close
تبلیغات در اینترنت
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع)
امام سجاد (ع)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 22 aboozar
3 20 aboozar
0 201 aboozar
10 106 aboozar
0 152 aboozar
1 122 aboozar
9 1109 aboozar
0 634 aboozar
0 634 aboozar
0 431 aboozar
0 1611 aboozar
0 847 aboozar
0 1407 aboozar
3 1133 aboozar
12 2518 aboozar
0 1800 aboozar
4 7734 amirsajad
0 3165 aboozar
0 3025 aboozar
0 2875 aboozar

اباالعطشان حسین.......

منم و گریه و ناله، خزونه باغی از لاله

مدینه روضه می خونم چهل ساله

به یاد عاشورا من چه خون دل ها خوردم

دلم می خواست که من هم تو کربلا می مردم

میرم از حال

عاشورا و گودال

یادم نمیره وآی

اباالعطشان حسین.......

نفس آخره یارم، دیگه راحت میشم امشب

بازار برده ها رفتیم من و زینب

تموم آل الله و با کعب نی می بردن

دیدم که ناموسم رو تو بزم می می بردن

الشام الشام

سنگ از بالای بام

یادم نمیره وآی

اباالعطشان حسین.......

هوا هوای بارونه، دیگه دلم پریشونه

خاطره های شام و داغ ویرونه

به فکر دلداری رقیه که افتادن

جای عروسک دستش سر بریده دادن

رگ ها خونی

موی بابا خونی

یادم نمیره وآی

اباالعطشان حسین.......

 

ترک رو لبام از خجالتم می سوزه، می سوزه

بزار بهت بگم زخم غیرتم می سوزه، می سوزه

الشام، الشام چی اومد سر من

الشام، الشام کجا رفت سر تو

یادمه روی نی چشمای تر تو

بابا کجا بودی، خیمه که غارت شد

خیلی به ناموسم بابا جسارت شد

ای وای غریب آقام.......

جای طناب هنوز رو دستم پام جامونده، جامونده

خواهر من هنوز یه جایی تو شام جامونده، جامونده

الشام، الشام دل ما خون شده

الشام، الشام وسط ازدحام

تو و تشت طلا، منو بزم حرام

اهل حرم دیدن با خیزرون میزد

رو قلب ما می خورد هر ضربه ای میزد

ای وای غریب آقام.......

می بینی آخر هم با پیرهن سیاه میمیرم، میمیرم

هنور هم هر غروب به یاد قتلگاه میمیرم، میمیرم

ای وای، ای وای سرت دور از بدن

ای وای، ای وای بدن بی کفن

واسۀ کشتنت صد سپاه اومدن

بابا خودم دیدم جسمت که غارت شد

از خیمه ها دیدم خیلی جسارت شد

ای وای غریب آقام.......

 

من از این مردم بی عار دلم می گیرد
از مکافات از آزار دلم می گیرد
ذبح را آب نداده جلویم سر نبرید
تا قیامت من از این کار دلم می گیرد
سنگها از در و دیوار به ما می خوردند
تا ابد از در و دیوار دلم می گیرد
محمل عمۀ ما چقدر هول دادند
به خدا از سر بازار بدم می آید

دست من که بسته شد برده فروشی رفتم

من از این دست گرفتار دلم می گیرد
مُردم و زنده شدم بس که نگاهم غم دید
عمۀ من چقدر مجلس نامحرم دید


می دونی چند ساله که گریه همش میده عذابم

یاد خاطراتی که حتی نمیزاره بخوابم

دختر کوچیک دیدم تا خود شب چشام میبارید

بچه شیرخواره میبینم یاد شیرخوار ربابم

غمم اینجاست که هر روزم مثل روز عاشوراست

تن بابا لگد کوب زیر سم مرکب هاست

هنوز انگار جلو چشمام سر عمو عباس

بازم یاده همین غم خیزت امام سجاده

به یاد اون تن بی سر که رو خاک ها افتاده

خودم دیدم سر بابام تو دست جلاده

((آه، ابا مظلوم، ابا عطشان

ابا عبدالله الحسین))

نمیشه وقتی بهش فکر میکنم دلم میگیره

خاطرات تلخ مجلس یزید یادم نمیره

بعد من خدا نیاره واسه هیچ مردی ایشاالله

ببینه ناموسشو رو دست نامحرم اسیره

دلم خونه دیدم چشم عمه ام و که گریونه

یکی داره سر بابام و نی میچرخونه

رباب واسه سر بچه اش هی لالایی میخونه

اهانت شد زمانی که صحبت اسارت شد

چقدر راحت توی شام و کوفه هتک حرمت شد

تو اون مجلس جلو من به خواهرم جسارت شد

((آه، ابا مظلوم، ابا عطشان

ابا عبدالله الحسین))

غصه های قصۀزندگیمون چه بی امون بود

خواهر سه سالۀ من تو خرابه نیمه جون بود

یادمه وقتی می خواست صدام کنه روزای آخر

غمی که میداد عذابش همه لکنت زبون بود

غریبونه خودم بردم جسمش روی شونه

که اهل شام میگفتن جسمش اینجا نمی مونه

که قبرستون فقط واسه میت مسلمونه

فقط ای کاش یه خورده بیشتر صدام میزد داداش

دلم تنگ برای لحن شیرین زبونیاش

میگفت از زجر می ترسم عمه مراقب من باش

((آه، ابا مظلوم، ابا عطشان

ابا عبدالله الحسین))

 

شامِ شهادتِ امام سجادِ ... خیلی این آقا غریبِ ... از غربت این آقا همین بس ، 35 سال گریه می کرد ... براش غذا می آوردم میزاشت کنار ، گریه می کرد ... آب براش می آوردن میزاشت کنار ، گریه می کرد ... هی می گفتن آقا ، چرا انقدر گریه می کنی؟ ناله ش بلند میشد ، می گفت خودم دیدم ... بابام گرسنه بود ، تشنه بود ...

همچین که برگشتن مدینه ( خیلی جانسوزِ این روضه ) همچنین که از کربلا برگشتن مدینه وقتی بشیر اومد خبر آورد برا اهلِ مدینه ، دسته دسته مردم میومدن بیرون از مدینه میگفتن آقا چطوری شد باباتون رو کشتن ؟ ... فقط یه جمله جواب می داد ( به امام حسین ، ساعت ها باید برا این جمله گریه کنی ) میگفت فقط همینُ براتون بگم حیوانات هم کربلا آب خوردن .... میفرمود أنَا ابنُ مَن قُتِلَ صَبرا ... من فرزندِ اون آقایی ام  که با قتلِ صبر کشتنش ... (یعنی چی آقا ) یعنی یواش یواش کشتنش ... یعنی اول با نیزه زدن ... بعد با شمشیر زدن .... تازه سنگ میزدن ... سنگاشون که تموم شد ریختن تو گودال ...

ته گودال پیکر اُفتاده

توی گودال مادر افتاده

خواهر افتاده ، یک سر افتاده ...

نالۀ واعطشا بر جگرش می افتاد

آب میدید به یادِ قمرش می افتاد

بی سبب نیست که از جملۀ بَکّائون است

اشک از گوشۀ چشمانِ ترش می افتاد

شیرخواره بغل تازه عروسی میدید

یادِ لالایِ رباب و پسرش می افتاد

با دلی خون شده میگفت که الشام الشام

تا به بازار مدینه گذرش می افتاد

جلوی پای سکینه دم دروازۀ شهر

از رویِ نیزه علمدار سرش می افتاد

میشکست آینۀ صبر و غرورش را زجر

تا به جانِ اُسرا با کمرش می افتاد

روضۀ گم شدن و دفنِ رقیه میخواند

تا به صحرا و خرابه نظرش می افتاد

گوسفندی جلویش ذبح که میشد، یادِ

خنجرِ کُند و گلویِ پدرش می افتاد ....

تا می دید گوسفندی رو دارن سر میبرن ، سریع میومد به قصاب میگفت ببینم آب بهش دادید یا نه ؟ عرضه میداشت آقا ما مسلمانیم ، خودِ شما به ما یاد دادید آب بدیم به قربانی قبل از ذبح شدن ... آقا می نشست گریه میکرد ... میگفت بیا برات تعریف کنم ... یه عده به ظاهر مسلمون کربلا بابایِ منو .... آب بهش ندادن ... آی حسین ....

گریه بر کشتۀ عریان خوب است

گریه بر آن لبُ دندان خوب است

گریه خوب است که هر شب باشد

گریه بر چادر زینب باشد

یه چیزی همیشه آقا رو خیلی اذیت میکرد ، تا نگاه به دستاش می کرد ، هی می گفت با همین دستا خاکش کردم ... با همین دستا بود بوریا آوردم ... با همین دستا بود بابام رو تو قبر گذاشتم ...

حسین ......

 

 

 

بیا امشب بریم مدینه
ساقی امشب زین العابدین
عشقِ علی همۀ بهونۀ حسینِ
اسمِ علی برکت خونۀ حسینِ
نوۀ مولایی خودت مولایی
جانشینِ ارباب،عشق بی همتایی
تو ادب شاگردِ،قمربن الزهرایی
دلم امشب راهیِ سفر شد
شب سوم کربلایی تر شد
تو وارث پسرای حضرتِ امیری
مثل بابات،برای عمو جونت میمیری
مثل عموت،کسی که رو خاکت باشه دستاشو میگیری
مست مستم امشب،پر از تاب و تب
چه کسی غیر از تو، لایق این منسب
وارث عباس و حسن و حسین و زینب
نوۀ مولایی خودت مولایی
جانشینِ ارباب،عشق بی همتایی
تو ادب شاگردِ،قمربن الزهرایی
ما گداتیم،یا امام سجاد
ابو حمزه،عشق و یادِ ما داد
با عشقتون روزگار زندگی لطیفه
اسم شما کوه غم و غصه رو حریفه
پیش خداست کسی که سحر دلش میشه مهمون صحیفه
عیدیِ ثارالله، همۀ آل الله
وعدۀبعدیه، همون ایشا الله
گوشۀ ایوون حرم ابا عبدالله
نوۀ مولایی خودت مولایی
جانشینِ ارباب،عشق بی همتایی
تو ادب شاگردِ،قمربن الزهرایی
علی .... علی


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2779
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 26
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 3,369
    بازديد ديروز : 3,802
    بازديد کننده امروز : 1038
    بازديد کننده ديروز : 1024
    گوگل امروز : 1162
    گوگل ديروز: 987
    بازديد هفته : 10,584
    بازديد ماه : 148,183
    بازديد سال : 1,124,943
    بازديد کلي : 7,994,160
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.171.146.16
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید