close
تبلیغات در اینترنت
مهدی رسولی

مهدی رسولی

مهدی رسولی

مهدی رسولی
مهدی رسولی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 2 aboozar
9 969 aboozar
0 507 aboozar
0 502 aboozar
0 341 aboozar
0 1512 aboozar
0 765 aboozar
0 1308 aboozar
3 1042 aboozar
12 2371 aboozar
0 1681 aboozar
4 7637 amirsajad
0 3084 aboozar
0 2943 aboozar
0 2799 aboozar
0 4523 aboozar
0 2013 aboozar
1 19333 2505
6 7438 aboozar
0 15761 aboozar

دوباره مرغِ دلم میپرد نشانۀ چیست
هوایِ چشم من امشب دوباره بارانیست
صدایِ چیست
صدا از کجاست
چقدر آشناست
گمانِ من که صدا از میانِ صحن رضاست
رسد زِصحن قدسُ صحنِ گوهرشادُ و صحنِ کهنه و نو
نه ...
صدا از سمتِ سقا خانۀ آقاست
حرم لبریز زائرهاست
مسافرها و مجاور ها
گروهی آذری ها و گروهی از شمالی ها
یکی از پایِ قالیُ و یکی از بین شالی ها
خلاصه اینجا خیلی ها ز راه دور
دلگیرِ حرم هستند
همان هایی که جا ماندند و حالا
پایِ تصویر حرم هستند ....
و حالا هر کدام آرام
زبان وا کرده در این ازدهام آرام
یکی گوید ببین این دست پینه بسته را آقا
ببین این شانه هایِ خسته را آقا
به بی خوابی دو چشمِ خویش را مجبور کردم من
به زحمت پولِ مشهد آمدن را جور کردم من
نشسم تا بگیرم دامنِ ایوان طلائی را
به سمتت باز کردم دستِ خالیِ گدایی را
یکی دردِ دلش را با امام مهربان میگفت
یکی بالای گلدسته اذان میگفت
صدا پیچید در صحن و حرم
گویا در و دیوار
با انصاریان میگفت : ....
«
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضا المَرُتَضی اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقیِّ

وَ حُجَتِكَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ و َمَن تَحت الثَّری اَلصِدّیقِ الشَّهیدِ

صَلاةً كَثیرَةً تآمَّةً زاكِیَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَة كَاَفضَلِ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اولیائِكَ»
یکی بغضِ میانِ آه را میگفت
یکی هم خستگیِ راه را میگفت
جوانِ زائری در گریه هایش آمده ام ای شاه را میگفت
«
آمدم ای شاه پناهم بده .. خط امانی زگناهم بده ..»
باز صدا میزند آقا
خوش به حال اونی که کار و بارش دست توئه
خوشی و زندگیش و اعتبارش دست توئه
آخرش یادش میره هرکی تو دل غصه داره
که نگاهِ تو هوایِ دل ماهارو داره

 راه درازی اومدم تا که بگم
دلِ آوارۀ ما هوایِ کربلا داره .....
امام رضا ... امام رضا .....

 

شب آخرِ بی تابم ، چشایِ ترم بیداره

بغضِ آسمون سنگینه ، انگاری داره میباره

بالا میگیره گریه و ماتم من

نمیشه سحر تاریکیِ شب من

رسیده دیگه جونِ من به لب من

از این زمونه سیرم

مدینه کرده پیرم

کجایی مادر امشب

دیگه دارم میمیرم

غریب امام صادق ..

حالا که دارم میسوزم

حالا که تمومه کارم

یه غصه ایِ تو سینم

که داره میده آزارم

کسی ندیده اشکایِ سحرمو

کسی ندیده زخمایِ جیگرمو

واسه کی بگم روضۀ مادرمو

کوچه پر از مردم شد

دستِ گلام هیزم شد

دست یکی بالا رفت

گوشواره مادر گم شد ...

غریب امام صادق

دیگه دارم از حال میرم

شده موقعۀ پروازم

یه عمریه روضه خونم

دلم روضه میخاد بازم

میخام روضۀ کربلا رو بخونم

روضۀ لبِ بچه هارو بخونم

روضۀ سر و نیزه هارو بخونم

با هر نفس با هر آه

میگم که یا ثارالله

لایومک یومک حسین اباعبدالله

حسین اباعبدالله

دانلود مداحی 

 

چه خوش بر لب که بسم الله الرحمن الرحیم افتد

و یا بر لب نوای یا علی و یا عظیم افتد

چه خوش بر شوره زار دل گذاری از نسیم افتد

چه خوش باشد که سائل کار و بارش با کریم افتد

چه خوش عبدی که تا آخر گدای پنج تن باشد

چه خوش نوکر که ارباب دو دنیایش حسن باشد

دلا بنگر که در ماه مبارک ماه تابیده

چه زیبا روی دست فاطمه با ناز خوابیده

علی چون روی ماه مجتبای خویش بوسیده

گشوده چشم ، طفل و بر امام خویش خندیده

جهان چون شام تاریکی و مهتابش حسن باشد

حسین ارباب عالم لیک اربابش حسن باشد

بیا افطار خود واکن بگو جانم حسن جانم

کرامت را تو معنا کن بگو جانم حسن جانم

کویر دل چو دریا کن بگو جانم حسن جانم

و جا در قلب زهرا کن بگو جانم حسن جانم

حسن سبط نبی آری حسن نور جلی باشد

حسن شیر جمل بود و سپهدار علی باشد

علی چون خاتم احمد حسن نقش آفرین باشد

حسن بنگر علمدار امیرالمومنین باشد

حسن آقا ، حسن مولا ، معزالمومنین باشد

حسن مولا و استاد یل ام البنین باشد

اگر مولا کند جلوه میان نه فلک یک دم

تمام حُسن یوسف میرود از خاطر عالم

به دل مهر حسن دارم حسن را دوست می دارم

همیشه هر کجا یارم حسن را دوست می دارم

به عشق او گرفتارم حسن را دوست می دارم

شده مولا کس و کارم حسن را دوست می دارم

امام آخرین ما به آقاییش می نازد

می آید ، از برای او حریمی ناب می سازد

 

 

ای آنکه گشودی به رویم باز دری را

خرج منِ آلوده نمودی نظری را

شرمنده تر از نوبت قبل آمدم ای وای

دیدی ز من آیا تو گرفتارتری را

من نوسفرم،راه دراز است،غریبم

کو خضرِ رهی راه بَرَد نو سفری را

قانع نشده دل، که گنهکارترینم

غفلت زده از دست دَهَم هر سحری را

از خجلت جرم و گنه آتش نگرفتم

تا اینکه گرفتند ز من چشم تری را

ستاریِ تو گرچه شده شامل حالم

من ترک نکردم صفتِ پرده دری را

گفتند شهادت هنر مرد الهی است

باید به کجا برد غم بی هنری را

در راهِ پُر از فتنه ی این آخر دوران

با نام علی دفع کنم هر خطری را

ما چشم به راهیم که با فاطمه آید

همراه برد نوسفرِ محتضری را

یابن الحسن! کجایی؟...

من آمدم گدایی...

وقت افطارت چه جوریِ؟اول این جوری دست رو سینه ات میذاری سلام بدی یا نه؟

سلامِ دل بی واهمه

به روزه دارِ فاطمه...

 

لب ما و قصۀ زلفِ تو، چه توهمی، چه حکایتی

تو و سر زدن به خیالِ ما، چه ترحمی، چه عنایتی

به نماز صبح و شبت سلام، و به نور در نَسَبت سلام

و به خالِ کنج لبت سلام، که نشسته با چه ملاحتی

وسط «الست بربکم» شده‌ایم در نظر تو گم

دل ما پیاله، لب تو خُم، زده‌ایم جامِ ولایتی

به جمال، وارث کوثری، به خدا حسین مکرری

به روایتی خود حیدری، چه شباهتی! چه اصالتی!

«بلغ العُلی به کمالِ» تو «کشف الدُجی به جمال» تو

به تو و قشنگیِ خال تو، صلوات هر دم و ساعتی

شده پر دو چشم تو در ازل، یکی از شراب و یکی عسل

نظرت چه کرده در این غزل، که چنین گرفته حلاوتی!

تو که آینه تو که آیتی، تو که آبرویِ عبادتی

تو که با دلِ همه راحتی ، تو قیام کن که قیامتی

زد اگر کسی در خانه‌ات، دل ماست کرده بهانه‌ات

که به جستجویِ نشانه‌ات، ز سحر شنیده بشارتی

غزلم اگر تو بسازیم، و نی‌ام اگر بنوازیم

به نسیم یادِ تو راضیم نه گلایه‌ای نه شکایتی

نه، مرا نبین، رصدم نکن، و نظر به خوب و بدم نکن

ز درت بیا و ردم نکن تو که از تبارِ کرامتی

 

 

ای صاحب ذوالفقار ای تنها مرد پیکار

خود پیغمبر فرمود کرّار غیر فرّار

میگن از صف شکن معرکه ها بگو ،میگم حیدر

میگن اسدالله ولی الله بگو ،میگم حیدر

میگن از حضرت شمشیر خدا بگو ،میگم حیدر

علی سرور علی محشر

علی قدرت الله پیغمبر

علی برتر علی رهبر

علی صد و ده مرتبه حیدر

یا حیدر حیدر حیدر

ای علم ای علمدار ای حزب الله را سردار

در خیبر ثابت کردی کرّار غیر فرّار

میگن از اسوه اوقات خطر بگو ،میگم حیدر

میگن از علت هر فتح و ظفر بگو ،میگم حیدر

میگن از صاحب شمشیر دو سر بگو ،میگم حیدر

علی ماهعلی راه

علی ذکر نصروا من الله

یه کوه پیشش پر کاهه

علی برّان ترین سیف الله

یا حیدر حیدر حیدر

ای امیر با وقار شاه کار پروردگار

معرکه شاهد بوده کرّار غیر فرّار

میگن از سفرۀ احسان و کرم بگو ،میگم حیدر

میگن از نام به هنگام قسم بگو ،میگم حیدر

میگن از ایوون زیبای حرم بگو ،میگم حیدر

علی یارم هوا دارم

همه چی دارم تا علی دارم

دفاع از از حرم کارم

میگم یا علی وقت پیکارم

یا حیدر حیدر حیدر

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2534
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 6
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,443
    بازديد ديروز : 3,346
    بازديد کننده امروز : 475
    بازديد کننده ديروز : 601
    گوگل امروز : 380
    گوگل ديروز: 568
    بازديد هفته : 5,789
    بازديد ماه : 88,344
    بازديد سال : 837,577
    بازديد کلي : 7,706,794
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.209.104.7
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید