close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی "واحد"

متن سینه زنی "واحد"

متن سینه زنی "واحد"

متن سینه زنی "واحد"
متن سینه زنی "واحد"
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 26 aboozar
3 31 aboozar
0 205 aboozar
10 107 aboozar
0 161 aboozar
1 125 aboozar
9 1114 aboozar
0 635 aboozar
0 637 aboozar
0 432 aboozar
0 1616 aboozar
0 849 aboozar
0 1408 aboozar
3 1134 aboozar
12 2528 aboozar
0 1804 aboozar
4 7738 amirsajad
0 3167 aboozar
0 3026 aboozar
0 2876 aboozar

صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا

صفاست در حرم باصفایِ حضرت هادی

ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم کند

شود یا زیارت صحن و سرایِ حضرتِ هادی

اگر به سامره ام اوفتد گذر سر و جان را

کنم نثار به گنبد نمایِ حضرت هادی

دلم که درد گناهش به احتضار کشانده

پناه برده به دارالشفایِ حضرت هادی

مرا رضایتِ ابن الرضا خوش است که دانم

بوَد رضایِ خدا در رضایِ حضرت هادی

به زور خوانده به بزم شراب حجت حق را

نکرد شرم و حیا از خدایِ حضرت هادی

گهی به بزم شراب و گهی به مجلسِ دشمن

چگونه اشک نریزم برای حضرت هادی

چگونه اشک نریزند دوستان به عزایش

که گشته فاطمه صاحب عزایِ حضرت هادی

غریب و بی کس و تنها شهید گشته چو جدش

زمین سامره شد کربلای حضرت هادی

سیاه پوش کن ای آسمان ملائک خود را

که شد خموش صدای دعای حضرت هادی

یارب از زهرِ جفا سوخت زپا تا به سرم

شعله با ناله برآید همه دم از جگرم

جز تو ای خالقِ دادازر کسی نیست گواه

که چه آورده جفای متوکّل به سرم

می دوانید پیاده ز پیِ خویش مرا

گرد ره ریخت بسی بر رخ همچون قمرم

آن شبی را که مرا خواند سوی بزم شراب

گشت از شدّت غم، مرگ عیان در نظرم

خواست تا بر من مظلوم دهد جام شراب

شرم ننمود در آن لحظه زجدّ و پدرم

زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی

ریخته خاکِ یتیمی به عذارِ پسرم

با که این ظلم بگویم که به زندان بلا

قبر من کند عدو پیشِ دو چشمان ترم

 

 

جز درد و غصه سینه ما را مجیب نیست

زخمی به دل نشسته که هیچش طبیب نیست

خاکم به سر به حضرت هادی چه کرده اند

دشنام بر سلاله ی زهرا عجیب نیست

آقا دلت شکسته ز تیغ زبان خصم

غصه نخور توقعی از نانجیب نیست

ای یوسف شکسته دل من حلال کن

در ما اگر برای تو خیری نصیب نیست

غافل شدیم از تو و از روزگار تو

ور نه چنین جسور شدن در رقیب نیست

ما زنده ایم و قلب شما را شرر زدند

بر سینه ی تو آتشی از پشت در زدند

این دشمنان که زخم شما را نمک زدند

دیروز، کوچه، مادرتان را کتک زدند

امروز جنگ و غفلت عالیجانب ها

دیروز شام، زینب و بزم شراب ها

 

روح عالم، اسم اعظم

دل به غم دادی، حضرت هادی

عالم سیه پوشه، دلتنگی و داغش

پرپر شده تو فصل غم،  گلهای باغش

هر شب روی هم،  غم ناله داره

یه باغ پرپر، آلاله داره

امشب دل شیعه اسیره

تو چنگ بغضی بی اراده

آخه آقمون و کشیدن

تو کوچه باپای پیاده

روح عالم، اسم اعظم

دل به غم دادی، حضرت هادی

چشمای گریونش، زلف پریشونش

داره حکایت می کنه، از قلب خونش

صداش گرفته، چه نیمه جونه

شبیه عمه،  قدش کمونه

از اشک و آهِ بی قراری

باغ نگاش پُر شکوفه است

گاهی به یاد کربلا و

گاهی به یادشام و كوفه است

روح عالم، اسم اعظم

دل به غم دادی، حضرت هادی

 

 

بخوان مرا که به عشق تو مبتلا باشم

بخوان مرا که هوائی سامرا باشم

چه خوب می شود آقای من شوی تا من

تمام عمر در این آستان گدا باشم

مرا اسیر خودت کن که با عنایاتت

ز بندهای تعلق دگر رها باشم

نگاه روشنت اعجاز بی حدی دارد

طلا و مس نه، نظر کن که کیمیا باشم

تو خانه ی دل من را تکان بده شاید

در آستانه ی تو زائر خدا باشم

بده برات زیارت که یک شب جمعه

کنار قبر شهیدان کربلا باشم

تمام دار و ندارم همه فدای حسین

چه می شود که بمیرم شبی برای حسین

 

ای از غم تو بر جگر سنگ شراره

وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

سنگینی اندوه تو از کوه فزون تر

غم های فراوان تو بیرون ز شماره

کی مثل تو در حبس ستم بازوی بسته

بر قبر خود از جور عدو کرده نظاره

تو آیه تطهیری، دشمن به چه جرأت

با جام می خود به سویت کرده اشاره

مظلوم وا اماما

مسموم وا اماما

از هجر تو باید کمر کوه شود خم

جایی که گریبان ولایت شده پاره

تا ماه جمالت به دل خاک نهان شد

بر چهره ز چشم حَسنت ریخت ستاره

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود

کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

مظلوم وا اماما

مسموم وا اماما

ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی

وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی

تو اختر برج نبوی شمس هدایی

ماه علوی آیینه ی حسن خدایی

فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی

آری تو علی ابن جواد ابن رضایی

می زد همه دم تیشه به طوبای امامت

فریاد که زد زهر ستم شعله به جانت

افسوس که مسموم شدی چون پدرانت

صد آه ز تن رفت برون تاب و توانت

سوزد جگرم بر تو و غمهای نهانت

من آبرو از خاک در سامره دارم

من خاطره ها از سفر سامره دارم

من جلوه ی طور از شجر سامره دارم

من عشق دو قرص قمر سامره دارم

مظلوم وا اماما

مسموم وا اماما

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2801
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 22
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 752
    بازديد ديروز : 5,660
    بازديد کننده امروز : 234
    بازديد کننده ديروز : 1635
    گوگل امروز : 217
    گوگل ديروز: 1911
    بازديد هفته : 23,976
    بازديد ماه : 161,575
    بازديد سال : 1,138,335
    بازديد کلي : 8,007,552
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.80.4.76
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید