close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 4

آئین مستان - 4

آئین مستان - 4

آئین مستان - 4
آئین مستان - 4
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 233 aboozar
1 778 aboozar
0 549 aboozar
3 565 aboozar
0 686 aboozar
10 615 aboozar
0 728 aboozar
1 598 aboozar
9 1792 aboozar
0 1200 aboozar
0 1182 aboozar
0 908 aboozar
0 2100 aboozar
0 1346 aboozar
0 1870 aboozar
3 1582 aboozar
12 3090 aboozar
0 2251 aboozar
4 8201 amirsajad
0 3599 aboozar

دوماه و نیمه گوشۀ خونه

افتادی و بی حال و بی جونی

هرشب نگاهت با علی میگه

دلخوش نباشم تو نمیمونی

هر شب نگاتُ با پر معجر

از چشم من آرومُ میگیری

انگارو بعد از رفتن بابات

بدجوری از این شهر دلگیری

زهرا ببین زینب چه بی تابه

زانویِ حیدر داره میلرزه

تنها نرو ای همسفر آخه

دنیا بدونِ تو نمی ارزه

یادم نمیره کوچه و در رو

جوری زدن که ناگه اُفتادی

تا اومدم از جمعیت رد شم

بانویِ من پشتِ در اُفتادی

یا فاطمه ، مظلومۀ حیدر ..

تو گوشمه فریاد اون روزت

فضه که اومد خوب فهمیدم

شش ماهه پرپر شد جلو چشمات

مرگم رو با چشمِ خودم دیدم

زهرا بیا و خوب شو بانو

دیگه گذشته هرچی که بوده

جونِ خودت داغِ فراقِ تو

خیلی برای زینبت زوده

رومو زمین نندازی ای خانم

طاقت ندارم بی تو دنیارو

تنها نذاری بینِ نامردا

تنها ترین تنهایِ تنها رو

یا فاطمه ، مظلومۀ حیدر ..

 

 

 اُم ابیها ، یازهرا یازهرا یازهرا

دعایِ فاطمه ست حیدری ام

من عاشقِ همین نوکری ام

شورِ محرم از فاطمیه ست

مثلِ امام حسن مادری ام ..

ریشۀ روضۀ گودال

تو کوچۀ بنی هاشمه

ذکرَمه فاطمه فاطمه

کاش میدونستم ، کجاست قبرِ مادرم

کاش میتونستم ، براش بسازم یه حرم

 اُم ابیها ، یازهرا یازهرا یازهرا

به رسم شیرینِ نوکری ، سلام مادر

به رسم فرزند و مادری ، سلام مادر

من اومدم ، که بی قرارِ دلبر باشم

من اومدم ، که مبتلایِ حیدر باشم

من اومدم ، که خاکِ پایِ مادر باشم

تا مُردَنم ، تا محشرم

همیشه سایه ت باشه رو سرم

به رسم شیرینِ نوکری ، سلام مادر

به رسم فرزند و مادری ، سلام مادر

 

مثِ یه ابر بهاری ، می‌بینم که بی‌قراری

میدونی با گوشه‌گیریت ، چی به روزِ من میاری

با حرفایِ جداییمون اینقدر قرارمو نبر

پاشو علمدارِ علی که بی‌تو میشم بی‌سپر

من که ازت نمیگیرم از محسنم دیگه خبر

توأم دیگه اینقده زُل نزن به این دیوار و در

هر لحظه تو یادمه ، اون لحظه که فاطمه

ریختن رویِ در همه ، وای وای وای ..

تا رو سرت در شکست ، با یه لگد پَر شکست

دیدی که حیدر شکست ، وای وای وای ..

صبر و قرارم .. بمون کنارم

اینا که قبرت رو کندن ، به حالِ حیدر میخندن

خودت که دیدی عزیزم ، در روی حیدر می‌بندن

اون پهلوونی که در خیبرُ کَند یادت میاد؟

ببین داره میلرزه زانوهاش ازت یاری میخواد

منو ببخش فاطمه جون آزردمت خیلی زیاد

حرفی بزن به حیدرت، تو رو به جون بچه‌هات

تو بری بی‌یار میشم ، اینجا گرفتار میشم

بعدت عزادار میشم ، وای وای وای ..

میگذره حیدر روزاش ، با قنفذ و خنده‌هاش

مغیره و طعنه‌هاش ، وای وای وای ..

صبر و قرارم .. بمون کنارم

صورت ماهت کبوده ، برا حیدر بی‌تو زوده

بمون ماهِ آسمونم ، قرارمون این نبوده

از زینبم شنیدم اون حرفایی که به من زدی

سفارشا رو کردی‌ و حرف از چندتا کفن زدی

چطوری حرف از رفتنِ من و گلم حسن زدی؟

حرف از حسین‌ و رفتن‌ و دادن پیراهن زدی؟

بی‌تابه زینب شبا ، از همین الآن برا

غصه‌هایِ کربلا ، وای وای وای ..

گفتی میره اسارت ، سهمش میشه حقارت

خیمه میره به غارت ، وای وای وای ..

گفتی میبینه آزار ، میبرنش تو بازار

جلویِ چشم اغیار ، وای وای وای ..

گفتی میبندن آب‌ُ ، گفتی غم رباب‌ُ

ماجرایِ شرابُ ، وای وای وای ..

صبر و قرارم .. بمون کنارم

 

اگر دشمن کند نقشِ زمینم

رسد ظلم از یسار و از یمینم

به قرآن تا نفس دارم به سینه

طرفدارِ امیرالمؤمنینم

اگر چه کس نکرد از من حمایت

حمایت از علی دِینْ است و دینم

شود قربان یک مویِ امامم

هزاران بار طفل نازنینم

نگاهم را بگیر ای ابرِ سیلی

که مظلومیِ حیدر را نبینم

همه دشمن ، نه یاری نه معینی

فقط دیوار شد یار و معینم

تنم مجروح شد از تازیانه

بزن قنفذ بزن قنفذ من اینم

الهی بشکند دستت مغیره

بزن من دُختِ خَتم المرسلینم

دید دارن آقا رو میبرن .. کمربند علی رو گرفت ، چهل نفر یه طرف .. خانم یه طرف .. هر کاری کردن دیدن دست از مولا بر نمیداره با تازیانه .... (بریم کربلا ؟..) هرکاری کردن دخترشم از امامش جدا نشد .. تو گودال چهل نفر با تازیانه ...

عباشُ انداخت رو فاطمه .. این عبا خیلی کار کرده ، یه بار اهل بیت زیرِش نشستن داستانِ حدیثِ شریفِ کسا رو شنیدید .. عبا ارثِ پیغمبرِ ؛ حتماً همون عبا بوده که امام رضا رو سرش کشید از کاخِ مامونِ ملعون به سمتِ خانه آمد .. حتماً همون عبا بود که ابی عبدالله رو صورتِ علی اصغر کشید .. اما همین عبا رو مثلِ علی از شانه برداشت حسین ، رو علی اکبر ننداحت ، کنارِ علی اکبرش پهن کرد بدنُ تو عبا جمع کرد ..

 حسین ...

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ اولادِهِ الْمَعصومین

چنان که دستِ گدایی شبانه میلرزد

دلم برایِ تو ، ای بی نشانه میلرزد

هنوز کوچه به کوچه،حکایت از مردی ست

که دستِ بستۀ او عاشقانه میلرزد

علیِ مظلوم .. آخه :

آنچه بیدادِ خزان با یاس کرد

دردِ آن را باغبان احساس کرد

تا قیامت نه پس از واقعۀ محشر هم

نالۀ یا اَبَتایَت نرود از یادم ..

الحمدالله همه اهلِ روضه اید این تذکرُ برا خودم میگم امام صادق علیه السلام فرمود کور باشه چشمی که برا مادرِ ما گریه نکنه .. نور از اون چشم بره که برا مادرِ ما اشک نریزه .. آخه مادرِ ما هجده سالش بوده .. مادرِ ما تو خونه بچه هایِ قد و نیم قد داشت .. آی مادر ..

هنوز کوچه به کوچه،حکایت از مردی ست

که دستِ بستۀ او عاشقانه میلرزد

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز

به نام تو ، در و دیوارِ خانه میلرزد ..

قربونِ زبون گرفتنتون .. عوضِ اون نامرد مردمی که درِ این خونه رو نزدن ، یه بار عیادت نیامدن حالِ دخترِ پیغمبرُ بپرسن ..

کسی از آشنایان هم به دیدارش نمی آید

یه زمانی یه مادری از دنیا میره حالا سن و سالی داره بچه هاش بزرگ شدن خیلی راحت ترِ .. داغِ مادر همیشه سخته ها ولی این راحت ترِ ، مادر بچه هاشُ از آب و گل دراومدن . وقتی از دنیا میره ، عروس ها دامادا هستن ، میان خلاصه بچه ها کارُ جمع میکنن اما خدا نکنه مادر وقتی از دنیا بره بچه ها از آب و گل درنیومده باشن .. اصلاً اگه تو بسترم میوفته خدا کنه دخترش سن و سالی داشته باشه .. هی میومد میگفت فضه یعنی یه نفر نیست بیاد درِ این خونه رو بزنه .. ما چقدر غریبیم ..

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز

به نام تو ، در و دیوارِ خانه میلرزد ..

چه دیده در که پیاپی به سینه میکوبد

چه کرده شعله که با هر زبانه میلرزد

دگر نشانِ مزارِ تو را نخواهم جست

که در جواب ، زمین و زمانه میلرزد

دیگه معطلتون نکنم .. بی بی جانم .. فرمودن برا مادرِ ما آه بکشید .. وقتی گریه میکنید دنبالۀ گریه تون آه بکشید .. آهُ معمولاً برا جوون میکشن ... آی مادرِ جوان .. چه خبره این روزا خونۀ علی ؟.. بچه ها این روزا هر کدوم یه گوشه زانو بغل میکنن .. روزایِ آخر فرمود فضه دیگه پرستاریِ فاطمه با خودمه .. خودش دورِ خانومش میگشت .. سرِ فاطمه رو به زانو میگرفت ..

نمازِ نافله خواندی ولی قیام نداشت

میدونه اهلِ مدینه کسی سراغِ این خونه نمیاد .. این روزایِ آخر تا درِ خونه رو میزدن میگفت فضه بیا کمکم کن .. میخوام خودم درُ رو علی باز کنم .. منو ببینه غم هاش یادش میره ..( این صحنه ها رو دیده که اینجور حرف میزنه ..

نمازِ نافله خواندی ولی قیام نداشت

چرا به حرمتِ من این همه قیام کنی؟

 قربونِ نفس زدن هاتون .. این نشونۀ عشقِ .. قیامت میگی من برا حُسینت گلومو زخم کردم .. بی  بی جان انقده ازم بر میومد .. حالا بگم صدا ناله ت بلند شه :

تو مثلِ اهلِ مدینه زمن نگردان رو ..

که فارغم زدو عالم به یک کلام کنی

 

ای کتابِ عشقِ من بسته نشو

مثلِ مردم از علی خسته نشو

رفتنت خانه خرابم میکند

ماندنت چون شمع آبم میکند

ای که با من بسته ای لب از کلام

پلک بر هم میزنی جایِ سلام

لبانش می خورد بر هم صدا اما نمی آید

پر شکسته این چنین پرپر نزن

تازیانه بر دلِ حیدر نزن

صحبتی کن ای همه داراییم

رحم کن زهرا بر این تنهایی ام

جانِ زهرا روزِ من را شب نکن

چادرت را بر سرِ زینب نکن

امام صادق فرمود هی مادرِ ما از هوش میرفتُ روزایِ آخر به هوش می آمد پرستارم که خودِ علیِ .. سر و رو زانو گرفته ..

فاطمه چشمانِ خود را باز کرد

با زبانِ دل سخن آغاز کرد

کی همیشه همنشینِ فاطمه

 ای امیرالمومنینِ فاطمه

ای که غم ها را عسل کردی علی

گو چرا زانو بغل کردی علی؟

ای که بر عرض و سما هستی امیر

جانِ زهرایت سرت بالا بگیر

این دلِ غم دیده را هم زنده کن

جانِ من یک بارِ دیگر خنده کن

آنکه باید دل غمین باشد منم

دل غمین و شرمگین باشد منم

خواستم یاری کنم اما نشد

ریسمان از دست هایت وا نشد

 

 

صدایِ کی به گوش میرسه

کیه که عطر و بوش میرسه

کیه که با یه بار دیدنش

حسین به آرزوش میرسه

نماز شکری که علی داره می خونه

یعنی با دختر برکت اومد به خونه

بارونِ کوثرِ زینب

تمثالِ حیدرِ زینب

 علیا مخدره زینب ..

نگینِ هشت و چار اومده

صلابت و وقار اومده

بنی اُمیه لرزید تنش

دوباره ذوالفقار اومده

حضرت زهرا رو بگیم  اُم ابیها

زینب کبری رو بگیم  اُم اخیها

قند مکررِ زینب

تاج برادرِ زینب

 علیا مخدره زینب ..

صدایِ کی به گوش میرسه

کیه که عطر و بوش میرسه

کیه که با یه بار دیدنش

حسین به آرزوش میرسه

نماز شکری که علی داره می خونه

یعنی با دختر برکت اومد به خونه

بارونِ کوثرِ زینب

تمثالِ حیدرِ زینب

 علیا مخدره زینب ..

یه لحظه که عبور می کنه

جهانُ غرق نور می کنه

اگه قسم به زینب بدیم

دیگه آقا ظهور می کنه

احمد و زهرا و علی و حسنینِ

خلاصۀ آل عبا عاشق حسینِ

پاک و مطهره زینب

خاتونِ محشره زینب

 علیا مخدره زینب ..

صدایِ کی به گوش میرسه

کیه که عطر و بوش میرسه

کیه که با یه بار دیدنش

حسین به آرزوش میرسه

نماز شکری که علی داره می خونه

یعنی با دختر برکت اومد به خونه

بارونِ کوثرِ زینب

تمثالِ حیدرِ زینب

 علیا مخدره زینب ..

عقیلة العرب زینب مدد

 

 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3048
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 20
    تعداد اعضا : 292
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,821
    بازديد ديروز : 3,706
    بازديد کننده امروز : 826
    بازديد کننده ديروز : 1270
    گوگل امروز : 923
    گوگل ديروز: 1571
    بازديد هفته : 18,499
    بازديد ماه : 65,603
    بازديد سال : 65,603
    بازديد کلي : 8,457,445
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 100.26.179.196
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

مطالب تصادفی