close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 5

آئین مستان - 5

آئین مستان - 5

آئین مستان - 5
آئین مستان - 5
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 4 aboozar
1 17 aboozar
2 1279 amir004
0 1226 aboozar
0 505 aboozar
0 1003 aboozar
3 756 aboozar
12 1791 aboozar
4 7205 amirsajad
0 2773 aboozar
0 2679 aboozar
0 2526 aboozar
0 4185 aboozar
0 1754 aboozar
1 18808 2505
6 7001 aboozar
0 15413 aboozar
1 2945 masoudfn
1 1959 aboozar
14 4430 aboozar

شیطان به بیت حیِّ تعالی چه می کند؟

آتش به گِرد خانۀ مولا چه می کند؟

 

 

از باغِ خُلد دود چرا می شود بلند؟

بر رویِ حور ، سیلی اعدا چه می کند؟

 

رویش سیاه گردد و دستش شکسته باد

قنفذ کنار خانۀ مولا چه می کند ؟

 

*من یه دعا میکنم ... ان شاالله هیچ وقت زمین خوردن مادرمونو نبینیم چه برسه به اینکه بخوایم کتک خوردن مادرُ ... *

 

دارالزیارۀ نبی و آستان وحی

ای وای من،مغیره در آن جا چه می کند؟

 

گیرم رواست سوختن خانه ، میخ در ...

در سینۀ شکستۀ زهرا چه می کند؟

 

باید ز تازیانه بپرسم که در بهشت

آثار خون به قامت طوبی چه می کند؟

 

زن در میانِ خانه و مردِ غریبِ او

با دستِ بسته و تک و تنها چه می کند؟

 

در بیت وحی ، حرمت یاسین به زیرِ پا

یک لحظه بنگرید که طاها چه می کند؟

 

*مادر ... مادر ... در داره میسوزه ... مادر پشت در ایستاده ... فرمود:مگه منو نمیشناسید؟ من دختر پیغمبرم ... مگه نمیدونید جبرییل بخواد بیاد درِ این خونه اجازه میگیره؟ چی کار دارید؟ ما داریم از فراق بابام گریه میکنیم ...

ما عزاداریم برگردید ... نامرد خودش نوشت برای معاویه ... گفت : معاویه! همچین که فاطمه حرف میزد یواش یواش دلم داشت نرم میشد ... یاد کینه هایی که از علی داشتم افتادم ... همه زورمو جمع کردم ... صدایِ نفس هایِ فاطمه رو میشنیدم‌‌‌‌ .... چنان لگد به در زدم ...

 

مادر بین در و دیوار ... صدا زد : بابا ... اما زن یه کار زنونه داره مادرشو صدا میزنه ... اما مادر ما مادر نداره ... صدا زد فضه بیا محسنمو کشتن .... داد بزن ... اگه گفتن چرا داد میزنی ؟ بگو مادرمو زدن ...

بین در و دیوار افتاده ... علی رو دارن میبرن ... ریسمان به گردنش انداختن ....

مادر اومد گفت : مگه زهرا مرده علی رو پابرهنه میبرید؟

 

رفت تو مسجد ... با پهلویِ شکسته جلو در مسجد رسید ... دید نانجیب شمشیر گرفته بالاسر علی ... میگه با من بیعت میکنی یا سر از بدنت جدا کنم؟

فاطمه فرمود : اگه علی رو رها نکنید نفرینتون میکنم ... اما مادر نفرین نکرده، سلمان میگه دیدم ستون های مسجد داره میلرزه ...

 

امیرالمومنین فرمود : سلمان برو به زهرا بگو : دست نگه داره،نفرین نکنه ... فرمود : اگه علی میگه ... چشم ... آخه من نگران علی م ...علی برا شب عروسیش سپرشو فروخت ... من سپر علی ام ... من دور علی میگردم ... فقط اگه شمشیرو از بالاسر علی برندارن من از مسجد نمیرم ... عاقبت مادر ما یه کاری کرد شمشیرو از بالاسر علی برداشتن ...

 

مادر ، یه شمشیر بالاسر علی آوردن طاقت نیاوردی .... گفتی من باید آقامو صحیح و سالم برگردونم .... زینب یاد مادرش افتاد ... گفت : هر جورشده میرم از گودال سالم برمیگردونم .... همچین که زینب رسید دید :

 

سری به نیزه بلند است ....*

 

فاطمیه ، عزایِ اهلِ آسمونه
عزایِ مادری جوونه
خدا خودش روضه خونه  

بینِ در و دیوار،تنها میسوخت مادر
با هر نفس میگفت،وای از دل حیدر

دوباره تویِ هر کوچه یه پرچمه
اگه تو روضه جون بدم بازم کمه
پیرن سیاه فاطمیمون همون
پیرن سیاه شب های محرمه

وای از دلِ حیدر

فاطمیه صراطِ اَمن مومنینِ
شعار فاطمه همینِ
علی امیرمومنینِ

میگه بزن قنفذ ، سیلی بزن ظالم
اما فقط حیدر ، باشه تنش سالم

درسته محسنم کشته شد ولی
فدای تار مویی از سر علی
قیام من تویی قعود من تویی
فِداکَ روحی و جسمی یا علی

وای از دلِ حیدر

فاطمیه،یه حرفی مونده توی سینه
تموم آرزوم همینه
دلم میخواد برم مدینه

حرف دل زارم،اینه تو رو دارم
دنیام تویی مادر،اخه دوست دارم

دلم میخواد منو کبوترم کنی
سرم بره،شهید بی سرم کنی
تموم آرزوم تو دنیا اینه که
یه روز منم مدافعِ حرم کنی

وای از دلِ حیدر

خونه پر از الرحمن و یاسینه

روی لبم دیگه ذكر تلقینه

وقت نماز روی پیكرت دیدم

داره میاد خون تازه از سینه

میون خون مون تابوت فاطمه است

دیگه ذكر لبم

رحم الله من یقرء الفاتحه است

وای مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا

میریزه از زخمای تو خونابه

توی چشات عكس میخ در اُفتاده

بعد سه ماه یك شب مادر زینب

میره تو قبر راحت دیگه میخوابه

رد پای كیه روی پهلوی تو

چه جوری زد مگه

قلاف شمشیرش رو به بازوی تو

وای مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا

مثل یه گل پشت در شدی پرپر

پیش بابات شرمنده شده حیدر

موقع دفن دیدم از توی قبرت

بیرون اومد امشب دست پیغمبر

خدا تو سختیا میشناسه مؤمنو

دیگه از ما گذشت

به جای من ببوس صورت محسنو

وای مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا

 

بابا، محاله که بی رضا زنده بمونم
بابا، توی راه اشهدم دارم رو میخونم
بابا، سلامت رو به داداشم میرسونم

بابا، میسوزم از این غم
از غم میمیرم  من امشب
روضم شده مثل زینب
وای وای امون از غریبی

بابا، تا که از راه رسیدم به احترامم
بابا، مردم قم همگی دادن سلامم
بابا، با گل اومدن که خواهر امامم

بابا، دیگه نیمه جونم
مثل برگای خزونم
زنده نمیخوام بمونم
وای وای امون از غریبی

بابا، دیگه از عمر و از این زندگی سیرم
بابا، نامه ی داداشمو رو دست میگیرم
بابا،  زیر لب رضارضا میگم میمیرم

بابا، شنیدم کربلا
راس جدمون شد جدا
زینب رفته شام بلا
 
وای وای امون از غریبی


یک صبح مى ‏شود که برایم دعا کنى

یا نیمه شب به شوق نمازم صدا کنى

مرغ دل از قفس تن به درکشى

در آسمان صحن و سرایت رها کنى

+بی وفا نباش،زود به زود برو قم،دست ادب رو سینه بذار،بگو:یا فاطمه...یه جوری گفتم یا فاطمه! یاد این شعر افتادم:

یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم

گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم

+مدینه روضه میخوندیم با صدای آهسته؛آخه اونجا اگه بلند بلند گریه کنی بی احترامی میکنند،قانون مدینه همیشه همین بوده،وسط روضه یه پیرمرد آمد دست گذاشت رو شونم گفت:روضه خوان یه سوال دارم؛چند روزه دارم میگردم قبر مادرم رو پیدا نمیکنم،اگه بلدی به من بگو ... جدی میگفت ... خیلی جدی ...

ما را به پادشاهى عالم در آورى

یعنى که در حریم بلندت گدا کنى

امروزه کاینچنین به کرامت زبانزدى

تا رستخیز بهرِ شفاعت چها کنى

تو زائر مدینه ‏اى و طوس مى ‏روى

ما را ببر که زائر قبرِ رضا کنى

+قربون کبوترای حرمت امام رضا،دلم تنگ شده برات،دلت مشهد نمیخواد دلت هوای پنجره فولادش رو نکرده! حضرت معصومه رو التماس کن

تو زائر مدینه ‏اى و طوس مى ‏روى

ما را ببر که زائر قبرِ رضا کنى

این جا که آمدى سخن از تازیانه نیست

+به نیت دیدن برادر از مدینه حرکت کرد،یادش میاد اون روزی که برادر میخواد از مدینه حرکت کنه،بی بی ها،دخترا، همه رو گفت بیاید برا من گریه کنید، آقا گریه پشت سر مسافر خوب نیست، فرمود:گریه کنید! اون مسافری که به وطن برمیگرده پست سرش نباید گریه کرد...حضرت معصومه حرکت کرد با برادرا،خاندان،اهلبیت...شهر ساوه دشمنای اهلبیت اومدن،برادراشو کشتن،خاندانش رو کشتن...مریض شد این صحنه ها رو دید،قربونت برم...فرمود:من رو قم ببرید،خدا روشکر یه جای نزدیک بود بهش پناه ببرید...آخه فرمود: از پدرم شنیدم که موسی بن جعفر فرمود:قم محل سکونت شیعیان ماست...راهی هم از ساوه تا قم نبود...فدای عمه جانت بشم...عصر روز یازدهم جایی رو نداشت بره...همه رو سوار کرد؛کجا میخوان ببرنت زینب

+بی بی حضرت معصومه وارد قم شد؛مریضه؛مردم قم همه جمع شدن،همه احترام کردن؛همه دست ادب به سینه گذاشتن؛بزرگ خاندان اشعری آمد،خودش افسار مرکب بی بی رو گرفت؛پیرمرد پیاده میرفت بی بی سواره بود...آی بی بی! میدونی شهر شام چه خبر بودهمه جمع شدن اما کسی دست ادب به سینه نذاشت؛مردای شام دستاشونو مشت کرده بودن،سنگ آماده کرده بودند؛کسی دختر  ناقه ی دختر علی رو هدایت نکرد؛بی بی همه تازیانه ها آماده بود...

خودم دیدم که عمه...

+ای بی بی ای کاش من شهر شام بودم وقتی اون دستای نامرد بلند میشد یه دستو نیگه میداشتم  میگفتم این دخترا تازیانه کم نخوردن...سیلی کم نخوردن...ای حسین....

این جا که آمدى سخن از تازیانه نیست

حرفى ز بى وفایى و ظلم زمانه نیست

در دست‏هاى مردم شهر تو سنگ نیست

یعنى سلام مردم تو وحشیانه نیست

سیلى نزد کسى به رُخ داغدار تو

اینجا خبر ز خون دل و دردِ شانه نیست...

 

دم آخر بی تو چشه من گریونه
سفر سخت من ناتموم میمونه
دیدی منو کشت آخر جدایی
کارم تمومه،رضا کجایی

خواهر تو آخر از پا افتاد
تو دیار غربت تنها جون داد
حالا که خواهر از دیدنت محرومه
تو بیا تا اینجادیدن معصومه

جونی برای سفر ندارم
بیا که از تو خبر ندارم
خواهر تو اومد دنبال تو
ولی بی خبر موند از حال تو

خواهر تو آخر از پا افتاد
تو دیار غربت تنها جون داد
واسه ی معصومه شب اشکه امشب
زیر لب میخونه چی کشیده زینب

تموم لشکر دور برادر
کنار گودال رسیده مادر
یه بدن بی سر،بین گودال
خواهری که پیشش رفته از حال

یه جوریم انگار خیلی پیرم
روی پای عمه از حال میرم .....

حسین


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2131
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 7
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 31
    بازديد ديروز : 3,068
    بازديد کننده امروز : 13
    بازديد کننده ديروز : 534
    گوگل امروز : 2
    گوگل ديروز: 378
    بازديد هفته : 5,904
    بازديد ماه : 42,146
    بازديد سال : 888,580
    بازديد کلي : 6,826,802
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.89.187.28
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید