close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 211

آئین مستان - 211

آئین مستان - 211

آئین مستان - 211
آئین مستان - 211
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 30 aboozar
4 86 aboozar
0 32 aboozar
0 33 aboozar
2 1320 amir004
0 1252 aboozar
0 533 aboozar
0 1031 aboozar
3 779 aboozar
12 1865 aboozar
4 7251 amirsajad
0 2799 aboozar
0 2705 aboozar
0 2549 aboozar
0 4215 aboozar
0 1782 aboozar
1 18859 2505
6 7063 aboozar
0 15438 aboozar
1 2983 masoudfn

 

بانو زبانزد است حیایی که داشتی

تاریخ ثبت کرده وفایی که داشتی

نازل شود به وحی خدا مدح وصف تو

با آن مقام پیش خدایی که داشتی

در آسمان حیدر و زهرا پریده ای

مهد کمال بود هوایی که داشتی

با حضرت عقیله ی صحرای کربلا

مشهور بود صدق و صفایی که داشتی

دیدند اهل کوفه که حیدر ظهور کرد

با خطبه ها و صوت رسایی که داشتی

دیدی مصیبتی که دگر کس نمی رسد

به ابتدای صبر و رضایی که داشتی

قربانیِ تو نزد خدایت قبول شد

یک عمر ماند رنگ حنایی که داشتی

ام البنین به شهر مدینه که روضه داشت

گل می نمود آه و بکایی که داشتی

با زینب و رباب فقط ناله می زدی

با خاطرات کرب و بلایی که داشتی

تقسیم شد میان اسیران اهل بیت

در شهر شام آب و غذایی که داشتی

حتی زن یزید لعین گریه اش گرفت

با دیدن خرابه و جایی که داشتی

عباس بود روی نی و بست چشم خود

وقتی که دید تاول پایی که داشتی

در خیمه های سوخته آمد چه بر سرت؟

بعد از غروب و شام عزایی که داشتی

یاد صدای فاطمه افتاد پشت در

زینب شنید سوز صدایی که داشتی

شکر خدا نبود ببیند برادرت

بردند گوشوار طلایی که داشتی

شکر خدا نبود حسین تو بشنود

در زیر تازیانه نوایی که داشتی

رضا رسول زاده

 

 

نام بلند خویش به دنیا گذاشتی

با داغ خود غمی روی دلها گذاشتی

بعد از حسین قلب پریشان خویش را

در کربلای خون خدا جا گذاشتی

پشت سر امام زمان غریب خود

تصویر عشق را به تماشا گذاشتی

حیران و مات صبر و رضای تو روزگار

وقتی به روی غصه و غم پاگذاشتی

کوفه اسیر نطق علی گونه ی تو شد

داغی بزرگ بر دل اعدا گذاشتی

با خطبه ای که خواندی و کردی عزا به پا

پا جای حضرت زهرا گذاشتی

زینب قرار بود کند شام را خراب

حرمت به نام زینب کبری گذاشتی

بازار شهر کوفه کجا و شما کجا

باور نمیکنم قدم آنجا گذاشتی

ای همدم رباب تو با اشک وناله ات

مرهم به قلب مادر تنها گذاشتی

گفتی به راس بر روی نیزه برادرم

از چه رقیه را تک وتنها گذاشتی

تو داغدار بی کفن کربلا شدی

گریان و بی قرار شه سر جدا شدی

محمدجواد غفاریان

 

ما از می جام عاشقی سرمستیم

بر مرحمت دخت علی دل بستیم

محشر که بیاید همگی میگوییم

ما گریه کنان ام کلثوم هستیم

****

ای عالمه ی علوم دین ادرکنی

ای چادر تو حبل متین ادرکنی

یاسَیِّدَةَ النِّسا أَنَا سائِلِکُم

ای دخت امیر مومنین ادرکنی

****

ای روشنی نسل طهورای فاطمه

ای سردبیر مجمع شورای فاطمه

بی شک و شبهه عمه ی سادات عالمی

ای هم ردیف زینب کبرای فاطمه

****

ملیکه ی دو سرایی و نوحه گر هستی

خمیده ای به گمانم شکسته پر هستی

میان روضه ی امشب به خاطرم آمد

تو از غریب مدینه غریب تر هستی

****

تندیس حلم و حجب و حیایی بزرگوار

سنگ صبور شیر خدایی بزرگوار

محشر به إذن مادر سادات فاطمی

آری شما شفیعه ی مایی بزرگوار

****

عزیز فاطمه در معرض خطر بودی

ز بانوان حرم تو گرسنه تر بودی

"سری به نیزه بلند است در برابر" تان

تمام واقعه را تو نظاره گر بودی

شاعر: علیرضا خاكساری

 

یا علی گفتی و غم آغاز شد

ناگهان قفل زبانم باز شد

یا علی گفتی همین اعجاز توست

یا علی پروانه ی پرواز توست

سایه ات را بر سرم انداختی

یک نگه بر دفترم انداختی

تا تو لیلای منی مجنونتم

دختر شیر خدا ممنونتم

با نگاه تو تبانی میکنم

تا قیامت روضه خوانی میکنم

ام کلثومی و دل در بند توست

شمس گیتی روی گردنبند توست

ام کلثومی به عالم سروری

با نگاهت از همه دل می بری

از ازل آرام جان زینبی

خواهر شیرین زبان زینبی

پیش تو ام البنین رو میزند

محضرت عباس زانو میزند

ام کلثومی و امّید همه

یادگار ماندگار فاطمه

ام کلثومی و طاووس علی

ام کلثومی و ناموس علی

هم طراز تو در این عالم نبود

سهم تو چیزی به جز ماتم نبود

کاش از چشم و نظر میگفتی و

از همان روز خطر میگفتی و

کاش از هیزم به دستان لعین

از نگاه شعله ور میگفتی و

شاهد غم های مادر بوده ای

کاش از سقط پسر میگفتی و

کاش میگفتی تو از ضرب لگد

کاش از درد کمر میگفتی و

کاش از دست زمخت ثانی و

درد گوش و درد سر میگفتی و

کاش آن شب در پس تابوت او

با همان سوز جگر میگفتی و

"  خدا مادرم را کجا میبرند

گمانم برای شفا میبرند"

روضه ات یک بام دارد تو هوا

گه مدینه میروم گه کربلا

عمه جان نیمه جان یادش بخیر

فتنه های کوفیان یادش بخیر

ناله میکردی و بر سر میزدی

"أَلاَمان" و"أَلاَمان" یادش بخیر

مأمن اطفال آغوش تو بود

گریه های کودکان یادش بخیر

میکشیدی خار از پایی برون

گریه میکردی چنان یادش بخیر

بازویت را کعب نی ها میزدند

تازیانه و سنان یادش بخیر

کوچه وبازار و سنگ و ناسزا

در میان شامیان یادش بخیر

حال داری با قدی خم میروی

داری ای منظومه ی غم میروی

از تمام رنج دنیا خسته ای

سوی آقای محرم میروی

میسرایی یاد آن هامون خون

زیر لب " إنا الیه راجعون

 

یاس خوشبوی خانه ی گل ها

امّ کلثوم خانه ی حیدر

بر سر گونه های تو جاری ست

عطر گلبوسه های پیغمبر

دختر قد کشیده ی زهرا

عروس خانواده ی جعفر

دل تو مثل زینب کبری

با غم و غصّه بوده هم سنگر

از غم و غصّه ی در و دیوار

یا که زخم سر یل خیبر

یا که با یاد اشک و آه حسن

گوشه ی حجره  پاره پاره جگر

جان سپردی  ولی یقین دارم

که تورا کُشت لحظه ی آخر

مرثیه های ظهر عاشوراء

روضه های برادر بی سر

عشق شاه بریده حلقومی

خواهر زینب   امّ کلثومی

شاهد داغ بی امان حسین

همدم جان نیمه جان حسین

پیشمرگ دختران حرم

مرهم زخم کودکان حسین

بادوچشمان خیس خود دیدی

ارباً اربا  تن جوان حسین

وقتی از سمت علقمه برگشت

دیده شد قامت کمان حسین

خواندی از سیل اشک چشمانش

به زمین خورده پهلوان حسین

ساعتی بعد  غرق در خون شد

حنجر طفل بی زبان حسین

بین گودال  در هجوم تگرگ

قطعه قطعه شد استخوان حسین

برزمین مانده پیکرش امّا

بر سر نیزه شد روانه  حسین

اوّلین مرثیه سُرای عطش

ای همیشه روضه خوان حسین

از تو می خواهم امشب ای بانو

اذن دیدار آستان حسین

تو دعا کن که عاقبت برسد

جمعه ای  صاحب الزّمان حسین

کرده شمع وجودمان را آب

روضه هایت  شریکةُ الارباب

شاعر: اسماعيل شبرنگ

 

عاشقان در حجاب یکدگرند

پرتو آفتاب یکدگرند

گاه تصویر قاب یکدگرند

همه زیر نقاب یکدگرند

سعی دارند جلوه کم بکنند

خویش را وقف نام هم بکنند

فاطمیات یارهای همند

هر کدام افتخارهای همند

همه آیینه دارهای همند

دست بین مزارهای همند

گاه زینب گه ام کلثومند

هم‌طراز امام معصومند

این قبیله عجیب با ادبند

پیش هم ایستاده در عقبند

همگی غرق ذات منقلبند

در ظهور صفات هم نسبند

همگی در الست زاده شدند

همه پرچم به دست زاده شدند

می‌نویسم من  از شما خانم

می‌بری تا خدا مرا خانم

تو بزرگی و ما گدا خانم

السلام علیکِ یا خانم

ما گرفتار بام‌های توایم

از ولادت غلام‌های توایم

عصمت کامله تو را خوانند

عابده، فاضله تو را خوانند

عالمه، عامله تو را خوانند

حیدر قافله تو را خوانند

کوه توحید منجلی هستی

زینب دوم علی هستی

متشرع به دین و باور خود

متواضع کنار خواهر خود

تا شدی همره برادر خود

متوسل شدی به مادر خود

اقتدار حرم به دست تو بود

بعد عباس علم به دست تو بود

گریه بین شرار می‌کردی

شعله‌ها را مهار می‌کردی

پا برهنه فرار می‌کردی

دختران را سوار می کردی

همه‌جا کشتی نجات شدی

سر پناه مخدَّرات شدی

نان خود را به دختران دادی

سهم خود را به دیگران دادی

تو تسلّی به مادران دادی

معجرت را به خواهران دادی

گیسوی سوخته نقابت شد

گوشه‌ی آستین حجابت شد

به کجا کارها کشیده شده

سر بازارها کشیده شده

به پَرت خارها کشیده شده

معجرت بارها کشیده شده

خواهرت دیر کرد و افتادی

چادرت گیر کرد و افتادی

تا ز گودال سر در آوردی

خویش را نزد خواهر آوردی

سوی او دیده‌ی تر آوردی

رو به سوی برادر آوردی

خواهرانه به هم کمک کردید

نیزه را از دهن در آوردید

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2156
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 5
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 492
    بازديد ديروز : 2,754
    بازديد کننده امروز : 98
    بازديد کننده ديروز : 604
    گوگل امروز : 49
    گوگل ديروز: 447
    بازديد هفته : 6,937
    بازديد ماه : 40,685
    بازديد سال : 40,685
    بازديد کلي : 6,909,902
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.84.186.122
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید