close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 8

آئین مستان - 8

آئین مستان - 8

آئین مستان - 8
آئین مستان - 8
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 233 aboozar
1 778 aboozar
0 549 aboozar
3 565 aboozar
0 686 aboozar
10 615 aboozar
0 728 aboozar
1 598 aboozar
9 1792 aboozar
0 1200 aboozar
0 1182 aboozar
0 908 aboozar
0 2100 aboozar
0 1346 aboozar
0 1870 aboozar
3 1582 aboozar
12 3090 aboozar
0 2251 aboozar
4 8201 amirsajad
0 3599 aboozar

ای قبر پنهانِ تو در قلب همه، اُمّ أبیها ..

دل مثل پهلویت شكسته فاطمه، اُمّ أبیها ..

ای اشکِ تو همراه امواج فرات ای همدم غم

تا كی رسد بر جانِ فرزندان تو غم‌هایِ عالم

شفیعۀ ما دعایمان كن

به مهر خود آشنایمان كن

از این غریبی رهایمان كن

از این غریبی رهایمان كن

بر زمین خونِ محبان شما

ذكر ما شد كلّ ارضٍ كربلا ...

«یا من بَدَا فی كُلِ ضِلع ٍ كَسرُها أُمَّ أَبیها»

ای آنكه در هرسینه‌ای شكستگی‌اش نمایان شد

«حَتّی غَدَا فی كُل قَلب ٍ قبرُها أُمَّ أَبیها»

تا جایی‌كه در هر دلی آرامگاهی برای او هست

«أُمّاهُ لَو تَبكینَ قتلَ السِّبطِ فی جنبِ الفُراتِ»

مادر جان! آن هنگام كه در عزای كشته شدن حسینت در كنار فرات می‌گریی

«نوحِی علی مَن ناضَلوا و جاهَدوا ضِدَّ الطُّغاةِ»

از داغ آن‌هایی كه علیه ظلم و طاغوت ایستادند و جانانه جنگیدند نیز نوحه بخوان!

«یا قُرَّةَ عینِ الاوصیاءِ»

ای نور چشم تمام اوصیا

 

«أدعوكِ دَوماً هذا نِدائی»

دائما تو را می‌خوانم، این ندای من است

«صلَّی علیكِ ربُّ السَّماءِـ

پروردگار آسمان بر تو درود می‌فرستد

«فاطمة، یا بَضعةَ المصطفی فاطمة

فاطمة، تبكی لَكِ عینُ الوَفی»

فاطمه، ای پاره تن مصطفی فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می‌گریند

«أدعو و دمعُ العین ِ لِلكونِ صَدَی آه ٍ واویلاه»

صدایت می‌زنم و اشك چشمم به سمت جهان پژواك می‌شود

«یا بنتَ من یَجری بكفَّیهِ النَّدَی آه ٍواویلاه»

ای دختر پیامبری كه بارش باران به اشاره دست‌های اوست

«سالَت دماء ُالشّیعةِ مِن قلبِ بحرینِ الحزینِ»

اینك این خون شیعه است كه از قلب اندوهگین بحرین جاری می‌شود

«و هذه أَبنائُكِ تدعُوكِ یا أُمَّ الحسین»

این‌ها فرزندان تواند ای مادر حسین كه تو را می‌خوانند

«زهراءُ دَومًا قَلبی یُنادی»

دل من همیشه تو را می‌خواند یا زهرا!

«یا بَضعةً مِن خیرِ العبادِ»

ای پاره تن بهترین بندگان

«ذِكراكِ رمزٌ لِلاتّحادِ»

یاد تو رمز اتحاد ماست

«فاطمة، یا بَضعةَ المصطفی فاطمة

فاطمة، تبكی لَكِ عینُ الوَفی»

فاطمه، ای پاره تن مصطفی فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می‌گریند

 

 

 

علی تنها مونده میون بی خبرا

اومدن پشتِ درِ خونه خیرِسرا

داره حق گُم میشه ...تو دود آتیشِ... فتنه گرا

تازه روضه ی دَر شد اول درد سرا

پَر آتیش کوچه رسیده به بال و پرا

آی کسی نیست این دور ورا

دود... آتیش.... تنها... زهرا

غم ....غربت.... مولا ....تنها

یازهرا ... زهرا ...زهرا

فاطمه میگیرِ حق ِ همسرشو

فاطمه تنها نمیزاره رهبرشو

آتیشَم گریون ...وقتی میسوزونه ...چادرشو

هدیه به خدا میده غنچه ی پَرپَرشو

خدا میخره غربت محسن و مادرشو

شهیدای حیدرشو

خون.... گریون ....دریا..... زهرا

عشق.... مجنون.... لیلا ...زهرا

یازهرا... زهرا ...زهرا...

تازه روضه ی دَر شده اول دردسرا

پَر آتیش کوچه رسیده به بال و پَرا

کسی نیست این دور ورا

دود ...آتیش... تنها ...زهرا

غم ...غربت ....مولا... زهرا

دود بود و دود بود و دود بود

گُل میان آتش نمرود بود

باغبان بود و خزانِ باغ شد

میخ در کم کم زه آتش داغ شد

وا علی

داره میسوزه تو آتیش ناموس خدا

زیر تیغِ گَردن حیدر وا ابَتا

دل مادر می ره تا دم تصویر کرب و بلا

پیش خیمه و مَعجر و مَقتل و آتش و دود

مثل کوچه و چادر و مادر و روی کبود

مگه عباس اونجا نبود

حسین..

گاه ...سیلی ...دختر ...زهرا

رو ...نیزه ....راس... شهدا

راس حسین به نیزه ها

آتیش زدن به خیمه ها

 

 

 

 

میان آتش هم من از ولی گویم
نفس نفس هر دم علی علی گویم
آن طرف: لشکرِ بی حیاها همه
این طرف: فاطمه... فاطمه ...فاطمه...
میرسد صدای او
من فدای حیدرم
تا شوم شهیدِ عشق
در دفاع از این حرم
فاطمه یا فاطمه...
اگر مرا دشمن... شود همه دنیا
نمیگذارم من... علی شود تنها
آن طرف: هیزم و آتش و همهمه
این طرف: فاطمه ... فاطمه ... فاطمه ...
تا نفس بُوَد مرا
دم زنم زِ مرتضی
گرچه بین کوچه ها
کربلا شود به پا
فاطمه یا فاطمه...
شده چه غوغایی ... زِ روضه یِ زهرا
به فصلِ شیدایی... میانِ سنگرها
بر لبِ عاشقان هر دم این زَمزَمه
فاطمه ... فاطمه ...فاطمه ... فاطمه ...
بر لب عاشقان....
به یاد شهدا که پشت لباساشون مینوشتن:
میروم تا انتقام سیلی مادر بگیرم....
یاد کوچه ای غریب
آتشی زند به جان
کوچه های شهرمان
شد به نام عاشقان
فاطمه یا فاطمه...

 

عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند

بهر مستی از شراب ناب کوثر می زنند

معنیِ آب حیات آب وضوی فاطمه ست

خضر و عیسی نیز از این باده ساغر می زنند

آسمانها موقعِ سجده به ذات کبریا

با توسل بوسه بر جا پایِ کوثر می زنند

هرچه خیرات است در عالم زِ خیر فاطمه ست

خیرهایِ عالم از خیرالنسا سر می زنند

مثل سلمان باش در عرض ادب بر فاطمه

چون که سلمان ها همیشه با وضو در می زنند

در مدینه شأن زهرا را ولی نشناختند

با تبر بر ریشۀ یاسِ پیمبر می زنند

باغ را آتش زدند و یاس بین شعله سوخت

شعله با این کارها بر عرش داور می زنند

تا که می بینند زهرا آمده در پشت در

بی ادب ها، بی وضوها با لگد در می زنند

بدتر از این موقعی که در به شدت باز شد

خانمی را پیش چشم خیس شوهر می زنند

هرچه می‌گوید نزن نامرد! بارم شیشه است

حضرتِ صدیقه را از بغض ، بدتر می زنند

تازه بعد از اینهمه ظلم و جفا بر فاطمه

می نشینند و فقط طعنه به حیدر می زنند

مادرِ سادات دارد می رود از خانه و

اهل عالم در غمش بر سینه و سر می زنند

اجازه بدید روضه مُ اینجور بگم .. فرستاد دنبالِ سلمان ، فرمود به سلمان بگید بیاد ، ما دلمون براش تنگ شده .. به عجله آمد خانۀ بی بی .. حضرت فرمود سلمان کم به ما سر میزنی ؟.. عرضه داشت خانم ، دیگه بعد از پیغمبر سخته برام قدم تو این خانه بگذارم .. فرمود سلمان جبرئیل برام از بهشت طعام آورده رطب آورده ، سهمِ تواَم کنار گذاشتم ..

دانه ای از رطبِ بهشتی به سلمان داد ، بعد شروع کرد برا سلمان حرف زدن .. سلمان دردهامُ به علی نمی تونم بگم .. انقدر بدون شب تا به صبح ناله میزنم از درد خوابم نمیبره .. سلمان ، بد منو زدن .. سلمان ، نمیدونی با من چه کردن .. سلمان ، این حرفا رو من به علی نزدم ، اما بهت میگم در تاریخ بماند .. آه .. آه .. من باید از اون ضربه ها همون موقع میمردم ، اما گفتم خدایا یه جونی بده از علی دفاع کنم .. آخ مدافعِ حرمِ علی .. فاطمه جان ..

اشاره داشت بی بی به اون مسئلۀ کوچه .. خودشُ رسوند با اون بدنِ زخمی به اون جمعیت  .. همه رو کنار زد شالِ کمرِ علی رو گرفت جانبازِ امیرالمومنین .. فرمود بمیرم نمیزارم آقامُ ببرید .. سلمان ریختن سرم .. یکی با تازیانه میزد .. خدا لعنت کنه قنفذُ .. انقد با قلافِ شمشیر به صورتم زد .. دستم از علی کوتاه شد ..

مَردم این زدنِ زهرا انتشار پیدا کرد .. بسط پیدا کرد .. حقیقتِ ضربه هایِ به زهرا کربلا تجلی پیدا کرد .. راوی میگه دیدم ریختن سرِ زینب .. انقد بی بی رو با لگد زدن .. انقد بی بی رو تازیانه زدن .. اونجا صدا زد مادرشُ .. وا اُماه ...حسین....صل الله علیک یا مولا یا اباعبدالله

 

دم آخر بی ، تو چشمِ من گریونه

سفرِ سخت من ناتموم میمونه

دیدی منو کشت  آخر جدایی

کارم تمومه  رضا کجایی

خواهرِ تو آخر  از پا افتاد

تو دیارِ غربت تنها جون داد

حالا که خواهر از ، دیدنت محرومه

تو بیا تا اینجا دیدنِ معصومه

جونی برای  سفر ندارم

بیا که از تو  خبر ندارم

خواهرِ تو اومد دنبال تو

ولی بی خبر موند از حال تو

خواهر تو آخر ، از پا افتاد

تو دیار غربت ، تنها جون داد

واسۀ معصومه شب اشکه امشب

زیر لب میخونه چی کشیده زینب

تموم لشکر ، دورِ برادر

کنارِ گودال ، رسیده مادر

یه بدن بی سر ، بینِ گودال

خواهری که پیشش رفته از حال

یه جوریم انگار خیلی پیرم

رویِ پایِ عمه از حال میرم

 

غم آتیش درد دلامو

کسی نمیدونه رضا جانم

غم چشمۀ اشکِ چشامو

کسی نمیدونه رضا جانم

دیدی آخرشم نرسیدم

آخرش داداشمو ندیدم

تو فراق تو من چی کشیدم

کسی نمی دونه رضا جانم

بیا که تو دام غم اسیرم

حالا که دیگه دارم می میرم

سراغِ تو رو از کی بگیرم

کسی نمیدونه رضا جانم

غم آتیش درد دلامو

کسی نمیدونه رضا جانم

غم چشمۀ اشکِ چشامو

کسی نمیدونه رضا جانم

« کبوترِ مسافرم .. کجایی ای برادرم .. »

دم نوحۀ زمزمه هامو

کسی نمیدونه رضا جانم

دم نالۀ بغض صدامو

کسی نمیدونه رضا جانم

بی وفاییِ دور و زمونه

جونِ ما رو به لب میرسونه

آخه درد منو کی میدونه

کسی نمیدونه رضا جانم

تو چشام داره بارون می باره

خواهرت دیگه نفس نداره

کی برام ازت خبر بیاره

کسی نمیدونه رضا جانم

« ببین نگاه آخرم .. کجایی ای برادرم .. »

به تنم دیگه جونی ندارم

تو که نمیدونی کجا رفتم

تو رگام دیگه خونی ندارم

تو که نمیدونی کجا رفتم

من و عمه با چشمایِ خون بار

تو بیابون و کوچه و بازار

منِ خسته و معجرِ پاره ام

تو که نمیدونی کجا رفتم

میدونی چقدر طعنه شنیدم

میدونی چقدر خوابتو دیدم

میدونی که بی تو چی کشیدم

تو که نمیدونی کجا رفتم

منو گذاشتی بی خبر

بابا بیا منو ببر ..

دلم شده پر از شرر

بابا بیا منو ببر ..

دلم گرفته از سفر

بابا بیا منو ببر ..

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3048
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 32
    تعداد اعضا : 292
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,801
    بازديد ديروز : 3,706
    بازديد کننده امروز : 822
    بازديد کننده ديروز : 1270
    گوگل امروز : 918
    گوگل ديروز: 1571
    بازديد هفته : 18,479
    بازديد ماه : 65,583
    بازديد سال : 65,583
    بازديد کلي : 8,457,425
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 100.26.179.196
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید