close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی

متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی

متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی

متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی
متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 22 aboozar
3 24 aboozar
0 202 aboozar
10 106 aboozar
0 157 aboozar
1 123 aboozar
9 1111 aboozar
0 635 aboozar
0 636 aboozar
0 431 aboozar
0 1612 aboozar
0 849 aboozar
0 1407 aboozar
3 1134 aboozar
12 2523 aboozar
0 1802 aboozar
4 7736 amirsajad
0 3166 aboozar
0 3026 aboozar
0 2876 aboozar

حرز اسم زیبات ، همیشه همرامه

جونمو بدم پات ، آره از خدامه

خوب و دیدنیِ ، لحظۀ رسیدن

تو حرم تمومِ ، دنیا زیرِ پامه

زائرایِ محترمتُ عشقِ

مهربونیُ کرمتُ عشقِ

همه جاش بویِ مشهدُ میده

گوشه گوشۀ حرمتُ عشقِ

عالم میدونه  بابُ المرادی

اَنا البَخیلُ  اَنتَ الجوادی

آقای مظلوم ...

شعله های حالت میکشه زبونه

داری از غمایِ مادرت نشونه

غربتت عجیبِ ، مثلِ مجتبایی

هم غریبِ کوچه ، هم غریبِ خونه

لختۀ خون خشکیده رویِ لبات

حتی یکی نیست تا که بمیره برات

غریبی بالاتر از این نمیشه

همسرت مرگتُ بخواد از خدات

واست بمیرم  خیلی غریبی

مشغولِ ذکرِ  اَمَّن یُجیبی

آقای مظلوم ...

از زمونه آقا ، دیگه دل بریدی

یک نفس هم حتی دلخوشی ندیدی

چشم به راهِ بابا ، بودی و بمیرم

رویِ خاک حجره ، پاتو می کشیدی

داری کم کم میسوزی و آب میشی

گُل زهرایی داری گلاب میشی

دَم آخری روضه خون واسه

لب تشنۀ طفلِ رباب میشی

سخته به والله  بارون نباره

هیچ کس نباشه  تا آب بیاره

لای لای علی جان....

 

 

سر را ز خاکِ حجره اگر بر نداشتی

تو رو به قبله بودی و خواهر نداشتی

 خواهر نداشتی که اگر بود میشکست

وقتی که بال میزدی و پر نداشتی

 از طوس آمدم که بگِریَم در این غمت

یاری به غیر چند کبوتر نداشتی

وقتی که زهر بر جگرت چنگ میکشید

جز یا حسین نالۀ دیگر نداشتی

ختمی گرفته اند برایت کبوتران

لبخند میزدند و تو باور نداشتی

تو تشنه کام و آب زمین ریخت قاتلت

چشمت به آب بود و از آن بر نداشتی

یه نفر دلش به رحم نیومد ، هی می گفت : جگرم ... نانجیب صدا زد گفت : کنیزا بیان ... گفت : یه جوری هلهله و کف بزنید ، میخوام صداش به گوشم نرسه ...

کف میزدند دور و برت تا که جان دهی

کف میزدند و تاب به پیکر نداشتی

کف میزدند ولیکن به روی دست

دست ز تن جدای برادر نداشتی

شکر خدا که پیرهنی بود بر تنت

یا زیر نیزه ها تن بی سر نداشتی

شکر خدا که لحظه ی از هوش رفتنت

خواهر نداشتی، غم معجر نداشتی

 

«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِوَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن»

از صدای نفس نفس زدنت

همسرِ تو چقدر شاکی بود

شده پیراهنِ تنت تازه

مثل آن چادری که خاکی بود

تا صدایِ غریبی ات نرسد

با کنیزانِ خانه کف میزد

ناله ای از مدینه فاطمه و

ناله ای حیدر از نجف میزد

و کنیزی که آب آورد و

تو به یادِ هلال افتادی

همسرت کاسه را شکست و سپس

تشنه مثل حسین جان دادی

در میانِ تمام معصومین

در مقاتل مُوَرخان دیدند

در عزای حسین و تو تنها

دشمنان کف زدند و رقصیدند

پیکر تو زِ پشتِ بام افتاد

ولی آقا به خون نشسته نشد

به لبِ پلّه خورد لبهایت

ولی دندانِ تو شکسته نشد

بوی محرمت میآد ..

چقَدَر خوب وقتِ تَدفینَت

سهمِ قبرت به جز گلاب نشد

و از آن بهتر اینکه در یک طشت

سَرَت آلودۀ شراب نشد

السَّلامُ علی العریان ...السَّلامُ علی العطشان ...

مادرش آمده گودال نچرخان بدنش

استخوانهای گلویش زقفا ریخت بهم

بُنَیّ قتلوک عطشانا ... حسین ...

اگر کشتن چرا آبت ندادن

تو را  زان دُرِّ نایابت ندادن

برادرجان سلیمان زمانی

چرا انگشت و انگشتر نداری

حسین من .‌. حسین من ..

 

بیقرارم،تو دلم یه دنیا درد و ماتمِ
ناله دارم،هر چی از غمم بگم بازم کمِ
دل فکارم،جگرم میسوزه خیلی تشنمه
واویلا ... واویلا ...
بارون اشکایِ چشمام میچکه برویِ گونه ام
چی بگم از غصه هام که قتلگام شده تو خونم
دیگه طاقت ندارم دعام اینه بزنم زود
همه دردم اینه قاتلم شریک زندگیمه بود
واویلا ... وای وای وای واویلا
ای دل،ای دل،بخدا از همه دنیا سیر شدم من
ای دل،ای دل،تو حصار دردُ غم اسیر شدم
ای دل،ای دل،مثلِ مادر تو جونی پیر شدم من
واویلا ... واویلا ...
میدونم دردِ منو جدم امام حسن میدونه
اوج غربت اگه حتی غریب باشی تو خونه
دل خونم کی میرسه لحظۀ شیرینِ رهایی
پشت در به زیر لب همش میگم مادر کجایی
واویلا ... وای وای وای واویلا
تک و تنها هر نفس ذکرِ لبم خدا خداس
صحنِ چشمام خیسُ بارونیِ سوزِ روضه هاس
خودم اینجا ولی روحُ دلِ من تو کربلا س
واویلا ... واویلا ...
دستُ پا میزنم از عطش شکسته بال و بی حال
 
پیش چشمِ فاطمه زنده میشه روضۀ گودال
زیر لب زمزمه ام شده حسین مادر نداره
همه خون گریه کنید جدِ غریبم سر نداره
واویلا ... وای وای وای واویلا

 

اُفتاده بود تشنه لب و آه می کشید 

آقا! من بمیرم  که شما آه نکشی تنهایی تو حجره...

اُفتاده بود تشنه لب و آه می کشید

فریاد بی کسیش به جائی نمی رسید

همش میگن:روضه ی امام جواد شبیه جدش ابی عبدالله است،هر دو تشنه بودن،باز امام جواد یه رمق داشت یه آه بکشه،ارباب ما ابی عبدالله سه ساعت تو خون خودش دست و پا زد،هزار و نهصد و پنجاه زخم مگه شوخیِ؟...امام جواد به دیوار حجره تکیه داد و آه کشید....اما ابی عبدالله به نیزه شکسته ها تکیه داد و آه کشید......

 مجموعه ای ز مقتلِ اولاد فاطمه است

پس روضه هاش می طلبد گریه ی شدید

باید به پای روضه ی این سَرورِ صبور

سر را شکست ... گریبان ز غم درید

 چرا؟ مگه چی شده؟..

کف می زدند، با نَفَسِ آتشین او

چندین کنیزِ پَستِ زنا زاده ی پلید

شرمنده ام ز حضرت زهرا از این کلام

آنقدر ناله زد ز عطش، تا نفس بُرید

شاعر:مجتبی روشن روان

 چهل شب دیگه،شبِ عاشورایِ حسینِ،اونایی که شب عاشورا ناله میخوان،نفس میخوان....بگم: یا جواد الائمه! تشنگی سختِ،مادر شهید حججی می گفت: همه صحن های پسرم رو دیدم،هیچ کجا دلم آتیش نگرفت،اسارتش رو دیدم،دست بستنش رو دیدم،حتی سر بریدنش رو دیدم،جیگرم کباب نشد،گفت: یه جا جیگرم سوخت، اونجایی که دیدم پسرم رو دارن سوار ماشین می کنند،دوربین اومد تو صورتش،تا نزدیک شدم دیدم لبای بچه ام خشکِ،فهمیدم بچه ام تشنه است،کاشکی آبش میدادن... بُنَیَّ! قتلوک، ذبحوک و مِنَ الماء منعوک

مادرِ آب کجایی؟ پسرت آب نخورد 

روضه اینِ:بعضی نقل ها نوشته روز عاشورا ابی عبدالله روزه بوده،تو اون گرما،تیر و نیزه،زخم،خون از بدن برِ آدم تشنه میشه،من نمیدونم اون عطش،چه عطشی بود؟ کسی که هزار و نهصد و پنجاه زخم داره،یه بدن مگه چقدر جا داره که زخم بخوره؟با عقل جور در نمیآد،سید بن طاووس تو لهوفش نوشته...

می دونی چه جوری زدن؟ می اومدن می رسیدن به بدن،می دیدن جای سالمی نداره،نیزه تو جای قبلی فرو می کردن،شمشیر تو جای قبلی...زخم تو جای زخمِ قبلی،یه جای سالم تو بدنِ آقایِ ما نذاشتن،حسین....بیخود نبود عمه ی سادات رگها رو بوسید.. 

این کشته ی فتاده به هامون حسینِ توست

این صیدِ دست و پا زده در خون حسین توست

این ماهیِ فتاده به دریایِ خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسینِ توست

حسین...

 

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها،وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ،وَ لعَنْ اَعْدائَهُم بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

دوید اومد موفق پهلو امام رضا،گفت:آقاجان! ببین آقازاده ات داره چیکار میکنه.... جون و دلِ امام رضاست جوادالائمه،اگر حاجتِ خیلی سختی داری،گرفتاری داری،مشکل،گره ی کور داری برو روبروی گنبد امام رضا،جلو ضریح امام رضا،بگو:آقا! به حقِّ جوادت،جگر گوشه ات...اگه سخت تر از این بود حاجتت،بگو: آقا به حق مادر پهلو شکسته ات...

میگن:امام رضا دوید اومد نگاه کرد،دید جوادش هی داره مشت میزنه رو زمین،هی میگه: وَالله لَاُخرِجَنَّهُما وَ لَاُحرِقنَّهما بیرون میکِشم اونا رو از تو خاک،آتیش میزنم اونارو.....

بابا! چه کسانی رو میخوای از تو خاک بیرون بکِشی؟چه کسانی رو میخوای آتیش بزنی؟نگاه کرد دید دوتا چشمای جوادش اینقدر اشک ریخته،خون آلود شده،فقط تو یه نگاه معنا دار به امام رضا، از امام رضا یه سئوال کرد،گفت: بابا! به من بگو مادرم فاطمه چه گناهی داشت؟چرا اومدن در خونه اش رو آتیش زدن؟ چرا پهلوی مادرم رو شکستن؟

اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن.....

بی درد ما که از غم تو راست قامتیم

با اینکه سر شکسته ی سنگِ ملامتیم

بیمارِ عشق می شود آنکس که عاشق است

این رسم عشق نیست که اکنون سلامتیم

یه خود خودمون رو ملامت کنیم،چقدر تو این دوران به فکر گمشده ی حضرت زهرا هستیم؟چقدر به یاد امام زمانمون هستیم؟

در انتظارِ هر که به جز تو نشسته ایم

در سردسیرِ هجر تو گرمِ اقامتیم

بی شک بدون تو به درِ بسته خورده ایم

امروز اگر چه همدم اشکِ ندامتیم

 

ما بی تو یا که با تو تفاوت نمی کند

یعنی همیشه شاملِ لطف و کرامتیم

دنیا به لطف چشم تو، پُر بود دست ما

گریانِ دستِ خالیِ روزِ قیامتیم

عمری عَلَم به دوش حسینیم، چاره ای

مشتقاق گریه کردنِ پای علامتیم

دلت امشب کجاست؟...

امشب که میزبانِ عزا مشهدالرضاست

باب الجواد گرمِ عزا و زیارتیم

یاصاحب الزمان

نشسته‌اند ملائک، به روی بامِ جواد

پیمبران همگی بنده و غلامِ جواد

انشاءالله روزیت بشه بری حرم امام جواد،باب المُراد،کسی از در خونه ی جوادالائمه دست خالی برِ،خودش کوتاهی کرده...برا امام رضا نوشتن:آقاجان!چون کار سخت شده،تو کوچه میان می ایستن،مستحق ها،گداها،اونایی که کار دارن با جوادت،موفق چند روزِ پسرت رو از یه درِ دیگه می بره...امام رضا نوشت براش: جوادم! ازاون دری رد میشی که مردم ایستادن،مردم به امید تو ایستادن،کار دارن باهات،حاجت دارن...همه ی اهلبیت بابُ المُرادن،همه کریمن،اما مختص، یکی میشه،جوادالائمه...اومد پیش امام رضا گفت:آقا! چشمام نابیناس،میشه یه عنایتی کنید؟حضرت فرمود: برات می نویسم بری درِ خونه ی جوادم....جواد کجاست؟مدینه...امام رضا کجاست؟توس...براش نوشت،اومد مدینه،نامه ی بابارو که دید،جوادالائمه شروع کرد گریه کردن،امضاء ی بابا رو به چشمش کشید...

جوادالائمه گفت:بیا جلو ببینم،تا اومد جلو حضرت یه دست رو چشماش کشید،گفت:چشمت رو باز کن،باز کرد دید عجب،چشمی که مادرزاد کور بوده داره همه چیز رو می بینه...

گفت:بابام هم می تونست این کار رو برات بکنه،اما فرستادنت درِ خونه ی ما تا مردم بدونن حوائج دنیایشون رو باید بیان از جوادالائمه بگیرن...

آی گرفتار! آی مریضدار! بعضی ها یه گره های کوری دارن،دکتر ها جواب کردن،همه جواب کردن،اما جواد که جواب نکرده...همه رو یاد کن،مخصوصاً شهدای مدافع حرم،شهید حججی....

نشسته‌اند ملائک، به روی بامِ جواد

پیمبران همگی بنده و غلامِ جواد

شدم جواد، پس از این به احترامِ جواد

که بهتر از همۀ نام‌هاست نامِ جواد

جواد مرهمِ دردِ بدونِ تسکین است

چقدر نام جواد الائمه شیرین است

شدی جواد، همیشه فقیر تو باشیم

فقیر‌‌هایِ میانِ مسیر تو باشیم

شدی بزرگ که ما هم حقیر تو باشیم

خدا کند که همیشه اسیرِ تو باشیم

بیا و رخ بنما شاه تا که مات شویم

فقط تو لب تر کن تا همه فدات شویم

کسی غریب‌تر از تو نبوده است اصلاً

غریبِ خانۀ خود بود‌ه‌ای، بمیرم من

اونایی که زن و بچه دارن می فهمن،اگه کسی هزار تا مشکل تو کارش بیوفته در طیِ یه روز،شب که بشه بیاد تو خونه،درد و دلش رو با زنش میگه،با همسرش میشینه درد و دل میکنه،آروم میشه...

شهید کرد تو را زهر فتنۀ یک زن

شهادت تو شبیه است به امام حسن

اما نه، درستِ امام حسن خیلی غریبِ،اما جوادالائمه غربتش بیشتر از امام حسنِ،هر دو به دست همسر شهید شدن،هر دو غریب بودن،اما لحظه ی جان دادنِ امام حسن کنار بسترش ابی عبدالله سرش رو به دامن گرفته بود،عباس سر به دیوار گذاشته بود اشک میریخت،زینب کنارش بود،همه داشتن به حال امام حسن اشک میریختن،اما جگر گوشه ی امام رضا،داخل حجره ی دربسته،هر چی میگفت:آه جیگرم داره میسوزه...یه نفر نبود با جوادالائمه هم ناله بشه....یه عده دارن دست میزنن،یه عده دارن هلهله میکنن....یاجوادالائمه

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2786
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 858
    بازديد ديروز : 5,640
    بازديد کننده امروز : 282
    بازديد کننده ديروز : 1855
    گوگل امروز : 235
    گوگل ديروز: 2250
    بازديد هفته : 18,422
    بازديد ماه : 156,021
    بازديد سال : 1,132,781
    بازديد کلي : 8,001,998
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 100.26.182.28
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید