close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 420

آئین مستان - 420

آئین مستان - 420

آئین مستان - 420
آئین مستان - 420
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 153 aboozar
1 691 aboozar
0 475 aboozar
3 498 aboozar
0 623 aboozar
10 539 aboozar
0 645 aboozar
1 533 aboozar
9 1655 aboozar
0 1115 aboozar
0 1113 aboozar
0 849 aboozar
0 2041 aboozar
0 1288 aboozar
0 1810 aboozar
3 1526 aboozar
12 3013 aboozar
0 2204 aboozar
4 8141 amirsajad
0 3546 aboozar

لالایی عموش بیاد،مشك و علم به دوش بیاد

گلم با بوسه ی عمو ،خدا کنه به هوش بیاد

لالایی باباش بیاد، سوار ذوالجناش بیاد

صدای خنده گلم ،برای عمه هاش بیاد

لالایی بارون بیاد، خوشی به خیمه مون بیاد

عمو نره سمت فرات، ابرا تو آسمون بیاد

وقتی بچه خوابه،میدونی چرا خوابه؟ شكمش سیره،گرسنه اش نیست،خدا كنه همه بچه ها خواب باشند امشب،میدونی چرا خوابه؟تشنه اش نیست،میدونی چرا خوابه؟ تازه تو بغل مادرش بوده، بچه ای رو نیم ساعت دست به دست كنی بیدار میشه،یه ساعت هركی تو خیمه بغلش كرد،آروم نشد.

لالایی بارون بیاد؛ خوشی به خیمه مون بیاد

عمو نره سمت فرات، ابرا تو آسمون بیاد

همش گفتیم بیاد،بیاد،حالا این یكی نیاد،چی نیاد؟

لالایی خزون نیاد، حرمله با کمون نیاد

آتیش به جونمون بسه، آتیش به خیمه مون نیاد

ناله میزنی بگم؟یا بچه رو حسین عمودی گرفته كه لشكر ببینه،یا بچه رو دو دست گرفته بغل كنه،خداحافظی كنه،در هر دو صورت:

لالایی خدا کنه ،تو خیمه سرصدا نشه

هرچی میخواد بشه بشه، سر از تنت جدا نشه

وای...حسین..

اینی كه مقتل میگه،فذبحوه من اذن الی اذن،یه بچه شش ماهه رو در نظر بیار،ببین از گوش تا گوش چقدره،ببین یه سر اگه از گوش تا گوشش بریده بشه،چی میمونه؟وای حسین...شماها مَردید،این همه سال گذشته،من دارم برات تعریف میكنم،داری گریه میكنی،حالا ببین مادر چه كرده كربلا، فذبحوه من اذن الی اذن،می خوام یه جایی ببرمت،شب هفتم،خیلی از مریض ها التماس دعا گفتند،آورد علی رو پشت خیمه ها،بمونه حسین چه بلایی سرش اومد،بخدا روضه علی اصغر پاره شدن گلو نیست،اینها پاره گلو زیاد داشتند،روضه علی اصغر اینه،كسی كه تكلیف عالم رو معلوم میكنه،كارش به جایی رسید،هی یه قدم میرفت،برمیگشت،متحیر،یه نگاه میكرد،میدید زنها جلو در خیمه اند،رفت پشت خیمه،نشست رو خاك،بچه رو آروم آروم گذاشت،دید علی دست انداخته تیرو گرفته،تیر و كشید بیرون،سر داره جدا میشه،سر و آروم آروم كنار بدن گذاشت،حسین.......نماز صبر خوند،استعینو بالصبر و صلوة،تا اومد علی رو بذاره،الله اكبر،اومد آروم سروچسبوند،به بدن،پارگیه گلو پیدا نشه،مادر داره میاد،رباب خودش رو رسوند،یه نگاه به علی كرد،میخوام یه حرفی بزنم باید ناله بزنی،داد بزنی،ان شاءالله كه گلوی بریده رو ندید مادرش،حنجر بریده رو ندید،حسین سر رو یه جوری گذاشت،مادر نبینه سه شعبه چه كرده،ای وای،می خوام از رباب بگم،اولشم گفتم،اینجا،حنجر بریده ندید،ندید،میدونی كی حنجر بریده دید،لااله الا الله،راوی نقل میكنه،میگی وقتی داشتن با چوب میزدن رو لبها،دیدن یه زنی از تو اُسرا دوید،رفت،سر حسین رو بغل كرد،دید رگُ بریده،چقدر بریزه تو خودش،دید دیگه الان وقتشه،یه دل سیر ناله بزنه،سر بریده رو بغل كرد،رباب برات بمیره،حسین.......

از اینجا دیگه حواس ها جمع باشه،در خونه ی شیر خواره ی اباعبدالله،باب الحوائج،گرفتارها،مریض دارها،قرض دارها،شب هفتم،اگه كسی دست خالی برگرده،فقط و فقط تقصیر خودشه،چون از هرطرفی كه برای این آقازاده گریه میكنی،یه نفر دعات میكنه،یه طرف مادرش رباب دعا میكنه،یه طرف عمه جانش زینب دعات میكنه،یه طرف رقیه كنار گهواره نشسته،یه طرف بابای مظلومش دعات میكنه،گفت:

رُخت از بوسه ای بی گاه می سوخت

بچه رو دیدی،شیرخواره رو میگن،بوس نكنید،اگه احیاناً كسی بوسش كنه،اینقدر صورت لطیفه،جای لب و دهان این بوسه كننده،رو صورت این بچه می مونه.

رُخت از بوسه ای بی گاه می سوخت

نه تنها بوسه از یك آه می سوخت

علی لای لای،علی لای لای،لالایی لالایی.

چه كرده آفتاب گرم وقتی

رُخت در زیر نور ماه می سوخت

پریده رنگ و چسبیده زبانت

عطش افتاده با تاول به جانت

اكثر شیر خواره ها رو كه ببینی گریه می كنند،اما این شیر خواره فرق می كنه،یه نگاه كرد،گفت:

مخند اینگونه شیرینم به بابا

هنوز هیچ اتفاقی نیوفتاده علی اصغر داره میخنده،چرا ابی عبدالله میگه نخند،لب خشكیده شده

مخند اینگونه شیرینم به بابا

كه خون می ریزد از چاك لبانت

لالایی لالایی، لالایی لالایی،علی اصغرم

بچه رو روی دست گرفته ابی عبدالله،ان لم ترحمونی،به من رحم  نمی كنید، فارحموا هذا الطفل،به این بچه رحم كنید، إما تَروُنَهُ کیفَ یَتَلَظّی عَطَشاً،باید معنی كنم،معنی كنم بعد دادت دربیاد،گفت:ماهی رو از آب بیرون میندازید،تا اون موقعی كه جون داره،خودش رو هی از رو زمین بلند میكنه،بالا و پایین خودش رو میندازه،دیگه جونی براش نمی مونه،این لب هاش رو بهم می زنه،عرب این لحظه رو می گه تلضی،ابی عبدالله نشون داد بچه رو،سر رو شونه می افتاد،فرمود:ببینید داره تلظی میكنه،یعنی اگه آبم بهش برسونید شاید جون بده،بعضی از پیر مردهای سپاه،گفتند:حسین راست میگه،ما كه با بچه جنگ نداریم،ابی عبدالله ،علی اصغر رو آورد تو دل میدون،لباس پیغمبر رو پوشید،برا چی آقا اومد،اولاً منت نون كشیدن بده،منت آب كشیدن بد نیست،دوماً ابی عبدالله تا لحظه ی آخر،داره اینها رو هدایت میكنه،منت هدایت داره میكشه،نكنه اینها بیچاره برن تو جهنم،امامه دلش میسوزه،لذا بین لشكر،خیلی ها از پیرمردها بلند شدن گفتند:راست میگه حسین،بچه رو بگیرید سیراب كنید،ابن سعد ملعون،دید وضع سپاه داره بهم می ریزه،یه نگاه به حرمله نانجیب كرد،امتحانش رو پس داده،او چشم اباالفضلم هدف گرفته،گفت:چرا جوابش رو نمی دی،نانجیب گفت:بابارو نشونه بگیرم یا بچه رو،گفت:مگه سفیدی زیر گلوی علی رو نمی بینی،هنوز حرف های حسین تموم نشده،یه وقت دید علی داره بال بال می زنه،حالا دیگه حرف آقا عوض شد،تا حالا داشت با علی حرف می زد،حرف عوض شد،گفت:

برایم مرثیه می خواندی ای تیر

به دستم كودكم خواباندی ای تیر

تمام تارهای صوتی اش را

به هم پیچاندی و سوزاندی ای تیر

گفت:

گلویت سرخ و زیر و بم ندارد

چنان زخمی زده مرهم ندارد

بمیری حرمله با چشم دیدم

كه تیر تو زنیزه كم ندارد

زداغت تیر هم گریان شده ای وای

نفس در سینه ات سوزان شده ای وای

خدا را شكر دستم زیر سر بود

سرت از پوست آویزان شد ای وای

زچشمت رفت كم كم سو بمیرم

چكد خون از سر كیسو بمیرم

خدا رحمی كند مادر نبیند

سرت یك سو،تنت یك سو بمیر

امشب كسی نباشه چشمش گریان نباشه برا علی،گفت:سنگ دل ترین رو آورد بیرون مختار،گفت:جایی شد دل تو هم بسوزه بحال حسین،گفت:یك جا،همه جا هلهله می كردم،كف می زدم،خوشحال بودم،یه جا دل من سوخت،دیدم حسین بچه رو زیر عبا گرفت،بین میدون متحیر بود،نمی دونست كجا بره،یه قدم می رفت سمت خیمه ها باز برمی گشت،گفت:خلاصه چیكار كرد ابی عبدالله رفت سمت خیمه ها،گفت:نه امیر،دیدم اومد پشت خیمه ها نشست روی خاك ها،با غلاف شمشیر یه قبر كوچولویی كند.

پدر با كودكی پرپر نشسته

به روی خاك ها مادر نشسته

رباب این را فقط تكرار می كرد

سه شعبه دارد و تا پر نشسته

یه منظره ای مادر دیده،می گفت:

عطش گرد پر و بال تو می گشت

غریبی پای اقبال تو می گشت

به پشت خیمه ها ای وای دیدم

كسی با نیزه دنبال تو می گشت

لالایی اصغرم،لایی لالایی

امشب خانم ها بیشتر باید گریه كنند،ای كاش بچه ها رو امشب بغل مادرها ندن،بابا ها بیرون نگه دارن،آخه شب ربابه،هی میومد كنار گهواره ی خالی،گفت:

چگونه خاك بریزم به روی زیبایت

كه تو بخندی و من كنم تماشایت

مزار كوچك تو پر شده از خونت

به خواب ماهی من در میان دریایت

مرا ببخش عزیزم كه جای قطره ی آب

به یك سه شعبه برآورده ام تقاضایت

چگونه جسم تو پنهان كنم كه می دانم

به وقت غارتمان می كنند پیدایت

كمی بخواب در این خاك تا كمی وقت است

كه بعد از این شود آغوش نیزه ها جایت

بیا رباب كه این شاید آخرین باری است

كه خواب می رود او با نوای لالایت

اگر نشد كه شود سایه سرت امروز

به روی نیزه شود سایه سار فردایت

حسین .....................

 

داداش اصغرم بی تابی چرا خواهرت الهی بمیره

چشمامو ببین به جون بابا گریه کنی گریم میگیره

غصه میخوره مادرت رباب شرمندت شده شیر نداره

چند روزه الان که نخورده آب مادرت که تقصیر نداره

گریه میکنی گرفته صدات از توی نگات غم میریزه

خیسی چشات خشکی لبات خیمه ها رو بر هم میریزه

عمو رفته آب بیاره این دیگه نشد نداره

میرسه با مشک پر آب، اگه حرمله بزاره

لالالالایی لالایی

معلومه چقدر تشنته علی خدا کنه طاقت بیاری

لالایی برات میخونم ولی نمیخوابیو بی قراری

داری خودتو میندازی زمین از میون گهواره داداش

فهمیدی عموت از بالای زین افتاد و نشد پاشه از جاش

دیدی آخرش چطور حرمله نذاشت که عمو آب بیاره

دیگه از فلک نداریم گله حتی اگه بارون نباره

تو هر خیمه گفتگومه بعد از عمو آب حرومه

کار خودشونو کردن کارمون دیگه تمومه

عمو رفته آب بیاره این دیگه نشد نداره

میرسه با مشک پر آب، اگه حرمله بزاره

لالالالایی لالایی

رو دست بابا میری از حرم نازنین گلم ای عزیزم

با اشکای این چشمای ترم به پشت سرم آب میریزم

عجله نکن ای بردارم تا گل روتو ببوسم

منم خواهرم میخوام اصغرم زیر گلوتو ببوسم

تیری که زدن به چشم عموت برای تو چشم انتظاره

بمیرم برات نازک گلوت طاقت سه شعبه نداره

اومده سه شعبه انگار همدستی کنه با مسمار

ای محسن کربلایی داداشی خدا نگه دار

داداشی خدا نگه داره داداشی خدا نگه دار

عمو رفته آب بیاره این دیگه نشد نداره

میرسه با مشک پر آب، اگه حرمله بزاره

لالالالایی لالایی

بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت

و ایستادی امروز روی پای خودت

نشان بده به همه چه قیامتی هستی

و باز در پی اثبات ادعای خودت

از آسمانی گهواره روی خاک بیفت

بیفت مثل همه مردها به پای خودت

پدر قنوت گرفته تو را برای خدا

ولی هنوز تو مشغول ربنای خودت

که شاید آخر سیر تکامل حلقت

سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت

یکی به جای عمویت که از تو تشنه تر است

یکی به جای رباب و یکی به جای خودت

بده تمام خودت را به نیزه ها و بگیر

برای عمه کمی سایه در اِزای خودت

و بعد همسفر کاروان برو بالا

برو به قصد رسیدن به انتهای خودت

و در نهایت معراج خویش می بینی

که تازه آخر عرش است ابتدای خودت

سه روز بعد، در افلاک دفن خواهی شد

درون قلب پدر خاک کربلای خودت

لالایی دیگه چش تو هم درست وا نمیشه

لالایی اینجا قطره آبی پید نمیشه

تو که حالم و میدونی از چه دلم میسوزونی

چرا هی زبونتو دور لبت می چرخونی

چنگ نزن شیر نمیاد، یه قطره آب گیر نمیاد

برا سیراب کردنت چیزی به جز تیر نمیاد

ترک گهواره نکن وای منو بیچاره نکن

برای کمک به بابا قنداغه پاره نکن

اینجا آب نمی بینی غیر سراب نمی بینی

دیگه حتی لحظه ای تو رنگ خواب نمی بینی

لحظه های آخر حرمله هم منتظره

چشم به راه حلق خشک تو یه تیر سه پره

 

لالایی گلم لالا، مهتاب اومده بالا

موقع خوابه حالا، اما نه به زیر خاک

لالایی چه شیرینی، روی ابرا بنشینی

خوابای خوب ببینی، اما نه به زیر خاک

لالایی گل زهرا، عمو میاد ار صحرا

آبو میاره سقا، اما نه به زیر خاک

لالا گل یاسینم، گل پسر شیرینم

دومادیتو میبینم، اما نه به زیر خاک

لالا نوه ی حیدر، لالایی علی اصغر

قربون قدت مادر، اما نه به زیر خاک

لالا نوه ی حیدر، لالایی علی اصغر

قربون قدت مادر، اما نه به زیر خاک

لالایی گل مریم، می بری ز قلبم غم

قد که میکشی کم کم، اما نه به زیر خاک

لالایی عزیز جونم، نور چش گریونم

شمع شبای خونم، اما نه به زیر خاک

لالا گل بارونی، لالایی پریشونی

گفتم می ریم مهمونی، اما نه به زیر خاک

لالا نوه ی حیدر، لالایی علی اصغر

قربون قدت مادر، اما نه به زیر خاک

علی لای لای

لالا لالایی گل پونه، قناری بی آب و دونه

خدا خودش روزی رسونه، علی لای لای

مادر تو بدون شیره، این لبه یا اینکه کویره

گریه نکن صدات می گیره، علی لای لای

تیری که خورد به چشم ساقی، با حنجرت کرده تلاقی

چیزی ازت نمونده باقی، علی لای لای

حرمله می خنده عزیزم، دل منو کنده عریزم

سرت به مو بنده عزیزم، علی لای لای

سر بچم روی نیزه، سر باباش رو بروشه

الهی مادر بمیره، سر نیزه تو گلوشه

سر بچم روی نیزه، سر باباش رو بروشه

الهی مادر بمیره،‌ که سه شعبه تو گلوشه

علی لای لای

 

دیگه باید چکار کنم / که بخوابی که بخوابی

این قطره های اشکم هست / ولی نیست قطره ی آبی

به روی ما آبو بستند / قصه مون دلگیره مادر

ندارم شیری و این نیست / به خدا تقصیر مادر

اینقدر بی تابی کردی / که سرم نیست، سامونم نیست

آسمونو دیدم اما / خبری از بارونم نیست

علی علی علی علی / علی لای لای علی لای لای

تو رو به ما علی من / داده بودش خدا تازه

نفس نمی کشی ولی / دوتا چشمای تو بازه

چیزی که دیگه نمونده / برا مادر راه چارست

شبیه بند دل من / گلوی تو پاره پارست

تا سه شعبه سمتت اومد / تاروپود مادرت سوخت

گلوتو از هم دریدش / ولی لب هاتو به هم دوخت

علی علی علی علی / علی لای لای علی لای لای

دلم می خواست کبوترم / که بگیری پرو بالی

تو رفتی و دلم خوشه / به یه گهواره ی خالی

خاک قبر کوچیکت رو / من به روی سر می ریزم

تو رو سیرابت نکردند / پرپرت کردند عزیزم

حالا که بابات می زاره / زیر خاکا پیکرت رو

یادم اومد آرزوم بود / ببینم راه رفتنت رو

علی علی علی علی / علی لای لای علی لای لای

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3006
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,007
    بازديد ديروز : 2,017
    بازديد کننده امروز : 496
    بازديد کننده ديروز : 829
    گوگل امروز : 396
    گوگل ديروز: 676
    بازديد هفته : 4,406
    بازديد ماه : 20,367
    بازديد سال : 1,491,603
    بازديد کلي : 8,360,820
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.207.238.169
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید