close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,

متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,

متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,

متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,
متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 30 aboozar
3 37 aboozar
0 207 aboozar
10 110 aboozar
0 164 aboozar
1 128 aboozar
9 1120 aboozar
0 639 aboozar
0 642 aboozar
0 437 aboozar
0 1619 aboozar
0 853 aboozar
0 1412 aboozar
3 1137 aboozar
12 2530 aboozar
0 1805 aboozar
4 7739 amirsajad
0 3170 aboozar
0 3028 aboozar
0 2877 aboozar

آمده ذی الحجه و افتاده ام یادِ منا
من شدم عمری اسیرِ خاطراتِ کربلا
در لَوایِ علم ، کارم روضه خوانی بوده است
چند سالم بوده که قدم کمانی بوده است
باقرم ، آنکس که پیرم کرده اند از کودکی
موقعِ دشنام سیرم کرده اند از کودکی ...
گرچه بر سجاده کارِ من دعا بوده فقط
منبرِ من روضه هایِ کربلا بوده فقط
قالَ باقر ، قالَ صادق میشود آخر ، حسین
نوحه ام حالا شده ، ای کشتۀ بی سر حسین
سوختم که پیکرم تشییع شد با یا حسین
چونکه در گودال رفته زیرِ دست و پا حسین
زهر ، کاری شد ولی با جانِ من کاری نداشت
کاشکی زنجیرها در حبس ، بیماری نداشت
دومین مردی که در زنجیر می آمد منم
هی زمین میخورد و گاهی دیر می آمد منم
زیرِ پایم آبله با خار میبینم هنوز
آنقدر شلاق خوردم تار میبینم هنوز ...
آه و زاری در بیابان داشتیم و خواب نه
سوختم وقتی که آتش بود اما آب نه
سوختم اما نه با این زهر ، بلکه در حرم
سوختم چون گفت عمه در حرم ، کو معجرم

 

مرا می‌ شناسی بقیعم

 منم قبله گاه غریبان

مرا می شناسی بقیعم

 که با اشک و آهم چراغان

چه شبها که بی روضه مَردم

 در آغوش من گریه کردند

به صادق به باقر به سجاد

 به یاد حسن گریه کردند

غم غربت من، رسیده به افلاک

که ارکان ارض است، در این تربت پاک

واویلا، واغربتا

بقیعم که پر کرده عمری

 غم فاطمه خلوتم را

زپنهانی قبر زهرا

 بخوان قصه ی غربتم را

گهی بر مزار امامان

 گهی نزد ام البنینم

من آن تربت ساده هستم

 که با عرشیان همنشینم

شده زائر من هزاران کبوتر

شده همدم من مزار پیمبر

واویلا، واغربتا

پُر از ماتم فاطمیه

پُر از داغ پیغمبرم من

پُر از روضه های نخوانده

پُر از غربت حیدرم من

پریشانم از منع گریه

پریشانم از منع ماتم

به سر آید این عصر عُسرَت

بنا بر روایات محکم

دل من گرفته، خدایا خدایا

از این عمروعاصان، از این بولهب ها

 

باز امشب سرزده خواهم که شیدایی کنم

باده ها را مست مینایی کنم

بر حریم قرب حق طاهر شدم

مست نام حضرت باقر شدم

ای دو عالم ریزه خوار خان تو

صد سلیمان نبی دربان تو

ای علوم احمدی در دست تو

حضرت یوسف بود سر مست تو

ای ولایت در دو عالم حاصلم

عشق تو منزل نموده در دلم

از تو دارم در دو عالم شور شین

تو مرا بنموده ای مست حسین

گریه کردن را تو یادم داده ای

تو زدی بر گردنم قلاده ای

روضه ها خواندی تو از دشت بلا

 سینه ها را کرده ای کرببلا

یاد ما دادی الف بای حسین

خوب تو بودی مست شیدای حسین

گریه ها کردی تو بر کرببلا

با قلم کردی جهاد ای دلربا

تا قیامت شیعه شد مدیون تو

کربلا در کربلا دلخون تو

دیده ای رنج فراوان و ستم

تا نگه داری به دستت این علم

علم تو کرببلا را زنده کرد

تا ابد در سینه ها پاینده کرد

درگه ات را تا قیامت نوکرم

بنده ای از بندگان حیدرم

سجده بر تو سجده بر ذات خداست

قبله گاه ما زمین کربلاست

نقش این دیباچه نام نینواست

جای بسم الله نام کربلاست

صورتی زرد شده وقت سفر معلوم است

آتش سینه ای از دیده ی تر معلوم است

به خودش روز زمین مثل پدر می پیچد

از همین صحنه غم زهر و جگر معلوم است

وسط حجره تنش روی زمین افتاده

بین گرداب بلا مرد خطر معلوم است

باقر آل پیمبر بدنش میلرزد

در شب حادثه ای تلخ سحر معلوم است

كمرش زخمی زنجیر و غم شلاق است

اشك می بارد و داغی ِ شرر معلوم است

مظلوم وا اماما،غریب وا اماما،شهید وا اماما،مسموم وا اماما

یاد آن كوچه و بازار و غم ناموس است

خون رگ های عمو بین گذر معلوم است

سنگ های سر كوچه چه شتابی دارد

از سر نی به زمین خوردن سر معلوم است

به روی پیرهنی كه كفنش شد آخر

حال جای قدم چند نفر معلوم است

زینب زیر لب گفت كه تشنه است سرش را نبرید

در نگاهش چه غمی باز مگر معلوم است

تنهاترین غریب دیار مدینه بود

او آفتاب و زهد و وقار و سکینه بود

ابواب نور از کلماتش گشوده شد

خورشید علم در دو جهان بی ‌قرینه بود

نان‌ آور همیشه هر کودک یتیم

بر شانه ‌های خسته او جای پینه بود

آتش گرفته باغ دلش از شراره‌ای

سهم امام خسته ی ما زهر کینه بود

هرگز غروب قافله یادش نمی رود

جز آفتاب نیزه دگر محرمی نبود

همواره آسمان نگاهش پر از شفق

هفتاد دو چند داغ شقایق به سینه بود

باقر علوم عالم،  عالم آل پیمبر

غربت و مظلومیت رو، برده ارث از بابا حیدر

دلش از غصه گرفته، غم و درداش بی شماره

غیر اشک چشم خیسش، دیگه همدمی نداره

از شرار زهر دشمن، آب شده پیکر خسته اش

غیر آه دل نداره، مرحمی دل شکسته اش

یه کبوتر غریبه، بی سر و سامونه حالش

می خواد پر بگیره اما، سنگ غم خورده به بالش

پسرم بیا کنارم، که دیگه رفتنی ام من

بیا تا برات بگم از، ظلم و کینه های دشمن

به خدا یادم نمیره، اون همه ماتم و آزار

دشنام و سنگ های کینه، خنده های سر بازار

مونده بود به زیر نعلِ اسبها لاله های چیده

روی نیزه های بی رحم، می دیدم سر بریده

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2807
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 17
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,157
    بازديد ديروز : 4,874
    بازديد کننده امروز : 315
    بازديد کننده ديروز : 1618
    گوگل امروز : 271
    گوگل ديروز: 1868
    بازديد هفته : 29,255
    بازديد ماه : 166,854
    بازديد سال : 1,143,614
    بازديد کلي : 8,012,831
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.175.191.150
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید