close
تبلیغات در اینترنت
اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق - 2

اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق - 2

اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق - 2

اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق - 2
اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق - 2
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1029 amir004
0 1073 aboozar
0 377 aboozar
0 878 aboozar
3 652 aboozar
12 1495 aboozar
4 7060 amirsajad
0 2679 aboozar
0 2551 aboozar
0 2408 aboozar
0 3974 aboozar
0 1654 aboozar
1 18528 2505
6 6691 aboozar
0 15204 aboozar
1 2864 masoudfn
1 1887 aboozar
14 4190 aboozar
20 4709 aboozar
0 3228 aboozar

شهر مدینه کرب و بلا شد / زهرا در آنجا صاحب عزا شد

قرآن نـاطق، جـان داده مظلوم / امام صادق، گردیده مسموم

در یـاری دیـن بـا قلب مغموم / امام صادق، گردیده مسموم

خون گشته دلها یکسر ز داغش / از تربت بی‌شمع و چراغش

مظلـومی او، گـردیـده معـلوم / امام صادق، گردیده مسموم

با آنکه یار قرآن و دین بود / مانند جدّش خانه‌نشین بود

از حقّ خود بـود، پیوسته محروم / امام صادق، گردیده مسموم

در یاری دین بی‌جرم و تقصیر / گاهی به زهر و گاهی به شمشیر

ظلم به عترت بوده است مرسوم / امام صادق، گردیده مسموم

خون گشته جاری از چشم امّت / بقیۀ الله سرت سلامت

قـرآن نـاطق جـان داده مظلوم / امام صادق، گردیده مسموم

عالم همه در ماتم نشسته / قلب امام اُمّت شکسته

شد کشته جدّش، مظلوم و مهموم / امام صادق، گردیده مسموم

منبع:کتاب از صیام تا قیام

یکی نیست بین شما غیرتشو محک کنه / دستای بستمو وا کنه به من کمک کنه

من پیر مرد تحمل دویدن ندارم / قدرت ایستادن و دوباره رفتن ندارم

منو با خنجر و شمشیر جفاتون بکُشید / اما اینقدر توی کوچه های این شهر نکشید

کوچه ای که بین اون سیلی به زهرا می زدند / یاس هجده ساله ی حیدر و تنها می زدند

ظلم و بیداد شما قلب منو خون می کنه / دل خون من یاد رقیه خاتون می کنه

منو عمه ام رقیه هر دو تا مثل همیم / هر دو تامون پی ناقه ی شماها دویدیم

همونی که معجر از سر رقیه می کشید / منو با سر برهنه از خونه بیرون کشید

همونی که عمه ام رقیه رو کتک می زد / من پیرمرد و با تازیونه کتک می زد

همونی که عمه ام رقیه رو مسخره کرد / تو کوچه با خنده هاش بند دلم رو پاره کرد

منِ پیرمرد و اینقدر اذیت نکنید / اینقدر با دست بسته تو مدینه نکشید

این یه ارثه همه ی آل علی غریب باشن / حتی توی خونشون تنها و غم نصیب باشن

منم آخر از میون جمع نامردا میرم / مث عمه ام رقیه توی غربت می میرم

مسعود مهربان

 

وقتی که شعله ی کین در خانه ام بر افروخت

آمد به یادم آندم یاد دری که می سوخت

آنجا که مادر من از بغض و کینه می سوخت

در شعله ی غریبی یاس مدینه می سوخت

دشمن چو حمله ور شد با ضرب تازیانه

یادم ز عمه زینب آمد در آن میانه

از یاد کربلا و جور بنی امیه

از غصه های شام و از عمه ام رقیه

من خود ز غصه هایم صد بار جان سپردم

ای زهر جان تن را گیر و رها کن از غم

در بین راه لعن بنی امیه کردم

پایم چو زخم می شد یاد رقیه کردم

در شهر مدینه غوغاست خون بر دل آل طاهاست
در مرگ امام صادق از گریه قیامت برپاست
شمع ولایت گشته خاموش
موسی ابن جعفر شد سیه پوش
یا فاطمه سلام  الله علیها سرت سلامت

قلبش شده پاره پاره خیزد ز دلش شراره
گرید ز غمش مفضّل بر سینه زند زُراره
یاران به دنبال جنازه
داغ همه گردیده تازه
یا فاطمه سلام  الله علیها سرت سلامت

افتاده خزان بر باغش بنشسته به دلها داغش
جاری شده اشک زهرا سلام الله علیها بر تربت بی چراغش
اندوه و اشک و آه و صبرش
بالله بود پیدا ز قبرش
یا فاطمه سلام  الله علیها سرت سلامت

کی دیده که صاحبخانه دنبال عدو شبانه
با پا و سر برهنه بیرون رود از کاشانه
از خانه با پای پیاده
بر قصر قاتل رو نهاده
یا فاطمه سلام  الله علیها سرت سلامت
یا فاطمه سلام  الله علیها سرت سلامت

بین کوچه با دستاي بسته پریشون و خسته

افتاده رو خاکا یه پیرمردي زار و دلشسکته

در آتش خونش و می بینه رو خاکا می شینه

با چشماي گریون همش میگه مادر غریب و خسته

آه تن ضعیف و این ضرب کتک چکنم

چکنم شده برام تازه داغ فدك چکنم

چکنم بین همین کوچه یه روز زدند سیلی به مادر من

بیا ببین مادر که دشمنت آورد چی بر سر من

بی عمامه از سر سجاده رو خاکا افتاده

پسر پیغمبر همش میگه یارب برس بدادم

مثل شعله سراپا می سوزم ز زندگی سیرم

تا خونمو دیدم یاد خیام کر بلا فتادم

مهدی عبدالکریمی

چه ظلم‌ها که به اولاد مصطفی کردند / خدا گواست به آل علی جفا کردند

گلوی تشنه بریدند از حسینش سر / سر مقدس او را به نیزه‌ها کردند

امام چارم ما را به شام آوردند / میان خلق ورا خارجی صدا کردند

امام پنجم ما را به زهر کین کشتند / بسا ستم که به آن حجت خدا کردند

به بیت حضرت صادق هجوم آوردند / قیامتی دگر از این ستم به پا کردند

سر برهنه دل شب ز خانه‌اش بردند / چه ظلم‌ها که به آن نجل مصطفا کردند

در آن سیاهی شب، اهل بیت آن مظلوم / گریستند و برای پدر دعا کردند

همه سواره و او را پیاده می‌بردند / نه رحم کرده، نه از حضرتش حیا کردند

سه بار تیغ کشیدند بهر کشتن او / عجب به عهد رسول خدا وفا کردند!

امام صادق ما را به زهر کین کشتند / مدینه را زغمش دشت کربلا کردند

هزار مرتبه نفرین حق بر آن قومی / که خط خویش ز آل علی، جدا کردند

برای غصب خلافت زدند زهرا را / چه شد که کودک ششماهه را فدا کردند

به جای شاخۀ گل بار هیزم آوردند / حقوق فاطمه را پشتِ در ادا کردند

بسوز و شعله برافروز از جگر «میثم» / که حمله بـر حرم وحی کبریا کردند

صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار

آید از حجره اي بانگ غریبی به گوش

 می شود نغمه طائر قدسی خموش

بس که پا تا به سر افروخته است

دیده بر راه اجل دوخته است

بین بستر خموش مصحف ناطق بود

 شب آزادي امام صادق بود

 راحت از رنج و غم و آه شود

خون جگر راهی این راه شود

پر کشد زین قفس خسته و بی واهمه

تا شود همدم همیشه فاطمه

دلش از زهر جفا آب شده

 از ستم خسته و بی تاب شده

ای صداقت سجده آورده به خاک پای تو / صدق در گفتار و در کردار و در سیمای تو

فضل و دانش ذره‌ای در پیش خورشید کمال / عقل و ایمان سایه‌ای از قامت رعنای تو

هر چه گیرد اوج فضل و دانش و علم و کمال / کرسی تدریس باشد تا قیامت جای تو

کوه طاعت بی ولایت کمتر است از پّرِ کاه / نامۀ اعمال مردود است، بی امضای تو

فضل و توحید و کمال و منطق و علم و اصول / زنده‌تر هر روز از گفتار روح‌افزای تو

هست چون ذات خداوند تعالی بی‌مثل / در کمال بندگی شخصیت والای تو

کعبۀ جان هستی و پیراهن انوار حق / چون لباس کعبه زیبد بر قد و بالای تو

بو بصیر و جابر و حمران و هارون و هشام / قطره‌های کوچکی هستند در دریای تو

با وجود آن که چون خورشید می‌تابی به دل / همچنان مجهول مانده قدر ناپیدای تو

آید از هارون مکّیِ تو اعجاز خلیل / ای خلیل الله از آغاز، رهپیمای تو

تا قیامت هر چه گل می‌روید از بستان وحی / بر روی هر برگ آن نقشی است از سیمای تو

چشمۀ عرفان تویی، عرفان ز فیضت چشمه‌ای / معنی ایمان تویی، ایمان بوَد معنای تو

مهر هر پروندۀ طاعت همان مُهر شماست / حق‌پرستی بت‌پرستی می‌شود منهای تو

آفرینش تشنۀ علم است و می‌بینم مدام / کوثر دانش سرازیر است از صهبای تو

نخل سبز نهضت سرخ حسینی میوه داد / از زلال دانش و از منطق گویای تو

در عبادت، در تضرع، در مناجات و دعا / لحظه‌ها بودند هر شب لیلۀ الاحیای تو

با چه جرأت دوزخی‌ها در سرایت ریختند / ای دل اهل تولا جنۀ الماوای تو

دست بسته، سر برهنه، جسم خسته، لب خموش / ریخت بین ره عرق از طلعت زیبای تو

با وجود آنکه عمری سوختی و ساختی / آب شد از آتش زهر ستم اعضای تو

مرغ شب می‌نالد و می‌گوید از سوز جگر / حیف مولا عاقبت خاموش شد آوای تو

کاش یک شب در دل تاریک شب‌های بقیع / می‌نهادم رو به روی تربت تنهای تو

ماه شوال المکرم را محرم کرده‌ای / ای مدینه کربلا در ماتم عظمای تو!

آسمان هنگام دفن پیکرت با گریه گفت / ای چراغ عرشیان در خاک نَبوَد جای تو

سوز تو از نظم «میثم» سرکشد بر آسمان / قبر تـو یـادآور غم‌های جانفرسای تـو

صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار

از در خونه ي من هم شعله ها زبونه می زد

 نیمه شب بود ولی دشمن با لگد به خونه می زد

بر سر سجاده بودم که نمازمو شکستم

دشمناي بی مروت کمر قتلمو بستند

با طناب و تازیونه سوي من هجوم آوردند

پیش چشم گریون اهل خونه منو می بردند

 پا برهنه بی عمامه منو از خونه کشوندند

 با قد خیمده من رو پشت مرکب می دووندند

 بسکه درد و غصه دیدم دل خسته ام کبابه

مثل حیدر روي دستام جاي زخماي طنابه

 بین راه تا کاخ دشمن لعن بر امیه کردم

با صورت زمین که خوردم یادي از رقیه کردم

منبع: کتاب گلواژه های عترت

حسرت گرفته باز حصار مدینه را / غم تیره کرده است، دیار مدینه را

 آثار حزن فاطمه و غربت علی / پُر کرده است گوشه کنار مدینه را

در کوچه هاي شهر چو ماه علی گرفت / رنگی دگر نماند عذار مدینه را

داغ عزاي حضرت صادق فکنده باز /  با اشک و آه ما سر و کار مدینه را

 تا خاك ریختند بر اندام آن امام / کردند دفن دار و ندار مدینه را

 گویا فشانده اند بر آن قبر بی چراغ / غمهاي بی نشانه مزار مدینه را

می گریم از مصیبت جانسوز او / مگر بر دیده ام زنند غبار مدینه را

 در خلوت بقیع بجز اشک مهدیش / شمعی کجا بود شب تار مدینه را

 من جان نثار مکتب اویم مؤیدم / دارم از او امید جواز مدینه را

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 83
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 21,845
    بازديد ديروز : 19,616
    بازديد کننده امروز : 9775
    بازديد کننده ديروز : 8718
    گوگل امروز : 12951
    گوگل ديروز: 11168
    بازديد هفته : 41,461
    بازديد ماه : 225,114
    بازديد سال : 492,166
    بازديد کلي : 6,430,388
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.198.103.13
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید