close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 5

آئین مستان - 5

آئین مستان - 5

آئین مستان - 5
آئین مستان - 5
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 21 aboozar
0 299 aboozar
3 306 aboozar
1 474 saeednajafi
12 781 aboozar
4 6463 amirsajad
0 2235 aboozar
0 2124 aboozar
0 1918 aboozar
0 3333 aboozar
0 1264 aboozar
1 17578 2505
6 6168 aboozar
0 14353 aboozar
1 2506 masoudfn
1 1632 aboozar
14 3619 aboozar
20 3858 aboozar
0 2751 aboozar
0 1765 aboozar

حاج میثم مطیعی

 

ابن کثیر البداية والنهاية نوشته : "ما قُتِلَ قَتيلٌ إلَا احتَزّوا رَأسَهُ" هيچ شهيدى کشته نشد ، جز آن که سرش را جدا کردند ((سر همه بالای نیزه ها رفت، بزرگ و کوچیک...)) "وحَمَلوهُ إلَى ابنِ زِيادٍ" و آن(سرها) را نزد ابن زياد آوردند.[1]

سبط ابن جوزی تذکرة الخواصّ : "إنَّ ابنَ زِيادٍ نَصَبَ الرُّؤوسَ کلَّها بِالکوفَةِ عَلَى الخَشَبِ" ابن زياد ، همه سرها را در کوفه بر چوب نهاد " وکانَت زِيادَةً عَلى سَبعينَ رَأسا" سرها افزون بر هفتاد عدد بودند.[2]

سید ابن طاووس در لهوف نوشته : "أمَرَ ابنُ زِيادٍ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام ، فَطيفَ بِهِ في سِکک الکوفَةِ" ابن زياد، فرمان داد که سر حسين عليه السلام را در کوچه هاى کوفه بچرخانند.

سید ابن طاووس در ادامه یه شعر آورده بخونم و ترجمه کنم براتون شاعر نوشته:

رَأسُ ابنِ بِنتِ مُحَمَّدٍ ووَصِيِّهِ
لِلنّاظِرينَ عَلى قَناةٍ يُرفَعُ
وَالمُسلِمونَ بِمَنظَرٍ وبِمَسمَعِ
لا مُنکرٌ مِنهُم ولا مُتَفَجِّعُ
کحِلَت بِمَنظَرِک العُيونُ عَمايَةً
وأصَمَّ رُزؤُک کلَّ اُذُنٍ تَسمَعُ
أيقَظتَ أجفانا وکنتَ لَها کرىً
وأنَمتَ عَينا لَم تَکن بِک تَهجُعُ
ما رَوضَةٌ إلّا تَمَنَّت أنَّها
لَک حُفرَةٌ ولِخَطِّ قَبرِک مَضجَعُ

سر فرزند دختر محمّد و وصىّ او را
براى تماشاگران، بر سر نيزه مى کنند
و مسلمانان مى بينند و مى شنوند
و هيچ يک، نه انکار مى کنند و نه به درد مى آيند .
چشم ها با ديدن تو، سرمه کورى مى کشند
و مصيبتت هر گوش شنوايى را کر مى کند .
چشم هايى را دچار بى خوابى کردى که مايه آرامش آنها بودى
و چشم هايى را خواباندى که از [هراس از]تو ، خواب نداشتند .
هيچ بوستانى نيست ، جز آن که آرزو دارد
مدفن تو و آرامگاه پيکرت باشد

مقتل چرخاندن سر مطهر سیدالشهدا (ع) در کوچه های کوفه - دکتر میثم مطیعی



[1]البداية والنهاية، ابن کثیر، ج ٨ ص ١٩٠

[2]تذكرة الخواصّ، سبط ابن جوزی : ص ٢٥٩

 

 

حاج محمود کریمی

وای وای

وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها

وای وای

وقتی که رو نیزه سنگ خوردی از رو بوم خونه ها

وای وای

وقتی از رو نیزه افتادی رو خاک ها

وای وای

وقتی از رو نیزه دیدی منو بابا

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای، ذره ذره جون دادم

وای وای، از رو ناقه افتادم

وای وای، اسمم رفته از یادم

وای وای

وقتی که لرزیدم از شرم اون چشمهای بی حیا

وای وای

وقتی که می دیدم میبندن سرها رو، روی نیزه ها

وای وای

 از دست نامردها تو کوچه و بازار

وای وای

 از سیل اشکهای این گریه ی زار زار

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای

وقتی که می پیچید زنجیرم دور این گلوی من

وای وای

وقتی که سر نیزه سرخ می شد با خون عموی من

وای وای

پیرم کرد درد این زنجیر روی دوشم

وای وای

از درد سیلی و زخم روی دوشم

وای وای، این چشم ها دیگه تاره

وای وای، از زخم های گوشواره

وای وای، از این معجر پاره

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - وای وای وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها - حاج محمود کریمی  

 

حاج محمود کریمی

رو قلبم داغ تن بی کفنت مونده

تنهایی پیرهنت پیرهنت مونده

بیا و نزار اینقدر که چشمم به در باشه

نزار این دل تنها ازت بی خبر باشه

به یاد لباتم من، با چشمای بارونی

به اندازه ی دنیا، دلم خون میدونی

ای جان زینب

ای تنها همسفرم، همسفرت هستم

امشب من منتظرت منتظرت هستم

سر تو روی نیزه دل من رو می سوزوند

لبات تکون میخورد رو نیزه قران میخوند

تو کوچه ها چشمامو به چشم تو میدوختم

با هر قدم می میردم با هر نفس می سوختم

ای جان زینب

به یاد لباتم من، با چشمای بارونی

به اندازه ی دنیا، دلم خون میدونی

از تل زینبیه تا بغل گودال

با دست و پا زدنت بردی منو از حال

تو رفتی و از خیمه من اومدم دنبالت

تا دیدمت افتادم کنار اون گودالت

تو خاک و خون می غلطید

تن نیمه جون تو

توی دستاشون دیدم

سر غرق خونت رو

ای جان زینب

 سینه زنی زمینه زیان حال حضرت زینب (س) - رو قلبم داغ تن بی کفنت مونده - حاج محمود کریمی

 

 

جواد مقدم

گمانم ای برادر جان

نمی شناسی دیگه من رو

به دست من ببین جای

غل و زنجیر دشمن رو

منم یاسی برادر جان

که پژمرده ام برادر جان

ز نامحرم کتک خوردم برادر جان

حسین من حسین من حسین

ببین ای باغبون

گلای یاس و لاله

که صحرا شد، پر از ناله

پاشو بنگر رباب تو

تو صحرا با دل مضطر

با گریه داره میگرده

پی قبر علی اصغر

روی سینه ات،حسین من

علی اصغر،حسین من

پایین پات،حسین من

علی اکبر،حسین من

حسین من، حسین من، حسین من..

من و سکینه رفتیم

کنار نهر علقم

دلامون شد، پر از ماتم

معما شد برای من

اگه بوده سپهدارت

چرا اینقدر کوچیک پس

قد قبر علمدارت

سکینه گفت عمو عباس

به صد ماتم، عمو عباس

شده جسمت، عمو عباس

جدا ازهم عمو عباس

عمو عباس،عمو عباس،عمو عباس

سینه زنی اربعین حسینی (ع) - گمانم ای برادر جان - جواد مقدم 

 

سید مهدی میرداماد

رسید قافله ای از غم  سفر لبریز

دوباره زنده شد آن خاطرات حزن انگیز

یکی یکی همه نیلی و زرد افتادند

شبیه برگ درختان به موسم پاییز

روایت میگه:یکی یکی از بالای شترها افتادند،نذاشتند شتر ها زمین بشینه،تا رسیدن کربلا همه زن و بچه ها خودشون رو پرت کردن روی خاک

به بوی پیروهنی هر کدام می گیرند

یکی بهانه ی یوسف یکی سراغ عزیز

همه دارند گریه می کنند،همه دارن شیون می کنند،دیدی یه جایی پنجاه نفر هم گریه کنند یه صدای گریه مشخص ، حالا بین همه ی گریه های فردا:

صدای شیونی آمد که جان عالم سوخت

صدای شیون زینب برادرم برخیز

غریب و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای تو ام نیست هیچ دست آویز

چونان شدم که تو می خواستی دَم  رفتن

ندید اشک مرا این جماعت خون ریز

زبان حیدری ام دم به دم قیامت کرد

نگاه فاطمی ام شعله های رستاخیز

اگر چه دست مرا بسته بود دشمن تو

اسیر من شدم و او نداشت راه گریز

هراس دشمنت از محکمات قرآن بود

نداشت چاره و برداشت خیزران به ستیز

دیدحریف   زینب نمیشه، دید صدای تو ساکت نمیشه، دید آبروش داره میره، دیدم چوب  خیزران رو بلند کرد، حسین.. 

تو سنگ خورده ای آری، شکسته ای من هم

تو شعله ور شده ای، داغ دیده ای من نیز

زندگی بعد تو عذابه

رو دست من جای طنابه

تموم گلهات و آوردم

اما یکی موند تو خرابه

جای کبودی رو چشامه

سوغاتی  کوفه و شامه

چادر خاکیه رقیه

ببین داداش شال سیامه

هر کاری کردم که بمونه اما نشد اما نشد وای

نمیره زیر تازیونه اما نشد اما نشد

خواستم سر تو رو نبینه اما نشد اما نشد

همسفرم شه تا مدینه اما نشد اما نشد

فدای اون زینبی که پنجاه سال همه جا حسینش رو دیده،رسید کربلا دید حسینش زیر خاک ، زینب طاقت نیاورد،تا رسید کنار قبر گریبانش رو پاره کرد،تو زیر خاک باشی حسین،ای حسین....

روضه اربعین حسینی (ع) - رسید قافله ای از غم  سفر لبریز - سید مهدی میرداماد 

 

 

حاج میثم مطیعی

شیخ صدوق در امالی نوشته،راوی دربان عبيد اللّه بن زياد ملعونه همه صحنه ها را دیده: "إنَّهُ لَمّا جيءَ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام" هنگامى كه سر حسين آورده شد، "أمَرَ فَوُضِعَ بَينَ يَدَيهِ في طَستٍ مِن ذَهَبٍ" فرمان داد كه آن را جلويش در تشتى از طلا گذاشتند،(بمیرم برات چقد این سر و از بالا نیزه آوردن دوباره به نیزه زدن... الله اکبر نمیدونم باید این حرف و زد یا نه؟ همون روایتی که فرمودن زینب صدا زد: این سر نیزه سر رو به چپ راست بازی میداد.... فکر میکردی تشت طلا فقط مال شامه سر رو گذاشتن جلوش...) "وجَعَلَ يَضرِبُ بِقَضيبٍ في يَدِهِ عَلى ثَناياهُ" و با چوب دستى اش شروع به زدن بر دندان هاى او كرد، ويَقولُ : لَقَد أسرَعَ الشَّيبُ إلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ و مى گفت : اى ابا عبد اللّه ! زود پير شدى و محاسنت سفيد گشت....[1]

یه روایت دیگه: همچین که به این لب و دندان میزد اون ملعون مبگفت: تا حالا مثل این چهره، چهرهٔ زیبا ندیدم؛ میگه یکی اونجا بود گفت: عبیدالله ببین چقدر شبیه پیمبره...[2]

"فَقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ مَه " مردى از قوم گفت : "فَإِنّي رَأَيتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَلثِمُ حَيثُ تَضَعُ قَضيبَكَ" دست نگه دار كه من ديدم پيامبر صلى الله عليه و آله دهان بر جايى مى نهاد كه تو چوب دستى ات را گذاشته اى[3]
"فَقالَ : يَومٌ بِيَومِ بَدرٍ" ابن زياد گفت : امروز در برابر روز بَدر

مقتل و روضه اهانت عبیدالله بن زیاد به سر امام حسین (علیه السلام) در کوفه 



[1]الأمالي للصدوق: ص ٢٢٩ ح ٢٤٢

[2]روضة الواعظين: ص ٢١٠

[3]بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ١٥٤ ح ٣

حاج محمود کریمی


نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود

‌وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

‌به دنبال محمل سبکتر قدم زن

‌مبادا غباری به محمل نشیند

‌ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود

‌وا ن دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

‌ نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

‌به دنبال محمل چنان زار گریم

‌که از گریه ام ناقه در گل نشیند

ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود

وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

نوایی نوایی نوایی نوایی نوایی

الهی ور افتد نشان جدایی

‌خلت گر به پا خاری آسان بر آید

چه سازم به خاری که بر دل نشیند

من مانده ام مهجوراز او

درمانده و رنجور از او

گویی که نیشی دور از او بر استخوانم می رود

ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود

‌وا ن دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

مزنیدم که در این دشت مرا کاری هست

گل اگر نیست ولی صفحه گلزاری هست

ساربانا مزنید این همه آوای رحیل

‌آخر این قافله را قافله سالاری هست

کاش می شد بمونم و سایه بون تنت بشم

اما باید برم و همسفر سرت بشم

نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

چون چاره نیست می روم ومی گذارمت

ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت

 سینه زنی زمینه زبان حال حضرت زینب (س) کاروان اسرا - نوایی، ‌الهی ور افتد نشان جدایی - حاج محمود کریمی

 

 

حاج محمود کریمی

 

جبرئیل این روزا تو جادهٔ کربلات

با لباس مبدل خادم زائرات

همه جاری مثل چشمه مثل دریا مثل بارون

همه راهی ، همه بی دل، همه شیدا، همه مجنون

 همه  دلتنگ مثل مسلم، مثل هانی،مثل مختار

همه سرها رو آوردن برا تقدیم به پای یار

لبیک حسین لبیک....

این شبا کل اهل آسمون رو زمینن

جن و انس وفرشته زائر اربعینن

همه رفتن توی راهن، منمو این پریشونی

یه چیزی تو دلم میگه، تو دیگه جا نمیمونی

به فدای یه نگاهت پدر و مادم آقا

یه نگاه کن که نمیرم تو فراق حرم آقا

لبیک حسین لبیک....

غرق در حیرتم من یا دلیل یا ابالفضل

دنبال خونتم من الدخیل یا ابالفضل

خودم اینجا دلم اونجاست

دل قطره پیش دریاست

حرم شاه، حرم ماه

پیش ارباب ، پیش عباس

من مشتاق، من عاشق، من ناچیز و ناقابل

به تو آقا پناهندم، مددی یا ابوفاضل

سینه زنی شور اربعین حسینی - جبرئیل این روزا تو جادهٔ کربلات - حاج محمود کریمی

 

حسین سیب سرخی

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

میباره اشک چشمام نم نم

رو دوشم کوله باری از غم

میبینم هر کیو این روزا

داره آماده میشه کم کم

سختی راحت میشه تو این راه

منتظر مونده بودم چند ماه

راهی میشم با یک سربند

لبیک یا اباعبدالله

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

حال من احسن الاحوال

زیارت افضل الاعمال

کوری دشمنا این حرکت

با شکوه تر میشه هر سال

با ذکرت یا حسین می جوشم

عمریه عاشق شش گوشم

میگیرم توی رویا هر شب

ضریح تو رو در آغوشم

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

عشق فقط یه سرزمین

کرب و بلا برتره از عرش برین

حاجت من شده همین

زیارت الحسین یوم الاربعین

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

سینه زنی واحد اربعین حسینی (ع) - قدم قدم با یه علم- -حسین سیب سرخی

 

حمید علیمی

عمریه میبارم، از داغ حسین

غمی کهنه دارم، از داغ حسین

هنوز تو گوشمه نالهٔ رباب

تو خیمه ها نبود یه قطره آب

گریه میکنم برا غم حسین

غرق رنج بلا، ای وای حسین

امون از داغ شاه، ای وای حسین

امون امون امون از قوم یهود

که ظلم کینه ها حق ما نبود

هنوز تو گوشمه نالهٔ رباب

تو خیمه ها نبود یه قطره آب

گریه میکنم برا غم حسین 

سینه زنی زمینه شهادت امام سجاد (ع) - عمریه میبارم، از داغ حسین  - حمید علیمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2071
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 18
    تعداد اعضا : 272
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,736
    بازديد ديروز : 4,427
    بازديد کننده امروز : 662
    بازديد کننده ديروز : 1669
    گوگل امروز : 658
    گوگل ديروز: 1873
    بازديد هفته : 15,462
    بازديد ماه : 203,867
    بازديد سال : 1,461,186
    بازديد کلي : 6,133,009
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.198.210.67
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید