close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 3

آئین مستان - 3

آئین مستان - 3

آئین مستان - 3
آئین مستان - 3
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
5 140 aboozar
0 49 aboozar
0 47 aboozar
0 48 aboozar
2 1334 amir004
0 1265 aboozar
0 535 aboozar
0 1033 aboozar
3 782 aboozar
12 1881 aboozar
4 7259 amirsajad
0 2806 aboozar
0 2707 aboozar
0 2554 aboozar
0 4220 aboozar
0 1784 aboozar
1 18870 2505
6 7081 aboozar
0 15448 aboozar
1 2988 masoudfn

فصل باریدن باران شده و حیران شده ام

آخر سال رسیده است پریشان شده ام

اولین نام که آمد به لبم نام تو بود

از تولد به خدا مست حسن جان شده ام

 مادرم دست مرا داد به دستان کریم

بی سبب نیست که محتاج کریمان شده ام

 آی امام حسن! آخرِ سالِ،هر جا بری دارن حساب و کتاب می کنند، حساب مارو زدی یا نه؟ یه محرم داشتیم،یه فاطمیه،یه ماه رمضون،من حساب از راه دور رو قبول ندارم،من رو یه حرمی ببر،رو در رو،اون وقت هر چی تو بگی من بدهکارم،اما برا مادرت کم گریه نکردم،پا به پات برا مادرت گریه کردم،ما برا مادر خودمون خیلی گریه کنیم یه هفته، اما سه ماهه شب و روزمون شده زهرا،راستی آقا یه سئوال ازتون دارم:شنیدم مادرتون رو بد زد،این راسته؟ شنیدم بیست سالگی موهات سفید شد،این راسته؟ شنیدم هر کار کردی دستت نرسید،این راسته؟...

 خواب دیدم حرم و گنبد و ایوان داری

در میان حرمت خادم و دربان شده ام

 خواب دیدم که به همراه همه سینه زنان

به غذا حضرتی ناب تو مهمان شده ام

دست امام حسن رو گرفت گفت:بریم من حقم رو بگیرم،اومد جلو اولی، راه نداد حرف بزنه،به این دلیل، به این دلیل فدک مال ماست، دیگه کم آورد گفت:قلم بیارید،کاغذ بیارید،نوشت فدک رو تحویل زهرا بدید،مهر خلافت زد...

هنوز خانوم بیرون نرفته بود، گفت:برید به دومی بگید:دادن حقش با من،گرفتنش با تو، خانوم با یه ذوقی، دیگه چیزی تا خونه نمونده بود،رسیدن کوچه، مثل اراذل و اوباش راه رو بست،پاش رو روی دیوار گذاشت... گرفتی داری میری؟ فکر کردی؟ یه زن متدین چشم تو چشم با نامحرم نمیشه...

امام حسن میگه: روش رو گرفت، سمت دیوار رو نگاه کرد،برو کنار،من دختر پیغمبرم... اون حرامزاده قباله رو کشید،پاره کرد،پرت کرد،آب دهان ریخت روش..گفت:حالا برو.... مادر سادات فریاد زد: خدا شکمت رو پاره کنه....نمیدیدش،روش به دیوار بود...امام حسن میگه:یهو دستش رو برد بالا..

 چنان سیلی،سریع و بی هوا آمد....

اینجا یه دونه زد خانوم افتاد،اما یه جا رو سراغ دارم،بچه رو آورد بالا،ای کاش یه دونه میزد می افتاد،هر چی خواست این بچه رو زد،خانوم اگه افتاد زبونش نگرفت،چشماش نمیدید،اما این دختر زبونش گرفت، چشمش هم نمیدید،رو کرد سمت علقمه،عمو.....یتیم گیر آوردن....حسین.....



 

چرا اینقدر برا بی بی داد می زنید؟ اصلاً همه ی اینها دروغ بوده،مادر ما پیر شد، زینب رو عروس کرد،نوه هاش رو بزرگ کرد....

 میون شعله و هیزم

چه غوغایی به پا میشه

تموم هستی ِ بابا

اونی که بین آتیشه

 کی فکر می کرد یه روز مردم

بریزن توی این خونه

خدایا چی می بینم من

در و دیوار پر از خونه

 چه دیواری،چه مسماری

چه کرده میخ با سینه

میون شعله ها بابا

داره زهراش رو می بینه

دیگه افتاده از پا و

 به روی خاک میشینه

  گفت: دید علامه ی امینی به صورت میزنه. گفت:آقا چی شده؟ گفت: الان تو این فکر بودم،اگه یه اتفاق برا بابا بیوفته،بچه ها پناه می برن به مادر، اگه برا یه مادر یه اتفاق بیوفته بچه ها زود پناه میبرن به بابا، توی کوچه بچه ها به کی پناه بردن؟ علی رو دارن می برن، مادر بین درو دیوارِ...

 

نمی شکست پهلوی مادر

اگه درب و نمی شکستن

پاشو مادر، پاشو مادر

که دست حیدر و بستن

 یکی با ضربه ی پایی

در این خونه رو می زد

خدایا رحم کن ای وای

که قنفذ با غلاف اومد

  هزار مرد زمین بخوره، اما یه زن زمین نخوره، هزار زن زمین بخوره،اما یه زن جلو شوهرش و بچه هاش کتک نخوره،هی مادر ما روش رو می گرفت،می گفت:جلو بچه هام کتک خوردم...یادت باشه،یه طوری مادر رو زد،بین در و دیوار بچه اش رو کشتن، پهلوش شکسته شد،تونست راه بره،اما نامرد چه جوری به بازوی مادر زد، نتونست قدم از قدم بر داره،مادر ما توی خونه افتاد،هی غصه میخورد،هی می گفت: مرگ من از فشار در و دیوار خانه نیست، این غصه می کشد مرا که غریب است شوهرم.... کاش پایی بود علی می اومد خودم به پاش بلند می شدم...

 خدا مادراتون رو براتون حفظ کنه، به زور مادرتو راضی می کنی برِ مشهد الرضا،برِ کربلا، غصه ی من رو نخور..میگه: پس کی به تو میرسه؟ اگه بنا باشه بره غذا درست میکنه، به در و همسایه میگه: حواست به بچه ام باشه....

امروز مادر بلند شد گفت:اسماء،خیلی زحمتت دادم،میشه یه کاری برام انجام بدی؟ بله خانوم جان...فرمود:اگه میشه تنور رو روشن کن، امروز میخوام خودم با دست خودم برا بچه هام نون درست کنم،چند وقته بچه هام دست پخت من رو نخوردن،میخوام خودم برا بچه هام غذا درست کنم....

 مادر همیشه غصه ی بچه هاش رو میخوره،می گفت:بچه هام گرسنه نمونن،برا بچه هاش نون درست کرد،مادر ما با بچه هاش روزه بود تا اومد افطار کنه در زدن گفتن گرسنه ای اومده،غذاشون رو داد رفت،اما روزگار یه کاری کرد رقیه کوچولوش دستش رو روی دلش گذاشت،هی می گفت: بابا دلم درد میکنه...

زخانه ها همه بوی طعام می آمد

ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم

 هی می گفت:بابا گوشم درد میکنه،گاهی می گفت: بابا دلم درد میکنه....مادر ما می اومد سر قبر حمزه ی سیدالشهداء گریه می کرد، می گفت: کجایی ناموست رو زدن؟..زینب تو خرابه یادش افتاد،هی این دختر صدا می زد:عمه پس عموم کجاست؟...

به عظمت فاطمه سلام الله علیها،"اللهم عجل لولیک الفرج"....

 

یه وقتا از آه می سوزه سینه م

شکر خدا راهی از مدینه م

انگاری الان دارم می بینم

که مادرم می بره منو

رو پاش گذاشته سر منو

می گیره با آستین خودش

اشک چشای تر منو

به لب جون رسید، مادر

نفس هام برید، مادر

از اون روز تو کوچه

که چشمات ندید، مادر

به کسی قصه ی درد یه عزیزو نمیشه گفت

اگه مادر بشه بیمار همه چیزو نمیشه گفت

غم دیوار نمیشه گفت

غم مسمار نمیشه گفت

غم سیلی نمیشه گفت

روی نیلی نمیشه گفت

به کسی قصه ی درد یه عزیزو نمیشه گفت

اگه مادر بشه بیمار همه چیزو نمیشه گفت

یه عمره از درد می سوزه قلبم

به کوچه ها چشم می دوزه قلبم

چی اومد اونجا به روز قلبم

کوه مصیبت رو دوشمه

صدای سیلی تو گوشمه

دلیل این که همیشه تو

آتیش غیرت می جوشمه

دیگه تا دم آخر

یه گوشه توی بستر

زیر چادر از بابا

همه ش رو گرفت مادر

به کسی علت آه دل تنگو نمیشه گفت

اثر ضربه ی دستی مثل سنگو نمیشه گفت

روضه ی مادر شهادتینم

وصیت من به زینبینم

اشکات بمونه برا حسینم

عریان میشه پیکر حسین

به نیزه میره سر حسین

دل همه زیر و رو میشه

به ناله مادر حسین

چی اومد سر حنجر تشنه با خنجر نمیشه گفت

چی اومد سر خیمه ی آل پیامبر نمیشه گفت

چیزی از اون تن زیر سم مرکب نمیشه گفت

توی گودال چی آوردن سر زینب نمیشه گفت

 

یا مولا مددی .. یا حضرت زهرا مددی ..

مدینه، تو تجلی غربت و سوز دل همه ای

مدینه، تو بهانۀ نوحه و ناله و زمزمه ای

مدینه، تو که کرببلای مصائب فاطمه ای

دوست دارم صفاتو، می خونم برا تو

ما با رهبرمون به مدد مولا خیلی زود

زائر تو می شیم با نابودی آل سعود

یا مولا مددی .. یا حضرت زهرا مددی ..

مدینه، ای بهشت تو روضۀ عاشقی و سعادت

سوی تو، ای تجلی عشق و حریم خوش عنایت

ان شالله، آقامون بیاد و ما بیاییم برای زیارت

خاک بی قرینه، مدینه مدینه

یا مولا یا علی .. رجز تولّای من

و با اذن خدا، به روی لبم یا حسن

یا مولا مددی .. یا حضرت زهرا مددی ..

مدینه، شنیدم توی کوچه ها مادری تنها شده

اسیر غم غربت و کینه و فتنۀ اعدا شده

افتاده، روی خاک و غمش قاتل جون مولا شده

امون از غریبی، امون از غریبی

داغ فاطمیه، آتیش دل سینه زناس

این غم ابتدای، مصیبتای کرببلاس

مولانا یا حسین ای پسر زهرا یا حسین

 

هرکه جانانه به پای غم دلبر مانده

نام‌ او در همۀ ایام سراسر مانده

لبمان با قدح ساقی‌ کوثر تر شد

آنچنانی که لب از بادۀ او تر مانده

کیست زهرا که درخشنده‌‌تر از خورشید است

ماه از شمس رخ اوست منور مانده

قرن‌ها گفته‌ شد از وصف مقامش اما

آنچه گفتند همه ، باز فراتر مانده

خطبه‌اش در وسط معرکه غوغا میکرد

شیر از غرش زهرایی او درمانده

آن‌قدر دشمن او بغض علی در دل داشت

که عدو بود و دلی سخت مکدر مانده

با لگد زد به در و نعره‌ زنان گفت : علی

این تلافی احد ، کینۀ خیبر مانده

میخ از دیدن این واقعه خون میبارید

شاهدم لختۀ خونی ست که بر در مانده

دود ، مسمار ، لگد ، فاطمه ، آتش ، ای وای

کمر صبر هم از غصه مکسر مانده

آن طرف قنفذ و در دست غلاف آشفته

این طرف چشم حسن ، خیره به مادر مانده

دست از دامن مولا نکشد او هرگز

فاطمه پای علی تا دم آخر مانده

چه کنم! شعر به گودال تمایل دارد

دست من نیست اگر قافیه «سر» مانده

ته گودال اگر پیرهنی را بردند

جای آن نیزه و شمشیر به پیکر مانده

ضربه زد شمر و سر شیشۀ عطری افتاد

از همان لحظه ، حرم نیز معطر مانده

  

دور هم جمع شدیم محور فاطمه ست
ما همه امت و ، رهبر فاطمه ست
بچه شیعه میگه ، بابام حیدر
بچه شیعه میگه ، مادر فاطمه ست ...
تو به کل جهان سروری میکنی
تو فقط تو حسین پروری میکنی ...
از ازل شیعه رو باب حاجتی و
مادری کردی و مادری میکنی
ذکر تسبیح شیعۀ مولا
اشهد انّ امّنا زهرا ...
علت خلقت دنیا فاطمه ست
ما همه قطره و دریا فاطمه ست
تکیه گاه  غم آل الله و
بانوی خانۀ مولا فاطمه ست ...
هر کجا نام زهرا میاد نعمت
سفرۀ فاطمیه پر از برکت
هر کی بی فاطمه ست سهم آتیش
هر کی با فاطمه ست جاش توی جنت
تا بهشت میریم با همین نجوا
اشهد انّ امّنا زهرا ...
ذکر تسبیح شیعۀ مولا
اشهد انّ امّنا زهرا ...
بابی انت و امی یا اباعبدالله ...
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم
بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسین
سبقت از عطر و گلاب و نافه و عنبر گرفتم
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند قبر شهید کربلا ...
تشنۀ آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2161
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 767
    بازديد ديروز : 4,674
    بازديد کننده امروز : 212
    بازديد کننده ديروز : 1401
    گوگل امروز : 145
    گوگل ديروز: 1409
    بازديد هفته : 767
    بازديد ماه : 59,332
    بازديد سال : 59,332
    بازديد کلي : 6,928,549
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.226.25.74
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید