close
تبلیغات در اینترنت
اشعار شهادت امام محمد باقر,شعر شهادت امام محمد باقر,اشعار شهادت امام باقر,شعر شهادت امام باقر - 2

اشعار شهادت امام محمد باقر,شعر شهادت امام محمد باقر,اشعار شهادت امام باقر,شعر شهادت امام باقر - 2

اشعار شهادت امام محمد باقر,شعر شهادت امام محمد باقر,اشعار شهادت امام باقر,شعر شهادت امام باقر - 2

اشعار شهادت امام محمد باقر,شعر شهادت امام محمد باقر,اشعار شهادت امام باقر,شعر شهادت امام باقر - 2
اشعار شهادت امام محمد باقر,شعر شهادت امام محمد باقر,اشعار شهادت امام باقر,شعر شهادت امام باقر - 2
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 251 aboozar
1 794 aboozar
0 564 aboozar
3 579 aboozar
0 703 aboozar
10 629 aboozar
0 746 aboozar
1 611 aboozar
9 1833 aboozar
0 1219 aboozar
0 1201 aboozar
0 925 aboozar
0 2118 aboozar
0 1364 aboozar
0 1884 aboozar
3 1595 aboozar
12 3104 aboozar
0 2262 aboozar
4 8211 amirsajad
0 3607 aboozar

باقر آل رسولم

نجل زهرای بتولم

پاره شد ، قلبم از ، زهر کینه

جان سپردم به شهر مدینه

وا مصیبت مصیبت مصیبت

قبله اهل ولایم

شد مدینه کربلایم

زاده سیّد الساجدینم

کشته ام کشته راه دینم

وا مصیبت مصیبت مصیبت

من در ایّام صغیری

دیده ام رنج اسیری

با اسیران به ویرانه خفتم

درد پنهان خود را نهفتم

وا مصیبت مصیبت مصیبت

جان مادر کن نگاهم

صدر زین شد قتلگاهم

ناله آمد برون از نهادم

چهره برخاک غربت نهادم

وا مصیبت مصیبت مصیبت

شد گواه درد وداغم

قبر بی شمع و چراغم

گرچه خاک وطن تربتم شد

تربتم شاهد غربتم شد

وا مصیبت مصیبت مصیبت

شاعر : حاج غلامرضا سازگار

مولا نفس زدی و دوعالم درست شد

از آن گِل وجود تو آدم درست شد

بسکه شما میان منا ناله کرده ای

از گریه تو چشمه زمزم درست شد

از تار و پود و رشته پیراهن عزات

بالای هر حسینیه پرچم درست شد

در ماجرای پر غم وادی کربلا

اشکت چکید و قطره شبنم درست شد

بانی روضه های عطش! با حمایتت

سینه زنی ماه محرم درست شد

هرکس که روضه ای ز شما گوش می کند

یک جرعه می ز دست شما نوش می کند

آقا عنایتی بده بر سینه ناله را

پر کن ز داغ کرببلا این پیاله را

ای باغبان ساقه شکسته به ما بگو

داری به باغ سینه غم چند لاله را

یا حضرت غریب بمیرم برای تو

طی کرده ای چگونه تو این چند ساله را

دیدی که رأس جد غریبت به نیزه شد

دیدی به چشم خود شب غسل سه ساله را

دارم به سر زیارت قبر بقیعتان

امضا بزن به دست خودت این قباله را

یا رب تو دیده را ز غمش پر ز آب کن

ما را غلام حضرت باقر حساب کن

میلاد یعقوبی

سوغات ما از کربلا درد و محن بود

پژمردگی لاله های در چمن بود

من تشنگی در خیمه را احساس کردم

یاد از دو دست خونی عباس کردم

من کودکی بودم که آهم را شنیدند

دیدم سر جد غریبم را بریدند

من دیده ام در وقت تشییع جنازه

اسبان دشمن را که خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغی پر شکوفه

خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

گر چه که من مسموم از زهر هشامم

من کُشته ی ویرانه ای در شهر شامم

دیدم که پر می زند همسنگر من

در خاطرم شد زنده یاد مادر من

گرچه امشب پیکرم می سوزد از زهر جفا

خوب شد،راحت شدم از غصّه های کربلا

روضه خوانِ کربلا و مادرم زهرا شدم

سوختم از ماجرای پهلوی خیرالنسا

گرچه این زهر هشام بی حیا جانم گرفت

شیشه ی عمرم شکسته شد میان خیمه ها

من تمام ماجرای کربلا را دیده ام

عمر من سر شد میان گریه و بزم عزا

با دو چشم خویش دیدم حلق اصغر پاره شد

آنچنان تیر سه پر را زد که شد رأسش شد جدا

با دو چشم خویش دیدم ارباً اربا شد علی

داغ اکبر آتشی زد بر دل خون خدا

با دو چشم خویش دیدم مشک سقا پاره شد

فرق او از ضرب کینه شد شبیه مرتضی

با دو چشم خویش دیدم جدّ مظلومم حسین

در میان قتلگاه خویش می زد دست وپا

با دو چشم خویش دیدم خیمه ها آتش گرفت

الامانِ کودکان،می آمد از ارض و سما

با دو چشم خویش دیدم عمّه را سیلی زدند

معجر از سر می کشیدنددشمنانِ بی حیا

یا باقر از فرط غمت افسرده گشتیم

از غصه جانسوز تو پژمرده گشتیم

هر شیعه در دل حجله داغ تو بسته

سنگینى داغت دل ما را شكسته

سوز دلت از سینه ات بار سفر ساخت

در سینه ما رفت و ما را دیده‏تر ساخت

پنجم امام و هفتمین معصوم هستى

جانم فدایت پس چرا مسموم هستى

اى صبر مطلق، گشته‏اى بى تاب از چه؟

اى كشتى عدل خدا، گرداب از چه؟

جسم شریفت از چه كم كم آب گشته

بنگر كه صادق از غمت بى تاب گشته

تو یادگار آخرینِ كربلایى

تو داغدار و دل غمینِ كربلایى

تفسیر دشت كربلا در سینه توست

دلها گرفتار غم دیرینه توست

با رفتنت دیگر تو آسوده ز دردى

داغ یتیمى را به صادق هدیه كردى

تاریكى صحن تو بر غربت گواه است

شمعى ندارد قبر تو بى بارگاه است

اى كاش بر قبرت حرم سازیم امامم

بر گنبدش پرچم بیافرازیم امامم

آییم پابوس و تو را زوّار گردیم

ما بى كسان هم لایق دیدار گردیم

بر باقر علم نبی، جنّ و ملک گریان بود

اندر عزای او به پا صد ناله و افغان بود

آن سرور و سالار دین، فرزند زین العابدین

سرحلقه اهل یقین، کز سوز سمّ نالان بود

ظلم هشام بی ادب، افکند او را در تعب

عقل بشر زان تاب وتب ، وز آن جفا حیران بود

چون بود طالب بر رضا، گردید تسلیم قضا

تا شافع روز جزا، او برگنه کاران بود

گر رفت زین بیت الحزن، با صد غم و رنج و محن

اکنون چو بلبل در چمن، مسرور هم خندان بود

آتش به جان ماسوا، افتاده از این ماجرا

کان شاه از زهر جفا، مقتول از عدوان بود

قاضی زاهدی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3051
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 16
    تعداد اعضا : 292
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,338
    بازديد ديروز : 8,853
    بازديد کننده امروز : 432
    بازديد کننده ديروز : 3504
    گوگل امروز : 552
    گوگل ديروز: 4781
    بازديد هفته : 18,046
    بازديد ماه : 91,602
    بازديد سال : 91,602
    بازديد کلي : 8,483,444
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.168.111.191
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید