ای مه جبین

بابا آخر می كشونمت رو دامنم، حالا ببین

امون از درد یتیمی واویلا، واویلتا

دانلود سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س)  

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2642
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 18
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,928
    بازديد ديروز : 2,912
    بازديد کننده امروز : 488
    بازديد کننده ديروز : 887
    گوگل امروز : 408
    گوگل ديروز: 866
    بازديد هفته : 20,734
    بازديد ماه : 83,189
    بازديد سال : 948,096
    بازديد کلي : 7,817,313
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 34.236.38.146
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید