close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی "واحد"

متن سینه زنی "واحد"

متن سینه زنی "واحد"

متن سینه زنی "واحد"
متن سینه زنی "واحد"
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 144 aboozar
1 680 aboozar
0 466 aboozar
3 489 aboozar
0 616 aboozar
10 530 aboozar
0 636 aboozar
1 525 aboozar
9 1643 aboozar
0 1103 aboozar
0 1102 aboozar
0 839 aboozar
0 2033 aboozar
0 1279 aboozar
0 1801 aboozar
3 1516 aboozar
12 3003 aboozar
0 2195 aboozar
4 8131 amirsajad
0 3539 aboozar

آقای سامرا چقدر ناتوان شدی

خیلی شبیه مادرِ خود قدکمان شدی

آه ای بهار زرد و خزانی تو میروی

چون مادرت زمان جوانی تو میروی

اَبَاالمَهدی یا مولا....

بغصی شکسته داری و فریاد کوچه ای

هی میخوری زمین ، ولی یاد کوچه ای

گرچه غریب بودی و کس سوی تو نرفت

شکرخدا که میخ به پهلوی تو نرفت

شعله سراغ پیچشِ گیسوی تو نرفت

اینجا غلاف بر روی بازوی تو نرفت

آتش کسی به خِرمَنِ نیلوفرت نزد

اینجا کشیده کس به روی همسرت نزد

اَبَاالمَهدی یا مولا....

تو ضعف میکنی پسرت گریه میکند

مهدی رسیده و به برت گریه میکنند

خاکی شده است موی سرت گریه میکند

این ظرفِ آب بر جگرت گریه میکند

برروی دامنِ پسرت دست و پا مزن

اینگونه چنگ بر روی این خاک ها مزن

آقا سلام بر تو و دریایِ تشنه ات

این کاسه میخورد روی لبهایِ تشنه ات

یادِ حسین می دمد از نایِ تشنه ات

دادی سلام بر لبِ بابایِ تشنه ات

خونابه گرچه از دهنت ریخته شده

آلاله روی پیرهنت ریخته شده

شکرخدا که لعل لبت خیزران نخورد

شکرخدا که روی گلویت سنان نخورد

چکمه به روی پیکرِتو بی امان نخورد

سرنیزه ای نیامد و روی دهان نخورد

شکرخدا که تو کفنی داشتی حسن

بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن

اَبَاالمَهدی یا مولا....

بی تو وقارِ خواهرِ تو مُستَدام ماند

با احترام آمد و با احترام ماند

پوشیده از نگاه خَواص و عوام ماند

وای از زنی که در وسط ازدحام ماند

احساس های خواهری اش لطمه خورده بود

حتی غرورِ روسری اش لطمه خورده بود

 

ای سامره ات قبله دل ، کعبه جان ها
ای سفره احسان تو پیوسته جهان ها
ای عبد خداوند ، خداوند زمان ها
ای پایه قدر و شرفت ، فوق مکان ها
آگاه ز اسرار عیان ها و نهان ها
کوتاه به مدح تو و وصف تو زبان ها
ای روی تو در بزم ازل ، شاهد و مشهود
وی آمده ساجد به خدا بر همه مسجود
همه قبله حاجات و هم حجت معبود
هم حمدی و هم احمد و هم حامد و محمود
غیر از تو که باشد پدر مهدی موعود
مهدی که بهار آرَد در فصل خزان ها
بوی خوش جنت ز غبار قدم توست
عیسای مسیح آنچه که دارد ز دم توست
حاتم که کریم است گدای دِرَم(درهم) توست
تو دست خدا هستی و هستی کرم توست
تنها نه فقط سامره یک دل حرم توست
هرجا نگرم از تو عیان است نشان ها
تو مهر فروزنده ده بحر کمالی
تو مهر فروزان سماوات و جلالی
تو عبد ولی عبد خداوند جمالی
احمد رخ و حیدر یَد و صدیقه خصالی
دوم حسن از حُسن خدای متعالی
ای شاهد حُسن ازلت چشم زمان ها
ای خلق سماوات و زمین ، خاک در تو
ای چهار علی آمده جدّ و پدر تو
ای منتقم آل پیمبر پسر تو
پیوسته سلام از طرف دادگر تو
بر مهدی و بر نرجس نیکو سِیَر تو
مهدی که بُوَد در کف او خط امان ها
بأبی انت و اُمی یا اباعبدالله
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
از ازل فاطمه مادرم بوده
پسرش مونس و دلبرم بوده
روز محشر اگرم پسر نگه
میگه این غلام اکبرم بوده
زیر آتیش گناه و معصیت
بزم ماتم تو سنگرم بوده
اولین خیمه ای که برات زدم
با چادر سیاه مادرم بوده
بعد مرگم میدونم همه میگن
یا حسین جمله آخرم بوده
من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
روز اول کآمدم دستور تا آخر گرفتم
بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسین
سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم
بر مشامم میرسد هرلحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
تشنه آب فراتم ای أجل مهلت بده
تا بگیرم در بقل قبر شهید کربلا

 

شبیه زهرا جوانم

 غریبی برده امانم

خدایا این زهر کینه

زد امشب آتش به جانم

خدایا خزانی شد بهارم

به سینه نفس دیگر ندارم

کنار پدر باشد مزارم

غریبم، غریب سامرایم...

اگر می سوزد تن من

شده وقت رفتن من

شبیه جدم به غارت

نرفته پیراهن من

به صحرا نمانده پیکر من

بریده نگشته حنجر من

اسیری نرفته دختر من

غریبم، غریب سامرایم...

 

اباصالح عزاداری، لباس غم به تن داری

شده کار تو صبح و شب، بمیرم گریه و زاری

تو که داری غم دنیا امیر بی کس و تنها

شدی حالا تو دلخون و پریشان از غم بابا

یه دل تو سامرا ، یه دل تو کربلا

با ذکر یا زهرا

حسن مظلوم ، حسن مسموم

به تن دارم هنوز آقا لباس مشکی خود را

همه دار و ندار من فدای مادرت زهرا

غم محسن به دل دارم که باشی تو خریدارم

برای باب تو امشب به لطف تو عزادارم

ما با تو آقاییم، ما عبد مولاییم

سرباز زهراییم

شهید حسن ، غریب حسن

یه دل تو سامرا، یه دل تو کربلا

با ذکر یا زهرا

شنیدم من که بابایت غریب و تشنه لب بوده

کنار حجره ی غم ها شبی در تاب و تب بوده

تو و چشمان گریانت، تو و حال پریشانت

کنارش گریه می کردی برای جد عطشانت

ای وای از کربلا ، در گودی شد غوغا

بر سر میزد زهرا

شهید حسین، غریب حسین

یه دل تو سامرا، یه دل تو کربلا

با ذکر یا زهرا

تو هم در کودکی آقا عزادار پدر بودی

یتیمی هم نصیبت شد، از این غم شعله ور بودی

پدر بوده دم آخر به یاد روضه ی مادر

کنارت گریه می کرده برای محسن پرپر

این ماتم شد بسیار ، وای از داغ دیوار

ای وای از آن مسمار

حسن مظلوم ، حسن مسموم

یه دل تو سامرا ، یه دل تو کربلا

با ذکر یا زهرا

 

 

دلم حزینه، یه دنیا غم نهفته دارم توی سینه

داره میسوزه جگرم از زهر كینه

اما بگم از زهری كه بدتر از اینه

غم مدینه، غم مدینه

چشمای ترم میباره خون،بس كه مضطرم

حتی كه این دم آخرم،به یاد اون دیوار و درم

بمیرم

شكسته پرم،دنیا می گرده دور سرم

بلرزه افتاده پیكرم،صدا میاد ای وای مادرم

بمیرم

مادر زدن جلو پسر نامردیه

گل بین آتیش  شعله ور نامردیه

زنی كه بار شیشه داشت به پشت در

دیگه لگد زدن به در نامردیه

روضه ای كه نوحه ی این دل حزینه

سامرا كربلاست و كربلا مدینه

واویلتا،واویلتا

دل بیقراره،مهدی سرم رو به روی زانوش میذاره

هر پدری هم همین آرزو رو داره

بذار كه روضه بخونم،اشكم بباره

كنم اشاره

اما كربلا قضیه برعكس شد ای خدا

پیش پسر آمده بابا،همش میگه ای ارباً اربا

علی جان

رو خاك بلا ،میبینه اعضاشو هر كجا

دم میگره،بیای جَوَونا

میچینمت میون عبا

علی جان

لحظه ی آخر سرش و كجا گذاشت

سر روی خاك گرم كربلا گذاشت

تا اونجا كه یكی روی سینه اش نشست

سر و برید و  روی نیزه ها گذاشت

روضه ای كه نوحه ی این دل حزینه

سامرا كربلاست و كربلا مدینه

واویلتا،واویلتا

 

 

آه از غم گلدسته ی غربت نصیبت

از دل شكسته گنبد و صحن غریبت

دل تنگم آه ای سامرا

دل تنگ آن صحن و سرا

ای كاش و می خواندی مرا

با هر نسیم از صحن تو،عطر عجیبی می وزد

از گوشه ی سرداب تو،اَمََّن یجیبی می وزد

دل تنگم آه ای سامرا

شد آینه دار ِ بقیع،این صحن ِ ویران

از این جفا جان های ما،گشته پریشان

آه از ستم،آه از جفا

در حق ِ آل ِ مصطفی

نفرین به قوم ِ بی وفا

نام تو سُرَّمَن رأی

اما نشاند درد و غم

آخر خدایا تا به كی

زائر ندارد این حرم

دل تنگم آه ای سامرا

ابن الرضای ِ ثانی ِ هادی ِ امت

اذنی بده تا بی قرار آیم به سویت

مولا امام ِ عسكری

بر این گدا بگشا دری

اینك من و چشم تری

خود توشه ی راهم بده

بار ِ گناهم را نبین

بر اشك و آهم كن نظر

روی سیاهم را نبین

مولا امام ِ عسكری

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3002
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 16
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,521
    بازديد ديروز : 3,438
    بازديد کننده امروز : 678
    بازديد کننده ديروز : 1386
    گوگل امروز : 775
    گوگل ديروز: 1726
    بازديد هفته : 11,331
    بازديد ماه : 13,629
    بازديد سال : 1,484,865
    بازديد کلي : 8,354,082
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.207.255.49
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید