close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 433

آئین مستان - 433

آئین مستان - 433

آئین مستان - 433
آئین مستان - 433
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 158 aboozar
1 696 aboozar
0 481 aboozar
3 502 aboozar
0 628 aboozar
10 546 aboozar
0 650 aboozar
1 538 aboozar
9 1662 aboozar
0 1122 aboozar
0 1119 aboozar
0 853 aboozar
0 2045 aboozar
0 1292 aboozar
0 1815 aboozar
3 1532 aboozar
12 3018 aboozar
0 2208 aboozar
4 8145 amirsajad
0 3550 aboozar

السلام علیك یا اباصالح،المهدی،آجرك الله یا بقیة الله،قربون شال عزات برم آقاجان،قربون خون گریه كردنات برم آقاجان.

آقای خوب و مهربون

گل زمین و آسمون

چشاش شده كاسه ی خون

آخه محرم رسیده

خال سیاه رو گونشه

دل همه دیوونشه

شال عزا رو شونشه

آخه محرم رسیده

میخوای صداش بزنی؟آقام آقام آقام آقام

امیر عشق عالمین

چو فاطمه به شور شین

تو گریه هاش میگه حسین

آخه محرم رسیده

دلش به تاب و تبه

ز گریه ها لبالبه

به فكر عمه زینبه

آخه محرم رسیده

صدا صدای قافله است

یكی به فكر سلسله است

كمون به دست حرمله است

آخه محرم رسیده

می خوام برات بمیرم،حسین،حسین،حسین جان الهی برات بمیرم.

مسلم میگه:

بر باد داده ام همه ی آرزوی خویش

همه ی ناراحتیم برا اینه

آواره كرده ام حرمی را به سوی خویش

زانوش رو بغل گرفته بود،می گفت:

شرمندگی گرفته نفس را به سینه ام

مرثیه خوان كوچه ی تنگ مدینه ام

اینجا با یه مرد راه گرفتن این طور،همش میگم با فاطمه تو اون گوچه ی تنگ چیكار كردن،اینها رحم ندارن،مروت ندارن،مردونگی ندارن

وا مانده ام چگونه شبم را سحر كنم

ای دل بگو مراکه چه خاکی به سرکنم

 چون چاره نیست تکیه به دیوار می زنم

زانو بغل گرفته­ام و زار می­زنم

از هر درخت نخل در این شهرکینه خیز

‏هر ساقه نیزه ای شدو هر شاخه تیر تیز

 هر پاره آهن از هنر دست این دیار

یا نعل تازه­ای شده یا تیغ آبدار

‏شوری به پاست بر سر پیر و جوان شهر

صف بسته اند بر در آهنگران شهر

 اینجا تمام قافله را سنگ می زنند

حتما اسیر سلسله را سنگ می زنند

‏با پنجه­های زبر و خشن شانه می­کشند

زلف یتیم را در هر خانه می­کشند

‏می­ترسم ازگُلی که تنش خیزرانی است

ازکودکی که چهره او ارغوانی است

 اینجا سلام را ز سر بام می دهند

ناموس راکتک زده دشنام می دهند .

ای وای ای وای ای وای

میخوان بیعت بگیرن از ابی عبدالله؛ولید ملعون،مروان ملعون،ابی عبدالله رو دعوت كردن بیاید برا بیعت؛ابی عبدالله میدونه اینها چه خیال شومی در سر دارن،به جوونهای بنی هاشم فرمود من دارم میرم،شما هم با من بیایید،پشت این خونه باشید اگه دیدید خطر من و داره تهدید میكنه،صدای حسین بلند شد واردبشید ، مگر نه نیایید،ابی عبدالله وارد خونه شد،مروان ملعون رو كرد به ولید،گفت:اگه دست از حسین برداری،دیگه نمیتونی حسین رو پیدا كنی،همین جا كار و تموم كن،آقا بلند شد پیراهن این ملعون رو گرفت،گفت: زنا زاده تو میخوای من و بكشی،تا صدای حسین علیه السلام بلند شد،مسلم،با شمشیر كشیده،دوید داخل،اباالفضل علیه السلام از یه طرف،علی اكبر از یه طرف،میدونی این منظره رو حسین كجا یادش اومد،اومد مقابل لشكر ایستاد،گفت:اَین مسلم؟كجایی مسلم؟تهدید میشدم،حمله كردی،ببین این  شمشیر برهنه ها؛دور حسین داره میچرخه،چرا جوابم رو نمیدی،مگه نمیبینی من غریبم،حسین رو میخوان بكشن،.....حسین....

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی كربلا

فكر كن داری میرسی كربلا،وصف كن واسه دلت،ده كیلومتر مونده كربلا،چه جوری میگی؟

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی كربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی كربلا

با سوز دلت بگو:

كربلا،یا كربلا،یا كربلا

دیدی نزدیك كربلا كه میشن،وصف العیش،نصف العیش،آدم وقتی وارد شهر میشه،هی،رو پاش بلند میشه،تو اتوبوس منتظره ببینه،اولین گنبدی كه میبینه،كدوم گنبده طلاست،من كه تا حالا هر سفری كربلا رفتم،اولین گنبدی كه دیدم اینه:

سقای دشت كربلا اباالفضل،باالفضل

میدونی چرا،بذار دلیلش رو برات بگم:میدونی برا چی میری كربلا،اول گلدسته های حرم عباس علیه السلام پیداست،آخه فردا وقتی خیمه هارو حسین زد،بالاترین نقطه رو داد به عباس،گفت:تو برو خیمه ات رو تو بلندی بزن،همه بفهمن ما عباس داریم،همه بدونن ما یه علمدار داریم،به عالمی می ارزه،بذار بچه هام دلشون قرص باشه،این یه خوبی داشت،یه حُسن داشت،اونم این بود:دلگرمی بچه ها،هرجا میومدن نگاها به خیمه ی عباس بود،دشمنم میدید،اما روز عاشورا،وقتی عمود خیمه رو زمین زد،دشمن دید خیمه ی عباس زمین خورده،گفتن:حالا وقتشه،هر كی میخواد برا غارت بره بره،آی حسین...

سلام آقا، فدای تو

غصه من غم های تو

درد و بلات برای من

درد سرهام برای تو

 

سلام آقا فدای تو

باز دلمو آتیش زدی

گفتی یک روز جمعه میای

این جمعه هم نیومدی

 

شما کجا و من کجا

تو خوب خوب من بد بد

آخه چقدر مهربونی

راه دادی و بده اومد

 

من اومدم با اشک و آه

خسته ام و مونده تو راه

می‌خوام که رو سفید بشم

شبیه اون غلام سیاه

 

زنده باشم برای تو

بنده ی زر خرید بشم

کشته بشم به پای تو

کاشکی بشه شهید بشم

 

سلام آقا مجلس ما

این شب های آخریشه

امشب رو یه با بیا

دهه داره تموم میشه

 

دیدن تو آرزمومه

منم به آرزوم میام

مگه خودت نگفتی که

تو روضه ی عموم میام

 

آقا بیا به روضه مون

ما گریه کن تو نوحه خون

بیا منو آتیش بزن

خودت یه با روضه بخون

 

تن یکی تو خاک خون

بی رمق تو علقمه

پا می کشه روی زمین

سرش رو پای فاطمه

 

میگه مادر خوش اومدی

سرم فدای قدمت

یه وقتی اومدی که من

نمی تونم ببینمت

 

یه وقتی که آب

نمونده بین مشک من

پیش پاهات جاری شده

چشمه خون تو اشک من

 

می خوام ادب کنم پاشم

تا که آقام نیومده

چادرتون خاکی شده

برای من خیلی بده

 

یه بوی خاک دار میاد

فرق میکنه با علقمه

چادرتون خاکی شده

تو کوچه ها یا علقمه

 

کاشکی دستام می تونست

سرت رو زانوم بزاره

کاشکی دستم می تونست

تیر از چشمت دراره

این جمعه هم گذشت و خبر از شما نشد

من منتظر نشستم و دردم دوا نشد

کردم دعا که یوسف زهرا ببینمت

آقا چه شد که حاجت قلبم روا نشد

هر شب به یاد خیمه سبزت نشسته ایم

در خواب هم خیال تو از دل جدا نشد

ما اهل روضه ایم یقین شد برای ما

بی لطف و بی دعای تو روضه به پا نشد

سالی دگر رسید و زدم ناله از درون

از چه دوباره قسمت من کربلا نشد

 

عمه جان دوری و دلواپسی آمد به سر

شام وصل من شده در این سحر

آمده با سر ،به مهمانی پدر

وای از این غم

حال من از این جدایی ها شکایت میکند

دل حکایت میکند

دختر تو با دل مضطر صدایت میکند

جان، فدایت میکند

سخته دوری، از تو بابا

مانده تنها دختر تو

خواب میدیدم با تو بودم

در کنار مادر تو

وای وای وای

حسین

ای پدر شد خراب مأمن اهل حرم

زخمی درد و غم بال و پرم

شد کبود تازیانه پیکرم

وای از این غم

شد کبود بند کینه بازوان دخترت

یاد زخم مادرت

سر زدی به من به سر

اما بگو کو پیکرت

جان فدای حنجرت

نا ندارم، ای پدر جان

تا زنم من بهر تو ناله

شد خرابه قتلگاهم

بر تن من زخم لاله

وای وای وای


خورشید زخمی حرم بابا

لبات چرا کرده وَرَم بابا

دنیایی از درد چشات اِی وای

میترسم از زخم لبات اِی وای

چطور شده بابا رگات اِی وای

واسه ی شبهای غمت فانوسم نمیکنی

دوباره با دامنت مأنوسم نمیکنی

درد داره مگه لبات که بوسم نمیکنی

بابا کی اینقدر بلا سرت آورده

چند روزه موهات مثل من

شونه نخورده، خوابت نبرده

اگر که از چشم تو افتادم

نکردی چند روز بابا جون یادم

بابا ببین که زخمی تنهام

حتّی دیگه نمی بینه چشمام

منو زدند که بابامو میخوام

آسمونه دخترت یه ستاره نداره

خنده بابا پیرنت پاره پاره نداره

اگه شدم قد کمونی شبیه زهرا

شبیه من چه دختری دِق کرده بابا، تنهای تنها

آه و واویلا

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3006
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 801
    بازديد ديروز : 2,477
    بازديد کننده امروز : 354
    بازديد کننده ديروز : 682
    گوگل امروز : 335
    گوگل ديروز: 750
    بازديد هفته : 8,079
    بازديد ماه : 24,040
    بازديد سال : 1,495,276
    بازديد کلي : 8,364,493
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.207.255.49
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید