close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 9

آئین مستان - 9

آئین مستان - 9

آئین مستان - 9
آئین مستان - 9
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 22 aboozar
3 20 aboozar
0 201 aboozar
10 106 aboozar
0 152 aboozar
1 122 aboozar
9 1109 aboozar
0 634 aboozar
0 633 aboozar
0 431 aboozar
0 1611 aboozar
0 847 aboozar
0 1407 aboozar
3 1133 aboozar
12 2518 aboozar
0 1800 aboozar
4 7734 amirsajad
0 3165 aboozar
0 3025 aboozar
0 2875 aboozar

لالایی امیدم ، لالایی بهارم ، لالایی گلم

الهی بمونی همیشه کنارم، لالایی گلم

به گریه که افتادی قصه شروع شد

دلیل همه خنده های عدو شد

چه نقشه ای دارند برای گلوت با

سه شعبه ای که سهم چشم عمو شد

کاشکی میشد بزرگ شی مثل علی اکبر

همش خیاله نذار که آرزو به دل بمونه مادر

همش سرابه ، به همه گفتم ساعت مرگ ربابه

گهواره خالی گُلم باید رو سینه ی صحرا بخوابه

وای علی اصغر....

لالایی قناری ، چقدر بیقراری ، لالایی علی

چشات شده بارون ابر بهاری لالایی علی

نفس توی سینت نمونده عزیزم

کی بغض صداتو شکونده عزیزم

داره زیر آفتاب میسوزه لب تو

سه شعبه گلوتو سوزونده عزیزم

شبیه ماهی تلظی میکنی فدات بشم الهی

آبت ندادن باید بری پر بکشی نمونده راهی

ای نور دیده ، سرت به پوست بند شده اِی گلو بریده

بشکنه دستش حرمله زندگیمو به آتیش کشیده

وای علی اصغر....

تو رفتی و اما با گریه میخونم لالایی علی

تو رفتی سخته که زنده بمونم لالایی علی

لباست هنوزم تو دستمه مادر

قرار دل زار و خستمه مادر

بابات داره خاک رو تنِ تو میریزه

چی مرهم قلب شکستمه مادر

بمیره مادر چجوری بوسه از لبات بگیره مادر

سر مزارت نشسته و تو خیمه ها نمیره مادر

جدا نمیشه ، مادرت از بالای قبرت پا نمیشه

برات بمیرم سر تو که به روی نیزِ جا نمیشه

وای علی اصغر....

 

سادات شرمنده

حرمله به اشک حسین میخنده

سادات شرمنده

سر علی به تار مویی بنده

سادات شرمنده

آب نشد بیاد به خیمه ها از غم عمو بگید بسه

روضه سه شعبه لازم نیست تنها از گلو بگید بسه

پدر در پشت خیمه دم گرفته

سرت را با تنت با هم گرفته

علی عادت به انگشت عمو داشت

به جایش تیر را محکم گرفته

سادات شرمنده

جلو رباب سر و رو نی میبنده

سادات شرمنده

 گریه نمیکنه علی میخنده

سادات شرمنده

نیزه که اسباب بازی نیست، نیزه ها رو هی تکون ندید

مادرش دق میکنه به هم، راس اصغر و نشون ندید

دعا دارم مبادا سر بیفتد

کسی با نیزه دارش در بیفتد

دعا دارم اگر می افتد این طفل

فقط بر دامن مادر بیفتد

وداعی لااقل با من نکردی

نگاهی موقع رفتن نکردی

به تو می آمدی افسوس مادر

لباس تازه ات را تن نکردی

 

اربعین قسمت خوبات شد و من جا موندم
رفیقام یکی یکی رفتن و تنها موندم
من که کم نذاشتم این محرمی برا غمت
یه ماهِ آواره ام تو ماتمِ محرمت
آقا من پیرن مشکی یه ماهِ که تنمِ
خش داره صدام دلیلشم حسین گفتنمِ
چی میشد منم صدا می کردیُ و می اومدم
کم تو این شبا برا غم تو سینه نزدم
چی میشد منم تو اربعینِ بین الحرمین
خسته و زخمی بیام بگم دخیلُک یاحسین
عکسای رفیقامو میبینم و دق میکنم
شبا بعدِ روضه تویِ خونه هق هق میکنم
فکر نکن قهرم و با تو درد و دل نمیکنم
کربلام نرم بدون من تو رو ول نمیکنم
راضی ام ازت نه دلخوری دارم نه بغض و خشم
نوکری خوبه که هر چی بگه ارباب بگه چشم

من نیومدم حرم عیب نداره فدا سرت
آخ بمیرم برا زخمِ کفِ پایِ دخترت

 

 

 

لالایی میخونم بخوابی گلم

نمونده توی خیمه آبی گلم

داری توی چشمات یه دنیا سوال

عموم کو؟ ندارم جوابی گلم

رقیه که از خیمه بیرون میاد

نگاه میکنه کی عمو جون میاد

لالایی میخونم بخوابی شاید

تو خوابت ببینی که بارون میاد

بی وفا بارون هوا گرم کرب و بلا بارون

نگاه کن به این تشنه ها بارون

گلم میزنه دست و پا بارون

بی وفا بارون دارن میمیرن بچه ها بارون

تو رو جون سقا بیا بارون

میخوامت تو رو از خدا بارون

ای خدا میشه بارون بیاد....

لالایی میخونم که بی طاقتم

چقدر تلخ امروز و این ساعتم

تکون میدم هر لحظه گهوارتو

تعجب نکن این شده عادتم

لبات خشکه دارم میمیرم علی

همین تشنگیت کرده پیرم علی

به جون تو دق میکنم بعد تو

دیگه زیر سایه نمیرم علی

من فدات مادر چقدر غصه دار صدات مادر

میفهمم من از گریه هات مادر

به قربون زخم لبات مادر

من فدات مادر صدام میزنی با صدات مادر

دیگه وا نمیشه چشات مادر

الهی بمیرم برات مادر

ای خدا میشه بارون بیاد....

لالایی میخونم با اشک چشام

 عزیزم بگو که میمونی برام

داری میری و غصۀ رفتنت

منو میکشونه تو میدون بیا

منو هم ببر من ندارم گله

بذار که ببینه منو حرمله

بسوز دلش واسۀ مادرت

که داغت علی قاتل این دله

اصغرم ای وای شدی نو گل پرپرم ای وای

چه خاکی بریزم سرم ای وای

شبیه بابات مضطرم ای وای

اصغرم ای وای قرار ما پشت حرم ای وای

که خاکت کنیم دلبرم ای وای

نمیشه غمت باورم ای وای

ای خدا میشه بارون بیاد....

 

هر قدر محتاج اینجا با خجالت میرسد

پا به پایِ این خجالت ها به عزت میرسد

کاسه ها و کوزه ها را بشکن اصلا بر سرم

دل همین که خرد شد بارانِ رحمت میرسد

گریه ام را دوست داری ، گریه بهتر می کنم

اشک کاری میکند آدم به جنت میرسد

جای دعوا کردنم قدری در آغوشم بگیر

میرسد بنده به هر جا از محبت میرسد

دستِ من در رشتۀ چادر نماز مادر است

خدا میدونه چقدر بی بی برا ما دعا کرده ما به امشب برسیم .. بگیم حسین .. راستی بی بی جان الان خودت کجایی ؟.. حتماً حتما کربلایی ... نمیدونم ؛ اما میایی یه سری به ما بزن .. ما شنیدیم هر جایی روضۀ حسین باشه اول گریه کنش مادرش فاطمه ست .. ماردش هی به سینه اش میزنه .. بُنَیّ قَتَلوکَ وَ مِن الماء منعوکَ ...

دستِ من در رشتۀ چادر نماز مادر است

فاطمه راضی که باشد برگ دعوت میرسد

هر زمان از چشمت افتادم حسین آمد کمک

بس که این اربابِ ما خیرش به رعیت میرسد

بیا خواهرم که شب آخر اومد

روزایِ با هم بودنِ ما سر اومد

من آماده میشم برایِ شهادت

پس آماده باش تو برایِ اسارت

سرم رو میبرن ، حرم رو میدزدن

و گهواره اصغرم رو میدزدن ..

هم انگشت و انگشترم رو میدزدن

هم این پیرهن مادرم رو میدزدن

منو و تیغ و نیزه ، تو و دست و سیلی

من و جسم خونین ، تو و رویِ نیلی

خدا خواسته من رو توی خون ببینه

تو رو تو خرابه تو زندون ببینه ..

تنم میخوره زخم ، هزارتا هزارتا

جای بوسه واسه ات نمیزارن اینا

میتونی ببوسی ، رگِ حنجرم رو

میتونی ببینی رو نیزه سرم رو

فردا ، تنها میشی تو صحرا

خواهر ، یاد بده به یتیما

سیلی خوردن بگن یا زهرا ..

منم زینبی که ، غریبی تو دیدم

تویِ نصفِ روز از زمون بریدم

تو میدونی داداش که من چی کشیدم

یه جوری به دور حرم میدویدم ..

تموم امیدم ، یهو نا امید شد

که بادِ مخالف وزید و شدید شد

تو گرد و غبارا ، تنت ناپدید شد

موهامُ میبینی یه روزه سفید شد ..

که دیدم به دورت عدو حلقه بسته

یکیشون با چکمه رو سینه ات نشسته

حسین ... حسین ...

دوست دارم امشبم یه اسم از مادرم ببرم ، تو شعرم اشاره کردم ، با یک نیزه شکسته آروم آروم خودشُ بلند کرد .. با همون صدایِ بی رمقش داد زد : آی شمر کجا داری میری؟‌ .. اول بیا کار حسینُ تموم کن .. بعد به خیمه هاش حمله ببر .. تو رو خدا جلوی یه مرد هیچ وقت ناموسشُ نزنید .. آخه تو مدینه یه بار جلو چشمایِ بابام ...

در وسط کوچه تو را میزدن

کاش به جای تو مرا میزدن

هر جا نشستی دستتُ بیار بالا ناله بزن ای حسین ...

نوکرا ، میدونستین ارباب ما به همه مون سلام رسونده. مثل فردایی همچین که اومد تو خیمۀ پسرش امام سجاد ، آقا سوال کرد باباجان این عمی العباس؟.. زینبم نشسته چه جوابی میخاد حسین بده .. یهو دید ابی عبدالله شروع کرد گریه کردن فقط یه جواب داد ، پسرم غیرِ من و تو الان هیچ مردی تو خیمه ها نیست .. تا این حرفُ زد امام سجاد شروع کرد گریه کنه .. صدا زد عمه جان میتونی کمک من کنی از جا بلند شم؟ (امشب آروم آروم میخونم هم رو قلب امام زمان فشارِ هم شماها ، میخام یهو خیلی آروم آروم بریم امشب جلو) زیر بغلاشُ گرفت از جا بلند شد شمشیر و برداشت . میخای چه کنی؟ بابا جان من هنوز دارم نفس میکشم .. نمیتونم ببینم امامم تنها بینِ این نامردا گیر افتاده ..

آقا دستشُ گرفت ،بشین عزیز دلم .. از حالا به بعد این زن و بچه ها رو به تو میسپارم .. تو مردِ این کاروانی .. حواست به این زن و بچه ها باشه .. فرمود (میدونید چی فرموده؟) پسرم سلام منو به همه شیعیان و گریه کنام برسون بگو بابامُ خیلی غریبونه کشتنش ...

غریب گیر آوردنت

با لب تشنه کشتنت

جای پایِ حضرت صدیقه را بوسیده است

خوش به حال هر که لبهایش به تربت می رسد

کاش بودم زیرِ سقف آسمانِ کربلا

رحمت اربابِ ما آنجا به غائت می رسد

گرچه انگشتش بریده دست گیر عالم است

امشب از زبانِ امام زمان روضه بخونم از زبانِ امام زمان روضه شنیدن داره .. همچین که تکیه به دیوار کعبه داده صدا میزنه : ألا یا أهل العالم انا بقیة الله ..  ألا یا أهل العالم أنا الصمصامُ المُنتَقِم اما یه حرفی میزنه همۀ عالم گریه میکنن .. صدا میزنه ألا یا أهل العالم أِنَ جَدی الحُسین .. (میخای با امام زمان هم ناله بشی) قتلوه عَطشان طَرحوهُ عُریانا سَحقوه عُدوانا ..  آخ لباسم تنش نذاشتن .. (شب آروم گریه کردن نیست) شب بلند بلند گریه کردنه .. شب هم ناله با جن و انس و ملک شدنه .. شب هم ناله با مادر شدنه .. (چی میخای بگی؟ این همه مقدمه یه بیت :)

گرچه انگشتش بریده دستگیرِ عالم است

منجی ما از ته گودالِ غربت میرسد

داد میزد که نرو فریاد میزد که نزن

خواهرش تا دید شمرِ بی مروت میرسد

یک لباسِ کهنه دارد در نیاور از تنش

لعنتی از خیمۀ زن ها غنیمت میرسد

چادر من را بگیر عمامه اش را پس بده

بعدی اش میکُشه همه رو .. ببخشید امام زمان

چادرِ من را بگیر عمامه اش را پس بده

برده ای عمامه اش را چادرم را پس بده

اگر اشکم نداری فرمود به اندازۀ آه برا حسین صوابِ تسبیح داره امشب هی بگو آه حسین ..

چادر من را بگیر عمامه اش را پس بده

برده ای عمامه اش را چادرم را پس بده

امان از بادها سوزان وزیدن

امان از تیغ ها بُران رسیدن

الا یا اهل العالم جد من را

به روی خاک ها عریان کشیدن

الا یا اهل العالم اهلِ کوفه

سرش را با لبِ تشنه بریدن

سواره ده نفر از ره رسیدن

یه عباراتی تو مقاتل اومده آدم جرات نمیکنه همیشه بگه ، برا شبِ عاشوراست بگم ببخشید. میگه رفتن ده تا اسبِ قوی هیکل پیدا کردن .. تازه افتخارم میکردن ، میگفتن ما بودیم سینۀ حسینُ یهو همه دیدن اسب سوارا دارن میرسن .. عمه دیگه اینها میخان چکار کنن؟.. اینا که سر بابامُ بردن .. دیگه از بابام چیزی نمونده

سواره ده نفر از ره رسیدن

به روی آن تن بی جان دویدن

جسارت بر تن او کردن اما

فقط از راس او قرآن شنیدن

من روضه خوانِ غربت آقای عالمم

بی تابِ سر بریدۀ ماه محرمم

با گریه هر غروب من از حال میروم

با هر فرازِ ناحیه گودال میروم

صبح و غروب ندبه کنان گریه می کنم

این روضه را به مادرمان هدیه می کنم:

بر نیزه تکیه داد زجایش بلند شد

فرمود زنده ام به کجا حمله می کنید

نامردها به خیمه چرا حمله می کنید؟

کار مرا تمام نکرده کجا سنان

اینجا کنار لشکری از گرگ ها بمان

با یالِ غرق خون شده برگشت ذوالجناح

با زین واژگون شده برگشت ذوالجناح

اینجا به بعد ضربه زدن ها شروع شد

اینجا به بعد شیونِ زنها شروع شد

زنده شده به چشم ترم وای وای وای

بیرون زدند اهل حرم وای وای وای

دنبالِ ذوالجناح هراسان و بی پناه

با عمه آمدند به گودالِ قتلگاه

جد مرا محاصره کردند یک سپاه

دیدم چگونه عمۀ ما می کند نگاه

هر کس رسید نیزۀ خود را شکست و رفت

یک استخوان زِ سینۀ آقا شکست و رفت

یک عده بر تمامِ بدن سنگ میزدن

یک عده بر لباس تنش چنگ میزدن

در آن میانِ حرمت آیینه ها شکست

وقتی که شمر آمد و بر سینه اش نشست

والشمر جالسٌ نفسِ مادرش گرفت

سر را برید و جلویِ خواهرش گرفت

 

لالایی میخونم بازم

لالایی غنچه ی نازم

لالایی امیدم شيرخوارم سربازم

امیدم بعد خدا به عموته

به عموته به عموته

تشنه ای بمیرم این رنگ و روته

رنگ و روته رنگ وروته

آروم بگیر نکن با گریت بیچاره م

آروم بگیر تو ای سردار شيرخوارم

آروم بگیر کفن پوش تو گهواره م

لالایی علی اصغر......

لالایی امیدم شيرخوارم سربازم

لالا مادر بقربونت 

نذر بابا میشه جونت

سرافرازم کن با رزم تو ميدونت

عزیزم قنداقته کفن تو کفن تو کفن تو

کاش نره رو نیزه ها بدن تو بدن تو بدن تو

آروم بگیر تو با اشکات پیرم کردی

آروم بگیر برو اما نه با سردی

آروم بگیر میدونم بر نمی گردی
لالایی علی اصغر......

لالایی امیدم شيرخوارم سربازم

رفتی مادر تو باخنده

ای جانم شیر رزمنده

من از تو، تو از من هر دومون شرمنده

رفتی بعد تو پر از شیره سينم شیره سينم شیره سينم

علمداریتو نشد که ببینم که ببینم که ببینم

آروم بخواب نکن فکر من رو؛ لالا

آروم بخواب تو آغوش گرم صحرا

آروم بخواب قنوت سرخ ثارالله

لالایی علی اصغر......

لالایی امیدم شيرخوارم سربازم

 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2779
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 31
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 3,332
    بازديد ديروز : 3,802
    بازديد کننده امروز : 1023
    بازديد کننده ديروز : 1024
    گوگل امروز : 1145
    گوگل ديروز: 987
    بازديد هفته : 10,547
    بازديد ماه : 148,146
    بازديد سال : 1,124,906
    بازديد کلي : 7,994,123
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.171.146.16
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید